8بخش

: لبه‌ی فردا / بخش 8

لبه‌ی فردا

12 بخش

8بخش

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح خیلی ساده

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این بخش را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

ترجمه‌ی بخش

اينجا هيچي نيست. به راهمون ادامه بديم

بايد سوييچش رو پيدا کنيم

بيا فقط بنزينش رو بکشيم

چرا وقتي مي تونيم پرواز کنيم بايد رانندگي کنيم ؟ با اون ؟

بذار حدس بزنم. از ارتفاع ميترسي .

از سقوط ميترسم

و اصلأ هم از اعتراف کردنش خجالت نميکشم

چيزيت نميشه، کيج. ياد ميگيري.

چيه؟

هيچي. حالم خوبه

چيه ؟ هيچي

“ريتا”

بذار ببينم

بايد سوييچ هليکوپتر رو پيدا کنيم

مطمئنم يه جايي همين اطرافه

ميدوني که، هليکوپتر پر از سوخته. من يه شلنگ پيدا کردم

ما پرواز مي کنيم، کيج

خب، فکر کن سوييچ رو پيدا کرديم. میدونی؟

و اون هليکوپتر رو روشن کرديم

ما نه لباسمون رو داريم و نه مهمات

تا چند ساعت ديگه هوا تاريک ميشه

شايد بهتر باشه برگرديم به همون خونه تو مزرعه

ببينيم چي مي تونيم گير بياريم

شب رو اونجا بگذرونيم. و صبح برگرديم اينجا

و کنار آتيش بشينيم و يه بطري شراب باز کنيم

فکر کنم بايد ريست کنيم

واو!

اين آخر خطه. اگه واسه تو فرقي نداره من خسته ام. و درد دارم

ترجيح ميدم از نو شروع کنم. بذار يه چيزي رو بهت بگم

چند دقيقه ديگه صبر کن. قهوه حاضره

من دنبال سوييچ ميگردم. اين بهتره

ده دقيقه. باشه

بعدش ميکشمت

باشه

باورم نميشه قهوه پيدا کردي

ممنون

شکر، درسته ؟

آره

ممنون. نه، وايسا. سه تا بسته شکر. تو دوست داري سه تا بريزي

يه پيرهن اونجاست. بايد اندازه تو باشه

ما چند بار اينجا اومديم؟

چندبار؟

سوييچ کجاست؟

سوييچ لعنتي کجاست؟ باشه

تو ميتوني باهاش پرواز کني، مگه نه ؟

نه. خب، آره

يعني، ميتونم بلندش کنم. ولي هنوز دارم روي فرود اومدنم کار مي کنم

چرا هنوز اينجاييم؟

داري وقت تلف مي کني! ريتا، اگه موتور رو روشن کني، ميميري

تا همينجا ميتوني پيش بري

مهم نيست من چيکار مي کنم هيچوقت از اين جلو تر نميتوني بري

يه “مقلد” 20 متر اون طرف تر زير خاکه

وقتي موتور رو روشن کني حمله مي کنه

اسلحه ات رو بردار و سوار هليکوپتر شو، کيج

تعداد بيشتري از اونا توي مزرعه هستش

هميشه فقط يکي از ما موفق ميشه

سوار شو

تنها چيزي که هنوز امتحان نکرديم اينه که تو بذاري بري. برگردي به خونه تو مزرعه

يه زيرزمين داره و غذا هست

اونجا صبر مي کني تا وقتي که من برگردم. در امان مي موني

من يه سربازم. داوطلب شدم. جا نميزنم

تو اينجا ميميري. درست همينجا

من نميتونم نجاتت بدم

و اگه برم و “امگا” رو بکشم، تو ميميري

واسه هميشه

چرا برات مهم که چه اتفاقي واسه من مي افته ؟

آرزو ميکردم که نشناسمت

اما مي شناسمت

اسم ميانه ي من رزه

روي پاهات ، کرم کثيف!

خبر خوب اينه که برات جاي اميد مونده ، سرباز

اميد به نبردي شجاعانه

نبرد رهايي بخش بزرگيست

آتش سهمگيني که تنها قهرمان واقعي از آن بيرون ميآيند

بله؟

کي بهت گفت که ميتوني باهام حرف بزني؟

چيزي رو پيشونيم نوشته، سرباز ؟

شرمنده که مزاحمتون شدم، گروهبان

متن انگلیسی بخش

There’s nothing here. Let’s keep going.

We have to find the keys.

Let’s just siphon the gas.

Why drive when we can fly? In that thing?

Let me guess. You’re afraid of heights. I’m afraid of crashing.

And not at all ashamed to admit it.

You’ll be fine, Cage. You’ll learn.

What is it?

It’s nothing. I’m fine.

What is it? It’s nothing.

Rita.

Let me see.

We have to find the keys to the helicopter.

I’m sure they’re around here somewhere.

You know, the heli’s full of fuel, though. I found a hose.

We’re flying, Cage.

Let’s just say we find the keys. You know?

Get that helicopter started.

We don’t have our jackets or ammunition.

It’s gonna be dark in a few hours.

Might be better off just going back to the farmhouse.

Seeing what we could salvage.

Spend the night there. Come back here in the morning.

And curl up by the fire and open a bottle of wine.

I think we should just reset.

Whoa!

It’s a dead end. If it’s all the same to you I’m tired. I’m in pain.

I’d rather just start fresh. Tell you what.

Take a few minutes. Coffee’s ready.

I’ll look for the keys. That’s productive.

Ten minutes. Okay.

Then I’m killing you.

Fine.

I can’t believe you found coffee.

Thank you.

Sugar, right?

Yeah.

Thank you. No, hold on. Three. You like three.

There’s a shirt over there. It should be your size.

How many times have we been here?

How many times?

Where are the keys?

Where are the goddamn keys? Okay.

You can fly it, can’t you?

No. Well, yes.

I mean, I can take off. I’m still working on my landing.

What are we still doing here?

You’re wasting time! Rita, if you start that engine, you die.

This is as far as you go.

No matter what I do this is as far as you ever make it.

There’s a mimic buried 20 yards away.

It attacks when you start the engine.

Get your weapon and get in the helicopter, Cage.

There’s more in the field back there.

Only one of us ever makes it.

Get in.

Only thing we haven’t tried is you walk away. Go to the farmhouse.

There’s a cellar, food.

Wait there till I get back. You’ll be safe.

I’m a soldier. I volunteered. I’m not walking away.

You die here. Right here.

I can’t save you.

And if I go on and kill the Omega, you’re dead.

Forever.

Why does it matter what happens to me?

I wish I didn’t know you.

But I do.

My middle name is Rose.

On your feet, maggot!

The good news is there’s hope for you, private.

Hope in the form of glorious combat.

Battle is the great redeemer.

The fiery crucible in which the only true heroes are forged.

Yes?

Who said you could talk to me?

Have I got something on my face, soldier?

I’m sorry to disturb you, sergeant.

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.