بخش 02

: منجمد 2 / فصل 2

بخش 02

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 8 دقیقه
  • سطح ساده

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این فصل را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

ترجمه‌ی فصل

از يخبندان دائمي جديدت لذت مي‏بري، اولاف؟

.دارم رويايي زندگي مي‏کنم، آنا

.اي کاش مي‏تونست تا ابد اينجوري باشه .هوومم

ولي با اين‏حال، تغيير با زيباييش .ما رو مسخره مي‏کنه

چي چي؟

.ببخشيد .بلوغ شاعرم کرده

…بگو ببينم، تو که بزرگ‏تري و دانايي

درباره اين باور که ميگه هيچي هميشگي نيست، نگران نشدي؟

.آ… نه

جون من؟

واو، بي‏صبرانه منتظرم مثل …تو کهن‏سال بشم

تا ديگه مجبور نباشم نگران .اين چيزها باشم

.منظورم اين نيست

…نگران نيستم، چون

خب، تو و اِلسا و کريستاف …و اِسون رو دارم

…و دروازه‏ها کاملا باز شدن

.و من ديگه تنها نيستم

بله، باد مي‏وزد اندکي سردتر

و ما همگي داريم مي‏شيم مسن‏تر

و ابرها با هر نسيم پاييزي ميشن جا به جا

پيتر کدوتنبل تازه کودکاري شده

و برگِ من اندکي غمگين‏تر و داناتر

براي همين به چيزهاي قطعي اتکا مي‏کنم

بله، برخي چيزها هرگز تغيير نمي‏کنن

مثل حسِ دست‏هايت که در دست‏هامه

برخي چيزها يه جور مي‏مونه

مانند سازش خيلي خوبي که باهم داريم

مانند ديوار سنگي قديمي‏اي که هيچ‏گاه فرو نمي‏ريزه

!برخي چيزها هميشه وفادار اند

برخي چيزها هرگز تغيير نمي‏کنن

مانند وقتي که محکم در آغوشت مي‏گيرم

برگ‏ها دارن از الان مي‏ريزن

اِسون، انگار آينده داره صدامون ميزنه

داري ميگي امشب قراره ازت خواستگاري بشه؟

آره، ولي برنامه‏ريزيم براي اين کارها خيلي بَده

مانند روشن کردن شمع و پيشکش کردن حلقه

!شايد بايد کارهاي عاشقونه رو به من بسپري

آره، برخي چيزها هرگز تغيير نمي‏کنن

مانند حسِ عشقي که به اون دارم

برخي چيزها يه جور مي‏مونه

مثل گوزن‏هاي شمالي که بي‏پيرايه اند

ولي اگر پايبند بشم و براش تلاش کنم

مي‏فهمَم چي بگي !و چي کار کنم

درسته؟

برخي چيزها هرگز تغيير نمي‏کنن

اِسوِن، همه‏ي فشارها روي دوش توئه

بي قراري بادها

مي‏تونه باشه دليل شنيدن اين صدا؟

آيا خبري در راهه؟

مطمئن نيستم که بخوام چيزي تغيير کنه، ابدا

اين روزهاي باارزش

نبايد رهاشون کرد بي‏ارزش

نمي‏تونم اين لحظه رو يخ‏زده کنم

،ولي هنوز مي‏تونم بيرون برم اين روز رو غنيمت بشمرم

!واي

باد مي‏وزد اندکي سردتر

و همگي شديد يه خُرده مسن‏تر

وقتشه نعمت‏هامون رو شکر کنيم

زير آسمون پاييزي

هميشه در سرزميني پربرکت زندگي خواهيم کرد

!که پاي‏بندِ خوبي مردمه

و قول ميدم که پرچمِ آرِندِل !هميشه افراشته باشد

!هميشه افراشته باشد

هميشه افراشته باشد هميشه افراشته باشد

برخي چيزها هرگز تغيير نمي‏کنن

چشم رو هم بذاري، زمان مي‏گذره

برخي چيزها يه جور مي‏مونه

گرچه آينده نامعلوم مي‏مونه

خوش شانسي‏موني پايدار باد گذشته‏مون دور باد

،زمان زود مي‏گذره درسته

برخي چيزها هرگز تغيير نمي‏کنن

محکم در آغوشت مي‏گيرم

محکم در آغوشت مي‏گيرم

محکم در آغوشت مي‏گيرم محکم در آغوشت مي‏گيرم

محکم در آغوشت مي‏گيرم

.آ… خيلي خب آم، شير؟

خرس گريزلي؟

آ… هيولا؟ خرس قهوه اي؟

چهره عصباني؟ خرس سياه؟

…آ هانس؟

هيولاي تغييرناپذير؟

بزرگ‏ترين اشتباه زندگيت؟

اين که حتي بوست نکرد؟

!شرور

!اوه

.يه جورايي همه‏مون درست اشاره کرديم

.خيلي خب، اولا، نوبت توئه

.باشه

.حالا که بلدم بخونم، خيلي آسون‏تره

.اوهوم

،مرحله آذرخش .دخترها در برابر پسرها

،خيلي خب، من آماده ام .آماده ام. برو

.اسب تک شاخ

!بستني

!قلعه! درخت بلوط

!قوري! موش

!اوه! اِلسا

.به نظرم اولاف نبايد تغييرشکل پيدا کنه

.مهم نيست. قراره مثل آب خوردن باشه

.دو تا خواهر، با يه ذهن

.ممنونم .خيلي خب

.برو بريم

.تو مي‏توني، اِلسا

.هوومم .هرزمان خواستي شروع کن

.فقط با بدنت انجامش بده

آ… هيچي؟

هوا؟ درخت؟ مردم؟

.تردم؟ اوه، اين که واژه نيست

اوه، پاروزن؟ دندون؟

اوه! ظرف شستن؟

خرس قطبي؟ .هي

.ببخشيد

.بايد يه چيزي بهم بدي

…آم

اوه! آ… هشدار؟

پريشان؟

آم… نگران؟ هراسان؟ آشفته؟

،اوه، زودباش .قطعاً بهت آشفته مي‏خوره

.ما بُرديم

دوباره مسابقه بديم؟

اوه، مي‏دوني چيه؟ .فکر کنم بهتره بخوابم

حالت خوبه؟

…فقط .فقط خسته ام

.شب خوش

.آره، من هم خسته ام

.و اِسوِن قول داد برام يه داستان شب بگه

مگه نه، اِسوِن؟

من گفتم؟

!واي، خيلي خوب تقليد صدا مي‏کني

مثلا وقتي که صداي کريستاف رو در مياري و ميگي

فقط مي‏خوام برم با چند تا سنگ درباره‏ي .دوران کودکيم و اين کارها، حرف بزنم

آم، چطور شما بدون من شروع کنيد؟

رفتار اِلسا عجيب نبود؟

.مثل اِلسا بود .هووم

انگار اون واژه آخري واقعا حواسش رو پرت کرد. چي بود؟

.نمي‏دونم. اوهوم .نه. نه

…نمي‏دونم، ولي .آه

يخ؟

!اوه، بيخيال

نتونست اداي يخ رو در بياره؟

.بهتره برم بهش سر بزنم …آ

.ممنون، عزيزم. دوسِت دارم هوومم؟

.منم دوسِت دارم

.اشکالي نداره

.بيا تو

.بله. يه مشکلي هست

براي تو؟ .نه، براي تو

.شال مادر رو پوشيدي

.وقتي مشکلي هست، اينو مي‏پوشي

احساساتت رو جريحه دار کرديم؟

.اگه کرديم، خيلي معذرت مي‏خوام

مي‏دوني، راستش آدم‏هاي خيلي کمي .بازي‏هاي خانوادگي رو خوب بلدن

.اين حقيقته

.نه، مسئله اين نيست

پس، چيه؟

…يه صدايي

.فقط نمي‏خوام همه چيز رو خراب کنم

کدوم چيزها رو؟ .تو که داري خيلي خوب پيش ميري

اوه، اِلسا، کِي مي‏خواي خودت رو اون جوري ببيني که من مي‏بينم؟

من بدون تو چي‏کار مي‏کردم؟

.تو هميشه منو داري

.مي‏دونم چي نياز داري

.زودباش، بيا اينجا چيه؟

،حرف‏هاي مامان

.بيايد بغلم. نزديک‏تر بيايد

آنجا که باد شمال

به دريا مي‏رسد

درياچه‏اي هست

پُر از خاطرات

.مي‏دونم داري چي‏کار مي‏کني

،بخواب، دلبندم صحيح و سالم

،چرا که در اين رودخانه همه چيز پيدا مي‏شود

متن انگلیسی فصل

Enjoying your new permafrost, Olaf?

Im just living the dream, Anna.

How I wish

this could last forever. Mmm.

And yet, change mocks us with her beauty.

Whats that?

Forgive me. Maturity is making me poetic.

Tell me, youre older and thus allknowing…

do you ever worry about the notion that…

nothing is permanent?

Uh… No.

Really?

Wow, I cant wait until Im ancient like you…

so I dont have to worry about important things.

Thats not what I mean.

I dont worry because…

well, I have you and Elsa and Kristoff and Sven…

and the gates are open wide…

and Im not alone anymore.

Yes, the wind blows a little bit colder

And were all getting older

And the clouds are moving on With every autumn breeze

Peter Pumpkin just became fertilizer

And my leafs a little sadder and wiser

Thats why I rely on certain certainties

Yes, some things never change

Like the feel of your hand in mine

Some things stay the same

Like how we get along just fine

Like an old stone wall thatll never fall

Some things are always true!

Some things never change

Like how Im holding on tight to you

The leaves are already falling

Sven, it feels like the future is calling

Are you telling me tonight

Youre gonna get down on one knee?

Yeah, but Im really bad at planning these things out

Like candlelight and pulling of rings out

Maybe you should leave all the romantic stuff to me!

Yeah, some things never change

Like the love that I feel for her

Some things stay the same

Like how reindeers are easier

But if I commit and I go for it

Ill know what to say and do!

Right?

Some things never change

Sven, the pressure is all on you

The winds are restless

Could that be why Im hearing this call?

Is something coming?

Im not sure I want things to change at all

These days are precious

Cant let them slip away

I cant freeze this moment

But I can still go out and seize this day!

Oh!

The wind blows a little bit colder

And you all look a little bit older

Its time to count our blessings

Beneath an autumn sky

Well always live in a kingdom of plenty

That stands for the good of the many!

And I promise you the flag of Arendelle will always fly!

Our flag will always fly!

Our flag will always fly Our flag will always fly

Some things never change

Turn around and the time has flown

Some things stay the same

Though the future remains unknown

May our good luck last May our past be past

Times moving fast, its true

Some things never change

And Im holding on tight to you

Holding on tight to you

Holding on tight to you Holding on tight to you

Im holding on tight to you

Uh, okay. Um, lion?

Grizzly bear?

Uh, monster? Brown bear?

Angry face? Black bear?

Uh… Hans?

Unredeemable monster?

Greatest mistake of your life?

Wouldnt even kiss you?

Villain!

Oh!

We all kind of got it.

Okay, Olaf, youre up.

Okay.

So much easier now that I can read.

Mm.

Lightning round, boys against girls.

Okay, Im ready, Im ready. Go.

Unicorn.

Ice cream!

Castle! Oaken!

Teapot! Mouse!

Oh! Elsa!

I dont think Olaf should get to rearrange.

Doesnt matter. This is gonna be a cinch.

Two sisters, one mind.

Thank you. Okay.

Here we go.

You got this, Elsa.

Hmm. Anytime.

Just do it with your body.

Uh, nothing?

Air? Tree? People?

Treeple? Oh, thats not a word.

Oh, shovel boy? Teeth?

Oh! Doing the dishes?

Polar bear? Hey.

Sorry. Uh… Ugh.

You gotta give me something.

Um…

Oh! Uh, alarmed?

Distracted?

Um, worried? Panicking? Disturbed?

Oh, come on, you definitely

look disturbed.

We won.

Rematch?

Oh, you know what? I think Ill turn in.

Are you okay?

Just… Just tired.

Good night.

Yeah, Im tired, too.

And Sven promised to read me a bedtime story.

Didnt you, Sven?

Did I?

Oh, you do the best voices!

Like when you pretend to be Kristoff, and youre like…

I just need to go talk to some rocks

about my childhood and stuff.

Um, how about you guys

start without me?

Ugh.

Did Elsa seem weird to you?

She seemed like Elsa. Hmm.

That last word

really seemed to throw her. What was it?

I dont know. Ahem. No. No.

I dont know, but… Ah.

Ice?

Oh, come on!

She couldnt act out ice?

I better go check on her. Uh…

Love you, too.

Its fine.

Come in.

Yep. Somethings wrong.

With you? No, with you.

Youre wearing Mothers scarf.

You do that when somethings wrong.

Did we hurt your feelings?

Im so sorry if we did.

You know, very few people are actually good at family games.

Thats just a fact.

No, thats not it.

Then, what is it?

Theres this…

I just dont wanna mess things up.

What things? Youre doing great.

Oh, Elsa, when are you going to see yourself

the way I see you?

What would I do without you?

Youll always have me.

I know what you need.

Come on, come here. What?

In Mamas words,

cuddle close, scooch in. Mmhmm.

Where the Northwind

Meets the sea

Theres a river

Full of memory

I know what youre doing.

Sleep, my darling, safe and sound

For in this river, all is found

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.