بخش 06

: منجمد 2 / فصل 6

بخش 06

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح ساده

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این فصل را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

ترجمه‌ی فصل

چطور حريفِ پيچيدگي روزافزونِ

فکرهايي مي‏شيد که با بلوغ همراهه؟

!زيرکانه بود

!اوه

حرف زدن با جوون‏هاي امروزي .خيلي دلچسبه

.آينده‏ مون روشنه

.اوه، نه، نه .اونو نجو

.نمي‏دوني توي چي پا گذاشتم

.انگار نمي‏تونم توجه‏ش رو جلب کنم

.يا حتي درست حرف بزنم

.خب، شناس آوردي

.من درباره زن‏ها هيچي نمي‏دونم

ولي مي‏دونم شگفت انگيزترين راهِ .پيشنهاد دادن رو داريم

،اگه الان شروع کنيم

.تا سپيده دم آماده ميشيم واقعا؟

…بهترين قسمتش

.شمال کلي گوزن ميشه

…هي، توي خونه

هاليما هنوز تو منزلِ هادسون زندگي مي‏کنه؟

.همينطوره

واقعا؟ متاهله؟

.اوهوم

اوه، عجب. چرا اين حالم رو بهتر نکرد؟

ديگه دلت براي چي تنگ شده؟

.پدرم

.مدت‏ها پيش از اين اتفاق، فوت کرد

.مرد بزرگي بود

.توي آرِندِل، برامون زندگي خوبي ساخت

ولي يادم داد که هرگز خوبي رو .هميشگي ندونم

.مي‏گفت آماده باش

درست وقتي که فکر مي‏کني ،راهت رو پيدا کردي

.زندگي، تو رو در مسير جديدي قرار ميده

وقتي قرار ميده، بايد چي‏کار کرد؟

.تسليم نشو

…گام به گام پيش برو و

فقط کارِ درست بعدي رو انجام بدم؟

.آره

.متوجه شدي

مي‏خوام يه چيزي نشونت بدم. ميشه؟

.تو هوا، آتش، آب و خاک رو بلدي

.بله

…ولي، نگاه کن، روح پنجمي هست

که ميگه پُلي ميان ما و .جادوي طبيعت، باش

روح پنجم؟

…يه سري‏ها ميگن

،روزي که جنگل سقوط کرد .نداش رو نشيدن

.پدرم نداش رو شنيده بود

فکر مي‏کني اين کيه که منو صدا ميزنه؟

.شايد. حيف، فقط آتوهالان مي‏دونه

.آتوهالان

شيرجه‏ي عميقي بزن در تنگه‏اش

،اما نه آن چنان عميق وگرنه غرق مي‏شوي

چرا بايد هميشه توي لالايي‏ها چند تا هشدار ترسناک باشه؟

.هميشه برام سواله

.غول‏هاي خاکي

اينجا چي‏کار مي‏کنن؟

!هيس

!پنهون شو

!دارن ميان

.براي همينه ما با آتيش بازي نمي‏کنيم

.اوه، نمي‏تونم از دستت عصبي باشم چرا اينقدر ماماني هستي؟

خواهش مي‏کنم بگو که قرار نبود .دنبال‏شون بري

اگه مثل باد و آتش، بتونم آروم‏شون کنم، چي؟

يا اگه پيش از اين‏که فرصتش رو پيدا کني لهت کنن، چي؟

،يادت باشه، هدف، پيدا کردن صدا

.پيدا کردن حقيقت و رفتن به خونه است

.هي، بچه‏ها .نزديک بود هااا

.ميدونم

.غول‏ها منو حس کردن .ممکنه برگردن اينجا

ديگه نمي‏خوام کسي رو .در خطر بندازم

.درست ميگي، آنا

.بايد صدا رو پيدا کنيم

.الان ميريم

.باشه. ميريم

…فقط بذار

صبر کن ببينم. کريستاف و اِسوِن کجان؟

اوه، آره. فکر کنم با اون يارو رايدر .و يه دسته گوزن، رفتن

رفتن؟ .اوهوم

بدون هيچ حرفي گذاشت رفت؟

.اين مردها رو خدا مي‏شناسه

بايد اينقدر حس مسخره‏گي داشته باشم؟

.اوه، آره. قطعا

همه آماده ايد؟

!آماده ايم

.آ… بايد تمرين داشته باشم

.من عاشق عشقم

وايسا ببينم. تو هم باهاشون حرف ميزني؟

.آره

.راستش انگار مي‏توني فکرشون رو بخوني

.آره. و بعدش به زبونش مياري

.و بعدش به زبونش مياري

.خيلي خب. برو بريم

…شاهدخت آنا از آرِندِل

عشق پر شور، نترس، مو حناييِ .شيرين من

آيا با من ازدواج مي‏کني؟

…آم

.نه

.شاهدخت با ملکه رفت

.چي؟ صبر کن ببينم چي؟ چي؟

.من بودم سعي نمي‏کردم دنبال‏شون برم .مدت زياديه رفتن

مدت زياديه رفتن؟

.پس… آره

،آم… به سمت غرب ميريم .به سمت چمزارهاي لايکِن

.اگه مي‏خواي، مي‏توني باهامون بياي

…هي. آم …واقعا متاسفم که

.نه، اشکالي نداره .آره. آره

.خيلي خب، بهتره برم وسالم رو جمع کنم تو مياي؟

،من فقط… آره .اونجا مي‏بينمت

خيلي خب، آ… مي‏دوني داري کجا بري، درسته؟

.آره. آره .آره

.بيشه رو مي‏شناسم

گوزن‏هاي شمالي بهتر از آدمان

اِسوِن، چرا عشق اينقدر سخته؟

تو احساساتت رو مي‏فهمي

و اون احساساتت واقعي اند

زودباش، کريستاف

بيخيال هرچه بادا باد

دوباره رفتي

به راهي جدا از من رفتي

من جا مانده ام

حيرانم که در پي تو بيايم يا نيايم

بايد مي‏رفتي

و البته، همواره باکي نيست

شايد فردا بتوانم به تو رسم

اما آيا حال جدايي اين است؟

کِي آن کس شدم

که هميشه در پي دل توست؟

اکنون به هر سو مي‏نگرم و پي مي‏برم

گم گشته ام در ميان بيشه

،هنگامي که رفته باشي

شمال، جنوب است، راست، چپ است

من کسي‏ام که تو رو به خانه مي‏برد

اما اکنون گم گشته ام در ميان بيشه

و نمي‏دانم به کدامين سويي

گم گشته ام در ميان بيشه

تا اکنون

پرسش چگونگي، قدم بعدي بود

هيچ‏گاه فکر نمي‏کردم

که پرسش آيا باشد

،من کي ام

اگر دلبر تو نيستم؟

،من کجام

اگر باهم نيستيم؟

تا ابد

اکنون مي‏دانم تويي جهت شمال حقيقي من

گم گشته ام در ميان بيشه

،وقتي که تو نيستي

بالا، پايين است، روز، شب است

اوه، تو نشانه‏ي مني

پس گم گشته ام در ميان بيشه

حيرانم که هنوز برات مهم‏ام يا نه

ولي صبر مي‏کنم

براي يک نشانه

براي يک نشانه

که من راه تو ام

چون تو براي مني

تو براي مني

تا آن زمان

من گم گشته ام در ميان بيشه

گم گشته ام در ميان بيشه

در ميان بيشه

گم گشته ام در ميان بيشه

گم گشته ام در ميان بيشه

گم گشته ام در ميان بيشه

گم گشته ام در ميان بيشه

متن انگلیسی فصل

How do you guys cope…

with the everincreasing complexity of thought

that comes with maturity?

Brilliant!

Oh!

Its so refreshing to talk to the youth of today.

Our futures in bright hands.

Oh, no, no. Dont chew that.

You dont know what Ive stepped in.

I cant seem to get her attention.

Or even say the right thing.

Well, youre in luck.

I know nothing about women.

But I do know that we have

the most amazing way of proposing.

If we start now,

well be ready by dawn. Really?

Best part,

it involves a lot of reindeer.

Whoa.

Hey, back at home…

Halima still over at Hudsons Hearth?

She is.

Really? She married?

Mmmm.

Oh, wow. Why didnt that make me feel better?

What else do you miss?

My father.

He passed long before all this.

He was a great man.

Built us a good life in Arendelle.

But taught me to never take the good for granted.

Hed say, Be prepared.

Just when you think youve found your way,

life will throw you onto a new path.

What do you do when it does?

Dont give up.

Take it one step at a time and…

Just do the next right thing?

Yeah.

You got it.

I wanna show you something. May I?

You know air, fire, water, and earth.

Yes.

But, look, theres a fifth spirit…

said to be a bridge between us and the magic of nature.

A fifth spirit?

Some say

they heard it call out the day the Forest fell.

My father heard it.

Do you think that is whos calling me?

Maybe. Alas, only Ahtohallan knows.

Ahtohallan.

Dive down deep into her sound

But not too far or youll be drowned

Why do lullabies always have to have

some terrible warning in them?

I wonder that all the time.

Earth Giants.

What are they doing down here?

Shh!

Hide.

Theyre coming!

This is why we dont play with fire.

Oh, I cant stay mad at you. Why are you so cute?

Please tell me you were not about to follow them.

What if I can settle them like I did the wind and fire?

Or what if they can crush you

before you even get the chance?

Remember, the goal is to find the voice…

find the truth, and get us home.

Hey, guys. That was close.

I know.

The giants sensed me. They may come back here.

I dont want to put anyone at risk again.

And youre right, Anna.

Weve got to find the voice.

Were going now.

Okay. Were going.

Let me just…

Wait. Where are Kristoff and Sven?

Oh, yeah. I think they took off with that Ryder guy

and a bunch of reindeer.

They left? Mmhmm.

Just left without saying anything?

Who knows the ways of men?

Am I supposed to feel this ridiculous?

Oh, yeah. Definitely.

Everyone ready?

Ready!

Uh, I could use a rehearsal.

I love love.

Wait. You talk for them, too?

I do.

Its like you can actually hear what theyre thinking.

Yeah. And then you just say it.

And then you just say it.

Okay. Here she comes.

Princess Anna of Arendelle…

my feisty, fearless, gingersweet love.

Will you marry me?

Um…

No.

The princess left with the queen.

What? Wait, what? What?

I wouldnt try to follow. Theyre long gone.

Long gone?

So, yeah.

Um, were heading west to the Lichen Meadows.

You can come with us if you want.

Hey. Um… Im really sorry that…

No, its fine. Yeah. Yep.

Okay, I better go pack. You coming with?

Ill just… Yeah, Ill meet you there.

Okay, uh, you know where youre going, right?

Yeah. Yeah. Yep.

I know the woods.

Reindeers are better than people

Sven, why is love so hard?

You feel what you feel

And those feelings are real

Come on, Kristoff

Let down your guard

Again, youre gone

Off on a diffrent path than mine

Im left behind

Wondering if I should follow

You had to go

And, of course, its always fine

I probly could catch up with you tomorrow

But is this what it feels like to be growing apart?

When did I become the one

Whos always chasing your heart?

Now I turn around and find

I am lost in the woods

North is South Right is left

When youre gone

Im the one who sees you home

But now Im lost in the woods

And I dont know what path you are on

Im lost in the woods

Up till now

The next step was a question of how

I never thought it was a question of whether

Who am I

If Im not your guy?

Where am I if were not together?

Forever

Now I know youre my true North

Cause I am lost in the woods

Up is down Day is night

When youre not there

Oh, youre my only landmark

So Im lost in the woods

Wondering if you still care

But Ill wait

For a sign

For a sign That Im your path

Cause you are mine You are mine

Until then

Im lost in the woods Lost in the woods

In the woods Lost in the woods

Im lost in the woods

Lost in the woods Im lost

Im lost in the woods

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.