هتل ترانسیلوانیا 2

10 فصل

بخش 03

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح سخت

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این فصل را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

ترجمه‌ی فصل

بابا؟ چرا دارین میرقصین؟

اون داشت تو خواب میرقصید

.بیا، عزیزم

برگرد بخواب

بخوابه؟ تازه ساعت 8 شبه

برنامه‌ی خواب جدیدش یادت نیست؟

اون نصف روز به کلاس انسانی میره

….ااااا

اگه بتونه امشب تا ساعت 2 بخوابه خیلی واسش عالی میشه

،ولی عزیز جون شش تا از توله‌های وین امشب جشن تولد دارن

تو دلت نمیخواد که به این جشن نره

بابا، من توله گرگ‌ها رو دوست دارم ولی اونا واسه دنیس زیادی خشن هستن

زیادی خشن هستن؟

متوجه نشدی؟ دنیس متفاوته

داری چی میگی؟ دنیسویچ نباید دوروبر هیولاها باشه؟

!من عاشق هیولاهام فیلم! فیلم

میخوای فیلم هیولاهات رو

نشون بابابزرگ دراک بدی؟

!آره

باحالترین هیولا کیه؟

!کیکی

!کیکی یه هیولای شاده

!کیکی عاشق کیکه! به به

شکم درد گرفتم

.صبر کن ببینم

چطور اون یه هیولاست؟

وزالامپلبام، یه کم کیک بخور

،یادتون باشه بچه‌ها یه هیولای واقعی، همیشه چیزهاش رو تقسیم میکنه

تقسیم کردن”؟ بله! وقتی که هیولا به ذهنم میاد” به یادت تقسیم کردن میافتم

،حالا بذار بگم که هیولای واقعی کیه دنیسویچ

.بابا، خواهش میکنم. اون تقریبا پنج سالشه

.به زور این چیزا رو بهش نگو

آروم بخور، وزالامپلبام

ستاره داره چشمک میزنه #

مامانی، من اونقدر بزرگ شدم

که برام لالایی نخونی

چی؟ این شعر اینجوری نیست

بیشتر آدما اینجوری میخونن

بیشتر آدما؟ … مگه این شعر چشه

،درد و زجر # … جیغ و رنج

خون از مغزت میریزه بیرون #

.بابایی - بیخیال. میدونی که چطوری واست میخوندم -

زامبی‌ها تو رو مثل هلو گاز میگیرن #

سوراخت میکنن و تو تسلیم میشی #

،درد و زجر جیغ و رنج

تو دیگه هیچوقت نفس نمیکشی #

هنوزم جواب میده

آه

،تولدتون مبارک، والی، ویلسون

،ووپی، ویلون ویپی و واینیی

!دنیسویچ, نوه‌ی بزرگ من! تونستی بیای

بابا، به چیزی که گفتی فکر کردم

شاید یه مقدار زیادی محافظه کارانه عمل کردم

ممنون، کیک تابوتی

!دنیس! دوست دارم! عشقم

سلام، وینی

!موهای فرفری توت فرنگیت رو دوست دارم. عشقم

.وینی. راحتش بذار، عزیزم

ببخشید ، میویس

.اشکال نداره، عمه واندا

اونا فقط دارن بازی میکنن

یا خدا! بازی لیمبو؟ !من قبلا عاشق این بازی بودم

برو رو کارش، عزیزم

جدا؟ ولی من الان مادر هستم

نشونشون بده که چطوری باید انجامش بدن

خیلی خب. باشه، باشه

محاله! یه خر آبنباتی؟

اوه، میویس، عزیزم

.اون واسه آخر مهمونیه

ماوییس وای

نمیخوایم که توله‌ گرگ‌ها زیادی آبنبات، شیرینی بخورن .

.ببخشید

من باعث این شلوغیا شدم؟

نگرانش نباش. واسه همین بهش میگن

.ریخت و پاش

!وای

دنیس! حالت خوبه؟

یه آبنبات گیر آوردم

ببین! دندونت افتاد

بیخیال؟ دندونش کنده شد؟

.اوه، درسته

الان نیش در میاد

.بابا. دندون شیریش، نیش نبود

چرا باید این یکی باشه؟

اون هیولا نیست

اه

،به زودی خورشید در میاد و ما باید ببریمش سر کلاس‌هاش

کلاس‌هایی که اینجا داریم چشونه؟ مثل یوگای بچه‌ها؟

!یوگاااااااا

اینجا خونه‌ی دنیسویچ ـه

نمیدونم بابا

چی رو نمیدونی؟

خب، من و جانی واسه نقل مکان کردن صحبت کردیم

ی جایی ک واسه دنیس امن‌تر باشه

“شاید بریم به جایی که “جانی توی کالیفرنیا بزرگ شده

ببخشید، ولی نمیشه که یکی رو تبدیل به چیزی کرد، که نیست

بیا، عزیزم.

باید بریم

عشقم؟

.میوی، صبر کن

.از ته دل نمیگی

تو هم موافقی؟ دارین از اینجا میرین؟

اه

این اصلا قطعی نیست

فقط یه چیزی که اون قطعا داره درباره‌ش حرف میزنه

ولی تا وقتی که نرفتیم قطعی نشده

اون سر تا پام رو پُر از دونه‌ی پرنده کرد؟

آره، همینطوره

بابا، این نیش نیست

بابا، نمیدونم که اینجا واسه دنیس جای مناسبی هست یا نه

درسته، جانی؟

.اوه، هی، رفیق جان

تقصیر من نیست. تقصیر میوی ـه

.هی، رفیق جان

من میترسم حرفی بزنم

!هی، رفیق جان. من رفیق جان هستم

دراک؟ داری با کی حرف میزنی؟

.مزاحم نشوید

کنت قاطی کرده، واسه چی قاطی کردی، دراک؟

بخاطر بچه‌ها. میوی میگه که

میخواد از اینجا بره

میخواد بره؟ جانی چی؟ اون نمیخواد بره

داره هتل رو واسه دنیس

انسان وارتر میکنه

.میدونی، با توجه به اینکه اون هیولا نیست

!اون هیولاست

فقط دیر نیش در میاره

اوهوم

منم میتونم ملکه زیبایی بشم

!خفه شو

… این وسایل انسانیه که

دنیسویچ بیچاره رو گیج کرده

پس شاید بهتره که دوروبر بچه رو

پر از چیزای هیولایی بکنی

اوه، من یه شنل لازم دارم

،نمیتونم. میوی همیشه این اطرافه. مراقب منه

پسر، اگه بتونی یه کم تنها باشی

.صبر کن ببینم

جانی هم همین رو میخواد

.زمان تنها بودن با میویس

…اصلا اونا از قبل ازدواجشون تا حالا مسافرت رفتن؟

.الان دیگه میرن. ما هم همینطور

فرانک، تو نابغه‌ای

اهممم

ما دنیسویچ رو به پاتوق قدیمیمون میبریم

هر کدوممون مهارت‌هامون رو نشونش میدیم

یادش میدیم که چطور هیولا باشه

و خیلی زود نیشش در میاد

پسره هفته‌ی دیگه 5 سالش میشه

،اگه تا روز تولدش خون‌آشام نشه دیگه نمیشه

اوه، همچین چیزی نمیشه، عزیز

تنها چیزی که لازم داره

اینه که با “خون‌ بابا” وقت بگذرونه

خون بابا؟

بابابزرگ خون‌آشام

بیخیال پسر.

اینکه تابلو بود

جانی. بیا بیرون

چی؟ کیه؟

.پدر زنتم

باید باهات حرف بزنم

چه خبر؟

اوه

.بذار ردشون کنم برن شرمنده

مشکلی نیست. خوشم میومد که بهم توجه میکردن

میشه بمونن؟ فکر نکنم که فعلا آماده‌ی رفتن باشن

یالا.

برین پیش مادرتون

ببین، میخوای اینجا بمونی، درسته؟ -

معلومه

اینجا اولین جاییه که

واقعا میتونم خودم باشم

از زمان اختراع پیتزا با نون پُر شده تا حالا اینقدر احساس سرزندگی نکردم

.خب، پس، یه سری کارا باید انجام بدیم

بسیار خب، نقشه از این قراره

شاید ایده‌ی خوبی باشه که

میوی رو به شهر خودت ببری

ولی یادت باشه

متن انگلیسی فصل

Dad? Why are you guys dancing?

Uh, he was sleepdancing.

Come on, sweetie.

Back to bed.

Back to bed? Its already after 8:00 p.m.

Dont you remember the new sleep schedule?

Hes going to human classes half the day.

Uh…

If he could just sleep till 2:00 A.M. tonight, it’d be so great for him.

But, honeydeath, six of Waynes wolf pups are having a birthday party tonight.

You wouldn’t want him to miss that.

Dad, I love the wolf pups, but theyre a little too rough for Dennis.

Too rough?

Havent you noticed? Dennis is different.

What are you saying? Denisovich shouldnt be around monsters?

I love monsters! Video! Video! Ha!

Oh, you wanna show Papa Drac

your monster video?

Yeah!

Whos the coolest monster?

Kakie!

Wee! Kakie one happy monster!

Kakie love cake! Yummy!

Tummy get a tummyache.

Whoa, whoa, whoa.

How is that a monster?

KAKIE Have some cake, Wuzzlelumplebum.

Remember, kids, a real monster always shares.

Shares? Yes! When I think monsters, I think shares.

Now, let me tell you what a real monster is, Denisovich.

Dad, please. Hes practically five already.

Dont force it.

Slow down, Wuzzlelumplebum.

Twinkle, twinkle, little star How I wonder

Mommy, Im too old for lullabies.

What? Thats not how that one goes.

This is the way

most people sing it.

Most people? Whats wrong with…

Suffer, suffer, scream in pain

Blood is spilling from your brain

Daddy Come on. You know how I sang it to you.

(SINGS) Zombies gnaw you

like a plum, Piercing cries and you succumb

Suffer, suffer, scream in pain

You will never breathe again

Still works.

Oh…

DENNIS Happy birthday, Wally, Wilson,

Whoopi, Waylon, Weepy and Wanye.

Denisovich! My big boy! You made it!

I thought about what you said, Dad.

Maybe I was being a little overprotective.

Thank you, coffin cake.

Dennis! I love you! Zing!

Hi, Winnie.

I just love your yummy strawberry locks! Zing, zing!

Winnie. Give him his space, hon.

I’m sorry, Mavis.

Its okay, Aunt Wanda.

They’re just playing.

Holy rabies! Limbo? I used to love that game!

Get in there, Mavey.

Really? But I’m a parent now.

Show ‘em how its done.

Okay. Okay, okay.

No way! A pinata?

Oh, Mavis, honey.

That’s for later.

MAVIS Whoo!

We don’t want the pups to have too much candy! Sugar.

I’m sorry.

Did I start all that?

Don’t worry. There’s a reason

they call it a litter.

Dennis! Are you okay?

I got a candy.

Look! Your tooth came out.

Are you kidding me? He got his tooth knocked out?

Oh, yes, indeed.

Here comes the fang.

Dad. His baby tooth wasn’t a fang.

Why would this one be?

He’s not a monster.

Ooh!

The suns gonna come out soon, and we gotta get to his classes.

What’s wrong with the classes we have here? Like the kids yoga?

Yoga!

This is Denisovichs home.

I don’t know, Dad.

What don’t you know?

Well, we’ve been talking about moving.

Somewhere safer for Dennis.

Maybe where Johnny grew up in California.

I’m sorry, but you cant just make somebody something they’re not.

Come on, honey.

We have to go.

Zing, zing?

Mavey, wait.

You can’t mean that.

You’re in on this? The leaving?

Uh…

It’s not definite at all.

It’s just something she’s definitely talking about,

but until we do it, it’s not definitized.

Did he just cover me with birdseed?

Yeah, he covered me.

Dad, it’s not a fang.

Dad, I don’t know, if it’s the right place for Dennis.

Right, Johnny?

Oh, hey, dude man.

It’s not me. Its Mavey.

Hey, dude man.

I’m afraid to say anything.

Hey, dude man. I’m a dude man!

Uh, Drac? Who you talking to?

Do not disturb.

The counts wiggin out in here. What are you wiggin out about, Drac?

The kids. Mavey Waveys saying

she wants to leave.

She wants to leave? What about Johnny? He doesn’t wanna go.

He’s making the hotel

more humany for Dennis.

You know, seeing that he isnt a monster.

He is a monster!

He’s just a late fanger.

And I could be a hand model.

Shut up!

Its all that humany stuff

that’s confusing poor Denisovich.

So maybe you gotta get the kid

around more monstery things. Ooh!

Oh, I need a cape.

I cant. Shes always around, checking up on me.

Man, if you could just get some alone time.

Wait a minute.

Thats what Johnny wants, too.

Alone time with Mavis.

Have they even had a vacation since before they were married?

Theyre going to now. And so are we.

Frank, youre a genius.

Mmmhmm.

Well take Denisovich to all our old haunts.

Each of us will show him our skills.

Teach him how to be a monster.

And hell be fanging it up in no time.

Boy turns five next week.

If he’s not a vampire by his birthday, it ain’t happenin.

Oh, it ain’t, ain’t happening, baby.

All he needs is

time with his vampa.

Vampa?

Vampire grandpa.

Come on, man.

That’s obvious.

Johnny. Come outside.

What? Who is it?

Its your fatherinlaw.

I need to talk to you.

Whats up?

Let me get rid of them. Sorry.

No problemo. I was kinda diggin the attention.

Can they stay? I don’t think they’re ready to leave yet.

Come on.

Go to your mother.

Look, you want to stay here, right?

Of course.

This is the first place

where I can really be myself.

I haven’t felt this alive, since they invented stuffedcrust pizza.

Well, then, weve got some work to do.

Okay, so heres the plan.

Maybe its a good idea

to take her to your hometown.

But remember…

مشارکت کنندگان در این صفحه

مترجمین این صفحه به ترتیب درصد مشارکت:

ویرایشگران این صفحه به ترتیب درصد مشارکت:

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.