هتل ترانسیلوانیا 2

10 فصل

بخش 09

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح سخت

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این فصل را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

ترجمه‌ی فصل

ایشون داماد دراکولا هستن

من کنت جونافنگ هستم

بلاه بلاه بلا به گوسفند سیاه

پشم دارید؟

این چیه رو سرت ؟

مثل بدن ننه بزرگ منه

بابایی ، این اقا با صورت بامزه کیه ؟

این بچه است ؟

البته که هست

بذار اون دندون های نیش رو ببینم

چی کار میکنی ؟

فقط خیلی دوسش دارم

میخوام مستقیم دندون های نیشش که داره رو بغل کنم

دوباره میگم بذار اون دندون های نیشش رو ببینم

اون دندون هاش دیر در میاد ، عین خودت

اره. اره عین خودم

این گنده بک ای که اینجاست یه نق نقویی بودا

اره اره ، درسته

قبلا تو جاش جیش میکرد

خیلی خب بابا

باید بترسونیمش که دندون نیشش بزنه بیرون

بزنه بیرون ؟

اره ، منم همین کارو واسه این خرس گنده کردم

اول باید یه چیزی رو که کسی که دیر دندون در میاره دوست داره و بی ضرر میدونه رو تسخیر کنید

بعد بهش نشون بدی که چیه و …

زارت!

باور کنید. این ترس دندان نیش رو در میاره. درسته دراک ؟

جدی میگم بچه ها اگر سر نمایشگاه کتاب دیر برسم ، کتاب فروشی های خیابونی رو هم از دست میدم

این همونی ـه که میخوای

تسخیر کنه ؟ ولی دنیس خیلی ناراحت میشه

نگرفتی ؟ این بلیط ماست

اگر برای دنیسوویچ کار کنه بعدش ، اون یه خون آشام ـه

و شما ها باید اینجا بمونید

خیلی خب خیلی خب

دراکولا فهم شدم خوب اومدی

بچه ها ، بشینید

دنیس یه سوپرایز بزرگ براتون داره

کیکی اصلی و تنها کیکی هیولای کیک خور!

هی بچه ها! منم کیکی!

چه روز خوب کیکی ای ـه!

حالا یه سوال دارم کی کیک دوست داره ؟

بالا بیا!

چرا دارم پرواز میکنم ؟ میشه مدیر صحنه رو صدا کنید ؟

این واسه من جواب نمیده

ترسناک ـه دنیسوویچ ؟ چیزی احساس میکنی ؟ تغییری احساس میکنی ؟

کیکی حالش خوبه ؟

من همه کیک ها رو میخوام تقسیم کردن واسه ترسو ها ست

من هیچ کدوم اینا رو از برنامه اش یادم نمیاد

امم… فکر کنم توی دیسک ها بلوری بود چیزای اضافی ـه

صبر کنم ببینم چرا بابا بزرگ ولد اونجاست ؟

من میترسم بابابزرگ چه بلایی سر کیکی داره میاد ؟

تو کیک نمیخوری کیک تو رو میخوره!

نه!

بسه!

چه بلایی سرم اومد الان ؟ من میرم

بهتره که این پدر مادرا نقد این قضیه رو توی “یلپ” نبینن

الان چی کار کردی ؟

چند ثانیه بعد دندون های نیش این بچه فرت میزد بیرون

برام مهم نیست ارزشش رو نداره

ارزش چی رو نداره ؟

این اخرین تلاش من برای این بود که از بچه یه خون آشام دربیارم که تو بمونی

با نابود کردن چیزی که دوسش داره ؟ چطور تونستی این کارو بکنی ؟

ما نا امید بودیم

تو هم توی این قضیه شریک بودی ؟

دنیس توی شهر من خوشحال نمیشه

دنیس تا حالا اونجا نبوده

حالا زن و شوهر

احساس زور و دعوا دارن

خفه شو!

جانی ، دنیس هیولا نیست

اون آووکادو دوست داره

چونکه تو نمیذاری چیزای خوشمزه بخوره

فکر میکنم دنیس فقط میخواد که معمولی باشه

میشه دیگه از این کلمه معمولی استفاده نکنیم ؟

جایی که الان زندگی میکنیم، اون معمولی ـه

اون همونی ـه که هست و تو نمیتونی تغییرش بدی بابا

دنیس کجا میری ؟

یه جای دور

ولی تنهایی اون بیرون جای امنی نیست

من یه جایی رو میشناسم که متیونیم قایم بشیم. دنبالم بیا

اگر جلوم رو نمیگرفتی …

نتیجه ام مجبور نبود که کل زندگیش یه بزدل باشه

مثل این احمقی که اینجاست

بزدل ؟ جانی خونسرد باش

میخوای دعوا کنی ، پیرمرد ؟

از سال 1997 کمربند زرد دارم

نه!

یعنی چی ؟ تو خون آشام نیستی ؟

بلاه ؟

البته که انسان ـه اون پسر ماست. تو فکر میکنی ما هیولاییم ؟

تو! تو اجازه دادی که دخترت با یه انسان ازدواج کنه و به بچه آدمیزاد داشته باشن ؟

چرا نمیای و یه سیخ توی قلبم فرو نمیکنی

ما دیگه از انسان ها متنفر نیستیم و اونها هم از ما متنفر نیستن

انسان ها ؟

تو احمقی

نتیجه تو بامزه ترین ، مهربون ترین

و خاص ترین بچه ای ـه که من تا حالا دیدم

و اگر تو بخاطر اینکه نصفش انسان ـه

نمیتونی علاقه ای رو که لیاقتش رو داره رو بهش ابراز کنی

اونوقت تو احمقی

بابایی

دنیس کجاست ؟ دنیس!

دنیس ؟

تولدت مبارک دنیس برات خوراکی درست کردم

کبوتر مرده ؟ حالشو ببر

چونکه وقتی از دانشکده مدیریت فارق التحصیل بشم و شروع کنم به اداره یه شرکت

دیگه خبری از این غذا های خونگی نیست

من مجبورم که از اینجا برم وینی باید برم کالیفرنیا

مامانم فکر میکنه که من اینجا خوشحال نیستم

چلا که من رو صورتم مثل تو مو ندارم

متاسفم که هیولا نیستم

نه ، تو حرف نداری تو بهترین پسری هستی که من میشناسم

و من 300 تا برادر هم دارم

تو هم خوبی وینی

خب ، خب ، خب یه انسان کوچولو و حیوون خونگی ـش

دنیس! دنیسوویچ!

اون توی خونه نیست

توی استخر هم نبود

توی این ظرف سوپ هم نبود

کجا میتونه باشه ؟

نمیدونم چرا اصلا دعوتت کردم

دنیس! دنیس!

دنیسوویچ!

دنیس!

انقدر وول وول نخور

چرا این کارو میکنی ؟

چونکه این اشتباه ـه

چرا هیچکی نمیفهمه

انسان ها به درد هیولا ها نمیخورن

تو اشتباه میکنی!

من اشتباه نمیکنم

من تو رو گروگان میگیرم

و من و دار و دسته ام قراره اون هتل انسان پسند رو با خاک یکی کنیم

تو نمیتونی

جدی ؟ چرا نمیتونم ؟

چلا که ..

چلا که چی ؟

چلا که این کارو بابابزرگ دراک رو ناراحت میکنه

اوه… ناراحت. و تو قراره چی کار کنی ؟

نمیدونم

میدونی چرا نمیدونی ؟

چلا که تو یه بچه کوچولو ضعیفی

این چی بود ؟

دنیس، داریم میایم

حالت خوبه ، وینی ؟

بله ، زینگ من

دنیس! اینجایی

دنیس! عزیزم!

مرد گنده من!

دنیس ، داشتیم دنبالت میگشتیم

عزیز دلم

خوشحالم که میبینمت

متن انگلیسی فصل

This is Draculas soninlaw.

I am Count Jonafang.

Bleh, bleh, black sheep.

Have you any wool?

What’s that thing on your head?

Looks like my grandmother’s boobies.

Daddy, who’s the man with the funny face?

Is this the kid?

It sure is.

Let me see those fangs.

What are you doin?

Oh, I just love him so much.

I want to hug him right in the fangs that he has.

I repeat, lemme see those fangs.

Oh, he’s a late fanger, just like you.

Yes. Yes. Just like me.

The big shot here was a little crybaby, all right.

Yes, yes, I was.

Used to pee in his bed.

Okay, Dad.

We just need to scare the fangs out of the kid.

Hare ha hangs?

Yeah, it’s what I did for Mr. Tough Guy here.

First, you’ve got to possess something the late fanger finds sweet and innocent.

Then you show them what’s what and…

Pop!

Trust me. It’ll scare the fangs right out. Right, Drac?

Seriously, guys, if I’m late for the book fair, I’ll miss the street fair.

That’s your guy.

Possessed? But Dennis will be so upset.

Don’t you get it? This is our ticket.

If it works for Denisovich, boom! He’s a vampire.

And you all get to stay here.

All right. All right.

Capisce. Good call.

Kids, everyone, have a seat.

Dennis has a big surprise for you.

The one and only Kakie, The Cake Monster!

Hey, kids! It’s me, Kakie!

What a wonderful Kakie day it is!

Now, I have a question. Who here loves cake?

Rise!

Why am I floating? Can I have the stage manager, please?

This isn’t working for me.

Scary, Denisovich? You feeling anything? Any change?

Is Kakie okay?

I want all the cake. Sharing is for cowards.

I don’t remember any of this from the TV show.

Um… I think I saw it on a BluRay disc, bonus stuff.

Wait, why is Grandpa Vlad up there?

I’m scared, Papa. What’s happening to Kakie?

You don’t eat cake. Cake eat you!

No!

Stop it!

What just happened, man? I’m outta here.

None of these parents better review this on Yelp.

Hey, what did you just do?

A few more seconds and the kids fangs would have popped right out.

I don’t care. It’s not worth it.

What’s not worth it?

It was my last attempt to make the boy a vampire, so you’d stay.

By ruining his favorite thing? How could you do that?

We were desperate.

You were in on this?

Dennis wont be happy in my town.

Dennis hasn’t been there.

Now husband and wife

Feel the strain and the strife

Shut up!

Johnny, Dennis is not a monster.

He likes avocado.

Cause you don’t let him eat anything fun.

I think Dennis just wants to be normal.

Can we stop using the word normal?

Where we live now, he’s normal.

He is who he is. And you can’t change him, Dad.

Dennis, where are you going?

Away.

But it’s not safe out here by yourself.

I know a place where we can hide. Follow me.

If you didn’t stop me,

my greatgrandson wouldn’t have to be a wimp his whole life

like Schlumpy over here.

A wimp? Johnny, be cool.

You wanna throw down, old man?

Certified yellow belt since 1997.

No!

What’s this now? You’re not a vampire?

Bleh?

Of course he’s human. He’s our son. You think we’re monsters?

You! You let your daughter marry a human and have a human kid?

Why don’t you just put a stake through my heart.

We don’t hate humans anymore, and they don’t hate us.

Humans?

You’re a fool.

Your greatgrandson is the sweetest, kindest,

most special boy I’ve ever met.

And if you can’t give him the love

he deserves because he’s halfhuman,

then you’re the fool.

Oh, Daddy.

Hey, where is Dennis? Dennis!

Dennis?

Happy birthday, Dennis. I made you a treat.

Dead pigeon? Enjoy it.

Cause once I graduate business school and start running a company,

you’re not gonna get homecooked meals like this anymore.

I have to move away, Winnie. To California.

My mommy thinks I’m not happy here

cebause I don’t have hair on my face like you.

I’m sorry I’m not a monster.

No, you are perfect. You’re the nicest boy I know.

And I have 300 brothers.

You’re nice, too, Winnie.

Well, well, well. The little human and his pet.

Dennis! Denisovich!

He’s not in the room.

He’s not by the pool.

He’s not in this pot of soup.

Where could he be?

I don’t know why I ever invited you.

Dennis! Dennis!

Denisovich!

Dennis!

Stop squirming.

Why are you doing this?

Because this is wrong.

Why doesn’t anybody get that?

Humans don’t belong with monsters.

You’re wrong!

I am not!

I am holding you hostage.

And me and my crew are gonna tear that humanhugging hotel to shreds.

You can’t.

Really? Why not?

Cebause…

Cebause, why?

Cebause it will make Papa Drac sad.

Ooh… Sad. And what are you gonna do about it?

I don’t know.

You know why you don’t know?

Cebause you’re just a weak little boy.

What was that?

Dennis, were coming.

Are you okay, Winnie?

Yes, my zing.

Dennis! There he is, right there.

Dennis! Baby!

My big boy!

Dennis, we were lookin for ya.

Sweetheart.

I’m so happy to see you.

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.