No Need for Genius Envy

توضیح مختصر: The greater understanding results from the fact that your mind constructed the patterns of meaning, rather than simply accepting what someone else has told you. Chess masters, emergency room physicians, fighter pilots, and many other experts often have to make complex decisions rapidly. They shut down their conscious system and instead rely on their well trained intuition, drawing on their deeply ingrained repertoire of chunks.

زمان مطالعه: 10 دقیقه

سطح: خیلی سخت

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این درس را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدئویی

ترجمه‌ی درس

[BLANK_AUDIO] جا دارد که قدمی به عقب برگردیم و از منظری متفاوت ، نگاهی به واحد بندی بیاندازیم. به آنچه می کنیم توجه کنید. یاد گیریمان را پس و پیش می کنیم ، به عقب بر می گردیم تا فهم خود از آنچه را که پیشتر خوانده بودیم، بازبینی و عمیق تر کنیم. ارتباط جالبی بین یادگیری ریاضی و علوم و یادگیری یک ورزش است. به عنوان مثال در بیس بال، ضربه زدن را یک روزه یاد نمی گیرید. بلکه، بدن شما، چرخش را با تمرینات مداوم و طی چندین سال به کمال می رساند. تمرینات مکرر و ملایم ، حافظه ماهیچه ای ایجاد می کند ، پس بدن شما می داند که با یک اندیشه واحد چه باید بکند. یک واحد بجای به یاد آوردن تمام گام های پیچیده ای که در زدن یک توپ دخیل هستند. به همین ترتیب، وقتی فهمیدید که چرا عملی را در ریاضی یا علوم انجام می دهید دیگر نیازی ندارید که چگونگی آن را هر بار مجددا برای خود توضیح دهید. دیگر لازم نیست که همواره 100 دانه لوبیا با خود بگردانید و هر بار که لازم شد ده ردیف ده تایی بپچینید تا بیینید 10 ضربدر 10 می شود 100. جایی می رسد که جواب را از حفظ می شوید. بعنوان مثال حفظ می کنید که با جمع کردن توان ها، همان تُک های کوچکی که بالای اعداد قراردارند میتوان حاصل ضرب اعدادی که پایه مشترک دارند را بدست آورد. 10 به توان چهار ضربدر 10 به توان 5 میشود 10 به توان نُه. اگر از روشی مکررا استفاده کنید و انواع مختلفی از مسایل را حل کنید، می بینید که هم دلیل راه حل و هم روش حل آن را خیلی بهتر میفهمید تا وقتی که توضیح متداول را از معلم یا کتاب بشنوید و بخوانید. درک بیشتر از این واقعیت ناشی می شود که ذهن شما الگوهای معنا داری را ساخته باشد تا صرف پذیرش چیزی های که کسی نقل کرده است. یادتان نرود که افراد با تلاش در سر در آوردن از اطلاعات موجود است که یاد می گیرند. و به ندرت تنها با شنیدن توضیحات دیگران چیزهای پیچیده را یاد می گیرند. قهرمانان شطرنج، پزشکان بخش اورژانس و خلبانان جنگده ها و بسیاری از متخصصان دیگر غالبا مجبورند تصمیمات پیچیده ای را در آن واحد، بگیرند. آنان سیستم ارادی خود را تعطیل کرده و در عوض به بینش کار آزموده خود تکیه می کنند و از مجموعۀ واحد های اطلاعاتی که در مغزشان حک شده استفاده می کنند. در بعضی جاها، درک خودآگاهانه از چگونگی انجام کاری به آن مشغول هستید فقط باعث کُندی کار شده، گردش کار را مختل کرده و در نتیجه منجر به تصمیم گیری های وخیم می شود. اما صبر کنید، آیا قهرمانان شطرنج و کسانی که می توانند اعداد شش رقمی را در ذهنشان در هم ضرب کنند استعداد های درخشان اند؟ راست و پوست کنده بگویم : نه الزاما” بله هوش مهم است. باهوش تر بودن معمولا با داشتن حافظۀ کاری بزرگتر نسبت دارد. حافظه تند و تیز شما شاید بتواند به جای چهار چیز، نُه چیز را در خود نگهدارد و شما بتوانید مانند یک سگ بولداگ سخت به آن بچسبید و راحتتر یاد بگیرید. اما حدس بزنید چه؟ همان باعث می شود خلاقیت شما کمتر شود. چطوری؟ همان دوست و دشمن قدیمی ما، “ ماشینی فکر کردن”. همان ایده ای که در سرتان هست راه را برای ایده های جدید سد می کند. یک حافظۀ کاری محشر می تواند آنچنان محکم به افکارش بچسبد که ایده های نو نتوانند به آسانی درآن نفوذ کنند. برای چنین حواس متمرکزی بد نیست که هر از گاهی اندکی “بیش فعالی “ مثل هوای تازه در آن دمیده شود یا به عبارت دیگر توان منحرف کردن توجه هر چند که خواستار آن نباشید. اگر از کسانی هستید که نمی توانید مطالب بیشماری را یک جا در ذهن تان جای دهید و حواستان پرت می شود و در کلاس خیالات خام به سرتان میزند و باید به گوشه ای خلوت بروید تا تمرکز داشته باشید و بتوانید از حافظۀ کاری خود، به نحو احسن استفاده کنید به قبیلۀ خلاق ها خوش آمدید. داشتن حافظۀ کاری محدودتر بدین معناست که می توانید آسانتر آموخته های خود را به آمیزه های جدید مبتکرانه تر تعمیم بدهید. چون حافظۀ کاری که از توان تمرکز پیش فرونتال می روید راه هیچ چیز را چنان محکم سد نمی کند. و به راحتی می توانید از سایر قسمتهای مغز داده دریافت کنید. این نواحی که قشر حسی مغز هم جزو آن می شود نه تنها بیشتر با آنچه در محیط پیرامون شما می گذرد هماهنگ است بلکه منبع رویاها و مهم تر از آن ایده های ابتکاری نیز هست. شاید پاره ای اوقات مجبور شوید بیشتر زحمت بکشید یا شاید هم زمان زیادی را برای فهمیدن موضوع صرف کنید. اما وقتی دانسته “واحد بندی “ شد ، میشود آنها را زیرو رو کرد کارهای مبتکرانه ای انجام داد که خود شما هم تصور نمی کردید قادر به انجامش باشید. نکته دیگری که باید در دستگاه واحد بندی ذهن قرار بگیرد تمرین است، به ویژه تمرین هدفمند روی مشکل ترین بخشهای مواد آموزشی که می تواند مغز های متوسط را در زمرۀ کسانی قرار دهد که از استعداد های ذاتی بیشتری برخوردارند همانطور که با تمرین وزنه برداری می توان به مرور زمان عضلات قوی تر ساخت می توانید الگوهای ذهنی خاصی را تمرین کنید که باعث تعمیق و رشد مغز شود. چه از استعداد ذاتی برخوردار باشید و چه مجبور باشید با زحمت بسیار مفاهیم بنیادی را یاد بگیرید باید بدانید که تنها شما نیستید که احساس دغل بازی می کنید. که الله بختکی در یک آزمون نمره خوب آورده اید و در آزمون بعدی قطعا تمام دوستان و اقوام می فهمند که واقعا چقدر بی لیاقت هستید. این احساس آنقدر رایج است که اسم هم برایش گذاشته اند. سندروم فریبکاری اگر از چنین احساس بی کفایتی در عذاب هستید بدانید که بسیارند کسانی که در باطن با شما شریک اند. هر کسی توان خاصی دارد و به قول معروف خدا گر ز حکمت ببندد دری ز رحمت گشاید در دیگری سرتان را بالا بگیرید و به در باز بنگرید. من Barbara Oakley هستم. سپاس برای یادگرفتن درباره یادگیری.

متن انگلیسی درس

مشارکت‌کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.