Summary video for Module 1

توضیح مختصر: Although living brains are pretty complex, this week we've used metaphor and analogy and zombies to help simplify matters. In essence, people have two fundamentally different modes of thinking that, for the purpose of this course, we've labeled focused and diffuse. Creative thinkers throughout history, whatever their discipline, have found ways to access the diffuse mode, often more directly and quickly.

زمان مطالعه: 7 دقیقه

سطح: سخت

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این درس را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدئویی

ترجمه‌ی درس

اگرچه مغز موجودات زنده بسیار پیچیده است، این هفته از تشبیه، مقایسه و زامبی‌ها برای ساده کردن مباحث استفاده کردیم. در کل، افراد دو حالت تفکر کاملاً متفاوت دارند، که در این کورس ما آن‌ها را متمرکز و پراکنده نامیدیم. ما از تشبیه ساده‌ی پین‌بال برای کمک به درک تفاوت بین این دو حالت استفاده کردیم. در تفکر متمرکز، فضای کم بین موانع لاستیکی به افکارتان کمک می‌کند متمرکز باقی بمانند. از طرف دیگر، تفکر پراکنده موانعی با فاصله‌ی بیشتر دارد که طیف گسترده‌‌تری از افکار را ممکن می‌کند. تفکر متمرکز بیشتر در قشر پیش‌پیشانی مغز صورت می‌گیرد و معمولاً شامل مفاهیمی می‌شود که تا حدی با آن‌ها آشنایی دارید. برای مثال، اگر با عمل ضرب آشنایی داشته باشید و بخواهید مسائل ضرب را حل کنید، یا اگر بخواهید برای کلمه‌ای قافیه پیدا کنید، احتمالاً در حال حرکت در مسیرهای آشنای تفکر متمرکز هستید. اما اگر بخواهید چیزی جدید را حل کنید یا بفهمید، معمولا به زاویه دیدی گسترده‌تر در تفکر پراکنده نیاز دارید. این حالت تفکر، همان‌طور که مشخص است، نشان‌دهنده حالت‌های عصبی درحال استراحت مغز است. ذهن‌های خلاق در طول تاریخ، در تمامی رشته‌ها، راه‌هایی برای دسترسی سریع‌تر به تفکر پراکنده یافته‌اند. اما همه ما در حالت طبیعی از تفکر پراکنده استفاده می‌کنیم، وقتی قدم می‌زنیم، دوش می‌گیریم یا حتی وقتی به خواب می‌رویم. وقتی روی یک مسئله گیر می‌کنیم، یا حتی وقتی از موضوعی در زندگی روزمره‌مان مطمئن نیستیم، معمولاً خوب است بعد از تمرکز مستقیم از چیزهایی که یاد گرفته‌ایم فاصله بگیریم و به آن‌ها زمان دهیم. به این صورت پردازش‌های عصبی بیشتری اغلب خارج از هشیاری خودآگاه در حالت پراکنده شکل می‌گیرند. مسئله این است که اغلب پردازش عصبی زمانبر است همین طور تشکیل ساختارهای عصبی جدید که به ما امکان یادگیری مفاهیم جدید را می‌دهند. به همین دلیل است که مقابله با تعلل در کارها بسیار مهم است. آسان‌ترین راه برای مقابله با این مسئله، استفاده از روش پومودورو است. یعنی ۲۵ دقیقه تفکر متمرکز و سپس کمی استراحت و آرامش ذهنی. به وسیله تمرین و تکرار است که می‌توانیم به هنگام یادگیری به ساختارهای عصبی کمک کنیم تا بیشتر و قوی‌تر شوند. تمرین و تکرار به خصوص برای مفاهیم انتزاعی‌تر، اهمیت ویژه‌ای دارند. البته حافظه جنبه‌ی مهمی از روند یادگیری است. حافظه کوتاه مدت ما چهار بخش دارد. چیزها ممکن است از این بخش‌ها بیرون بریزند مگر اینکه آن‌ها را مدام تکرار کنیم تا در ذهنمان باقی بمانند. در این حالت، حافظه‌ی کاری مانند تخته سیاهی نه چندان خوب است. از سوی دیگر، حافظه‌ی بلند مدت، مثل یک انبار ذخیره‌سازی است. اگر به اندازه کافی یک مفهوم را تمرین و تکرار کنید تا وارد حافظه بلند مدت شما شود، می‌توانید بعداً آن را به یاد بیاورید، اگرچه ممکن است هر از چند گاهی نیاز به کمی دوره کردن داشته باشید. این اصلا ایده خوبی نیست که بخواهیم یادگیری را با تکرار چندباره‌ی چیزی در یک روز یاد بگیریم. چون مثل این است که بخواهید با برداشتن مداوم وزنه در یک روز، عضله‌سازی کنید. زماني براي رشد ساختارهاي منسجم وجود ندارد. همچنین در مورد اهمیت خواب در پاک کردن سمومی که در طول روز به وجود می آیند آموختیم. باید از امتحان دادن یا انجام هرگونه فعالیت پیچیده بدون خواب مناسب و کافی در شب قبل از آن پرهیز کنید، چون اینگونه با وجود سم‌ها در مغزتان فکر می‌کنید. و مطمئنا، تمرین به طرز شگفت آوری در کمک به ارتقای هم حافظه و هم توانایی یادگیری ارزشمند است. از مباحث این هفته خیلی لذت بردیم، و من مطمئن هستم که از مباحث هفته بعد خیلی بیشتر لذت خواهید برد. من باربارا اوکلی هستم. برای یادگیری چگونه آموختن از شما ممنونم.

متن انگلیسی درس

مشارکت‌کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.