1بخش

: تلقین / بخش 1

1بخش

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح متوسط

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این بخش را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

ترجمه‌ی بخش

اومدي اينجا که منو بکُشي؟

ميدونم اين چيه.

قبلاً يکي از اينا ديدم. چندين سالِ پيش.

متعلق به مَردي بود که من توي يه خواب نيمه-فراموش شده، ديدم.

مَردي که در تصوراتش اِفراطِ زيادي داشت.

مرتجع ترين انگل، اسمش چيه؟ باکتري؟ ويروس؟

يه کِرمِ روده اي؟

چيزي که آقاي«کاب»قصد دارن بگن اينه که يه ايده.

مرتجع شونده. به شدت واگيردار.

به محض اينکه يه فکر، مغز رو در بر ميگيره، از بين بردنِ اون، تقريباً غير ممکن ميشه.

يه فکر که به کلي شکل گرفته، کاملاً فهميده شده و چسبيده به ذهن .

درست يه همچين جايي. واسه کسي مثلِ شما که بدزديدش؟

بله در حالتِ خواب، استحکامِ هوشياري، خيلي پايينه.

و باعث ميشه افکارتون براي دزدي، آسيب پذير بشن. اسمش هست استخراج.

آقاي «سايتو»، ما ميتونيم ناخوداگاهِ شما رو جوري تربيت کنيم که از خودش دفاع کنه …

حتي در برابرِ ماهرترين استخراج کننده. چطور ميتونم اينکارو بکنم؟

چون من خودِ ماهرترين «استخراج کننده» هستم.

من ميدونم چطوري ذهنتون رو بگردم و اَسرارتون رو پيدا کنم.

حُقه هاش رو بلدم. و ميتونم بهتون يادشون بدم تا حتي وقتيکه خواب هستيد …

ناخوداگاهِ شما، هيچوقت شکست نخوره.

ببينيد، اگر کمکِ منو ميخوايد، بايد کاملاً با من راحت باشيد.

من بايد راهِ ورود به افکارتون رو حتي بهتر از همسرتون

بهتر از دکترتون، بهتر از هر کسِ ديگه ي بدونم.

اگه اين يه خواب باشه و شما يه گاوصندق پُر از اسرار داخلش داريد …

من بايد بدونم چي داخلِ اون گاوصندقه.

براي اينکه تمامِ اين کار، درست انجام بشه، بايد بذاريد که من کاملاً واردِ ذهنتون بشم.

از بعدازظهرتون لذت ببريد، آقايون ولي روي پيشنهادتون فکر ميکنم.

اون ميدونه.

اون بالا چه خبره؟

سايتو ميدونه. داره باهامون بازي ميکنه.

مهم نيست. من ميتونم بيارمش اينجا. بهم اعتماد کن.

اطلاعات توي گاوصندقن. وقتي اسمِ “اسرار” رو آوردم، به گاو صندق نگاه کرد.

اون اينجا چکار ميکنه؟

فقط برگرد به اتاق. خيلي خب، من ترتيبِ اينو ميدم.

باشه، حتماً اينکارو بکن. اومديم اينجا که کار کنيم.

اگه بپرم، زنده ميمونم؟

اگه درست شيرجه بزني، شايد. مال، اينجا چکار ميکني؟

گفتم شايد دلت برام تنگ شده باشه.

ميدوني که شده. ولي ديگه نميتونم بهت اعتماد کنم.

پس چي ميشه؟

خدا لعنتت کنه.

برگرد. اسلحه رو بذار زمين.

لطفاً.

حالا اون پاکت، آقاي کاب.

اون بهت گفت؟ تمامِ اين مدت ميدونستي؟

اينکه اومدي اينجا تا ازم دزدي کني يا اينکه درواقع ما الان خوابيم؟

ميخوام اسمِ کسي که استخدامت کرده رو بدونم.

تهديد کردن توي خواب هيچ فايده اي نداره، درسته، «مال»؟

بستگي داره که چطوري تهديد کني. کُشتنِ اون، فقط باعث ميشه بيدار بشه.

ولي درد …

درد توي ذهن قرار داره. و با توجه به دکورِ اينجا، ما توي ذهنِ تو هستيم، درسته، «آرتور»؟

متن انگلیسی بخش

Are you here to kill me?

I know what this is.

I’ve seen one before. Many, many years ago.

It belonged to a man I met in a half-remembered dream.

A man possessed of some radical notions.

What is the most resilient parasite?

A bacteria? A virus?

An intestinal worm?

What Mr. Cobb is trying to say…

An idea.

Resilient. Highly contagious.

Once an idea has taken hold of the brain, it’s almost impossible to eradicate.

An idea that is fully formed, fully understood, that sticks.

Right in there somewhere.

For someone like you to steal?

Yes. In the dream state, your conscious defenses are lowered…

…and that makes your thoughts vulnerable to theft.

It’s called extraction.

Mr. Saito, we can train your subconscious to defend itself…

…from even the most skilled extractor.

How can you do that?

Because I am the most skilled extractor.

I know how to search your mind and find your secrets. I know the tricks.

And I can teach them to you, so that even when you’re asleep…

…your defense is never down.

Look, if you want my help, you’re gonna have to be completely open with me.

I need to know my way around your thoughts better than your wife…

…better than your therapist, better than anyone.

If this is a dream, and you have a safe full of secrets…

…I need to know what’s in that safe.

In order for this all to work, you need to completely let me in.

Enjoy your evening, gentlemen, as I consider your proposal.

He knows.

What’s going on up there?

Saito knows. He’s playing with us.

Doesn’t matter. I can get it here. Trust me.

The information is in the safe.

He looked right at it when I mentioned secrets.

What’s she doing here?

Just head back to the room. All right I’ll take care of this.

Okay, make sure you do. We’re here to work.

If I jumped, would I survive?

With a clean dive, perhaps.

Mal, what are you doing here?

I thought you might be missing me.

You know that I am.

But I can’t trust you anymore.

So what?

Goddamn it.

Turn around.

The gun, Dom.

Please.

Now the envelope, Mr. Cobb.

Did she tell you? Or have you known all along?

That you’re here to steal from me, or that we are actually asleep?

I want to know the name of your employer.

Ah, there’s no use threatening him in a dream, right, Mal?

That depends on what you’re threatening.

Killing him would just wake him up.

But pain…

Pain is in the mind.

And judging by the decor, we’re in your mind, aren’t we, Arthur?

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.