10بخش

: تلقین / بخش 10

10بخش

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح سخت

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این بخش را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

ترجمه‌ی بخش

آقاي “فيشر” من براي حفاظت …از شما در مواردي هستم

که اگر کسي بخواد از طريق خواب .به ذهنتون دسترسي پيدا کنه

شما اينجا در امان نيستين .اونا به دنبالتون هستن

هواي عجيبيه، درسته؟

احساس ميكني؟

چه اتفاقي داره ميوفته؟

کاب” داره توجه “فيشر” رو” ،به عجيب بودن خواب جلب مي کنه

كه باعث ميشه ضمير ناخودآگاهش به دنبال .افرادي که در خواب هستن بگرده

.هنوز دارن به ما نگاه ميكنن !آره، ولي ارزش امتحان کردن رو داشت -

.ما بايد احتمالاً از اينجا بريم

احساس ميكني؟ شما در واقع “براي اين كار آموزش ديدين، آقاي “فيشر

به عجيب بودن تغيير آب و هوا .و تغيير جهت جاذبه‌ زمين توجه كنين

،هيچكدوم از اينا واقعي نيستش .شما در خواب هستين

…حالا ساده ترين راه براي اينكه خودتون امتحان كنين

اينه که سعي کنين به خاطر بيارين که چطور به اين هتل اومدين، مي تونين اينکارو بکنين؟

….آره … من

،يه نفس عميق بکشين ،و تمرين هاتون رو بخاطر بيارين

،اين حقيقت رو که شما در خواب هستين رو باور کنين .و منم اينجام تا ازتون محافظت کنم

.ادامه بدين

تو واقعي نيستي؟ .نه، نه -

.من تصويري از ضمير ناخودآگاه شما هستم

من به اينجا فرستاده شدم تا در مورادي که استخراج کنندگان .افکار سعي کنن شما رو وارد خواب کنن ازتون محافظت کنم

و مطمئنم كه اين همون اتفاقيه “که الان داره ميفته، آقاي “فيشر

،باشه… باشه .باشه

ميتوني منو از اينجا ببري بيرون؟ .حتماً. دنبالم بياين -

.همينجا باش

!خداي من چيکار داري مي کني؟

.اين آدمها به اينجا فرستاده شدن تا شما رو بدزدن

.اگه كمك منو ميخواي، بايد آروم باشي

“ازت ميخوام که باهام همکاري کني، آقاي “فيشر

اگه اين يه خوابه، من فقط بايد خودمو بکشم تا از خواب بيدار شم، درسته؟

“اگه جاي شما بودم اينكارو نميكردم، آقاي “فيشر

من مطمئنم كه به شما داروي بيهوشي دادن .و اگه اون ماشه رو بكشي، ممکنه از خواب بيدار نشي

.ممکنه که به يه وضعيت ديگه اي از خواب وارد بشي .مي دوني که درباره چي صحبت مي کنم

.تمرينات رو بخاطر بيار

يادته چي بهت گفتم؟ .اسلحه رو بده به من

اين اتاق بايد درست زير اتاق 528 باشه، آره؟

آره

.فكر كنين آقاي “فيشر”، فکر کنين قبل از اين خواب چي به يادتون مياد؟

اونجا … اونجا كلي تيراندازي شد .و اونجا… بارون ميومد

!”عمو “پيتر .خداي من، ما دزديده شديم

شما رو کجا نگه داشته بودن؟

.اونا مارو پشت يه وَن گذاشته بودن .اين موضوع تغيير جاذبه زمين رو توجيه ميكنه -

،شما الان پشت يه وَن هستين .ادامه بده

…اون يه ارتباطي با يه چيز داشت …يه ارتباطي با يه گاوصندوق

!خدايا، چقدر بياد آوردنش سخته

مثل تلاش در بخاطر آوردن .يه خواب بعد از بيدار شدن مي مونه

.گوش كن، اينكار به سالها تمرين احتياج داره

…تو و “براونينگ” به اين خواب کشيده شدين

.چون اونا سعي دارن يه چيزي رو از ذهنتون بدزدن

.ازت ميخوام تمركز كني و بياد بياري اون چي بوده

اون چيه آقاي “فيشر”؟ !فكر كنين

!يه رمز

اونا ازم اولين عددي که .به ذهنم مي رسيد رو ميخواستن

اونا سعي دارن اون عدد رو .از ضمير ناخودآگاهتون بدزدن

.اون مي تونه معرف هرچيزي باشه .ما الان داخل يه هتل هستيم

.ما بايد شماره اتاق هاي هتل رو امتحان کنيم اون شماره چي بوده، آقاي “فيشر”؟

،سعي كنين بخاطر بيارين .اين خيلي مهمه

… پنج

…پنج … دو .يه عددي مثل… يه عدد طولاني بود

.براي شروع خوبه .مي تونيم از اونجا شروع کنيم

.طبقه پنجم .باشه -

پس تو از يه تايمر استفاده مي کني؟ .نه، من بايد خودم اونو تشخيص بدم -

زماني که همه شما در اتاق 528 خواب هستين .من منتظر “ضربه”، “يوسف” خواهم بود

خب، از کجا اونو تشخيص ميدي؟ .با صداي موسيقي بهم علامت ميده -

و بعدش زمانيکه وَن به گاردريل پل برخورد کنه .بايد کارمون بدون اشتباه باشه

بنابراين ما هم يه “ضربه” خوب و .هماهنگ شده خواهيم داشت

.اگر خيلي زود باشه، ما نمي تونيم از خواب خارج بشيم

و اگر هم خيلي دير باشه .من قادر نخواهم بود که خودمون رو بندازم (بمب رو فعال کنم)

چرا نمي توني؟

،چون وَن درحال سقوط آزاد خواهد بود .تو هم نمي توني بدون نيروي جاذبه بيوفتي

.درسته

.اونا افرادم هستن

آقاي “چارلز”؟ مي دوني اون چيه آقاي “فيشر”؟ -

.آره، فکر کنم بدونم .اونا سعي داشتن شما رو وارد خواب کنن -

.من همين الان در خواب هستم .دوباره وارد کنن-

منظورت چيه؟ يه خواب درون يه خواب ديگه؟

.هي، ميبينم كه دوباره قيافت رو عوض کردي

عذر ميخوام؟

،اوه، ببخشيد .من شما رو با يکي از دوستام اشتباه گرفتم

!مطمئنم دوست خوشتيپي داري

.اون تصور ذهني “فيشر” از “براونينگ” هستش .بيا بريم دنبالش و ببينيم رفتارش چطوريه

چرا؟ …چون طرز رفتارش بهمون نشون ميده -

فيشر” به انگيزه “براونينگ” اونطور که” .ميخوايم مشکوک ميشه يا نه

عمو “پيتر”؟ گفتي كه شما باهم دزديه شدين؟ -

خب، دقيقاً نه. اونا قبلش اونو گرفته بودن .و داشتن شکنجه َش ميدادن

و تو ديدي اونو شكنجه كنن؟

آدم رباها براي تو کار مي کردن؟ …“رابرت” -

تو سعي داشتي در اون گاوصندوق رو باز كني؟ و بتوني به اون يکي وصيت نامه برسي؟

.کمپاني “فيشر-مارو” كل زندگي بوده .نمي تونم بهت اجازه بدم اونو نابود کني

.من که نميخوام ميراثم رو دور بندازم چرا بايد همچين چيزي بخوام؟

نمي تونستم بهت اجازه بدم .جلوي آخرين طعنه و سرزنش پدرت بايستي

چه طعنه‌اي؟ …وصيت نامه “رابرت”، اون وصيت نامه -

.آخرين توهينش به تو بود

…يه رقابت براي تو که يه چيزي براي خودت بسازي

با گفتن اين حرف بهت که .تو لياقت دستاوردهاي اون رو نداري

چي، اينکه ازم نااميد بود، ها؟

.متأسفم

.ولي… اون اشتباه مي کنه

تو مي توني يه کمپاني بهتر از .چيزي که اون تابحال ساخته بود، بسازي

…آقاي “فيشر”؟ !داره دروغ ميگه

از كجا ميدوني؟ .بهم اعتماد كن. اين كار ِمنه -

اون داره يه چيزي رو مخفي ميكنه .و ما بايد بفهميم که اون چيه

ازت ميخوام همون كاري رو باهاش بکني .كه اون ميخواست با شما بكنه

ما وارد ضميرناخودآگاهش ميشيم و مي فهميم .که اون چي بوده که نميخواسته تو بفهمي

.باشه

.اون خوابيد

صبرکن، ما دقيقاً ميخوايم وارد ضمير ناخودآگاه کي بشيم؟

.ما وارد ذهن “فيشر” ميشيم

،ولي من بهش گفتم که وارد ذهن “براونينگ” ميشيم .پس اون مي تونه عضوي از تيممون بشه

اون ميخواد بهمون کمک بکنه که !وارد ضمير ناخودآگاه خودش بشيم

.درسته

!نيروهاي امنيتي ميخوان بريزن روي سر و کلت، ها؟

و منم اونا رو به سمت يه !تعقيب و گريز باحال راهنمايي خواهم کرد

.فقط قبل از “ضربه” برگرد همين جا

!”بگير بخواب، آقاي “ايمز

حالت خوبه؟

هي، حالت خوبه؟ .آره، آره. من… من خوبم. آماده‌ام -

متن انگلیسی بخش

Mr. Fischer, I’m here to protect you in the event…

…that someone tries to access your mind through your dreams.

You’re not safe here.

They’re coming for you.

Strange weather, isn’t it?

You feel that?

What’s happening?

Cobb’s drawing Fischer’s attention to the strangeness of the dream…

…which is making his subconscious look for the dreamer.

They’re still looking at us. Yeah, it was worth a shot.

We should probably get out of here.

You feel that? You’ve actually been trained for this, Mr. Fischer.

Pay attention to the strangeness of the weather, the shift in gravity.

None of this is real. You’re in a dream.

Now, the easiest way for you to test yourself…

…is to try and remember how you arrived at this hotel. Can you do that?

Yeah, I…

No, breathe, breathe. Remember your training.

Accept the fact that you’re in a dream, and I’m here to protect you. Go on.

Mm-hm.

You’re not real? No.

No. I’m a projection of your subconscious.

I was sent here to protect you in the event…

…that extractors tried to pull you into a dream.

And I believe that’s what’s going on right now, Mr. Fischer.

Yeah.

Okay.

Okay.

Can you get me out of here?

Right away. Follow me.

Hold on a second.

Jesus Christ! What are you doing?

These men were sent here to abduct you, all right?

If you want my help, you have to remain calm.

I need you to work with me, Mr. Fischer.

If this is a dream, I should just kill myself to wake up, right?

I wouldn’t do that if I were you, Mr. Fischer.

I believe they have you sedated, and if you pull that trigger…

…you may not wake up.

You may go into a further dream state. Now, you know what I’m talking about.

You remember the training.

Remember what I said to you.

Give me the gun.

This room should be directly below 528? Yeah.

Think, Mr. Fischer, think.

What do you remember from before this dream?

There was, um, a lot of gunfire.

There was rain.

Uncle Peter.

Oh, my God, we’ve been kidnapped. Where were they holding you?

They had us in the back of a van. That explains the gravity shifts.

You’re in the back of a van. Keep going.

It had something to do with, um…

Something to do with a safe.

God, why is it so hard to remember?

It’s like trying to remember a dream after you’ve woken up.

Listen, it takes years of practice.

You and Browning have been pulled into this dream…

…because they’re trying to steal something from your mind.

I need you to focus and try and remember what that is.

What is it, Mr. Fischer? Think!

A combination. They demanded the first numbers to pop into my head.

They’re trying to extract a number from your subconscious.

It can represent anything. We’re in a hotel right now.

We should try hotel rooms. What was the number, Mr. Fischer?

Try and remember for me. This is very important.

Five.

Five, two… It was something, it was a long number.

That’s good. We can start there. Fifth floor.

Yep.

So do you use a timer? No, I have to judge it for myself.

While you’re all asleep in 528, I wait for Yusuf’s kick.

Well, how will you know? His music warns me.

And then when the van hits the barrier of the bridge, that should be unmistakable.

So we get a nice synchronized kick.

If it’s too soon, we won’t get pulled out.

But if it’s too late, I won’t be able to drop us.

Well, why not? Because the van will be in freefall.

Can’t drop you without gravity. Right.

They’re with me. Go on.

Mr. Charles.

Do you know what that is, Mr. Fischer? Yeah, I think so.

They were trying to put you under.

I’m already under. Under again.

What do you mean, a dream within a dream?

Hey. I see you’ve changed.

I’m sorry?

Oh, I’m sorry. I mistook you for a friend.

Oh.

Good-looking fellow, I’m sure.

No, no, no. That’s Fischer’s projection of Browning.

Let’s follow him and see how he behaves.

Why? Because how he acts will tell us…

…if Fischer is starting to suspect his motives the way we want him to.

Uncle Peter. You said you were kidnapped together?

Well, not exactly. They already had him. They were torturing him.

And you saw them torture him?

The kidnappers are working for you?

Robert.

You’re trying to get that safe open? To get the alternate will?

Fischer Morrow has been my entire life. I can’t let you destroy it.

I’m not gonna throw away my inheritance.

I couldn’t let you rise to your father’s last taunt.

What taunt? The will, Robert. That will?

That’s his last insult.

A challenge for you to build something for yourself…

…by telling you you’re not worthy of his accomplishments.

What, but that he was, um, disappointed? I’m sorry.

But he’s wrong.

You can build a better company than he ever did.

Mr. Fischer? He’s lying.

How do you know? Trust me, it’s what I do.

He’s hiding something, and we need to find out what that is.

I need you to do the same thing to him that he was going to do to you.

We’ll enter his subconscious and find out what he doesn’t want you to know.

All right.

He’s out. Wait.

Whose subconscious are we going into exactly?

We’re going into Fischer’s.

I told him it was Browning’s so he’d be a part of our team.

He’s gonna help us break into his own subconscious.

That’s right.

Security’s gonna run you down hard.

And I will lead them on a merry chase.

Just be back before the kick. Go to sleep, Mr. Eames.

You good?

Hey. You ready?

Yes, yes. I’m fine. I’m ready.

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.