بخش 03

: جوکر / فصل 3

بخش 03

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح خیلی ساده

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این فصل را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

ترجمه‌ی فصل

سلام هویت

گری گفت میخواستی منو ببینی

شغل کمدی چطوره؟

از اون استندآپ‌های معروف شدی؟

هنوز نه کاملا

فقط داشتم رو یه سری جوک کار می‌کردم

نه نشین

سریع کارم تمومه

ببین، من ازت خوشم میاد آرتور

خیلیا فکر می‌کنن آدم عجیب غریبی هستی

ولی من ازت خوشم میاد

حتی نمیدونم چرا ازت خوشم میاد

ولی یه شکایت دیگه گرفتم

دیگه داره میره رو اعصابم

ساز فروشيِ کِنی

یارو گفت غیبت زد

و تابلوش رو هم پس ندادی

چون بهم حمله کردن

نشنیدی؟

واسه یه تابلو؟

.چرت نگو

اصلا منطقی نیست

تابلوش رو پس بده

محض رضای خدا، یارو داره تعطیل می‌کنه آرتور

آخه چرا تابلوشو نگه دارم؟

من از کجا بدونم؟

چرا هرکسی هرکاری می‌کنه؟

اگه تابلو رو پس ندی

پولش رو از حقوقت برمیدارم

افتاد؟

ببین، من میخوام کمکت کنم

باشه؟ باید یه چیز دیگه هم بهت بگم

بقیه همکارا باهات حال نمی‌کنن آرتور

چون فکر می‌کنن آدم عجیبی هستی

خب؟ نمیخوام اینطوری باشه

صبرکن، صبرکن، صبر کن.

صبر کن.

مرسی

چه ساختمون وحشتناکی، مگه نه؟

چه ساختمون وحشتناکی، مگه نه مامان؟

آره جیجی، درست میگی عزیزم

واقعا وحشتناکه مامان

درسته مامان؟

شب بخیر

چه ساختمون وحشتناکی، مگه نه؟

هی.

بیا

سلام اسمت چیه؟

آرتور

سلام آرتور، چه رقاص خوبی هستی

میدونم

کی خوب نمیرقصه؟

اون

چی بود؟ حالت خوبه؟

چی مامان؟

اون صدا! شنیدی؟

دارم یه فیلم جنگی قدیمی می‌بینم!

صداشو کم کن!

ببخشید مامان

خوبی؟

لذت میبرم وقتی زوج‌ها رو توی اجراهام می‌بینم

من زن دارم

دوست داریم نقش بازی کنیم

آره، آره، خیلی جذابه

الان نقش مورد علاقه‌ام پروفسور و دانشجوییه که باید کلاسمو پاس کنه

آره

بهتون میگم چطوری اجراش می‌کنم

من پروفسور یه دانشگاه معتبر توی نیوانگلند هستم

و همسرم هم دانشجوی سال آخر کلاس مقدمه‌ی تمدن غربی منه

آره میدونم. میدونم. مگه میشه سال آخر باشه و هنوز تو مقدمه کلاس باشه؟

منم زیاد قانع نشدم

خلاصه، توی ساعت کاری میاد دفترم

یعنی دوشنبه تا چهارشنبه بین 3 تا 5

و میگه ببخشید پروفسور لوئیس

تو این دانشگاه نمی‌تونم از فامیلی واقعیم استفاده کنم

چون اونجا یهودیا رو استخدام نمی‌کنن

حالا وقتی اونجا شغل رو گرفتم می‌تونم ازش استفاده کنم

خلاصه… زنم میگه

ببخشید پروفسور لوئیس

بنظرم ممکنه کلاس مقدمه‌ی تمدن غربی شما رو بیوفتم

و میخوام بدونین حاضرم هرکاری بکنم تا کلاسو پاس بشم

“من گفتم “هرکاری؟

و اون میگه…

متن انگلیسی فصل

Hello, Hoyt.

Gary said you wanted to see me.

How’s the comedy career? Are you a famous standup yet?

Not quite.

Just been working on my material.

No, don’t sit.

This’ll be quick.

Look, I like you, Arthur.

You know, a lot of the guys, they think you’re a freak, but I like you.

I don’t even know why I like you.

But I got another complaint.

It’s starting to piss me off.

Kenny’s Music.

The guy said you disappeared.

Never even returned his sign.

Because I got jumped.

Didn’t you hear?

For a sign?

That’s bullshit.

It doesn’t even make sense.

Just get him his sign back.

He’s going out of business, for God’s sake, Arthur.

Why would I keep his sign?

How the fuck do I know? Why does anybody do anything?

If you don’t return the sign,

I gotta take it out of your paycheck.

Are we clear?

Listen, I’m trying to help you.

Okay? And I’ll tell you something else.

The other guys, they don’t feel comfortable around you, Arthur,

because people think you’re weird.

Okay? And I can’t have that around me.

Wait, wait, wait.

Wait.

Thank you.

This building is so awful, isn’t it?

This building is so awful, right, Mommy?

Yes, we can hear you, GiGi.

It’s so awful, Mommy.

Right, Mommy?

Good night.

GiGi This building’s so awful, isn’t it?

Hey.

Come on.

Hey, what’s your name?

Arthur.

Hey, Arthur, you’re a really good dancer.

I know.

You know who’s not? Him.

What was that? Are you okay?

Mom, what?

That noise! Did you hear that noise?

I’m watching an old war movie!

Turn it down!

Sorry, Mom.

You good?

It’s nice to see these couples out at my show.

I have a wife.

We love to roleplay.

Yes, yes, very sexy.

My favorite one right now is professor and senior who really needs to pass my class to graduate.

Yes.

So, I’ll tell you how I operate.

I’m a professor at a prestigious New England university…

And my wife is a senior in my Intro To Western Civ.

I know. I know.

Why is she a senior in the intro? I didn’t buy it either.

So, she comes to me during my office hours.

It’s Monday and Wednesday, three to five.

She says, Excuse me, Professor Lewis.

I can’t use my real last name at this college

‘cause they don’t hire Jews.

It’s something I’ll address once I have tenure, but for now…

She says, Excuse me, Professor Lewis,

I think I might be in danger of failing your ‘Intro to Western Civ, ‘

and I just want you to know I’m willing to do anything to pass.

And I said, Anything? And she said…

مشارکت کنندگان در این صفحه

ویرایشگران این صفحه به ترتیب درصد مشارکت:

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.