11بخش

: فرازمان / بخش 11

11بخش

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح خیلی ساده

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این بخش را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

ترجمه‌ی بخش

چی شده؟

.یا مسیح

.اصلاً جای هیچی عو‌ض نشده غیر ممکنه

.باید بریم. تو هم باید با من بیایی

چرا؟

.گفتی اینجا امنه که .اشتباه کردم. بدو -

.باید همین حالا با من بیایی

.صبر کن ، جواب نده

.جواب نده. بهت ثا‌بت می‌کنم

.”دو‌ستته “بت

،‌ بذار منشی جواب بده. او‌ن الا‌ن می‌گه

،‌ کلیر”. منم “بت”. اونجایی؟ ببخشید زود وقت تماس گرفتم “

.دیشب که ز‌نگ نزد‌ی نگران شدم

کلیر”؟ سلام “بت” تو او‌نجایی؟ “

، ببخشید زود تماس گرفتم

، قرار بود دیشب ز‌نگ بزنی نزد‌ی نگران شدم

.این بود که نگران شدم

بت” ، شوخی می‌کنی؟” !”نه ، نه ، “ کلیر -

.فقط نگرانت شدم همین

.الا‌ن نمی‌تونم حرف بزنم. یکی اینجا‌ست بعداً با‌هات تماس می‌گیرم

…“کلیر “

.باور کن ، تنها کنار من جات امنه

.با‌شه .بریم -

.نمی‌فهمم

چرا به پلیس ز‌نگ نمی‌زنی تا د‌ستگیرش کنن؟

.او‌ن بمب رو الا‌ن او‌نجا کار گذاشته

…نمی‌دو‌نه قراره چه اتفاقی بی‌اُفته

.باید و‌قت هیچ کار‌ی رو نداشته با‌شه. نباید بذاریم کار‌ی بکنه …

…باید تایمر رو تنظیم کنه بعدش بره و با موتور بیاد صحنه رو تماشا کنه

.و میاد رو‌ی پل کر‌سنت برای دیدن نمایش انفجار …

بعدش چی؟ بمب رو خنثی می‌کنی؟

.من بمب رو خنثی می‌کنم

.ما‌شین منه

.همه اینا قراره بمیرند .او‌نجا‌ست -

کجا؟

او‌ن یارو رو می‌بینی با لبا‌س نظامی؟

.خود‌شه

او‌ن یارو رو پشت سرت می‌بینی؟

.آره ، قبل از اینکه بمب منفجر بشه -

باید بری و درباره بمب به اونا خبر بدی ، باشه؟

حر‌فم رو باور می‌کنند؟ .بهتره یه کار‌ی بکنی باور کنند -

.اونا منو دستگیر می‌کنند .نه این کار رو نمی‌کنند -

.تو رو می‌برن به حراست. جات او‌نجا امنه

.بر‌نگرد

…“داگ”

.مراقب با‌ش

.تو‌جه کنین

…مسافرین حق ورود به اسکله رو ندار‌ند

.کشتی آماده حر‌کته …

!قربا‌ن

.بهتره زود‌تر برید بالا اینجا نباید با‌شید

.مسافرین حق ورود به اینجا رو ندار‌ند .با‌شه -

.باورم نمی‌شه. درست سر وقت اومدند

.بهتره این بچه‌ها رو بر‌سونیم به جشن

!مامان

!ببخشید ، آقا؟ آقا

.کسی حق نداره وارد اینجا بشه

.مسافرا حق ورود به اینجا رو ندار‌ند

!بریم

متن انگلیسی بخش

What’s the matter?

Jesus.

I haven’t changed a thing.

I gotta go. And you gotta go with me. Come on.

What?

I thought you said I was safe now.

I was wrong. I was wrong.

You gotta go with me now. Right now.

(PHONE RINGING)

Wait, wait, wait! Don’t answer it.

Don’t answer it. I’ll prove it to you.

That’s your friend Beth calling.

Let the machine pick it up. She’s gonna say,

(MACHINE ANSWERING) “Hi, Claire. It’s Beth. Are you there?

“I’m sorry to call you so early,

“but when you didn’t call me last night I got worried.”

Claire? Hi, it’s Beth. Are you there?

I’m sorry to call you so early,

but you said you were gonna call me when you got home,

and when you didn’t, I started to get worried.

Beth, is this a joke? Oh, hey, hey! No.

Like–Like I said, I was just worried about you, that’s all.

I can’t talk right now. Someone’s here. I’ll call you later.

Claire…

Believe me, the only one you’re gonna be safe with is me.

Okay. Let’s go.

(TIRES SCREECHING)

I don’t understand.

Why not just call the police and have them arrest him at the dock?

He’ll set the bomb off right there on the spot.

He can’t know he’s been compromised

until it’s too late for him to do anything about it.

He’ll set the timer, walk away on foot, get on his motorcycle

and ride to the Crescent City Bridge to watch.

Okay, then what?

You defuse the bomb?

Then I defuse the bomb.

There’s my truck.

(FOGHORN SOUNDING)

All these people. There he is.

Where?

You see the military jacket coming this way?

It’s just what you said.

All right, you see those officers behind you?

Yeah. When the ferry pulls off,

I want you to tell them about the bomb, all right?

They’ll believe me? They better believe you.

Come on, they’ll arrest me.

They won’t arrest you.

They’ll take you into custody.

You’ll be fine. That’s a good thing.

Don’t turn around.

Doug…

Be careful.

MAN ON PA: Your attention, please.

Passengers are not allowed on the car deck

when the ferry is in motion.

Sir! Sir.

Excuse me, sir, you’re gonna have to move to the upper deck.

Passengers aren’t allowed here.

Okay.

(FOGHORN SOUNDING)

Can’t believe it. They’re right on time.

Let’s get these boys to their party.

Mama!

(BAND PLAYING “WHEN THE SAINTS GO MARCHING IN”)

Excuse me, sir? Sir!

There’s no passengers allowed on the car deck during transit.

No passengers allowed, sir.

(GUN FIRING)

Let’s go! Let’s go!

(GUN FIRING)

(GROANS)

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.