درس 09

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح ساده

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این درس را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

ترجمه‌ی درس

‫هی. پنج دقیقه‌ی دیگه من میشم یوسف

‫تو آدم مناسبی نیستی که ‫نقش پدر عیسی رو بازی کنی برد

‫اون پدر عیسی نبود ‫پدر خونده‌ی عیسی بود

‫و منم مناسبترین آدمم

‫اونقد اون چوب ‫چوپونیت رو بهم نزن برد

‫بهت هشدار دادم

‫حق با برده

‫بذار یوسف باشه

‫ممنون راجر ‫لطف کردی

‫نوبت برده داستی

‫بابا، نقش رو خراب نکن

‫و نمی‌خواد از من طرفداری کنی

‫میشه یکم نزاکت داشته باشی؟ نزاکت دارم

‫بچه‌ها، خفه شید

‫حالا عیسی کوچولو رو بیدار می‌کنید

‫بسه دیگه ‫ریش رو بده بهم

‫دست به ریش یوسفم نزن برد

‫ریش رو بده بهش ‫بابا، دخالت نکن

‫میشه یکم به تولد عیسی احترام بذارید؟

‫تمومش کنید!

‫اینکارا خیلی مسخره‌ست

‫و من نمی‌فهمم واسه چیه

‫وقتی مری می‌خواد بچه‌دار بشه ‫چرا میرن سفر؟

‫مگه توی بیت لحم چی اینقد مهمه ‫که نصف شبی باید برن اونجا؟

‫یه سرشماری بوده، فهمیدی؟ ‫اینو که توی مدرسه‌ی یکشنبه برات توضیح دادم

‫مگان، چی شده…

‫اگ‌ناگ خوردی؟

‫هی، کی پایه‌ی پنکیکه؟

‫آره، اون بچه بدجوری تو فضاس

‫مامان تو خیلی خوشگلی

‫میشه بریم پنکیک بخوریم؟

‫شرمنده رفقا

‫چندتا مشکل فنی پیش اومده

‫عالیه بابا، رفتی واسه دیوار چهارم

‫هیچکدومش واقعی نبود رفقا

‫من میرم توی ماشین بشینم

‫کلیدا رو بده بهم بــرد!

‫نه، من کلید ماشین رو بهت نمیدم ‫چون هم بچه‌ای ‫هم مستی

‫هیچکس از صدای احمقانه و ‫مسخره‌ی بردیت خوشش نمیاد

‫بوی کدوتنبل میدی!

‫و تو هم وقتی مستی ‫چه ضرب دستی هم داره

‫بچه‌ی 9 ساله‌ی مست

‫مراقب حرف زدنت باش راجر

آدریانا! خوبی عزیزم؟

حالش خوبه؟ اون …

اون چشه …

چه شوک بزرگی. حالا ما میدونیم که مگان اگناگ رو از کجا آورده

تو همیشه فکر میکنی که اون تاثیر بدی میذاره

شاید دختر خودت مشروب به خورد دخترم داده

شاید دخترت اینجوریه چون مادرش از مغازه جنس کش میره

دزد مغازه

سارا، ما روی این کش رفتن از مغازه کار کردیم، خیلی خب؟

ولی این ربطی نداره که آدریانا همیشه اوقات مایه‌ی عذاب دیگرانه

دخترِ من مایه‌ی عذاب نیست!

آدریانا، بیا بریم

نه، عزیزم، همچین منظوری نداشتم

عزیزم! هی

دخترم رو چی صدا کردی؟ گفت دخترت مایه‌ی عذابه

هی. من خصلتهای زیادی دارم، ولی کافر نیستم

بیا بریم بیرون دعوا کنیم

آره، بیا از آخور خارج بشیم

بهش گفت مایه‌ی عذابه

برو که رفتیم خیلی خب بچه‌ها،نمیشه همینجوری بذاریم بریم

یوسف و صاحب مسافرخانه از آخور خارج میشن!

صاحب مسافرخونه، دعوا رو شروع کن

دهنش رو صاف کن، یوسف!

ما اینکار رو جلوی بچه‌ها انجام نمیدیم!

میگم، شما چه جور پدرایی هستین آخه؟

چه حرف پُر معنایی زد!

از طرف کسی که بمدت 6 ماه به پسرش دروغ گفته

شاید بخاطر همینه که همه فکر میکنن که داستانهات خیلی لذت بخشن

چون همه‌شون دروغین هستن!

سارا، بچه‌ها رو از اینجا ببر، باشه؟

خوشحال میشم. به هر صورت خودمم نمیخواستم اونا این ماجرا رو تماشا کنن

خوش بگذره، احمقا!

پنکیک، بدکاره ها! نگو بدکاره

بچه‌ها رفتن. دعوا رو شروع کنیم

من کسی که لباس شبیه یوسف پوشیده رو نمیزنم

ریشو دراوردم، راجر

چند تا بهانه میخوای بیاری، پسر؟

حالا دیگه دعوا شروع شد

میدونی چیه، برد؟ دان!

بله، من دروغ گفتم!

چون هروقت مشکلی که توی زندگیت باشه، اگه زندگیت رویایی نیست، تو کاملا از هم میپاشی

فکر کردم که ما رابطه‌ی صادقانه داشتیم

جدا؟ برد،

مطمئنم بهش راجع به اون عملی که پارسال داشتی بهش نگفتی، مگه نه؟

وای خدا. کدوم عمل؟

چیزی نبود، فقط یه تومور خوش خیم بود

اینجا رو باش. شما یه زوج بدبخت دروغگویید

و تو!

از لحظه‌ای که به اینجا رسیدی، فقط بدجنس بودی و تیکه مینداختی

خب، میدونی چیه، کرت؟

ک بهت! بابا!

درسته. کاری بهت ندارم

باریکلا، مرشد.

از ک استفاده کردی

نه از اون کلمه‌ی ک دار معروف، ولی یه کلمه‌ی ک دار، و این واسه شروع خوبه

حالا، یالا، بهم بیلاخ بده، پسر گنده. یالا

یالا هی! هی!

هنوزم قراره دعوا کنیم یا نه؟

راجر به نکته‌ی خوبی اشاره کرد.

بیا بریم رو کار دعوا

یالا، راجر. دعوا!

دعوا رو شروع کنیم!

یالا! نه، نه، نه، نه!

اگه یه مشت به همدیگه بزنین، میخواد بچه‌ها باشن یا نه، این تاثیر منفی روشون میذاره

خیلی خب.

داری چیکار میکنی؟

اوه. اوه، گرفتم. آره، آره.

دعوای گلوله برفی

من چند تا تفنگ اسباب بازی عقب ماشینم دارم

میخوای برم بیارمشون؟

من توی تیم بیسبال نوجوانان ردساکس بهترین پرتاب رو انجام دادم، راجر

نگو که بهت اخطار ندادم

بهترین پرتابت رو بکن

بابا!

دان، متاسفم!

چه داغونه

خیلی شرمنده. نه، نه، چیزی نبودش

هی، منصفانه نیست.

این یه گلوله‌ی یخی‌ـه

مطمئنم که همینطوره

میدونی، اگه اونو پرت کنی ما دیگه بابای مشترک نیستیم

از اینم رد کردیم کله شق

میدونی، از این به بعد، ما مثل یه خانواده‌ی قاطی عادی رفتار میکنیم بجز اینکه من ازت متنفرم

بچه‌ها هیچوقت نمیفهمن، چون من اونقدر بابای خوبی‌ام که بخوام ناپدری‌شون رو تو ذهنشون خراب کنم

ولی جان همونجا خواهد بود، برد

خراب و داغون

خب، اینو داشته باش، من حضورت رو صبح، ظهر و شب گرامی میدارم چون این کار درستیه که جلوی بچه‌ها باید انجام داد

ولی بدون چیزی که راجع بهت فکر میکنم اینه که میتونی بری گم بشی، داستی

خیلی قشنگ

میخوای همینجوری اونو الکی بگیری دستت یا قراره بزنی بهم، برد؟

هان؟

چی؟ چی؟

هان؟

اون هیچوقت ورزشی انجام نداده

شاید تو دستش گیر کرده

اوه! اوه!

هان؟ هان؟

همین فکر رو میکردم

میدونی چیه، داستی،تو ارزشش رو نداری

بریم، بابا

خوبه

سر کارت گذاشتم. تو کاملا ارزشش رو داری!

بابا!

اون یه گلوله‌ی یخی بود با بابات اینجوری رفتار میکنی؟

بابا

ببین، اتفاقی بود

یالا بزن، راجر

برد همون اول درست گفت

تو ارزشش رو نداری

لعنتی! درست خورد تو گردنم!

دان! شرمنده! شرمنده!

اون مثل انگار گلوله برفی جذب میکنه

بابت همه‌چی حق داشتی.

حالا خوشحالی؟

داستی، خوشم میاد که حق باهام باشه

هی، بچه‌ات اون توئه؟

گریفی!

میدونم. میدونم، عزیزم.

چیزی نیست، چیزی نیست

میدونم، میدونم

ایده‌ی داستی بود.

من هیچوقت اینو نمیخواستم

هی، برد. اون مال منه

‫اوه، این چمدون توئه؟ ‫آره

سارا؟ سارا!

وای خدا

اینجا چه خبره؟

جریان چیه، جناب سروان؟

بهمن به بزرگراه روبرو رسیده

چند ساعتی وقت میبره تا تمیز بشه،

پس دنبال ماشینها به شهر برید، باشه؟

چی باعث بهمن شده؟

همش بخاطر برف بوده؟

آره، تقریبا مطمئنم برف یه ربطی به بهمن داشته

حرکت کنید!

خب، فکر کنم که وایسیم و واسه گذر وقت ناهار بخوریم

توی روز کریسمس؟

کجا بازه آخه؟

نمیدونم

اوه، اینجا رو باش

انگار که همه یه ایده‌ی واحد داشتن

وای نه.

همه چی فروخته شده

خب، فکر کنم بتونیم فیلم “میسل تو” رو ببینیم

جریانش چیه؟

لیام نیسون بازی میکنه

اون یه ماشین یدک کش داره که داره میره خونه که کریسمس رو با با بچه‌هاش باشه

و اتفاقی با چند تا تروریست همراه میشه که یه موشک دزدیده شده دارن

پس اونو به ماشینش میبنده و باید قبل از صبح کریسمس اونو به فرماندهی دفاع هوافضای آمریکای شمالی ببره

شنیدم که فیلم خیلی توپیه!

مطمئن نیستم، برد، زده مخاطب بالای 13 سال

خیلی از الفاظ زننده خوشم نمیاد

خب، یه بچه‌ی کوچیک توش بازی میکنه

یعنی، چقدر ممکنه الفاظ بد توش باشه؟

بعلاوه، تو عاشق بازی لیام نیسون هستی

آره

بیا بریم ببینیمش باشه

بنظر خیلی قهرمانانه میاد

در این حد میتونم بگم. یعنی، واقعا. پسر!

متن انگلیسی درس

Hey. Five more minutes and I get to be Joseph.

You’re not the right type to play Jesus’ dad, Brad.

He wasn’t Jesus’ dad, he was Jesus’ stepdad.

And I’m exactly the right type.

You’d better stop hitting me with that shepherd stick, Brad.

I’m warning you.

Brad’s right.

Let him be Joseph.

Thank you, Roger, I appreciate that.

It’s Brad’s turn, Dusty.

Dad, don’t break character.

And stop trying to butter me up.

Can we show some decorum? I’m showing decorum.

You guys, zip it!

You’re gonna wake up Baby Jesus.

That’s it. Give me the beard.

Don’t touch my Joseph beard, Brad!

Give him the beard! Dad, stay out of it!

Can we have some respect for the Nativity?

Cut it out!

This is stupid.

I don’t even get it.

Why go on a trip when Mary’s about to have a baby?

What’s so damn important you got to go to Bethlehem in the middle of the night?

There was a census, okay? We covered that in Sunday School.

Megan, what is going…

Did you get into the eggnog?

Hey. Who’s up for some IHOP?

Yeah, that kid’s pickled all right.

Mom, you’re pretty.

Can we go to IHOP?

I’m sorry, folks.

Having some technical difficulties.

Great, Dad. Now you’ve broken the fourth wall!

None of it’s real, folks.

I want to go wait in the car.

Give me the keys, Brad!

No, I am not giving you the keys to the car, because you’re drunk and you’re a child.

Nobody likes your dumb, stupid Brad voice.

And you smell like pumpkins!

And you’re a mean drunk. Kid’s got an arm.

Drunk nine-year-old.

You better watch it, Roger.

Adrianna! Are you okay, sweetheart?

Is she okay? Is she…

What is she…

What a shock. Now we know where Megan got the eggnog.

You always assume she’s the bad influence.

Maybe your daughter plied my daughter with alcohol.

Maybe your daughter’s that way because her mother is a shoplifter.

Shoplifter.

Sara, we’ve been working on the shoplifting thing, okay?

But that has nothing to do with Adrianna being such a little nightmare all the time.

My daughter is not a nightmare!

Come on, Adrianna.

No, sweetheart, I didn’t mean that.

Honey!

Hey.

What’d you call my daughter?

He called her a nightmare.

Hey. I’m a lot of things, but I’m not a heathen.

Let’s take this outside.

Yeah, let’s step outside the manger.

He called her a nightmare.

Here we go.

Now, now, boys, we can’t just leave!

Joseph and the Innkeeper rumble outside the manger!

Make the first move, Innkeeper.

Kick his ass, Joseph!

We are not going to do this in front of the children!

Now, what kind of fathers are you, anyway?

That’s rich!

Coming from a guy who lies to his son for six months.

Maybe that’s why everyone thinks your stories are so “delightful,”

because they’re all lies!

Sara, get the kids out of here, okay?

Happily. I don’t want them watching this anyway.

Have fun, morons!

Pancakes, bit@hes!

Do not say “bit@hes”.

Kids are gone. Let’s go.

I’m not hitting a guy dressed like Joseph.

The beard’s off, Roger.

How many excuses you want to pull out, man?

Now it’s on.

You know what, Brad? Don!

Yes, I lied!

Because whenever there’s anything wrong in your life, if it isn’t roses and rainbows, you completely fall apart.

I thought we had an honest relationship!

Oh, yeah? Brad,

I bet you never told him about that procedure you had last year, did you?

Oh, my God. What procedure?

It was nothing, just some benign tissue.

How about that? You’re both a couple of lying sacks.

And, you!

From the minute you got here, you’ve been nothing but mean and sarcastic.

Well, you know what, Kurt?

F you! Dad!

That’s right. Forget you!

Attaboy, swami.

Throwing down F words.

Not the F word, but an F word, and that’s a good start.

Now, come on, give me the finger, big boy. Come on.

Come on.

Hey! Hey!

Are we gonna still fight or what?

Roger brings up a good point.

Let’s get the momentum back.

Come on, Roger. Get some!

Let’s get in there!

Come on! No, no, no, no, no!

If you lay one hand on each other, whether the kids are here or not, it will negatively impact them.

All right.

What are you doing?

Oh. Oh, I see. Yeah, yeah.

Snowball fight.

I’ve got some Nerf guns in the back of my car.

Want me to get them?

I pitched triple-A for the Red Sox in their farm system, Roger.

Don’t say I didn’t warn you.

Take your best shot.

Dad!

Don, I’m sorry!

That sucks.

I’m so sorry. No, no, it was all right.

Hey, no fair.

That’s an ice ball.

You bet it is.

You know, you throw that and we are no longer co-dads.

I’m way ahead of you, di@khead.

You know, from now on, we’ll just act like a normal blended family with me hating your guts.

The kids will never know, because I’m too good of a dad to ever throw their stepfather under the bus.

But that’s right where you’re gonna be, Brad.

Under my bus.

Well, guess what, I’m gonna celebrate you morning, noon and night because it’s the right thing to do in front of the kids.

But just know the way I really feel about you is you can suck a fart, Dusty.

A wet, greasy fart.

You gonna keep pump-faking that thing or you gonna take a shot, Brad?

Huh?

What? What? Huh?

He’s never played sports ever.

Maybe it’s stuck to his hand.

Oh! Oh!

Huh? Huh?

That’s what I thought.

You know what, Dusty, you’re not worth it.

Come on, Dad.

Good.

Psych. You’re totally worth it!

Dad!

That was an ice ball. Treating your dad like that!

Dad.

Look, it was an accident.

Go ahead, Roger.

Brad was right the first time.

You’re not worth it.

Dang! Right down my neck!

Don! Sorry! Sorry!

That guy’s like a snowball magnet.

You were right about everything.

You happy now?

Dusty, I do like being right.

Hey, is that your baby in there?

Griffy!

I know. I know, sweetie.

It’s okay, it’s okay.

I know, I know.

This was Dusty’s idea.

I never wanted to do this.

Hey, Brad. That one’s mine.

Oh, is this bag yours? Yeah.

Sara? Sara!

Oh, my gosh.

What is going on here?

What’s happening, Officer?

Avalanche hit the highway up ahead.

It’s gonna take a few hours to clear it,

so follow the traffic back into town, all right?

What caused the avalanche?

Was it all the snow?

Yeah, I’m pretty sure snow had something to do with the avalanche.

Keep it moving!

Well, I guess we could stop and have lunch to kill time.

On Christmas Day?

What’s gonna be open?

I don’t know.

Oh, look at that!

Looks like everyone had the same idea.

Oh, no.

Everything’s sold out.

Well, I guess we could see Missile Tow.

What’s that about?

It’s Liam Neeson.

He’s a tow truck driver who’s on his way home for Christmas with his kids and

happens along some terrorists who’ve hijacked a mobile ICBM.

So he hooks it to his rig and has to get it to NORAD before Christmas morning.

I hear it’s really good!

I don’t know, Brad, it’s PG-13.

I don’t really care for the salty language.

Well, it has cute little kids in it.

I mean, how dirty can it be?

Besides, you love Liam Neeson.

I do.

Let’s just give it a shot. Yes!

Looks very heroic.

I’ll say that much.

I mean, really. Man!

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.