10بخش

: هری پاتر و جام آتش / بخش 10

هری پاتر و جام آتش

15 بخش

10بخش

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح سخت

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این بخش را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

ترجمه‌ی بخش

. بذار دوباره ببينمش

. آره ، داره وقتش ميرسه

!هري ، بالاخره

، برو کنار ، دُم باريک . تا من بتونم به مهمانمون يه خوش آمد شايسته بگم

حالت خوبه ، هري؟

. من همين الان اومدم تو

. من

. هري ، تو بهم گفتي چند هفته پيش معماي تخم رو حل کردي

. مرحله ي بعدي دو روز ديگه ست . واقعاً؟ اصلاً نمي دونستم -

. فکر کنم ويکتور تا حالا بايد حلش کرده باشه

. نمي دونم . ما اصلاً در مورد مسابقه صحبت نمي کنيم

. در واقع ، اصلاً باهم صحبت نمي کنيم . ويکتور از يه موجود فيزيکي فراتره

. منظورم اينه که اون اصلاً وراج نيست

. بيشتر ، مطالعه کردن منو تماشا مي کنه

. يه کم آزار دهنده س

تو داري سعي مي کني معماي اين تخم رو حل کني ، مگه نه؟

قراره معني اين حرف چي باشه؟

…معنيش فقط اينه که اين مرحله طراحي شده

. تا تو رو از خشن ترين راه امتحان کنه… . اونا واقعاً بي رحم هستن

…و

. من برات نگرانم…

. تو بخاطر شجاعتت تونستي از اژدها بگذري

. فکر نکنم اين دفعه فقط همين کافي باشه

!هي ، پاتر

!پاتر . سدريک -

چه…؟ چطوري؟

. تماشايي

ببين ، من وقت نکردم به خاطر خبر دادن . در مورد اون اژدهاها درست ازت تشکر کنم

فراموشش کن . مطمئنم . اگه تو هم بودي همين کار رو مي کردي

. دقيقاً

تو مي دوني حمام ارشدها توي طبقه ي پنجم کجاست؟

. جاي بدي براي حموم نيست

…فقط تخم رو با خودت ببر

. و توي آب داغ خوب به مسائل فکر کن…

. هري ، دوباره بهم بگو

. “ بيا به جايي که صداي ما از آنجا آيد “

. درياچه ي سياه ، اين که معلومه

. “ يک ساعت تمام تو وقت خواهي داشت “

، اينم ، معلومه . ولي ، اعتراف مي کنم که . گيج کننده س

گيج کننده س؟

آخرين باري که يه ساعت زير آب نفست رو نگه داشتي کِي بود ، هرميون؟

. ببين ، هري ، ما مي تونيم اين کار رو انجام بديم . هر سه تامون مي تونيم حلش کنيم

. متأسفم که جلسه ي فکريتون رو قطع مي کنم

. پروفسور مک گونگال مي خواد شما رو توي دفترش ببينه

. تو نه ، پاتر . فقط ويزلي و گرنجر

…ولي ، آقا ، مرحله ي دوم فقط چند ساعت ديگه ست ، و

…دقيقاً . احتمالاً پاتر تا اون موقع آماده ميشه

. و اين کار رو با يه خواب راحت انجام ميده…

!بريد . حالا

!لانگ باتم

. چرا کمک نمي کني پاتر کتاب هاش رو بذاره سر جاشون

، مي دوني …اگه به گياه ها علاقه داري

. بهتره کتاب “ راهنماي گياه شناسي گوشاک “ رو بخوني…

مي دونستي يه جادوگري توي نپال هست که درخت هاي ضد جاذبه پرورش ميده؟

، نويل ، بهت بر نخوره …ولي من اصلاً علاقمند

. به گياه ها نيستم…

…حالا هم ، اگه

يه شلغم تبتي وجود داره که من… …باهاش بتونم يه ساعت زير آب نفس بکشم

…عالي ميشه . وگرنه…

. شلغم رو نمي دونم . اما هميشه مي توني از علف آبشش زا استفاده کني

شرط بندي؟ شرط بندي؟ !زودباشين ، بياين شرط ببندين -

. بجنبين ، رفقا! خجالت نکشين

. سه تا پسر . يک دختر -

. هر چهارتاشون ميرن پايين اما هر چهارتاشون ميان بالا؟ -

. اينقدر بدجنس نباشين

شرط بندي؟ . ده به يک براي فلور -

در اين مورد مطمئني ، نويل؟ . کاملاً -

براي يه ساعت؟ . به احتمال قوي -

به احتمال قوي؟

…خُب ، بين گياه شناسان اختلاف هست

…که اثر اون در آب شيرين با آب شور فرق مي کنه…

حالا داري اينو بهم ميگي؟ !حتماً شوخيت گرفته

. من فقط مي خواستم کمک کنم

. خُب ، حداقل هدف تو بهتر از رون و هرميون هست

اصلاً معلومه اونا کجا رفتن؟

. مثل اينکه يه کم عصبي هستي ، هري جدي؟ -

چه بلايي سرش اومده؟ . نمي دونم ، نمي تونم ببينمش -

. اوه ، خداي من . من هري پاتر رو کُشتم

!آره

چي؟

!کرام! کرام! کرام

!زودباشين! زودباشين !توجه کنيد -

!توجه کنيد

…برنده آقاي ديگوري هست

که مهارت ذاتي خودش رو… . در اجراي افسون حباب سر نشون دادن

، به هر حال ، اونطور که ديده شده …آقاي پاتر زودتر از همه گروگان ها رو پيدا کرد

…و به خاطر اين تصميمش که نه تنها آقاي ويزلي…

، بلکه ديگران رو هم نجات بدهد… …ما به توافق رسيديم که به عنوان جايزه

…مقام دوم رو به ايشون بديم…

!آره !مقام دوم -

!براي پايبندي به اصول اخلاقي…

!آره

. عاليه همه ش اصول اخلاقي بود؟ -

. خوب بود اصول اخلاقي؟ -

. عجيبه . حتي اگه خرابکاري کني ، خود به خود درست ميشه

. آره ، آفرين ، پايبند به اخلاق . تبريک ميگم ، پاتر -

. پيروزي خوبي بود . ممنون -

. آفرين ، پسر

. کنار کلبه ي هاگريد مي بينمت ، هري . ببخش که تا حالا باهم صحبت نکرديم -

. هر چي باشه ، من داستان تو رو بارها شنيدم

. قابل توجهه ، واقعاً …البته ، واقعاً غم انگيزه

. که يکي خانواده ش رو از دست بده…

ديگه هيچوقت درست نميشه ، مگه نه؟

…ولي ، زندگي ادامه داره

. و ما اينجا وايستاديم…

. مطمئنم امروز پدر و مادرت بهت افتخار مي کردن ، پاتر

!بارتيموس

ما که نمي خوايم پاتر رو گول بزنيم که يکي از کارآموزهاي تابستوني وزارتخونه بشه ، مگه نه؟

!آخرين پسري که به سازمان اسرار رفت هيچوقت برنگشت

متن انگلیسی بخش

Let me see it again.

Yes, the time is close now.

Harry, at last!

Step aside, Wormtail, so I can give our guest a proper greeting.

You all right, Harry?

I just got in.

Me.

Harry, you told me youd figured the egg out weeks ago.

The task is two days from now. Really? I had no idea.

I suppose Viktors already figured it out.

Wouldnt know. We dont actually talk about the tournament.

Actually, we dont really talk at all. Viktors more of a physical being.

I just mean hes not particularly loquacious.

Mostly, he watches me study.

Its a bit annoying, actually.

You are trying to figure this egg out, arent you?

Whats that supposed to mean?

It just means these tasks are designed to test you…

…in the most brutal way. Theyre almost cruel.

And…

…Im scared for you.

You got by the dragons mostly on nerve.

Im not sure its going to be enough this time.

Hey, Potter!

Potter! Cedric.

How…? How are you?

Spectacular.

I realize I never really thanked you properly for tipping me off about those dragons.

Forget it. Im sure you wouldve done the same for me.

Exactly.

You know the Prefects bathroom on the fifth floor?

Its not a bad place for a bath.

Just take your egg…

…and mull things over in the hot water.

Harry, tell me again.

Come seek us where our voices sound.

The Black Lake, thats obvious.

An hour long youll have to look.

Again, obvious. Though, admittedly, potentially problematic.

Potentially problematic?

Whens the last time you held your breath underwater for an hour, Hermione?

Look, Harry, we can do this. The three of us can figure it out.

Hate to break up the skull session.

Professor McGonagall wants you in her office.

Not you, Potter, just Weasley and Granger.

But, sir, the second task is only hours away, and…

Exactly. Presumably Potter is well prepared by now…

…and could do with a good nights sleep.

Go. Now!

Longbottom!

Why dont you help Potter put his books back.

You know, if youre interested in plants…

…youd be better off with Goshawks Guide to Herbology.

Do you know theres a wizard in Nepal whos growing gravity-resistant trees?

Neville, no offense, but I really dont care…

…about plants.

Now, if theres…

…a Tibetan turnip that will allow me to breathe underwater for an hour…

…then great. But otherwise…

I dont know about a turnip. But you could always use gillyweed.

Any bets? Any bets? Come on, place your bets!

Step up, mates! Dont be shy.

Three lads. One lady.

Four go down. But do four come up?

Dont be so mean.

Any bets? Fleurs 10-1.

Youre sure about this, Neville? Absolutely.

For an hour? Most likely.

Most likely?

Well, there is some debate among herbologists…

…as to the effects of fresh water versus salt water…

Youre telling me this now? You must be joking!

I just wanted to help.

Well, that makes you a right sight better than Ron and Hermione.

Where are they anyway?

You seem a little tense, Harry. Do I?

Whats the matter with him? I dont know, I cant see him.

Oh, my God. Ive killed Harry Potter.

Yeah!

What?

Krum! Krum! Krum!

Come on! Come on! Attention!

Attention!

The winner is Mr. Diggory…

…who showed innate command of the Bubble-Head Charm.

However, seeing as Mr. Potter would have finished first…

…had it not been for his determination to rescue not only Mr. Weasley…

…but the others as well, weve agreed to award him…

…second place…

Second place! Well done!

…for outstanding moral fiber!

Yes!

Right on. All that moral fiber, eh?

Its great. Moral fiber?

Blimey. Even when you go wrong, it turns out right.

Yeah, well done, Moral Fiber. Congratulations, Potter.

A fine achievement. Thank you.

Well done, boy.

See you at Hagrids, Harry. Im sorry we havent spoken.

After all, your story is one Ive heard so many times.

Quite remarkable, really. Tragic, of course…

…to lose ones family.

Never whole again, are we?

Still, life goes on…

…and here we stand.

Im sure your parents would be very proud of you today, Potter.

Bartemius!

Not trying to lure Potter into one of the Ministrys summer internships, are we?

The last boy who went into the Department of Mysteries never came out!

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.