هری پاتر و جام آتش

15 بخش

9بخش

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 8 دقیقه
  • سطح خیلی ساده

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این بخش را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

ترجمه‌ی بخش

چرا همه ش گروهي حرکت مي کنن؟

چطور ميشه تنها گيرشون آورد و ازشون دعوت کرد؟

. خداي من ، هري . تو اژدها کُشتي اگه تو نتوني يه همراه پيدا کني ، کي مي تونه؟

. فکر کنم حالا هم بهتره برم يه اژدها بگيرم

. مادرم اونجوري بود

. هر چند اون رو خيلي خوب نمي شناختم . وقتي تقريباً سه سالم بود ترکمون کرد

. نه ، از اون مادرهاي دلسور نبود

. قلب بابام رو شکست ، به هر حال . اون خيلي ريزه ميزه بود ، بابام رو ميگم

وقتي شش سالم بود مي تونستم . با يه دست بلندش کنم و بذارمش بالاي کمد

. اونم خنده ش مي گرفت

. خيلي بامزه بود

و بعدش اون مُرد ، وقتي …تازه به مدرسه رفته بودم ، براي همين

. براي همين ديگه مجبور بودم روي پاهاي خودم بايستم

خُب براي من ديگه بسه . تو چي داري بگي؟

، ديوونه کننده س . در اين صورت . فکر کنم ما تنها سال چهارمي هستيم که همراه نداريم

. راستي ، ما و نويل

. آره ، اما ، اون هنوزم مي تونه با خودش بره

. محض اطلاعتون بگم که نويل يکي رو پيدا کرده

. حالا ديگه واقعاً افسرده م

. “ بهتره عجله کني وگرنه همه ي خوب ها از دست ميرن “

تو با کي ميري ، پس؟

هوي ، آنجلينا؟ چيه؟ -

مي خواي با من به جشن رقص بياي؟

به جشن رقص؟

. باشه ، ميام

. هي ، هرميون

. تو يه دختري

. بالاخره فهميدي

با يکي از ما دوتا مياي؟

. بي خيال . تنها رفتن براي پسر يه چيزيه

. براي يه دختر ، اين غم انگيزه

، من تنها نمي رم ، چونکه !چه باور کني ، چه نکني ، يکي از من دعوت کرده

!و منم بهش بله رو گفتم

. لعنتي

داره دروغ ميگه ، درسته؟

. هر چي تو بگي

ببين ، بايد دلمون رو . به دريا بزنيم و کار رو تموم کنيم

…امشب ، وقتي که به سالن عمومي بر مي گرديم

هر دومون همراه داريم ، قبول؟…

. قبول

!چو !هري -

. آم ، حواست به پله ها باشه . بالاش يه کم ليزه

. باشه ، ممنون

چو؟

بله؟ …آم -

…خُب ، من فقط مي خواستم

ميشه با من به جشن کريسمس بياي؟

. ببخشيد ، متوجه نشدم

من فقط مي خواستم بهت بگم . که ميشه با من به جشن رقص بياي

…اوه ، آم

…هري

. متأسفم ، اما قبلاً يکي ازم دعوت کرده…

…و

. خُب ، منم گفتم که باهاش ميرم

. باشه . خيلي خُب . عاليه

. خوبه . اشکالي نداره

. باشه . خوبه

هري؟

…من واقعاً

. متأسفم…

. چيزي نيست ، رون

. چيزي نيست ، رون . همه چيز رو به راهه . مهم نيست

چه بلايي سرت اومده؟

. اون همين الان از فلور دلاکور دعوت کرد

چي؟ اون چي گفت؟ -

. نه ، معلومه که

اون قبول کرد؟ . احمق نباش -

. اون داشت از کنارم رد ميشد . مي دونين که چقدر راه رفتن اونا رو دوست دارم

. نمي تونستم جلوي خودم رو بگيرم . يه جورايي از دهنم در رفت

. راستش ، يک دفعه اينو گفت . يه کم ترسناک بود

و بعدش چيکار کردي؟ . ديگه چي کار مي کردم؟ پا به فرار گذاشتم -

. من براي اين ساخته نشدم ، هري . نمي دونم چرا اين کرا رو کردم

. سلام ، هري

. هميشه دوست داشتم از پشت نگاهشون کنم

. اون هيچوقت منو نمي بخشه ، هيچوقت

!هي

. لعنتي

…لعنتي

…لعنتـ

…اوه ، لعنتـ

اونا چين؟ اونا چين؟

. رداي شبمه !خُب ، اونا خوبن -

. توري نداره . يقه ي کوچيک يه وري نداره

. خُب ، فکر کنم مال تو يه کم سنتيه

!سنتي؟! مال عهد باستانه !مثل خاله ي مادرم ، تسي شدم

. بوي خاله ي مادرم تسي هم گرفتم

. بزن منو بکُش ، هري

!ولش کن

، طفلکي . شرط مي بندم الان تنها توي اتاقشه . داره گريه و زاري مي کنه

کي؟ . معلومه ، هرميون -

بي خيال ، هري ، فکر مي کني چرا به ما نگفت که با کي به جشن ميره؟

. چون اگه مي گفت ما حالش رو مي گرفتيم

هيچکس ازش دعوت نکرده . اگه لعنتي . اينقدر جاه طلب نبود خودم ازش دعوت مي کردم

. سلام ، پسرها

…خوشتيپ

. به نظر نمياي…

. اينجايي ، پاتر شما و خانم پتيل آماده ايد؟

آماده ، پروفسور؟ . براي رقص -

…اين رسمه که سه . خُب ، در اين مورد ، چهار قهرمان

. مجلس رقص رو افتتاح کنن…

. حتماً اينو قبلاً بهت گفتم . نه -

. اوه ، خُب ، حالا ديگه مي دوني

. اوه

شما هم ، آقاي ويزلي ، بايد در . سرسراي بزرگ با خانم پتيل حرکت کنيد

. اوه ، شما اينجايين . بجنب ديگه ، پس -

. از اينطرف بيايين

متن انگلیسی بخش

Why do they have to travel in packs?

How are you supposed to get one on their own to ask them?

Blimey, Harry. Youve slayed dragons. If you cant get a date, who can?

I think Id take the dragon right now.

I take after my mum.

Though I didnt know her very well. She left when I was about 3.

No, not the maternal sort, her.

Broke me dads heart, though. He was a tiny little fella, my dad.

I could pick him up at the age of 6 with one hand and put him up on the dresser.

He laughed so hard at that.

Very funny.

And then he died just when I started school, so…

So I sort of had to make me own way, as it were.

But enough of me. What about you?

This is mad. At this rate, well be the only ones in our year without dates.

Well, us and Neville.

Yeah, but, then again, he can take himself.

It might interest you to know that Nevilles already got someone.

Now Im really depressed.

Get a move on or all the good ones will have gone.

Who you going with, then?

Oi, Angelina? What?

Do you wanna go to the ball with me?

To the ball?

Yeah, all right.

Oi, Hermione.

Youre a girl.

Very well spotted.

Come with one of us?

Come on. Its one thing for a bloke to show up alone.

For a girl, its just sad.

I wont be going alone, because, believe it or not, someones asked me!

And I said yes!

Bloody hell.

Shes lying, right?

If you say so.

Look, weve just gotta grit our teeth and do it.

Tonight, when we get back to the common room…

…well both have partners. Agreed?

Agreed.

Cho! Harry!

Watch yourself on the stairs. Its a bit icy at the top.

Okay, thanks.

Cho?

Yes?

Well, I just wondered if you…

I wondered if maybe you wanted to go to the ball with me.

Sorry, I didnt catch that.

I was just wondering if maybe you wanted to go to the ball with me.

Harry…

…Im sorry, but someones already asked me.

And…

Well, Ive said Ill go with him.

Okay. Yeah. Great.

Fine. No problem.

Okay. Good.

Harry?

I really am…

…sorry.

Its all right, Ron.

Its okay, Ron. Its all right. It doesnt matter.

What happened to you?

He just asked Fleur Delacour out.

What? What did she say?

No, of course.

She said yes? Dont be silly.

There she was, walking by. You know how I like it when they walk.

I couldnt help it. It just sort of slipped out.

Actually, he sort of screamed at her. It was a bit frightening.

And what did you do then? What else? I ran for it.

Im not cut out for this, Harry. I dont know what got into me.

Hi, Harry. Hi, Harry.

I always liked looking at them from behind.

Shes never gonna forgive me, ever.

Hey!

Bloody hell.

Bloody hell.

Bloody…

Oh, bloody…

What are those? What are those?

My dress robes. Well, theyre all right!

No lace. No dodgy little collar.

Well, I expect yours are more traditional.

Traditional?! Theyre ancient! I look like my Great Aunt Tessie!

I smell like my Great Aunt Tessie.

Murder me, Harry.

Leave it alone!

Poor kid. I bet shes alone in her room, crying her eyes out.

Who? Hermione, of course.

Come on, Harry, why do you think she wouldnt tell us who shes coming with?

Because wed take the mickey out of her if she did.

Nobody asked her. Wouldve taken her myself if she wasnt so bloody proud.

Hello, boys. Hello, boys.

Dont you look…

…dashing.

There you are, Potter. Are you and Miss Patil ready?

Ready, professor? To dance.

Its traditional that the three champions… Well, in this case, four.

Are the first to dance.

Surely I told you that. No.

Well, now you know.

As for you, Mr. Weasley, you may proceed into the Great Hall with Miss Patil.

Oh, there you are. Come on, then.

Come along this way.

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.