13بخش

: هری پاتر و جام آتش / بخش 13

هری پاتر و جام آتش

15 بخش

13بخش

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 9 دقیقه
  • سطح متوسط

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این بخش را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

ترجمه‌ی بخش

. ممـ…ممنون . قابلي نداشت -

، مي دوني ، براي يه لحظه . فکر کردم مي خواي بذاري منو بگيره

. براي يه لحظه ، همين فکر رو کردم

همه ش يه جور بازيه ، نه؟

. يه جور بازيه

!برو

. برو ، برش دار !تو منو نجات دادي ، برش دار

…با همديگه . يک ، دو …دو -

. سه… . سه… -

تو خوبي؟ آره . تو چي؟ -

ما کجا هستيم؟

. من قبلاً اينجا بودم

. اين يه رمزتازه

. هري ، جام يه رمزتازه . من قبلاً اينجا بودم ، توي يه خواب -

!سدريک! ما بايد برگرديم پيش جام . همين الان

منظورت چيه؟

هري ، چي شده؟ !برگرد پيش جام -

تو کي هستي؟ چي مي خواي؟ . اون يکي رو بکُش -

!آواداکداورا !نه! سدريک -

!شروع کن! همين حالا

…استخوان پدر

. ناخواسته داده مي شود…

…گوشت خدمتکار

. با ميل تقديم مي شود…

…و خون دشمن

. به زور گرفته مي شود…

…لرد سياه بر مي خيزد

. دوباره…

. چوبدستيم ، دُم باريک

. دستت رو بيار

. ارباب

. ازتون ممنونم ، ارباب

. اون يکي دستت ، دُم باريک

. خوش آمدين ، دوستان من

…سيزده سال مي گذره ، و هنوز

شما اينجا در کنار من هستيد… . انگار همين ديروز بود

…اقرار مي کنم که

. نا اميد شدم…

. هيچکدومتون سعي نکرديد منو پيدا کنيد

!کراب !مکنر

!گويل

…حتي تو

. لوسيوس…

…سروم ، مگه علامت ، يا نجوايي در مورد جاي شما شنيدم

. علامت هم بود ، دوست بي ثبات من . و نجواهاي زيادي هم وجود داشتن

، بهتون اطمينان ميدم ، سرورم . هيچوقت از راه قديميم دست نکشيدم

چهره اي که هر روز از زمان …غيبت شما مجبور شدم ارائه کنم

. نقاب واقعي منه…

. من برگشتم

. از روي ترس ، نه وفاداري

با اين حال ، تو خودت رو توي . چند ماه گذشته ثابت کردي ، دُم باريک

. ازتون ممنونم ، ارباب

. ازتون ممنونم

. چه پسر خوشگلي !بهش دست نزن -

. هري

. تقريباً يادم رفته بود که تو هم اينجايي

. روي استخوان هاي پدر من وايستادي . آره

…من تو رو مطرح کردم

ولي ميگن اين روزها تقريباً… . به اندازه ي خود من مشهور شدي

. پسري که زنده موند

. چه دروغ هايي به افسانه ت اضافه کردن ، هري

مي خواي فاش کنم که سيزده سال پيش اون شب واقعاً چه اتفاقي افتاد؟

مي خواي فاش کنم که چطور قدرت هام رو از دست دادم؟

آره ، فاش کنم؟

. اين عشق بود

، مي دوني ، وقتي ، لي لي پاتر خوب و عزيز …جونش رو براي تنها پسرش داد

. يه محافظ هميشگي رو درست کرد…

. من ديگه نمي تونستم بهش دست بزنم

. يه جادوي باستاني بود

. چيزي که بايد از قبل پيش بيني مي کردم

. اما اشکالي نداره ، اشکالي نداره

. همه چيز عوض شده

…مي تونم ديگه بهت دست بزنم

. حالا…

. آره

تعجب کردي که چندتا قطره از خونت چه کارهايي مي تونه بکنه ، هري؟

. چوبدستيت رو بردار ، پاتر

!گفتم ، برش دار! بلندشو! بلندشو

حتماً بهت ياد دادن که چطور دوئل کني ، درست مي گم ، آره؟

. اول ، بايد به هم تعظيم کنيم

. بجنب ، هري . ظرافت کاري ها رعايت بشه

دامبلدور دوست نداره که بي ادب باشي ، مگه نه؟

. گفتم ، تعظيم کن

…اينطوري بهتره . و حالا . نه -

!کروشيو

. آفرين ، هري

. پدر و مادرت بهت افتخار مي کنن

. مخصوصاً مادر کثيف مشنگت

…اکسپليار

. مي خوام تو رو بکُشم ، هري پاتر

. مي خوام نابودت کنم

بعد از امشب ، ديگه هيچکس دوباره . قدرت هاي منو زير سؤال نميبره

…بعد از امشب ، اگه درباره ي تو صحبت کنن

…فقط از اين صحبت مي کنن که چطور…

. براي مرگ التماس کردي…

…و من ، لُرد بخشنده اي هستم

. که بهت لطف کردم…

!بلندشو

!پشتت رو به من نکن ، هري پاتر

!مي خوام وقتي که مي کُشمت به من نگاه کني

!مي خوام برق چشم هات رو که از بين ميره ببينم

متن انگلیسی بخش

Thanks. No problem.

You know, for a moment there, I thought you were gonna let it get me.

For a moment, so did I.

Some game, huh?

Some game.

Go!

Go on, take it. You saved me, take it!

Together. One, two… Two…

…three! …three!

You okay? Yeah. You?

Where are we?

Ive been here before.

Its a Portkey.

Harry, the cup is a Portkey. Ive been here before, in a dream.

Cedric! We have to get back to the cup. Now!

What are you talking about?

Harry! What is it? Get back to the cup!

Who are you? What do you want? Kill the spare.

Avada Kedavra! No! Cedric!

Do it! Now!

Bone of the father…

…unwillingly given.

Flesh of the servant…

…willingly sacrificed.

And blood of the enemy…

…forcibly taken.

The Dark Lord shall rise…

…again.

My wand, Wormtail.

Hold out your arm.

Master.

Thank you, master.

The other arm, Wormtail.

Welcome, my friends.

Thirteen years its been, and yet…

…here you stand before me as though it were only yesterday.

I confess myself…

…disappointed.

Not one of you tried to find me.

Crabbe! Macnair!

Goyle!

Not even you…

…Lucius.

My Lord, had I detected any sign, a whisper of your whereabouts…

There were signs, my slippery friend. And more than whispers.

I assure you, my Lord, I have never renounced the old ways.

The face I have been obliged to present each day since your absence…

…that is my true mask.

I returned.

Out of fear, not loyalty.

Still, you have proved yourself useful these past few months, Wormtail.

Thank you, master.

Thank you.

Such a handsome boy. Dont touch him!

Harry.

Id almost forgotten you were here.

Standing on the bones of my father. Yeah.

Id introduce you…

…but word has it youre almost as famous as me these days.

The boy who lived.

How lies have fed your legend, Harry.

Shall I reveal what really happened that night 13 years ago?

Shall I divulge how I truly lost my powers?

Yes, shall I?

It was love.

You see, when dear, sweet Lily Potter gave her life for her only son…

…she provided the ultimate protection.

I could not touch him.

It was old magic.

Something I should have foreseen.

But no matter, no matter.

Things have changed.

I can touch you…

…now.

Yeah.

Astonishing what a few drops of your blood will do, eh, Harry?

Pick up your wand, Potter.

I said, pick it up! Get up! Get up!

Youve been taught how to duel, I presume, yes?

First, we bow to each other.

Come on, now, Harry. The niceties must be observed.

Dumbledore wouldnt want you to forget your manners, would he?

I said, bow.

Thats better. And now… No.

Crucio!

Crucio!

Attaboy, Harry.

Your parents would be proud.

Especially your filthy Muggle mother.

Expelliar…

Im going to kill you, Harry Potter.

Im going to destroy you.

After tonight, no one will ever again question my powers.

After tonight, if they speak of you…

…theyll speak only of how you…

…begged for death.

And I, being a merciful Lord…

…obliged.

Get up!

Dont you turn your back on me, Harry Potter!

I want you to look at me when I kill you!

I want to see the light leave your eyes!

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.