هری پاتر و جام آتش

14 بخش

7بخش

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح ساده

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این بخش را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

ترجمه‌ی بخش

آره! آره!

آره هري! مي دونستيم که تو نمي ميري يا پات رو از دست نميدي

يا دستت رو همه شون باهم؟

هرگز!

بجنب هري، معماش چيه؟

مي خواين اينو باز کنم؟ آره!

مي خواين اينو باز کنم؟ آره!

اين ديگه چه کوفتي بود؟

خيلي خُب بچه ها! برگرديد سر بافتني هاتون

بدون اينکه شما فضول ها هم استراق سمع کنيد ناراحت هستيم

به گمونم بايد خيلي ديوونه باشي که خودت اسمت رو توي جام آتش بندازي

دوزاريت افتاد، نه؟ خيلي طول کشيد

فقط من نبودم که فکر مي کردم خودت اين کار رو کردي

همه اينو پشت سرت مي گفتن

عاليه اينطوري بهتر اطرافيانم رو مي شناسم

حداقل در مورد اژدهاها بهت هشدار دادم هاگريد در مورد اژدهاها به من هشدار داد

نه، نه، نه، من بودم

نه، يادت نمياد؟ من به هرميون گفتم که به تو بگه…

که سيموس به من گفته که پروتي به دين گفته که هاگريد باهات کار داشته

در واقع سيموس هيچوقت چيزي به من نميگه پس در واقع از همون اول خودم بودم

فکر کردم رابطه مون خوب ميشه، مي دوني…

بعد از اين که تو حلش کردي

کي؟ اصلاً کي مي تونه اونو درست حل کنه؟

اون معما کاملاً فکري بود

آره، مگه نيست؟

فکر کنم يه کمي ديوونه شده بودم

پسرها

سلام هري

چو، هري داره نگات مي کنه

اينو ببينين!

باورم نميشه! بالاخره کار خودش رو کرد

“خانم گرنجر دختري ساده و در عين حال جاه طلب است…

که ظاهراً عطش سيري ناپذيري براي دوستي با جادوگران مشهور دارد

به گزارش منابع، آخرين طعمه ي او…

کسي نيست جز ويکتور کرام جذاب بلغاري

هنوز مشخص نيست که اين کار چه ضربات روحي به هري پاتر وارد کرده است”

اين بسته براي شماست آقاي ويزلي

اوه، ممنونم نايجل

حالا نه نايجل. بعداً

برو ديگه

بهش گفته بودم امضاي هري رو براش مي گيرم

اوه ببين، مامان برام يه چيزي فرستاده

مامان برام يه لباس فرستاده

خُب، به رنگ چشمات مياد کلاه هم هست؟

خفه شو هري

جيني، اينا بايد مال تو باشه من اونو نمي پوشم، وحشتناکه

موضوع چيه؟

اونا براي جيني نيست

براي توئن

رداي شبه رداي شب؟ براي چي؟

جشن کريسمس. جزء رسوم مسابقه قهرماني سه جادوگر از بدو شروع بوده

در شب عيد کريسمس ما و مهمانانمون…

در سراسري بزرگ جمع ميشيم…

براي گذراندن يک شب خوش

به عنوان نماينده ي مدرسه ي ميزبان…

من از تک تک شما انتظار دارم که بهترين پايکوبي رو به بهترين نحو انجام بدين

و منظورم دقيقاً همينه، چونکه…

جشن کريسمس، در درجه ي نخست…

يک رقصه

ساکت!

گروه گودريک گريفندور نزديک ده قرنه که امر به بزرگداشت جامعه ي جادوگري کرده

من به شما اجازه نميدم که در عصر يک روز عادي، اين نام رو لکه دار کنيد…

اون هم با حرکاتي مثل ورور و وزوز يه گله ميمون

سعي کن پنج دفعه اينو سريع بگي

حالا، براي رقص…

بايد بذاريد بدن نفس بکشه

درون هر دختر يک قوي مخفي نهفته…

که با اشتياق به يکباره آزاد ميشه

جوش هاي ايلويز ميجن داره يه چيزي ميشه ولي فکر نکنم اون قو باشه

و درون هر پسر يک شير مغرور آماده ي خيز برداشتن ميشه

آقاي ويزلي؟ بله؟

ميشه به من ملحق بشيد، لطفاً؟

حالا، دست راستتون رو روي کمر من بذارين

کجا؟ کمرم

و دستت رو باز کن

آقاي فيلچ، شروع کنيد

يک، دو، سه

يک، دو، سه يک، دو، سه

هيچوقت نذارين اين يادش بره، خُب؟

هيچ وقت

همه به همديگه ملحق بشين

پسرها، روي پاهاتون بايستيد!

چرا همه ش گروهي حرکت مي کنن؟

چطور ميشه تنها گيرشون آورد و ازشون دعوت کرد؟

خداي من هري. تو اژدها کُشتي اگه تو نتوني يه همراه پيدا کني، کي مي تونه؟

فکر کنم حالا هم بهتره برم يه اژدها بگيرم

مادرم اونجوري بود

هر چند اون رو خيلي خوب نمي شناختم وقتي تقريباً سه سالم بود ترکمون کرد

نه، از اون مادرهاي دلسور نبود

قلب بابام رو شکست، به هر حال اون خيلي ريزه ميزه بود، بابام رو ميگم

وقتي شش سالم بود مي تونستم با يه دست بلندش کنم و بذارمش بالاي کمد

اونم خنده ش مي گرفت

خيلي بامزه بود

و بعدش اون مُرد، وقتي تازه به مدرسه رفته بودم، براي همين…

براي همين ديگه مجبور بودم روي پاهاي خودم بايستم

خُب براي من ديگه بسه. تو چي داري بگي؟

ديوونه کننده س! در اين صورت فکر کنم ما تنها سال چهارمي هستيم که همراه نداريم

راستي، ما و نويل

آره، اما اون هنوزم مي تونه با خودش بره

محض اطلاعتون بگم که نويل يکي رو پيدا کرده

حالا ديگه واقعاً افسرده م

“بهتره عجله کني وگرنه همه ي خوب ها از دست ميرن”

تو با کي ميري پس؟

هوي، آنجلينا؟ چيه؟

مي خواي با من به جشن رقص بياي؟

به جشن رقص؟

باشه، ميام

هي، هرميون

تو يه دختري

بالاخره فهميدي

با يکي از ما دوتا مياي؟

بي خيال. تنها رفتن براي پسر يه چيزيه

براي يه دختر، اين غم انگيزه

من تنها نميرم، چونکه چه باور کني چه نکني، يکي از من دعوت کرده!

و منم بهش بله رو گفتم!

لعنتي

داره دروغ ميگه، درسته؟

هر چي تو بگي

ببين، بايد دلمون رو به دريا بزنيم و کار رو تموم کنيم

امشب، وقتي که به سالن عمومي بر مي گرديم…

هر دومون همراه داريم. قبول؟

قبول

متن انگلیسی بخش

Yes! Yes!

Yes, Harry!

Knew you wouldn’t die. Lose a leg.

Or an arm.

Pack it in altogether?

Never!

What’s the clue?

Who wants me to open it?

Yes!

Do you want me to open it?

Yes!

What the bloody hell was that?

All right, everyone! Go back to your knitting.

This is gonna be uncomfortable enough without all you nosy sods listening in.

I reckon you have to be barking mad to put your own name in the Goblet of Fire.

Caught on, have you? Took you long enough.

I wasn’t the only one who thought you’d done it.

Everyone was saying it behind your back.

Brilliant. That makes me feel loads better.

Least I warned you about the dragons.

Hagrid warned me about the dragons.

No, no, no, I did.

No, don’t you remember? I told Hermione to tell you…

…that Seamus told me that Parvati told Dean that Hagrid was looking for you.

Seamus never actually told me anything, so it was really me all along.

I thought we’d be all right, you know…

…after you’d figured that out.

Who…? Who could possibly figure that out?

That’s completely mental.

Yeah Isn’t it?

I suppose I was a bit distraught.

Boys.

Hi, Harry.

Cho, Harry’s looking at you.

Look at this!

I can’t believe it! She’s done it again.

“Miss Granger, a plain but ambitious girl…

…seems to be developing a taste for famous wizards.

Her latest prey, sources report…

…is none other than the Bulgarian bonbon, Viktor Krum.

No word yet on how Harry Potter’s taking this latest emotional blow.”

Parcel for you, Mr. Weasley.

Thank you, Nigel.

Not now, Nigel. Later.

Go on.

I told him I’d get him Harry’s autograph.

Oh, look, Mum’s sent me something.

Mum sent me a dress.

Well, it does match your eyes. Is there a bonnet?

Nose down, Harry.

Ginny, these must be for you.

I’m not wearing that, it’s ghastly.

What are you on about?

They’re not for Ginny.

They’re for you.

Dress robes.

Dress robes? For what?

The Yule Ball…

…has been a tradition of the Triwizard Tournament since its inception.

On Christmas Eve night, we and our guests…

…gather in the Great Hall…

…for a night of well-mannered frivolity.

As representatives of the host school…

…I expect each and every one of you to put your best foot forward.

And I mean this literally, because…

…the Yule Ball is, first and foremost…

…a dance.

Silence!

The house of Godric Gryffindor has commanded the respect of the wizard world for nearly 10 centuries.

I will not have you, in the course of a single evening, besmirching that name…

…by behaving like a babbling, bumbling band of baboons.

Try saying that five times fast, huh?

Now, to dance…

…is to let the body breathe.

Inside every girl, a secret swan slumbers…

…longing to burst forth and take flight.

Something’s about to burst out of Eloise Midgen, but I don’t think it’s a swan.

Inside every boy, a lordly lion prepared to prance.

Mr. Weasley.

Yes?

Will you join me, please?

Now, place your right hand on my waist.

Where?

My waist.

And extend your arm.

Mr. Filch, if you please.

One, two, three.

One, two, three. One, two, three.

Never gonna let him forget this, are you?

Never.

Everybody come together. Boys, on your feet!

Why do they have to travel in packs?

How are you supposed to get one on their own to ask them?

Blimey, Harry. You’ve slayed dragons. If you can’t get a date, who can?

I think I’d take the dragon right now.

I take after my mum.

Though I didn’t know her very well. She left when I was about 3.

No, not the maternal sort, her.

Broke me dad’s heart, though. He was a tiny little fella, my dad.

I could pick him up at the age of 6 with one hand and put him up on the dresser.

He laughed so hard at that.

Very funny.

And then he died just when I started school, so…

So I sort of had to make me own way, as it were.

But enough of me. What about you?

This is mad. At this rate, we’ll be the only ones in our year without dates.

Well, us and Neville.

Yeah, but, then again, he can take himself.

It might interest you to know that Neville’s already got someone.

Now I’m really depressed.

“Get a move on or all the good ones will have gone.”

Who you going with, then?

Oi, Angelina?

What?

Do you wanna go to the ball with me?

To the ball?

Yeah, all right.

Oi, Hermione.

You’re a girl.

Very well spotted.

Come with one of us?

Come on. It’s one thing for a bloke to show up alone.

For a girl, it’s just sad.

I won’t be going alone, because, believe it or not, someone’s asked me!

And I said yes!

Bloody hell.

She’s lying, right?

If you say so.

Look, we’ve just gotta grit our teeth and do it.

Tonight, when we get back to the common room…

…we’ll both have partners. Agreed?

Agreed.

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.