هری پاتر و جام آتش

14 بخش

5بخش

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح سخت

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این بخش را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

ترجمه‌ی بخش

هري، نمي تونستم ريسک کنم و هدويگ رو بفرستم

بعد از جام جهاني، وزارتخونه خيلي جلوي نامه ها رو ميگيره…

و اون خيلي راحت شناسايي مي شد

ما بايد باهم صحبت کنيم هري، رو در رو

تو رو همين شنبه ساعت يک نيمه شب توي سالن عمومي گريفندور مي بينم

و مطمئن باش که تنهايي

سيريوس

پي نوشت:

اون پرنده گاز مي گيره

سيريوس؟

هري پاتر، دوازده ساله…

گمان مي رود که در مسابقه ي سه جادوگر داوطلب شده

چشم هايش به خاطر گذشته اش خيس شده…

و او اشک هايش را پاک مي کند…

سيريوس. چطور؟

من زياد وقت ندارم هري براي همين بذار برم سر اصل مطلب

تو اسمت رو توي جام آتش انداختي يا نه؟

نه!

بايد ازت مي پرسيدم

حالا، درباره ي اين خواب هات بگو تو درباره ي دُم باريک و ولدمورت گفتي

ولي اون نفر سوم توي اتاق کي بود؟

نمي دونم اسمشو نشنيدي؟

نه

ولدمورت داشت يه مأموريت بهش مي داد يه مأموريت مهم

و اون چطور مأموريتي بود؟

اون منو مي خواست

نمي دونم چرا. اما به وسيله ي اون مَرد مي خواست منو به چنگ بياره

ولي فکر کنم، اين فقط يه خواب بوده، درسته؟

آره

فقط يه خواب بوده

ببين هري

مرگ خوارهاي توي جام جهاني بيرون اومدن اسمت از اون جام…

اينا اصلاً اتفاقي نيستن هاگوارتز ديگه امن نيست

منظورت چيه؟

منظورم اينه که بدي ها درست پشت ديوارها هستن. ايگور کارکاروف؟

اون يه مرگ خوار بوده و هيچکس، هيچکس از مرگ خوار بودن برنگشته

و بارتي کرواچ هم هست اون يه سنگدله

پسر خودش رو به آزکابان فرستاد

فکر مي کني يکي از اونا اسم منو توي جام انداخته؟

من مدرکي ندارم که بگم کي اسمت رو توي اون جام انداخته…

اما هرکس که بوده با تو دوستي نداشته آدم ها توي اين مسابقه ميميرن

من براي اين آماده نيستم، سيريوس تو چاره اي نداري

يه نفر داره مياد دوست هات رو کنارت حفظ کن هري

با کي داشتي حرف ميزدي؟ چي؟

کي گفته با کسي حرف ميزدم؟ يه صداهايي شنيدم

شايد خيالات برت داشته اولين بارت هم نيست

داشتي براي مصاحبه ي بعديت تمرين مي کردي، فکر کنم

شگفت انگيزه

شگفت انگيزه! نويل، دوباره داري اون کار رو مي کني

اوه درسته، متأسفم

“گياهان جادويي آبزي درياچه هاي کوهستاني؟”

مودي اينو بهم داد روزي که باهم چايي خورديم

به اندازه ي کافي اين موضوع بين شاگردها پخش شده

چرا خودت نميري بهش بگي؟

رون، اين مشکل توئه، نه من

دوباره بگو مي خواستي چي بگم؟

زودباش، برو

رونالد مي خواد بهت بگم که سيموس بهش گفته…

که دين از پروتي شنيده که هاگريد باهات کار داره

راستي؟ خُب، تو…

چي گفتي؟

مطمئني که نمي خواي بهش بگي؟ خودت بهش بگو

دين از پروتي شنيده که…

خواهش مي کنم از من نخواه که دوباره بگم

هاگريد باهات کار داره

خُب پس به رونالد بگو که… من که جغد نيستم!

شنل بابات رو که گفته بودم، آوردي؟

آره، شنل رو آوردم هاگريد، داريم کجا ميريم؟

خودت مي بيني

حالا حواست رو جمع کن، اين مهمه

اون گُل براي چيه؟

هاگريد، تو موهات رو شونه کردي؟

راستشوي بخواي، آره

شايد تو هم حالا يا يه وقت ديگه اين کار رو بکني

هاگريد؟

شنل! اون شنل رو بپوش!

آليمپ، بون سوئر اوه هاگريد

فکر کردم شايد ديگه نياي فکر کردم شايد…

تو منو فراموش کردي

نمي تونم تو رو فراموش کنم، آليمپ

اين چيه که مي خواي نشونم بدي؟

وقتي که قبلاً صحبت مي کرديم تو به نظر خيلي…

خوشحال بودي

اگه بياي خوشحال ميشي. به من اعتماد کن

مي تونيم نزديک تر بريم؟

اژدها؟

مرحله ي اول اينه؟

شوخيت گرفته بجنب، هري

اين موجودات واقعاً درست درک نشدن

اوه خداي من!

اگر چه بايد قبول کنم…

که اون شاخدم خطرناک تر از اونا هست

رون بيچاره نزديک بود از ديدن اين غش کنه، مي دوني که

رون اينجا بوده؟ اوه، البته

برادرش چارلي کمک کرد اينا رو از روماني بياريم

رون بهت نگفته بود؟

نه، نگفته بود

اون هيچي بهم نگفته بود

تو متقلبي، پاتر تو بو گند ميدي، پاتر

موفق باشي، پاتر پاتر بو گندو!

سدريک سرورته ممنون

مدال رو دوست داري؟

معذرت مي خوام

هري

هي! مدال رو بخون، پاتر!

مي تونم باهات صحبت کنم؟

باشه تو بوي گند ميدي، پاتر!

پاتر، بوي گند ميدي! هري پاتر بو ميده!

اژدها. مرحله ي اول اينه

براي هرکدوممون يه اژدها آوردن بجنب، سد!

جدي ميگي؟

و فلور و کرام، اونا هم…

آره بيا سد، ولش کن

خُب اون ارزشش رو نداره

روي مدال رو بخون، پاتر! هي گوش کن. در مورد اون مدال ها

من از اونا خواستم که اونا رو به سينه نزنن، ولي… نگران اون نباش

درست مثل اين نبود که بخوام چيزي رو منفجر کنم

يه کم خوب شد که اتفاق افتاد

بايد قبول کني، هر چند آتش خيلي جذابه

واقعاً که بدجنسي، مي دونستي؟

اينطور فکر مي کني؟ اينطور مي دونم

ديگه امري نيست؟

چرا. از من دور بمون به سلامت

پاتر اينجاست. متقلب چرا اينقدر ناراحتي، پاتر؟

منو بابام شرط بستيم، مي دوني

من فکر نمي کنم بيشتر از ده دقيقه توي اين مسابقه دوام بياري

اون مخالفه اون فکر مي کنه تو پنج دقيقه دوام مياري

اصلاً برام مهم نيست که بابات چي فکر مي کنه، مالفوي

اون پست و ظالمه و تو هم يه پست فطرتي

پست فطرت؟ اوه نه، تو اين کار رو نمي کني، بچه جون!

نشونت ميدم که ديگه از پشت به کسي حمله نکني!

توي بوگندوي نامرد، ترسو…

پروفسور مودي! از پشت خنجر زن…

دارين چيکار مي کنين؟ تدريس

اون يه…؟ اون يه دانش آموزه؟ به طور فني، يه راسو هست

همين طور وايسا! همين طور وايسا!

بابام اين قضيه رو مي فهمه! تهديد مي کني؟

پروفسور مودي! تهديد مي کني؟

پروفسور!

من مي تونم درباره ي بابات يه چيزايي بهت بگم که حتي اين موهاي روغنيت فر بشه، پسر!

الستور! الستور! هنوز باهات کار دارم!

ما هيچوقت براي تنبيه از تغيير شکل استفاده نمي کنيم!

حتماً دامبلدور بهتون گفته

شايد بهش اشاره کرده باشه خُب، از اين به بعد سعي کن يادت بمونه

دور شيد!

تو با من بيا

متن انگلیسی بخش

Harry, I couldn ‘t risk sending Hedwig.

Since the World Cup, the Ministry’s been intercepting more and more owls…

…and she’s too easily recognized.

We need to talk, Harry, face-to-face.

Meet me in the Gryffindor common room, 1:00 this Saturday night.

And make sure you’re alone.

Sirius.

P S:

The bird bites.

Sirius?

Harry Potter, age 12…

…suspect entrant in the Triwizard Tournament.

His eyes swimming with the ghosts of his past…

…and choking back tears…

Sirius. How…?

I don’t have much time, so let me get straight to it.

Did you or did you not put your name into the Goblet of Fire?

No!

I had to ask.

Now, tell me about this dream of yours. You mentioned Wormtail and Voldemort.

But who was the third man in the room?

I don’t know.

You didn’t hear a name?

No.

Voldemort was giving him a job to do. Something important.

And what was that?

He wanted me.

I don’t know why. But he was gonna use this man to get to me.

But, I mean, it was only a dream, right?

Yes.

It’s just a dream.

Look, Harry.

The Death Eaters at the World Cup, your name rising from that goblet…

…these are not just coincidences. Hogwarts isn’t safe anymore.

What are you saying?

I’m saying the devils are inside the walls. Igor Karkaroff?

He was a Death Eater. And no one, no one stops being a Death Eater.

Then there’s Barty Crouch. Heart of stone.

Sent his own son to Azkaban.

You think one of them put my name in the goblet?

I haven’t a clue who put your name in that goblet…

…but whoever did is no friend to you. People die in this tournament.

I’m not ready for this, Sirius.

You don’t have a choice.

Someone’s coming.

Keep your friends close, Harry.

Who were you talking to?

What?

Who says I was talking to anyone?

I heard voices.

Maybe you’re imagining things. Wouldn’t be the first time.

You’re probably just practicing for your next interview, I expect.

Amazing.

Amazing!

Neville You’re doing it again.

Right, sorry.

“Magical Water Plants of the Highland Lochs”?

Moody gave it to me. That day we had tea.

It’s already been through enough people.

Why don’t you just go and talk to him yourself?

Ron, this is your problem, not mine.

What do you want me to say again?

Go.

Ronald would like me to tell you that Seamus told him…

…that Dean was told by Parvati that Hagrid’s looking for you.

Is that right? Well, you…

What?

Are you sure you won’t do this?

Do it.

Dean was told by Parvati that…

Please don’t ask me to say it again.

Hagrid’s looking for you.

Well, you can tell Ronald…

I’m not an owl!

Did you bring your father’s cloak, like I asked you?

Yeah, I brought the cloak. Hagrid, where are we going?

You’ll see soon enough.

Now pay attention, this is important.

What’s with the flower?

Hagrid, have you combed your hair?

As a matter of fact, I have.

You might like to try the same thing now and again.

Hagrid?

The cloak! Put the cloak on!

Bonsoir, Olympe.

Oh, Hagrid.

I thought perhaps you weren’t coming. I thought perhaps…

…you had forgotten me.

Couldn’t forget you, Olympe.

What is it you wanted to show me?

When we spoke earlier, you sounded so…

…exhilarated.

You’ll be glad you came. Trust me.

Can we get closer?

Dragons?

That’s the first task?

You’re joking.

Come on, Harry.

These are seriously misunderstood creatures.

Oh, crikey!

Although, I have to admit…

…that Horntail is a right nasty piece of work.

Poor Ron nearly fainted just seeing him, you know.

Ron was here?

Oh, sure.

His brother Charlie helped to bring him over from Romania.

Didn’t Ron tell you that?

No, he didn’t.

He didn’t tell me a thing.

You cheat, Potter.

You stink, Potter.

Good luck, Potter.

Potter stinks!

Cedric rules.

Thanks.

Like the badge?

Excuse me.

Harry.

Hey! Read the badge, Potter!

Can I have a word?

All right.

You stink, Potter!

Potter, you stink!

Harry Potter smells!

Dragons. That’s the first task.

They’ve got one for each of us.

Come on, Ced!

Are you serious?

And Fleur and Krum, do they…?

Yes.

Come on, Ced, leave him.

Right.

He’s not worth it.

Read the badges, Potter!

Hey, listen. About the badges.

I’ve asked them not to wear them, but…

Don’t worry about it.

It’s not like I try to blow things up, exactly.

It just happens a fair bit.

You have to admit, though, fire’s pretty fascinating.

You’re a right foul git, you know that?

You think so?

I know so.

Anything else?

Yeah. Stay away from me.

Fine.

There’s Potter. Cheat.

Why so tense, Potter?

My father and I have a bet, you see.

I don’t think you’re gonna last 10 minutes in this tournament.

He disagrees. He thinks you won’t last five.

I don’t give a damn what your father thinks, Malfoy.

He’s vile and cruel. And you’re just pathetic.

Pathetic?

Oh, no, you don’t, sonny!

I’ll teach you to curse someone when their back is turned!

You stinking, cowardly, scummy…

Professor Moody! …back-shooting…

What are you doing?

Teaching.

Is that a…? Is that a student?

Technically, it’s a ferret.

Stand still! Stand still!

My father will hear about this!

Is that a threat?

Professor Moody!

Is that a threat?

Professor!

I could tell you stories about your father that would curl even your greasy hair!

Alastor! Alastor.

It doesn’t end here!

We never use transfiguration as a punishment!

Surely Dumbledore told you that.

He might’ve mentioned it.

Well, you will do well to remember it.

Away!

You. Come with me.

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.