بخش 14

: ارباب حلقه ها / فصل 14

بخش 14

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح خیلی ساده

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این فصل را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

ترجمه‌ی فصل

زماني ¨اِلف¨ بودند.

قدرت تاريکي اونها رو شکنجه و تغيير شکل داد .

و به يک موجود وحشتناک تبديل کرد.

و حالا کامل شدي.

جنگجوي ¨ اروک -هاي ¨ من ارباب تو کيه ؟

سارومان. شکارشون کنید. تا زماني که پيدا نشدند توقف نمي کنيد.

شما درد نمي شناسيد. شما ترس نمیشناسید.

شما گوشت انسان خواهيد خورد!

يکي از اون کوتوله ها چيز با ارزشي رو حمل مي کنه.

اونارو زنده و صحيح و سالم مي خواهم.

بقيه رو بکشيد.

هيچ وقت تا حالا پوشش مردمان ما بر تن کس ديگه اي نبوده.

شايد کمکي باشه تا شما از ديد دشمنان در امان باشيد.

لمباس.

نون اِلف ها.

فقط يک گاز کوچيک ازش مي تونه يک مرد کامل رو سير کنه.

چند تاشون رو خوردي ؟

چهارتا.

با نزديک شدن شما به سمت جنوب خطر هم افزايش پيدا مي کنه.

ارک هاي موردور اکنون ساحل شرقي اوديون رو گرفتند.

تو ساحل غربي هم امنيت ندارين.

موجودات عجيبي که پنجهِ سفيد رو حمل ميکنند در مرزهامون ديده شده اند.

ارک ها به سختي مي تونند در زير نور خورشيد حرکت کنند ، پس هنوز اميدي هست.

اونا دنبالتونن.

به وسيله رودخانه شما مي تونيد تا آبشار ¨رائورون¨ دشمن رو پشت سر بذاريد.

هديه من به تو لگولاس کمان گالادريم.

وسيله اي ارزشمند که ما از چوب ساختيم.

اينها خنجر هايي از نودورين هستند.

اونها در جنگهاي قبلي نجات بخش بودند.

نگران نباش ،پرگرين توک جوان.

تو شجاعتت رو به دست خواهي آورد.

و براي تو ، سم وايز گمجي طنابي ساخته ¨اِلف¨ ها.

متشکرم ، بانوي من.

مي تونيد يکي از اون خنجر هاي زيبا رو به من بديد ؟

و درخواست يک ¨دُورف¨ براي هديه چيه ؟

هيچي.

به جز نگاه کردن به بانوي ¨گلادريوم¨ براي آخرين بار کسي که از تمام جواهرات زير زمين زيباتره.

در واقع.

يک چيزي هست.

نه ، نه ، نمي تونم. اين غير ممکنه.

درخواست احمقانه ايه.

من چيز بزرگتري براي هديه دادن به تو ندارم از هديه اي که همين الان هم حمل ميکني .

براي عشق اون.

من ميترسم که مهلت گردنبند آروين تموم بشه .

من ميخوام که اون اينجا رو ترک کنه

و کنار مردمش بمونه.

من ميخوام که اون با کشتي به والينور بره.

اون هنوز روي تصميمش پا فشاري مي کنه.

تو بايد تصميم خودت رو بگيری آراگورن.

ميتوني بالاتر از همه پدرانت پس از روز اِلنديل باشي و يا اينکه در تاريکي سقوط کني مانند تمامي اجدادت.

بدرود.

تو کاراي زيادي داري که بايد انجام بدي.

ما دوباره همديگه رو نخواهيم ديد، اليسار.

خداحافظ ، فرودو بگينز.

نور ارنديل رو به تو هديه مي کنم اون محبوب ترين ستاره ماست .

اميدوارم در نقاط تاريک براي تو نور بده زماني که همه نورهاي ديگر خاموش شدند.

تو اين جدايي بدترين زخمم رو برداشتم تو آخرين نگاهم به اون موجود زيبا .

از اين به بعد من ديگه به هيچي زيبا نميگم مگه اينکه هديه اون به من باشه.

هديه اون چي بود ؟

من يک موي طلايي از روي سرش خواستم.

اون سه تا به من داد.

گالم . اون از موريا به دنبال ماست.

اميدوار بودم که اون رو توي رودخانه گم کنيم.

ولي اون از يک دريانورد هم باهوش تره.

و اگر اون دشمن رو اطراف ما بکشونه گذرگاه برامون خيلي خطرناکتر هم ميشه.

يک خورده غذا بخوريد ، آقاي فرودو.

نه ، سم. شما تمام روز چيزي نخورديد.

اصلا هم نخوابيديد. فکر نکنيد که من متوجه نيستم.

آقاي فرودو.

من حالم خوبه.

ولي اينطور نيست.

من اينجام که به شما کمک کنم.

من به گاندولف قول دادم.

نمي توني به من کمک کني ، سم.

اين دفعه نه.

بگير بخواب.

جاده ميناس تريس امنتره.

تو اين رو مي دوني. از اونجا دوباره مي تونيم گروه تشکيل بديم.

از يک جايگاه قدرت به سمت موردور حرکت کنيم.

قدرتي در گاندور نيست که بتونه بهمون کمک کنه.

تو خيلي راحت به الفها اعتماد کردي.

ذره اي اعتماد به مردم خودت هم داري؟

بله, در اونها ضعف وجود داره. در اونها سستي وجود داره.

ولي اونها داراي شجاعت هم هستند و شرفي که در انسان ها وجود داره.

ولي تو مي خواهي که نبينيشون.

تو مي ترسي!

در تمام زندگيت ، تو در سايه مخفي مي شدي.

از کسي که هستي، و چيزي که هستي ميترسيدي.

من حلقه رو به صد فرسخي داخل شهر تو نميبرم.

فرودو.

آراگوناس.

مدتها بود که مي خواستم پادشاهان قديمي رو ببينم.

خويشاوندانم.

متن انگلیسی فصل

They were elves once.

Taken by the dark powers tortured and mutilated.

A ruined and terrible form of life.

And now perfected.

My fighting Urukhai whom do you serve?

Saruman!

Hunt them down.

Do not stop until, they are found.

You do not know pain.

You do not know fear.

You will taste manflesh!

One of the halflings carries something of great value.

Bring them to me alive and unspoiled.

Kill the others.

Never before have we clad strangers in the garb of our own people.

May these cloaks help shield you from unfriendly eyes.

Lembas.

Elvish waybread.

One small bite is enough to fill the stomach of a grown man.

How many did you eat?

Four.

Every league you travel south, the danger will increase.

Mordor orcs now hold the eastern shore of the Anduin.

Nor will you find safety on the western bank.

Strange creatures bearing the mark of the white hand have been seen on our borders.

Seldom do orcs journey in the open under the sun, yet these have done so.

Le aphadar aen(You are being tracked)

By river you have the chance of outrunning the enemy to the falls of Rauros.

My gift for you, Legolas, is a bow of the Galadhrim.

Worthy of the skill of our woodland kin.

These are the daggers of the Noldorin.

They have already seen service in war.

Do not fear, young Peregrin Took.

You will find your courage.

And for you, Samwise Gamgee Elven rope made of hithlain.

Thank you, my lady.

Have you run out of those nice, shiny daggers?

And what gift would a dwarf ask of the elves?

Nothing.

Except to look upon the lady of the Galadhrim one last time for she is more fair than all the jewels beneath the earth.

Actually….

There was one thing.

No, no, I couldn’t.

It’s quite impossible.

Stupid to ask.

I have nothing greater to give than the gift you already bear.

Am meleth dîn(For her love)

I ant e guil Arwen Undómiel pígatha (I fear the grace of Arwen Evenstar will diminish)

Aníron i e broniatha, ad ae periatham(I would have her leave these shores)

athar i methid enamar hen(and be with her people)

Aníron i e círatha na Valannor(I would have her take the ship to Valinor.)

That choice is yet before her.

You have your own choice to make, Aragorn.

To rise above the height of all your fathers since the days of Elendil or to fall into darkness with all that is left of your kin.

Namárië(Farewell)

Nadath nâ i moe cerich(There is much you have yet to do)

Dan, ú’eveditham, Elessar(We shall not meet again, Elessar)

Farewell, Frodo Baggins.

I give you the light of Earendil our most beloved star.

May it be a light for you in dark places when all other lights go out.

I have taken my worst wound at this parting having looked my last upon that which is fairest.

Henceforth I will call nothing fair unless it be her gift to me.

What was her gift?

I asked her for one hair from her golden head.

She gave me three.

Gollum.

He has tracked us since Moria.

I had hoped we would lose him on the river.

But he’s too clever a waterman.

And if he alerts the enemy to our whereabouts it will make the crossing even more dangerous.

Have some food, Mr. Frodo.

No, Sam.

You haven’t eaten anything all day.

You’re not sleeping, neither.

Don’t think I haven’t noticed.

Mr. Frodo.

I’m all right.

But you’re not.

I’m here to help you.

I promised Gandalf that I would.

You can’t help me, Sam.

Not this time.

Get some sleep.

Minas Tirith is the safer road.

You know that.

From there we can regroup.

Strike out for Mordor from a place of strength.

There is no strength in Gondor that can avail us.

You were quick enough to trust the elves.

Have you so little faith in your own people?

Yes, there is weakness.

There is frailty.

But there is courage also, and honor to be found in men.

But you will not see that.

You are afraid!

All your life, you have hidden in the shadows.

Scared of who you are, of what you are.

I will not lead the ring within a hundred leagues of your city.

Frodo.

The Argonath.

Long have I desired to look upon the kings of old.

My kin.

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.