سوال و جواب

دوره: The Science of Well-Being / فصل: Stuff that Really Makes Us Happy / درس 11

سوال و جواب

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 6 دقیقه
  • سطح متوسط

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این درس را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

ترجمه‌ی درس

اما الان مکث می‌کنم و به هر سوالی که دارید پاسخ می‌دهم. من در عجب بودم که چگونه ایده صرف زمان بیشتر با دیگران به تقابل درون‌گرایی و برون گرایی مرتبط می‌شود؟ یکی از دلایلی که نیک اپلی درباره انجام این کار صحبت می‌کند این است که او دوست ندارد این کارها را انجام دهد، مثل اینکه احساس ارتباط اجتماعی را حس نمی کند، درست است؟

و بنابراین من فکر می‌کنم که حتی برای کسانی که بیشتر درونگرا هستند، عمل پیدا کردن این ارتباطات اجتماعی بهتر از آن است که فکر می‌کنید، چون قدرت این نوع ارتباطات اجتماعی که ما از لحاظ فواید سلامتی و چنین چیزهایی می‌بینیم، می‌توانند از همه متغیرهای شخصیت دیگر عبور کنند.

نکته دیگر که باید در مورد درون‌گرایی و برون گرایی فکر کنید این است که چگونه این کار را انجام دهید. شما ممکن است از نوع افرادی باشید که کم‌تر به دنبال موقعیت‌های عجیب و غریب هستند ، و بیشتر انواع ارتباطات اجتماعی - آشنایی که شما می‌توانید کمی بهتر بشناسید اما این ممکن است به اندازه کافی ترسناک نباشد.

بنابراین با کارکنان سالن غذاخوری صحبت کنید که ممکن است زیاد با شما صحبت نکنند، اما یک دقیقه بیشتر وقت بگذارید تا از آن‌ها بپرسید روزشان چطور بوده است. شرایط اجتماعی و نوع پتانسیل ارتباط اجتماعی را از بین کسانی که احساس کمتری برای حضور در اجتماع دارند و همینطور از بین کسانی که به نوعی از حضور شما در جامعه به شما سود می رسانند انتخاب کنید.

بله. خب، من یک خانواده دارم. درست در زندگی روزمره، صحبت کردن با randos همیشه طوری است که همه چیز را بهتر جلوه می‌دهد، من کنجکاو هستم. شما فکر می‌کنید بین صحبت با دوستان نزدیک و صرف زمان برای آنها در مقابل مردمی که نمی شناسید، تفاوتی وجود دارد؟ بلی. و بنابراین این همان چیزی است که ظرف هفته آینده تا حدودی به ان می رسیم، که مطمئنا تعیین زمان مناسب برای روابط نزدیک نیز مهم است.

و در واقع، این یکی از چیزهایی است که ما می خواهیم ببینیم که یکی از مشکلات اصلی نا امیدی این حقیقت است که باعث می شود که وقتمان را صرف چیزهایی که در واقع مهم نیستند بکنیم، که مانند چند باری که در ماه گذشته شما برای انجام کاری مرتبط با اهدافتان اولویت بندی داشتید و من همچنان می گویم بد است یا همانند چیزی که فکر می کنید واقعا برای کار شما یا برای نمرات شما مفید است و یا همه چیزهایی تا به حال داشتیم در مقابل چیزهایی که ازشان لذت برده ایم ، که مارینا کیگان در مورد این شبکه از افراد و این چیزهای جالب سخن می گفت که کسانی که در سال جاری فارغ التحصیل می شوند، به همین ترتیب نخواهند بود، متاسفم، نیک، آیا پس از این همین شیوه را پیش می گیرند

و بنابراین این دلیلی است که این ارتباطات اجتماعی غنی حس قدرتمند تری می دهند، این ها همچنان مانند دوستان نزدیک و آشنایان نزدیک ادامه می یابند و می توانید برای گذراندن وقت بیشتر با آنها و به نوعی اطمینان از تجربه وقت بیشتری بگذارید.

و من فکر می‌کنم شما می‌توانید این کار را با استراتژی‌هایی که در هفته گذشته صحبت کردیم، انجام دهید. قدردانی از دوستانتان یک راه عالی برای انجام این کار است. با استانداردها بازی کنید، احساس کنید چه می شود اگه برای یک لحظه اینجا نباشید، سپس دوباره بازگردید.

و بعد، آن‌هایی از شما که ترم اخری بودند ممکن است به یاد داشته باشند که شما برگشتید، و مثل این، “ اوه، تمام این افراد اینجا هستند. این عالی است.” نکته مهم و عجیبتر در مورد این چیز این است که اغلب اوقات، آن شرایط صحبت کردن با غریبه‌ها، مواردی نیستند که بخواهد از روابط اجتماعی خارج گردد.

مثلا اگر من تصمیم بگیرم با کسی در کافی شاپ صحبت کنم، ان زمانی نیست که من با خانواده ام یا همکارانم می گذرانم، درست مثل یک ارتباط اجتماعی مضاعف است که از دست می دهیم (تلف می کنیم). و به همین دلیل بود که من روی آن تمرکز کردم. این یک مداخله بسیار ساده است که واقعا همه ما می توانیم به سرعت انجام دهیم. من در مورد اعمال خیرخواهانه سوالی دارم.

پس شما گفتید با همه این افراد صحبت می کنید. اما در مثال های تان اشاره کردید که افراد جبران می کنند، که همیشه درست نیست، درست است؟ اگر شما به کسی سلام کنید (به کسی بگویید: سلام) ، برخی افراد شما را نادیده می گیرند.این بزرگ‌ترین حس دنیا نیست. آیا اطلاعاتی در مورد این موضوع وجود دارد که چگونه بر شما اثر می‌گذارد؟ آیا به شما نیز کمک می‌کند؟ آیا آن یک اقدام خیرخواهانه است؟

در مقاله اصلی Nick Epley، این گونه نگاه کرد، چون مردم پیش بینی قوی در مورد این دارند. مثل اینکه اگر من شروع به صحبت با فردی در اتوبوس کنم، یا نمی خواهند با من صحبت کنند و یا اینکه به من بی اعتنایی می کنند. او در واقع تمام این راهکارهای عملیاتی را در اتوبوس انجام داد، به خصوص در مورد قطار، چه کارهایی انجام می دهید و غیره. چون شما فکر می کنید، این به نوعی همان چیزی است که در قطار راجعبش فکر می کنم.

به نظر می رسد که می توانم با آن شخص صحبت کنم، اما احتمالا آنها قصد دارند به سر کارشان بروند، آنها احتمالا کاری برای انجام دادن دارند، نمی خواهند من با آنها صحبت کنم، زیرا می خواهم آنها را کم بازده تر یا چنین چیزی کنم. چیزی که متوجه شدید این پیش بینی اشتباه است که مردم این کارها را می کنند. بیشتر اوقات، وقتی که شما می ایستید و به مردم سلام می کنید، آن‌ها در واقع خیلی بهتر از آن چیزی هستند که فکر می‌کنید.

و بنابراین این جای دیگری است که ما فقط به اشتباه پیش بینی می کنیم. معمولا مردم نسبت به آن خوشحال تر از آن چیزی هستند که ما به نوعی انتظار داریم. بنابراین آنچه که وقتی مردم شما را رد می‌کنند، اتفاق می افتد کار زیادی نیست، اما مهم است چون تقریبا در همان فرکانس اتفاق نمی‌افتد، چون ذهن مان ما را به سمت باوری هدایت می کند که جستجوی فعال، خوب به نظر می‌رسد.

اما شما همچنین یک سوال جالب دیگر را مطرح کردید که این به نوعی یک ایده است و ان این است که این اقدامات خیرخواهانه تصادفی به ما برمی گردد. این مسئله این موضوع را مطرح می کند که چرا این همه خیرخواهی احساس خوبی به ما می دهد. در مطالعه Dan و Norton این یک ایده است که ما واقعا انتظار داریم که اگر 5 دلار چای به کسی داده شود، من میخواهم 5 دلار چای به آنها برگردانم.

و به نظر می رسد که این تا میزان معینی اتفاق می افتد. اما آنچه که به نظر می رسد حتی قدرتمند تر این است که وقتی ما برای افراد، به ویژه افرادی که در حیطه ی اجتماعی ما هستند، اقدامات خیرخواهانه انجام می دهیم، آن چه که اتفاق می افتد این است که افراد معتقدند رابطه آنها (می تواند) قوی تر شود. این افراد باور دارند که ما افراد بهتری هستیم و به همین دلیل است که آن تاثیر را دارد. بنابراین اینطور نیست که ما اغلب پولی را دریافت کنیم و برای مهربانی خرج کنیم. این درست مثل تحکیم روابط است، و ارتباط تنها چیزی است که به نظر ما را خوشحال می‌کند.

و به این ترتیب این جایی است که ما در آن گیر می افتیم - گاهی اوقات از عمل متقابل چیز بیشتری گیرمان می آید. گاهی اوقات فقط از طریق افراد دیگری می‌آید که ما را بیشتر دوست دارند و یک رابطه اجتماعی قوی‌تر و غیره دارند. یک راه نهایی وجود دارد که ما به نوعی این اثرات جالب را از اقدامات خیرخواهانه دریافت می کنیم. و این از یک شیوه واقعا کنجکاوانه است که مغز ما اطلاعات را پردازش می کند، این همان چیزی است که مغز ما پاداش هایی را که دیگران به عنوان پاداش های خود دریافت می کنند، می بیند.

بنابراین اگر قرار بود شما را در اسکنر FMRI نگه دارم و شرط بندی کنید و کمی پول به برنده شوید، بخشی از مغز شما در مرکز پاداش تان وجود دارد که می‌تواند بگوید: “ اوه، این خیلی عالی است وقتی پول به دست می آورم”. همچنین اگر شما چیزی واقعا خوشمزه خوردید یا تصاویر جذاب از فردی که می خواهید با او وارد رابطه شوید یا اگر من کمی کوکایین به شما دهم، روشن می شود.

این منطقه ای است که “چیزهای فوق العاده برای من اتفاق می افتد” درست است؟ اما جالب توجه است، این مناطق یکسان، در برخی موارد در پاداش های مالی به همان اندازه لذت بخش خواهند بود که در مواردی که ما شاهد نتایج مالی متفاوتی هستیم، و به ویژه در مواردی که ما درآمدهای مالی دیگری را به افراد دیگر اهدا کرده‌ایم.

بنابراین به نظر می‌رسد که مغز ما برای دیدن پاداش‌های دیگران به عنوان پاداش خودمان برنامه‌ریزی شده‌است. و به این ترتیب مثل این است که هر بار که کار خوبی را برای یک فرد دیگر انجام می‌دهید، یک مقدار کوچک از کوکائین به دست آورید. این نوعی تصادف است به طوری که مغز اجتماعی ما به گونه‌ای برنامه‌ریزی شده‌است که ما واقعا بیشتر از آنچه فکر می‌کنیم بدست می آوریم. نکته جالب دوباره این است که در بسیاری از موارد، ما درک نمی‌کنیم که مغز ما به این شکل برنامه ریزی شده‌است.

ما متوجه نمی‌شویم که قصد داریم آن را دوست داشته باشیم به اندازه ای که اگر به کسی ۵ دلار بدهیم مثل این است که ما می‌توانیم آن را خودمان خرج کنیم. اما مغز ما همه این ویژگی‌های آزار دهنده را دارد که باعث می‌شوند ما درک نکنیم که چه چیزی برای ما عالی خواهد بود.

متن انگلیسی درس

But I will pause for now and answer any questions that you have. I was wondering how the idea of spending more time with others relates to introversion versus extroversion? One of the reasons that Nick Epley talks about doing this work is that he doesn’t like doing this stuff, like he didn’t feel socially connected, right?

And so I think that even for folks who are more on the introverted side, the act of finding these social connections will be better than you think because the power of these sort of social connections that we see in terms of health benefits and that sort of thing, those things can cross all these other personality variables.

Another thing to think about with introversion and extroversion is kind of how you do that. You might be the kind of person that less seeks out, the kind of weird stranger situations, and more the sorts of kind of acquaintance-y social connections that you could get to know a little bit better but that might not feel as scary.

So talk to the dining hall workers, who might not talk to you as much, but give an extra minute to ask them how their day was. Pick social situations and kind of potential for social connections that they feel less like putting yourself out there and those will kind of give you some bang for your buck, too.

Yeah. So, I have a family. Just in day to day life, talking to randos always makes things seem better and stuff like that, I’m curious if. you think there a delta between the time spent on very close friends versus people that you don’t know that well? Yeah. And so this is what we’ll get to a little bit next week, which is that for sure, putting time into close relationships is important, too.

And in fact, that’s one of the things we’re going to see is that one of the main problems of miswanting is the fact that it’s causing us to put time into things that don’t actually matter where like how many times in the last month have you prioritized doing something that’s related to one of those goals that I keep saying is bad either like something you think is really useful for your job or for your grades or is all that stuff that we had up there versus just enjoying this thing, that Marina Keegan was talking about like this web of people and this fun stuff that those of you who are graduating this year aren’t going to have in the same way, sorry, Nick, are going to have the same way after this?

And so it is the case that these rich social connections feel more powerful, these continued ones like close friends and close acquaintances and the way that you can maximize those is to find ways to put time into to kind of make sure that you experience with them.

And I think you can do that with those strategies we talked about last week. Having gratitude about your friends is one great way to do it. Mess with reference points, feel what it would be like to not be here for a little bit, and then come back.

And then, those of you who were away last semester might have remembered this like you come back, and like, “Oh there’s all these people here. This is great”. The key about this stranger thing though is that, oftentimes, those situations of talking to strangers aren’t cases that’s going to take away from this social connection.

Like if I choose to talk to somebody in a coffee shop line, that’s not time I’m not spending with my family or my suite mates, that’s just like free extra social connection that we’re missing out on. And so that was why I focused on that one. It’s a much easier intervention that all of us can do really quickly. I have a question about the acts of kindness.

So you said talk to all these people. But implied in your examples is that people reciprocate, which is not always true, right? If you say hi to somebody, some people will ignore you. It’s not the greatest feeling in the world. So is there data on how that affects you? Is that also helping you? Is that an act of kindness?

So in Nick Epley’s original paper, he kind of looked at, because people have strong predictions about this. Like, if I start talking to somebody on a bus, they’re either going to not talk back or they’re going to be mad at me. He actually did all these measures of productivity on the bus, like on a train in particular, how much work you get done and so on. Cause you think, this is kind of what I think on the train.

It’s like, I could talk to that person, but probably they’re going to their job, they probably have something to do, they don’t want me to talk to them because I’m going to make them less productive or something. What you find is that people mispredict this stuff. Most of the time, when you stop and say hi to people, they’re actually much nicer to you back than you think.

And so this is another spot where we’re just mispredicting. Usually people are happier about it than we kind of expect. So there’s not as much work for what happens when people reject you, but that’s important because it doesn’t happen nearly at the same frequency as our mind leads us to believe that active seeking out seems good.

But you also raised another interesting question which is this kind of the idea that these random acts of kindness are going to come back to us in kind. This raises this question of why all this kindness feels so good to us. One idea is that we really do have this expectation that like, if I give the $5 chai to someone, in the Dan and Norton study, that I’m going to get a $5 chai back to them.

And that seems to happen to a certain extent. But what seems to be even more powerful is that when we do kind acts for people, particularly people in our social circle, what happens is those people believe their relationship to be stronger. Those people believe us to be nicer people and that’s why it has that effect. So it’s not like we’re often getting the money we spend back in kind. It’s just like tightening the ties, and the ties alone are the kind of thing that seems to make us happy.

And so that’s kind of where we get - Sometimes the bang for our buck comes back from reciprocation. Sometimes it just comes through the other person liking us more and having a stronger social tie and so on. There’s a final way we kind of get this interesting effect of kind actions. And that’s from a really curious way that our brain processes information, which is that our brain sees the rewards that other people get as our own rewards.

So if I were to stick you in FMRI scanner and have you gamble and have you win some money, there would be a part of your brain in your reward center that would light up that would say, “Oh, this is great when I get money”. It would also light up if you ate something really delicious or you saw attractive pictures of people that you wanted to hook up with or if I give you a bit of cocaine.

That’s the region that’s like, “Awesome stuff is happening to me”. Right? But interestingly, those same regions will fire, in some cases, in monetary rewards for just as much, in cases where we watch other people get different monetary outcomes, and in particular in cases where we have donated those other monetary outcomes to other people.

So it kind of seems like our brains are wired to see other people’s rewards as our own rewards. And so it’s kind of like getting a little click of cocaine every single time you do a nice thing for another person. It’s kind of an accident of the way our social brain is wired up where we really are getting more than we think. The amazing thing again is, in so many cases, we don’t realize our brains are wired up that way.

We don’t realize we’re going to love it as much if we give somebody $5 as if we like spend it ourselves. But our brains have all these annoying features that make us not realize what’s going to be awesome for us.

مشارکت کنندگان در این صفحه

مترجمین این صفحه به ترتیب درصد مشارکت:

ویرایشگران این صفحه به ترتیب درصد مشارکت:

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.