10بخش

: انجمن شاعران مرده / بخش 10

انجمن شاعران مرده

14 بخش

10بخش

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح ساده

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این بخش را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

ترجمه‌ی بخش

در بازه

نيل! چي شده ؟

ممکنه چند دقيقه باهاتون صحبت کنم ؟ حتما ، بشين

متاسفم ، ببخشيد

چاي مي خوري ؟ چاي ؟ حتما

با شير يا شکر نه ممنونم

خداي من! اونها به شما در اينجا اتاقهاي بيشتري نمي دن ؟

مثل يه قسمت از دير راهبه ها مي مونه

اونها نمي خوان اين جور مسائل دنيوي حواس منو از تدريس پرت کنه

خانوم زيبائيه و الان هم تو لندن زندگي مي کنه

تا حدودي سخته

چطور تحمل مي کنيد ؟ چي رو تحمل کنم ؟

شما مي تونيد هر جا مي خواين برين ، هر کاري دوست داريد بکنيد ، پس چرا اينجا مونديد؟

چون من به تدريس عشق مي ورزم ، نمي خوام هيچ جاي ديگه اي باشم

چه خبر ؟ من با پدرم صحبت کردم

اون منو مجبور مي کنه که تئاتر هنلي هال رو ول کنم

ولي بازيگري براي من يعني همه چيز

منظورم اينه که ، اون نمي فهمه ، اون

من مي تونم بفهمم مشکل اون چيه ، ما مثل خانواده چارلي ، آدماي پولداري نيستيم

ولي اون براي بقيه عمر من برنامه ريزي مي کنه

و هيچ وقت ازم نمي پرسه که من چي مي خوام

تا حالا با پدرت درباره اونچه که الان به من گفتي صحبت کردي ؟

درباره علاقه و اشتياقت به بازيگري ؟ تا به حال اين احساستو بهش نشون دادي ؟

نمي تونم چرا نه

من اينطوري نمي تونم باهاش صحبت کنم

پس تو هم داري واسش نقش بازي مي کني

تو هم داري نقش يه پسر وظيفه شناسو واسش بازي مي کني

مي دونم اين غير ممکنه ، ولي تو بايد با پدرت صحبت کني

تو بايد به اون نشون بدي که واقعا کي هستي و چي تو قلبت هست

مي دونم اون چي مي گه

اون بهم مي گه که اين بازيگري يه هوسه و بايد فراموشش کنم

اون و مادرم خيلي رو من حساب کردن

به من مي گه که بايد فکر بازيگري رو از سرم بيرون کنم ، اونم به خاطر خودم

تو خدمتکار وظيفه شناس اونها نيستي

اين براي تو هوس نيست ، تو بايد با تعهد و اشتياقت اينو بهش ثابت کني

تو بايد اينو بهش نشون بدي و اگه باز هم تو رو باور نکرد

دست کم اون موقع تو هجده سالت تموم مي شه و بعدش مي توني هر کاري دوست داشتي بکني

نه

تئاتر چي مي شه ؟ فردا شب رو صحنه مي ره

خوب تا قبل از فردا شب بايد باهاش صحبت کني

من

راه آسونتري وجود نداره ؟ نه

گير افتادم

نه ، گير نيافتادي

کريس

کريس ! کريس نوئل ، مي دوني اون کجاست؟

فکر کنم اون تو اتاق 111 باشه ممنونم

مي دونم

ببخشيد ، کريس

ناکس! اينجا چي کار مي کني ؟

اومدم به خاطر اون شب ازت عذر خواهي کنم

من اين گلها رو واست آوردم و يه شعر برات نوشتم

ناکس ! چرا نمي فهمي ، اگه چت تو رو ببينه مي کشتت

واسم مهم نيست ، من دوستت دارم کريس ناکس! تو ديوونه اي

ببين ، مي دونم که مثل احمقها رفتار کردم

خواهش مي کنم اينها رو از من قبول کن، خواهش مي کنم نه نه من نمي تونم

فراموشش کن

ناکس! اصلا باور نمي کنم ازت مي خوام به اين گوش کني

بهشتيان دختري آفريدند به نام کريس

با گيسوان و پوستي زرين

که وقتي لمسش مي کني

گوئي که در بهشتي

هي ، چطور پيش رفت ، شعرتو واسش خوندي ؟

آره اون چي گفت؟

هيچي منظورت چيه هيچي ؟

هيچي ، ولي من اين کارو کردم

خوب ، اون چي گفت ؟ اون بايد يه چيزي مي گفت

هي ناکس دم را غنيمت بشمار

با پدرت صحبت کردي ؟ آره

اولش اصلا خوشش نيومد ولي آخرش گذاشت تو نمايش بازي کنم

اون خودش نمي تونه بياد ، اون الان تو شيکاگوئه

ولي فکر کنم مي خواد بهم اجازه بده به بازيگري ادامه بدم

واقعا؟ همون چيزي که به من گفتي به پدرت هم گفتي

آره

اون خوشحال نشد

ولي اون حداقل تا 4 روز ديگه نمياد

فکر نکنم بتونه به تئاتر بياد ، ولي

ولي فکر کنم بهم اجازه مي ده که تو تئاتر بمونم

اگه به تکاليفم همينطور ادامه بدم

ممنونم

ببخشيد

آره ، تو خيلي خوش تيپ شدي

اي بابا تاد ، موهامو دوباره بايد درستش کنم

زود باش نواندا ، وگر نه ورودي تئاتر و از دست مي ديم

قبل از اينکه بره يه چيزائي راجع به قرمز شدن مي گفت

قرمز شدن؟ اين ديگه چه معني مي ده ؟ تو که چارلي رو مي شناسي

خوب چارلي اون قرمز شدن ماجراش چيه ؟

اين ديگه چيه ؟

اين نشانه يه دلاور هنديه ، سمبل مردانگي

به من احساس قدرت مي ده تا دختر ها رو ديوونه خودم کنم

خوب چارلي زود باش ، دخترها منتظرن

کريس

اينجا چي کار مي کني ؟

آقايون! بريم شما برين بچه ها من بهتون مي رسم

آره ، بياين بچه ها

کريس تو نبايد اينجا باشي

اگه اونها تو رو ببينن هر دوي ما تو دردسر بزرگي ميافتيم

اما اشکالي نداره اگه

اما اشکالي نداره اگه تو سرزده بياي مدرسه من و منو احمق جلوه بدي

من نمي خواستم تو رو احمق جلوه بدم

خوب تو اين کارو کردي ، چت فهميده

من هر کاري تونستم کردم تا جلوي اونو بگيرم تا نذارم بياد اينجا بکشتت

ناکس! تو بايد دست از اين مسخره بازي برداري نمي تونم کريس من دوستت دارم

ناکس تو همش همينو تکرار مي کني

ولي تو حتي منو نمي شناسي

آقاي اور استريت ممکنه همراه ما بياي ؟

شما بريد ناخدا ، من پياده ميام

ناکس ناکس اين فقط به خاطر اتفاقات زياديه که براي تو افتاده

و من خيلي کم تونستم ازت محافظت کنم

اگه اينطور بود تو نمي اومدي اينجا تا در مورد چت به من اخطار بدي

من بايد برم ، وگرنه به تئاتر دير مي رسم

تو با اون ميري تئاتر ؟ با چت ؟ برم تئاتر ؟

شوخي مي کني ؟ پس با من بيا

ناکس تو واقعا آدمو عصبي مي کني

زود باش کريس به من يه فرصت بده

اگه از امشب به بعد از من خوشت نيومد ، ديگه تا ابد نزديکت هم نميام

قول مي دم به شرافت شاعران مرده قسم مي خورم

تو امشب با من بيا

بعدش اگه نخواستي منو ببيني ، قسم مي خورم کنار بکشم

اگه چت بفهمه چي ؟ اون هيچ وقت نمي فهمه

ما عقب سالن مي شينيم ، بعدشم تا نمايش تموم شد دزدکي جيم مي شيم

من رو قولت حساب کنم که اين قضيه فيصله پيدا مي کنه ؟

به شرافت شاعران مرده قسم اين ديگه چيه ؟

قول منه

متن انگلیسی بخش

It’s open.

Neil, what’s up?

Can I speak to you a minute? Certainly. Sit down.

I’m sorry, here. Excuse me.

Get you some tea? Tea, sure.

Like some milk or sugar in that? No, thanks.

Gosh, they don’t give you much room around here.

No, it’s part of the monastic oath.

They don’t want worldly things distracting me from my teaching.

She’s pretty. She’s also in London.

Makes it a little difficult.

How can you stand it? Stand what?

You can go anywhere. You can do anything.

How can you stand being here? Because I love teaching.

I don’t want to be anywhere else.

What’s up?

I just talked to my father.

He’s making me quit the play at Henley Hall.

Acting’s everything to me. I…

But he doesn’t know, he…

I can see his point. We’re not a rich family like Charlie’s.

And we…

But he’s planning the rest of my life for me,

and he’s never asked me what I want.

Have you ever told your father what you just told me?

About your passion for acting. You ever show him that?

I can’t. Why not?

I can’t talk to him this way. Then you’re acting for him too.

You’re playing the part of the dutiful son.

I know this sounds impossible, but you have to talk to him.

Show him who you are, what your heart is.

I know what he’ll say.

He’ll tell me that acting’s a whim and I should forget it.

That they’re counting on me.

He’ll just tell me to put it out of my mind for my own good.

You are not an indentured servant. If it’s not a whim for you,

you prove it to him by your conviction and your passion.

You show him that, and if he still doesn’t believe you,

well, by then, you’ll be out of school and you can do anything you want.

No.

What about the play? The show’s tomorrow night.

Then you have to talk to him before tomorrow night.

I…

Isn’t there an easier way? No.

I’m trapped.

No, you’re not.

I need my notebook.

I’ll see you later, Brian.

Chris.

Hey, Chris.

Chris Noel, do you know where she is? I think she’s in Room 111.

Thanks.

I know.

Oh, no.

Excuse me. Chris. Knox, what are you doing here?

I came to apologize for the other night.

I brought you these and a poem I wrote for you.

Knox, don’t you know that if Chet finds you here, he’ll kill you?

I don’t care.

I love you, Chris. Knox, you’re crazy.

Look, I acted like a jerk, and I know it. Hey.

Please accept these. Please? No, I… I can’t.

Just forget it.

Knox, I don’t believe this. All I’m asking you to do is listen.

The heavens made a girl named Chris

With hair and skin of gold

To touch her would be paradise

Uhh. Get out of here.

Cameron, you fool.

Hey, how’d it go? Did you read it to her? Yeah.

What’d she say? Nothing.

Nothing? What do you mean, nothing?

Nothing. But I did it.

What did she say? She had to say something.

Come here, Knox. Seize the day. Whoo-hoo-hoo.

Did you talk to your father? Uh, yeah.

He didn’t like it one bit,

but at least he’s letting me stay in the play.

He won’t be able make it. He’s in Chicago.

But I think he’s gonna let me stay with acting.

Really? You told him what you told me?

Yeah.

He wasn’t happy.

But he’ll be gone at least four days.

I don’t think he’ll make the show,

but I think he’ll let me stay with it.

Keep up the school work.

Thanks.

Baby. Beautiful baby.

Henley Hall, here I come. Excuse me, just a moment.

Yes, you.

Come on, Todd, I’m trying to fix this.

Come on, Nuwanda, we’re gonna miss Neil’s entrance.

He said something about getting red before we left.

Getting red? What does that mean?

I… Well, you know Charlie.

So, Charlie, what’s this “getting red” bit?

What is that?

It’s an Indian warrior symbol for virility.

Makes me feel potent. Like it can drive girls crazy.

Oh, come on, Charlie. The girls are waiting.

Henley Hall. Whoa.

Chris.

What are you doing here? Gentlemen, let’s go.

Go ahead, guys, I’ll catch up. Yeah, come on, guys.

Chris, you can’t be in here.

If they catch you, we’re gonna be in trouble.

Come on. Oh, but it’s fine…

Chris.

It’s fine for you to come into my school and make a complete fool out of me?

I didn’t mean to make a fool out of you. Well, you did.

Chet found out, and it took everything I could do

to keep him from coming here and killing you.

Knox, you have got to stop this stuff.

I can’t, Chris. I love you.

Knox, you say that over and over.

You don’t even know me.

Will you be joining us, Mr. Overstreet?

Go ahead, captain. I’ll walk.

Knox. Knox, if it just so happens that I could care less about you…

Then you wouldn’t be here warning me about Chet.

I have to go. I’m gonna be late for the play.

Are you going with him? Chet, to a play? Are you kidding?

Then come with me. Knox, you are so infuriating.

Come on, Chris, just give me one chance.

If you don’t like me after tonight, I’ll stay away forever.

Uh-huh. I promise. Dead Poets’ honor.

You come with me tonight,

then if you don’t want to see me again, I swear, I’ll bow out.

You know what would happen if Chet found out?

He won’t know anything.

We’ll sit in the back and sneak away as soon as it’s over.

And I suppose you would promise that this would be the end of it.

Dead Poets’ honor.

What is that?

My word.

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.