هری پاتر و یادگاران مرگ - قسمت دوم

14 فصل

3بخش

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 8 دقیقه
  • سطح خیلی ساده

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این فصل را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

ترجمه‌ی فصل

!گريپهوک !دزد -

!گريپهوک !دزد -

!اوشکول عوضي

.حداقل باگراد هنوز طرف ماست

.اي به خشکي شانس

.نمي‌تونيم همين جوري وايسيم اينجا شما فکري ندارين؟

.اين تويي که باهوشي

.يه فکري دارم. ولي ديوانگيه

!ريداکتو

!خب، بياين ديگه

!ريلاشيو

!فرار کنين

حالا چيکار کنيم؟

!ريداکتو

.خودتونو بگيرين

!عالي بود !فوق‌العاده بود

.داريم ميريم پايين

!من ميگم بپريم پايين کي؟ -

!حالا

.اسمشونبر فهميده

.فهميده وارد گرينگوتز شديم

فهميده چي رو برداشتيم .و مي‌دونه دنبال جان پيچ‌ها هستيم

تو از کجا مي‌دوني؟ .ديدمش -

ذهنت رو روش باز کردي؟ .نبايد اين کارو بکني، هري

.هرميون، هميشه نميتونم جلوشو بگيريم

.خب، شايدم بتونم، نمي دونم

.اين حرف‌ها رو ول کن چي ديدي؟

..،خب، عصباني شده

.و وحشت کرده

مي‌دونه اگه همه‌ي جان پيچ‌ها رو .پيدا و نابود کنيم مي‌تونيم بکشيمش

شرط مي‌بندم هر کاري ميکنه .تا نذاره بقيه‌شون رو پيدا کنيم

.يه چيز ديگه هم ديدم

.يکيش توي هاگوارتزه

چي؟

خودت ديديش؟

.من قلعه رو ديدم

.و روونا ريونکلا

.حتماً يه ربطي به اون داره

.بايد همين الان بريم اونجا

.ولي نمي‌تونيم همين جوري بريم

،بايد نقشه بکشيم !بدون برنامه که نميشه

هرميون، آخه تا حالا کدوم يکي از نقشه‌هامون درست عملي شده؟

،نقشه مي‌کشيم، ميريم اونجا .بعد همه چيز به هم مي‌ريزه

.حق با اونه …فقط يه مشکل

،الان اسنيپ مديره .نمي‌تونيم همين جوري از ورودي قلعه بريم

،خب، ميريم به هاگزميد

.ميريم فروشگاه دوک‌هاي عسلي

.از تونل مخفي زيرزمينش ميريم

…انگار

.انگار يه اتفاقي براي اسمشونبر افتاده

…مي‌دونين، انگار قبلاً

.هميشه مي‌تونستم فکرش رو دنبال کنم…

.و حالا انگار همه چيز قطع شده

.شايد به خاطر جان پيچ‌هاست .شايد ضعيف‌تر شده

.شايد داره مي‌ميره

.نه

.نه، بيشتر مثل اينه که صدمه ديده

.به هر حال، الان احساس خطر بيشتري ميکنه

.پسره به رازمون پي برده، ناگيني به زبان مارها

.اين ما رو ضعيف ميکنه

بايد تمام نيروهامون رو .صرف پيدا کردن اون کنيم

.و تو دوست من، بايد نزديکم بموني

!اينجا. زود باشين .همه جا رو بگردين -

!برين، بجنبين

!زودباشين

.بيا تو، پاتر

!زود باشين، بجنبين

ديدي شبيه کي بود؟

…يه لحظه فکر کردم خودشه .مي‌دونم. دامبلدور -

.هري

.مي‌تونم تو رو اين تو ببينم

،ديوونه‌هاي لعنتي چه فکري کردين اومدين اينجا؟

هيچ مي‌دونين اينجا چقدر خطرناکه؟

.تو ابرفورت هستي، برادر دامبلدور

.من تو رو تو اين تيکه آينه مي‌ديدم

.تو بودي که دابي رو فرستادي

کجا ازش جدا شدين؟ .اون مُرده -

.از شنيدنش متأسفم .از اون جنه خوشم مي‌اومد

اينو از کجا آوردي؟

آينه رو؟

.ماندانگاس فلچر .حدود يه سال پيش

.دانگ حق نداشت اونو بهت بفروشه …اون مال

.مال سيريوس بود

.آلبوس بهم گفت

،اينم بهم گفت که اگه بفهمي اين پيش منه

…ناراحت ميشي، ولي از خودت سوال کن…

اگه اين پيش من نبود، الان کجا بودي؟

از بقيه خبري نداري؟

از اعضاي محفل؟

.محفل ديگه کارش تموم شده

متن انگلیسی فصل

Got it.

We had a deal, Griphook.

The cup for the sword.

I said Id get you in. I didnt say anything about getting you out.

HARRY Griphook!

GRIPHOOK Thieves! Help! Griphook!

Thieves!

BOGROD CHUCKLES

Foul little git. Least weve still got Bogrod.

Thats unfortunate.

HERMIONE We cant just stand here. Whos got an idea?

Youre the brilliant one.

Ive got something, but its mad.

Reducto.

Well, come on, then.

Relashio.

RUMBLING FAINTLY

ALL YELLING

GOBLIN Hes moving! Aah!

PANTING

RON Now what?

Reducto.

Hold on.

RON That was brilliant. Absolutely brilliant.

HARRY Were dropping.

RON I say we jump. When?

Now.

YELLS

GASPING

ALL PANTING

He knows. You-Know-Who.

He knows we broke into Gringotts.

He knows what we took and he knows were hunting Horcruxes.

How is it you know? I saw him.

HERMIONE You let him in? Harry, you cant do that.

Hermione, I cant always help it. Well, maybe I can. I dont know.

RON Never mind. What happened?

Well, hes angry.

And scared too.

He knows if we find and destroy all the Horcruxes well be able to kill him.

I reckon hell stop at nothing to make sure we dont find the rest.

Theres more. One of thems at Hogwarts.

HERMIONE What?

You saw it? I saw the castle and Rowena Ravenclaw.

It must have to do with her. We have to go there now.

We cant do that. Weve got to plan. Weve got to figure it out.

Hermione, when have any of our plans ever actually worked?

We plan, we get there, all hell breaks loose.

Hes right.

One problem Snapes headmaster now. We cant just walk through the front door.

Um, well, well go to Hogsmeade, to Honeydukes.

Take the secret passage in the cellar.

Its… Theres something wrong with him.

Its like, you know, in the past, Ive always been able to follow his thoughts.

And now everything just feels disconnected.

Maybe its the Horcruxes.

Maybe hes growing weaker. Maybe hes dying.

No. No, its more like hes wounded.

If anything, he feels more dangerous.

VOLDEMORT IN PARSELTONGUE

NAGINI HISSES

ALARM SCREECHING

MEN SHOUTING NEARBY

MAN 1 Theyre here! MAN 2 Search everywhere!

MAN 1 Look down by the stables! You two, come with me!

MAN 3 Any sign?

ALARM SCREECHING

MAN 4 Potter!

OLD MAN In here, Potter.

Did you get a look at him?

For a second, I thought it was… HERMIONE I know. Dumbledore.

MEN CHATTERING NEARBY

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.