هری پاتر و محفل ققنوس

15 بخش

12بخش

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح سخت

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این بخش را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

ترجمه‌ی بخش

من اون پيشگويي رو مي خوام

مجبوري منو بکُشي

اوه، اين کار رو مي کنم. اما اول بايد اون رو برام بياري

سيريوس

هري، مطمئني؟

من ديدمش. درست مثل زماني بود که آقاي ويزلي رو ديدم

همون دريه که توي کابوس هام مي ديدم

يادم نمياد قبلاً کجا ديدمش

سيريوس گفت ولدمورت دنبال يه چيزيه

چيزي که دفعه ي پيش نداشت توي سازمان اسراره

هري خواهش مي کنم فقط گوش کن

اگه ولدمورت کاري کرده باشه که اينو ببيني چي؟

اگه اون سيريوس رو فقط براي به دام انداختن تو شکنجه کرده باشه چي؟

خُب باشه؟ ميگي بذارم اون رو بکُشه؟

هرميون اون تنها خانواده اي هست که برام مونده

چي کار کنيم؟

بايد از شبکه ي پرواز استفاده کنيم

آمبريج تمام آتش ها رو زير نظر داره

نه همه شون رو

آلوهومورا

اگه مي تونين به محفل خبر بدين

ديوونه شدي؟ ما هم با تو ميايم. خيلي خطرناکه

کي مي خواي اينو تو سرت فرو کني؟ ما تو اين قضيه باهم هستيم

البته که هستين

اينو وقتي مي خواست به اون دختره ويزلي کمک کنه گرفتم

مي خواستي بري پيش دامبلدور، مگه نه؟

نه. دروغگو

شما با من کاري داشتين خانم مدير؟ اسنيپ، بله

وقتش شده که بهم جواب بده چه بخواد چه نخواد

محلول راستي رو آوردي؟

متأسفانه تمام ذخيره ي محلول راستيم رو براي بازجويي از شاگردها استفاده کرديد

آخرين نفر هم خانم چانگ بود

…مگر اين که بخواين مسموش کنيد

که در اين صورت با تمام وجودم باهاتون همدردي مي کنم

نمي تونم کمکي بکنم

اون پانمدي رو گرفته

اون پانمدي رو از مخفيگاهش برده

پانمدي؟ پانمدي چيه؟ چي توي مخفيگاه هست؟

در مورد چي صحبت مي کنه، اسنيپ؟

من نمي دونم

خيلي خُب

چاره اي برام باقي نذاشتي پاتر

…چون اين موضوع مربوط به مسائل امنيتي وزارتخونه ست

…هيچ چاره ي ديگه اي برام باقي نمونده

طلسم شکنجه گر زبونت رو باز مي کنه

اين کار غير قانونيه

وقتي کورنليوس از چيزي خبردار نشه، ناراحت هم نميشه

!بهش بگو هري

چي رو بهم بگه؟

…خُب اگه تو بهش نميگي کجاست

من ميگم

چي کجاست؟

اسلحه ي مخفي دامبلدور

چقدر ديگه مونده؟

ديگه چيزي نمونده

بايد جايي مي ذاشتيمش که دانش آموزان تصادفاً پيداش نکنن

چي کار داري مي کني؟

از خودم ساختم

خُب؟

اين اسلحه کجاست؟

اسلحه اي در کار نيست، مگه نه؟

مي خواستين منو فريب بدين

…مي دونين

من واقعاً از بچه ها متنفرم

شماها حق ندارين بياين اينجا، سانتور. اين مسئله مربوط به وزاتخونه ست

اسلحه هاتون رو بيارين پايين

بهتون اخطار مي کنم، طبق قانون هر موجود جادويي که داري درجه ي هوشي نزديک به انسان باشه

پروتگو

چطور جرأت مي کنين؟

دورگه هاي کثافت

اينکارسروس

خواهش مي کنم. خواهش مي کنم تمومش کن. خواهش مي کنم

ديگه کافيه. اين منم که دستور ميدم

اي حيوون کثافت

مي دوني من کي هستم؟

اونو ولش کنيد. تقصير اون نيست

نه، اون متوجه نيست

پاتر يه کاري بکن. بهشون بگو نمي خوام اذيتشون کنم

متأسفم پروفسور

ولي من نبايد دروغ بگم

چيکار مي کنين؟

من معاون ارشد، دلورس جين آمبريج هستم

!بذارين برم

ممنونم گرواپ

هرميون. هرميون، سيريوس

چطوري از چنگشون فرار کردين؟ آبنبات هاي تهوع آور. خيلي سخت نبود

بهشون گفتم که گرسنمه، چندتا شيريني مي خوام

اونا هم بهم گفتن گمشو و خودشون همه رو خوردن

خيلي زيرکانه بود رون

مي دونستم چي کار بکنم. فوق العاده بود

خُب حالا چطوري بريم لندن؟

ببينين، من نمي خوام منکر همه ي کارهايي بشم که کردين

ولي تا همين جا حسابي شما رو توي دردسر انداختم

ارتش دامبلدور براي اين بود که يه کار درست و حسابي بکنيم

نکنه همه ي اون کارها مسخره بازي بود؟

شايد لازم نباشه همه ي اين کارها رو خودت تنهايي انجام بدي رفيق

خُب چطور بايد بريم لندن؟

معلومه، پرواز مي کنيم

سازمان اسرار

متن انگلیسی بخش

I need that prophecy.

You’ll have to kill me.

Oh, I will. But first, you will fetch it for me.

Sirius.

Harry, are you sure?

I saw it. It’s just like with Mr. Weasley.

It’s the door I’ve been dreaming about.

I couldn’t remember where Id seen it before.

Sirius said Voldemort was after something.

Something he didn’t have the last time, in the Department of Mysteries.

Harry, please, just listen.

What if Voldemort meant for you to see this?

What if he’s only hurting Sirius because he’s trying to get to you?

What if he is? I’m supposed to just let him die?

Hermione, he’s the only family I’ve got left.

What do we do?

We’ll have to use the Floo Network.

Umbridge has the chimneys under surveillance.

Not all of them.

Alohomora.

Alert the Order if you can.

Are you mental? We’re going with you. It’s too dangerous.

When are you going to get it into your head? We’re in this together.

That you are.

Caught this one trying to help the Weasley girl.

You were going to Dumbledore, weren’t you?

No. Liar.

You sent for me, headmistress? Snape, yes.

The time has come for answers, whether he wants to give them to me or not.

Have you brought the Veritaserum?

I’m afraid you’ve used up all my stores interrogating students.

The last of it on Miss Chang.

Unless you wish to poison him…

And I assure you, I would have the greatest sympathy if you did.

…I cannot help you.

He’s got Padfoot.

He’s got Padfoot at the place where it’s hidden.

Padfoot? What is Padfoot? Where what is hidden?

What is he talking about, Snape?

No idea.

Very well.

You give me no choice, Potter.

As this is an issue of Ministry security…

…you leave me with no alternative.

The Cruciatus Curse ought to loosen your tongue.

That’s illegal.

What Cornelius doesn’t know wont hurt him.

Tell her, Harry!

Tell me what?

Well, if you wont tell her where it is…

…I will.

Where what is?

Dumbledore’s secret weapon.

How much further?

Not far.

It had to be somewhere students wouldn’t find it accidentally.

What are you doing?

Improvising.

Well?

Where is this weapon?

There isn’t one, is there?

You were trying to trick me.

You know…

…I really hate children.

You have no business here, centaur. This is a Ministry matter.

Lower your weapons.

I warn you, under the law, as creatures of near-human intelligence…

Protego.

How dare you?

Filthy half-breed.

Incarcerous.

Please. Please stop it. Please.

Now, enough. I will have order.

You filthy animal.

Do you know who I am?

Leave him alone. It’s not his fault.

No, he doesn’t understand.

Potter, do something. Tell them I mean no harm.

I’m sorry, professor.

But I must not tell lies.

What are you doing?

I am Senior Undersecretary Dolores Jane Umbridge.

Let me go!

Thank you, Grawp.

Hermione. Hermione, Sirius.

How’d you get away? Puking Pastilles. It wasn’t pretty.

Told them I was hungry, wanted some sweets.

They told me to bugger off and ate the lot themselves.

That was clever, Ron.

Has been known to happen. It was brilliant.

So how are we getting to London?

Look, its not that I don’t appreciate everything you’ve done, all of you…

…but I’ve got you into enough trouble as it is.

Dumbledore’s Armys supposed to be about doing something real.

Or was that all just words to you?

Maybe you don’t have to do this all by yourself, mate.

So how are we going to get to London?

We fly, of course.

Department of Mysteries.

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.