هری پاتر و محفل ققنوس

15 بخش

5بخش

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح خیلی ساده

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این بخش را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

ترجمه‌ی بخش

از الان به بعد درس جادوی سیاه با دقت و زیر نظر وزارتخونه تدریس میشه. بله؟

اينجا چيزي درباره ي استفاده از افسون هاي دفاعي وجود نداره

استفاده از افسون ها؟

خُب، من نمي فهمم چرا شما بايد در کلاس من از افسون ها استفاده کنيد

از جادو استفاده نمي کنيم؟

شما در ضمينه ي افسون هاي دفاعي به صورتي بي خطر و مطمئن مطالعه مي کنيد

خُب به چه درد مي خوره؟ اگه قرار باشه کسي به ما حمله کنه، کارش بي خطر نيست

شاگردان کلاس من وقتي مي خوان صحبت کنن بايد دستشون رو بلند کنن

…اين ديدگاه وزات سحر و جادو هست

…که شما جز دانش نظري به هيچ چيز ديگه اي براي موفقيت در امتحانات احتياج ندارين

و بالاخره اين مدرسه هم براي همين داره فعاليت مي کنه

و اون وقت مطالب تئوري چطوري قراره ما رو براي چيزهايي که بيرون از مدرسه در انتظارمونه آماده کنه؟

بيرون از مدرسه هيچ خبري نيست عزيزم

فکر مي کنين چه کسي مي خواد به بچه هايي مثل شما حمله کنه؟

اوه نمي دونم. مثلاً شايد لُرد ولدمورت

بذارين همين الان يه چيزي رو براتون کاملاً مشخص کنم

…به شما گفته شده

که يه جادوگر تبهکار خاص يک بار ديگه قد علم کرده

اين يه دروغه. اين دروغ نيست. من ديدمش. باهاش جنگيدم

مجازات ميشي آقاي پاتر

پس از نظر شما سدريک ديگوري خود به خود افتاد و مُرد؟

مرگ سدريک ديگوري يه حادثه ي دلخراش بود

اين يه قتل بود. ولدمورت اون رو کُشت. شما خودتون هم اينو مي دونيد

کافيه!

کافيه!

بعداً مي بينمت آقاي پاتر. توي دفترم

بيا تو

عصر بخير آقاي پاتر

بشين

امروز بايد براي من مقداري جريمه بنويسي آقاي پاتر

نه، نه با قلم پر خودت

بايد با يکي از قلم هاي پر استثنايي من بنويسي

…حالا

مي خوام بنويسي، من نبايد دروغ بگويم

چندبار بايد بنويسم؟

خُب، هر چندبار که براي فرو رفتن اين پيام لازم باشه

شما به من مرکب ندادين

اوه، مرکب لازم نيست

بله؟

هيچي. خوبه

چون خودتم خوب مي دوني

که حقت بود تنبيه بشي

مگه نه آقاي پاتر؟

ادامه بده

شيريني هايي که شما رو مريض مي کنن

هر وقت که خواستين از کلاس فرار کنين

زمان هاي پوچ و خسته کننده رو به ساعات لذت بخشي تبديل کنيد

يکي ديگه مي خواي؟

نمي خوام همه ش رو برام بنويسي! اوه، نه بابا

مشغول خوندن براي اين امتحانات مسخره ي سمج بودم

مقدمه رو برات مي نويسم. فقط همين

هرميون، به خدا تو بهترين آدمي هستي که توي عمرم ديدم

…و اگه من يه دفعه ي ديگه با تو بد صحبت کنم اون وقت مي فهمم که به حالت عادي برگشتي

دستت چي شده؟

هيچي

اون يکي دستت

بايد به دامبلدور بگي. نه

دامبلدور به اندازه ي کافي فکرش مشغول هست

تازه، نمي خوام آمبريج بفهمه که تونسته عذابم بده و لذت ببره

اي بابا هري. اون زنيکه داره تو رو شکنجه مي کنه

اگه خانواده ها درباره این میدونستن.

آره ولی من ندارم. دارم، ران؟

هري، تو بايد اينو گزارش بدي

خيلي ساده س. تو داري

نه، ساده نيست

هرميون، هر چي که باشه، ساده نيست

شما متوجه نيستين

پس کمکمون کن متوجه بشيم

…پانمدي عزيز

اميدوارم خوب باشي

اينجا کم کم هوا داره سرد ميشه. حتماً زمستون تو راهه

با اينکه به هاگوارتز برگشتم بيشتر از هميشه احساس تنهايي مي کنم

مي دونم در بين همه، تو منو درک مي کني.

سلام هري پاتر

پاهات. سرد نميشه؟ يه ذره

متأسفانه همه ي کفش هام به طور مرموزي ناپديد شدن

گمون کنم زير سر نارگل هاست

اونا چي هستن؟ اسمشون تسترال هست

اونا در واقع خيلي نجيب هستن ولي مردم ازشون دوري مي کنن چون يه کم

متفاوت هستند

ولي چرا بقيه نمي تونن اونا رو ببينن؟

تنها افرادي مي تونن اونا رو ببينن که مرگ رو ديده باشن

پس حتماً کسي از آشناهاي تو مُرده، نه؟

مامانم

اون يه ساحره ي استثنائي بود ولي دوست داشت همه ش آزمايش بکنه

و يک روز، يکي از جادوهاش بدجوري اشتباه از آب در اومد

اون موقع نُه سالم بود. متأسفم.

آره، خيلي وحشتناک بود

گاهی اوقات خیلی غمگین میشم،

متن انگلیسی بخش

from now on you will be following a carefully structured, Ministry-approved course of defensive magic. Yes?

There’s nothing in here about using defensive spells?

Using spells?

Well, I can’t imagine why you would need to use spells in my classroom.

We’re not gonna use magic?

You’ll be learning about defensive spells in a secure, risk-free way.

What use is that? If we’re attacked, it wont be risk-free.

Students will raise their hands when they speak in my class.

It is the view of the Ministry…

…that a theoretical knowledge will be sufficient to get you through your examinations…

…which, after all, is what school is all about.

And how’s theory supposed to prepare us for what’s out there?

There is nothing out there, dear.

Who do you imagine wants to attack children like yourself?

Oh, I don’t know. Maybe Lord Voldemort.

Now, let me make this quite plain.

You have been told…

…that a certain dark wizard is at large once again.

This is a lie. It’s not a lie. I saw him. I fought him.

Detention, Mr. Potter.

So, according to you Cedric Diggory dropped dead of his own accord?

Cedric Diggory’s death was a tragic accident.

It was murder. Voldemort killed him. you must know that.

Enough!

Enough.

See me later, Mr. Potter. My office.

Come in.

Good evening, Mr. Potter.

Sit.

You’re going to be doing some lines for me today, Mr. Potter.

No, not with your quill.

Going to be using a rather special one of mine.

Now…

…I want you to write, I must not tell lies.

How many times?

Well, lets say for as long as it takes for the message to sink in.

You haven’t given me any ink.

Oh, you wont need any ink.

Yes?

Nothing. That’s right.

Because you know, deep down…

…you deserve to be punished.

Don’t you, Mr. Potter?

Go on.

Sweets that make you ill.

Get out of class whenever you like.

Obtain hours of pleasure from unprofitable boredom.

Care for another?

I’m not asking you to write all of it for me. oh, please.

I’ve been busy studying for these stupid OWL exams.

I’ll do the introduction. That’s all.

Hermione, you’re honestly the most wonderful person I’ve ever met.

And if I’m ever rude to you again… I’ll know you’ve gone back to normal.

What’s wrong with your hand?

Nothing.

The other hand.

You’ve got to tell Dumbledore. No.

Dumbledore’s got enough on his mind right now.

Anyway I don’t want to give Umbridge the satisfaction.

Bloody hell, Harry. The woman’s torturing you.

If the parents knew about this.

Yeah, I haven’t got any of those. Have I, Ron?

Harry, you’ve got to report this.

It’s perfectly simple. You’re being… No, its not.

Hermione, whatever this is, it’s not simple.

You don’t understand.

Then help us to.

Dear Padfoot…

…I hope you’re all right.

It’s starting to get colder here. Winter is definitely on the way.

In spite of being back at Hogwarts, I feel more alone than ever.

I know you, of all people, will understand.

Hello, Harry Potter.

Your feet. Aren’t they cold? Bit.

Unfortunately, all my shoes have mysteriously disappeared.

I suspect Nargles are behind it.

What are they? They’re called Thestrals.

They’re quite gentle, really, but people avoid them because they’re a bit…

Different.

But why can’t the others see them?

They can only be seen by people who’ve seen death.

So you’ve known someone who’s died, then?

My mum.

She was quite an extraordinary witch, but she did like to experiment…

…and one day, one of her spells went badly wrong.

I was 9. I’m sorry.

Yes, it was rather horrible.

I do feel very sad about it sometimes,

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.