12بخش

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 9 دقیقه
  • سطح سخت

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این بخش را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

ترجمه‌ی بخش

. بذار يه راهنمايي بکنم

…خوشبخت ترين آدم دنيا

…وقتي توي اين آينه نگاه بکنه ، فقط خودش رو..

. اون طور که هست مي بينه…

. يعني ، اين آينه هر چي که بخوايم بهمون نشون ميده . هر چي که بخوايم

. هم آره و هم نه

…اين آينه کم و بيش

. عميق ترين آرزوهاي قلبي ما رو نشون ميده…

…حالا تو ، هري ، که هيچوقت خانواده ت رو نديدي

. توي اين آينه اونا رو در کنار خودت مي بيني…

اما اينو يادت باشه ، هري

…اين آينه نه چيزي به کسي ياد ميده

. نه حقيقتي رو نشون ميده…

. خيلي ها وقتشون رو جلوي اين آينه تلف کردن . حتي ديوونه شدن

. براي همين اين آينه فردا به جاي ديگه اي منتقل ميشه

…و من ازت مي خوام

. که ديگه دنبالش نگردي…

…اين نه تنها تو رو به سرزمين آرزوهات نميبره

. بلکه زندگي رو هم از يادت مي بره…

. اشتباهي اون بخش ها رو مي گشتم چطور ممکنه اينقدر خنگ باشم؟

چند هفته پيش اينو براي يه کم . مطالعه ي جزئي از کتابخونه گرفتم

مطالعه ي جزئي؟

!معلومه! ايناهاش

. نيکلاس فلامل تنها سازنده ي سرشناس سنگ کيمياست

سازنده ي چي؟

راستش رو بگين ، تا حالا کتاب دستتون گرفتين؟

سنگ کيميا ماده اي افسانه اي “ . و داراي نيروهاي حيرت انگيز است

…اين سنگ هر فلزي را به طلاي ناب تبديل مي کند

و اُکسير حيات نيز از همين سنگ به دست مي آيد… . “ و هر که آن را بنوشد جاودانه خواهد زيست

جاودانه؟ . يعني هيچوقت نميميره -

. معنيش رو خودم مي دونم

در حال حاضر تنها سنگ کيمياي “ …موجود متعلق به آقاي نيکلاس فلامل

کيمياگر برجسته است که سال گذشته سالروز… . “ ششصد و شصت و پنج سالگيش را جشن گرفت

اين همون چيزيه که پشمالو توي . طبقه ي سوم ازش مراقبت مي کنه

. همون چيزيه که زير اون دريچه ست . سنگ کيميا

، سلام . نمي خوام بي ادبي کنم . ولي امروز حال خوشي براي پذيرايي از شما ندارم

. ما قضيه ي سنگ کيميا رو مي دونيم

. ما فکر مي کنيم اسنيپ مي خواد اونو بدزده اسنيپ؟ شما هنوز از فکر اون بيرون نيومدين ، نه؟ -

. هاگريد ، ما مي دونيم اون دنبال سنگ کيمياست . فقط دليلش رو نمي دونيم

. اسنيپ يکي از اساتيده که از اون سنگ مراقبت مي کنه . نمي خواد اونو بدزده

چي؟

، درست شنيدي . حالا ، بجنبين . امروز يه ذره سرم شلوغه

. يه دقيقه صبر کن اون يکي از معلم هاست؟

معلومه ، حتماً چيزهاي ديگه اي هم براي محافظت از سنگ کيميا وجود داره ، مگه نه؟

. طلسم ها ، افسون ها . درسته -

. از من مي پرسين ، اين کار وقت تلف کردنه

. هيچکس نمي تونه از جلوي پشمالو رد بشه

، هيچ احدي راهش رو نمي دونه . به جز من و دامبلدور

. نبايد اينو بهتون مي گفتم . نبايد اينو بهتون مي گفتم

هاگريد ، اين دقيقاً چيه؟ …اين؟ اين يه…اين -

!من مي دونم اين چيه

ولي ، هاگريد ، اينو از کجا آوردي؟

. اينو بردم . از يه غريبه که توي رستوران ديدم

راستش ، انگار خيلي . خوشحال بود که از شر اين خلاص شده

…اين

يه اژدهاست؟…

. اين يه اژدهاي معمولي نيست . اين يه دندونه دار نروژيه

. برادرم چارلي توي روماني با اينا سر و کار داره

. خوشگل نيست؟ قربونش برم الهي . ببين ، مامانش رو مي شناسه

. سلام ، نوربرت

نوربرت؟ بايد يه اسمي داشته باشه ديگه ، مگه نه؟ -

مگه نه ، نوربرت؟

. البته ، بايد يه ذره آموزش ببينه

اون ديگه کيه؟

. مالفوي

. اوه ، خداي من

. هاگريد هميشه دلش مي خواسته يه اژدها داشته باشه . اولين باري که ديدمش اينو بهم گفت

. اين ديوونگيه . بدتر از اون ، مالفوي هم مي دونه

سر در نميارم . مگه اين بده؟ . خيلي هم بده -

. شب بخير

…هيچ چيزي ، بازم مي گم ، هيچ چيزي

نمي تونه پرسه زدن شبانه ي… . يه شاگرد رو در مدرسه توجيه کنه

، براي همين ، به خاطر اين کارتون . پنجاه امتياز از گروهتون کم ميشه

!پنجاه امتياز؟ . از هر کدومتون -

…براي اينکه مطمئن بشم که ديگه اين اتفاق نميفته

. هر چهار نفرتون مجازات ميشين…

، ببخشيد ، پروفسور . مثل اينکه اشتباه شنيدم

. فکر کردم گفتين هر چهار تامون

. نه خير ، درست شنيدين ، آقاي مالفوي

، با اينکه نيت تون خير بوده . شما هم ساعت ها از تخت تون بيرون بودين

. شما به همراه همکلاسي هاتون مجازات ميشين

. حيف که ديگه نمي ذارن مثل قديم ها بچه ها رو تنبيه کنيم

يه زماني بچه ها رو توي دخمه ها . از انگشت پا آويزون مي کرديم

. خدايا ، چقدر دلم براي جيغ کشيدن هاشون تنگ شده

. امشب مجازات تون رو با هاگريد مي گذرونيد

. يه کار کوچولو توي جنگل تاريک داره

. خيلي متأسفم ، هاگريد

خداي من ، نکنه هنوز تو فکر اون اژدهاي لعنتي هستي؟

. نوربرت رفته

. دامبلدور اونو به روماني فرستاد تا ازش مراقبت کنن

خُب ، اين که خوبه ، نه؟ . پيش هم نوع هاش زندگي مي کنه

آره ، اما اگه از روماني خوشش نياد چي؟

اگه بقيه ي اژدهاها باهاش خوب نباشن چي؟ . هر چي باشه اون هنوز يه بچه س

. به خاطر خدا ، خودتو جمع و جور کن ، مرد . قراره به جنگل بري

. زياد باهاشون خوش رفتاري نکن

. جنگل؟ فکر کردم شوخي مي کني . ما که نمي تونيم اونجا بريم

. شاگردها اجازه ندارن برن اونجا …اونجا پُر از

. گرگينه ست…

. چيزهاي بدتر از گرگينه هم بين اون درخت ها هست

. از اين بابت مطمئن باش

. شب خوش

. خُب . بياين بريم

هاگريد ، اون چيه؟

. چيزي که براش اومديم مي بينين؟

. اين ، خون تک شاخه . چند هفته پيش جسد يکي شون رو پيدا کردم

. حالا ، اين يکي رو بدجوري زخميش کردن

متن انگلیسی بخش

Mum?

Dad?

Ron, you’ve really gotta see this! Ron, you’ve gotta see this!

Ron, come on, get out of bed!

Why? There’s something you’ve got to see!

Come on! Come! Come look, it’s my parents!

I only see us.

Look in properly. Go on, stand there.

There. You see them, don’t you? That’s me! Only I’m head boy.

And I’m holding the Quidditch Cup.

And bloody hell! I’m Quidditch captain too!

I look good.

Harry, do you think this mirror shows the future?

How can it? Both my parents are dead.

Do you like yours, Ron? Are you staying here for Christmas?

Yeah, actually I am.

Ron? Ron? I’ll be right back.

Wanna play chess?

No. Wanna go and visit Hagrid?

No.

Harry, I know what you’re thinking, but don’t.

There’s something not right about that mirror.

Back again, Harry?

I see that you, like many before you…

…have discovered the delights of the Mirror of Erised.

I trust by now you realize what it does.

Let me give you a clue.

The happiest man on earth…

…would look in the mirror and see only himself…

…exactly as he is.

So then, it shows us what we want. Whatever we want.

Yes. And no.

It shows us nothing more or less…

…than the deepest and most desperate desires of our hearts.

Now you, Harry, who have never known your family…

…you see them standing beside you.

But remember this, Harry.

This mirror gives us neither knowledge…

…or truth.

Men have wasted away in front of it. Even gone mad.

That is why tomorrow it will be moved to a new home.

And I must ask you…

…not to go looking for it again.

It does not do to dwell on dreams…

…and forget to live.

Hi, Hedwig.

Look at you playing with your cards. Pathetic.

We’ve got final exams coming up soon.

I’m ready. Ask me any question.

All right, what’s the three most crucial ingredients in a Forgetfulness Potion?

I forgot.

And what do you plan to do if this comes up in the final exam?

Copy off you? No, you won’t.

Besides, according to Professor McGonagall…

…we’re to be given special quills bewitched with an anti-cheating spell.

That’s insulting! It’s as if they don’t trust us!

Dumbledore again.

Leg-Locker Curse. Malfoy.

You have got to start standing up to people, Neville.

How? I can barely stand at all.

I’ll do the countercurse.

No, that’s all I need.

You to set my bloody kneecaps on fire.

I don’t appreciate the insinuation, Longbottom.

Besides, if anyone cared to notice…

…my eyebrows have completely grown back.

I found him.

“Dumbledore is particularly famous…

…for his defeat of the dark wizard Grindelwald in 1945…

Go on. …for his discovery of the 12 uses…

…of dragon blood and his work on alchemy with his partner, Nicholas Flamel.”

I knew the name sounded familiar. I read it on the train that day.

Follow me.

Hey, wait, where are you going?

What about the countercurse?

I had you looking in the wrong section. How could I be so stupid?

I checked this out weeks ago for a bit of light reading.

This is light?

Of course! Here it is!

Nicholas Flamel is the only known maker of the Philosopher’s Stone.

The what? The what?

Honestly, don’t you two read?

“The Philosopher’s Stone is a legendary substance with astonishing powers.

It’ll transform any metal into pure gold…

…and produces the Elixir of Life which will make the drinker immortal.”

Immortal? It means you’ll never die.

I know what it means! Shh.

“The only Stone currently in existence belongs to Mr. Nicholas Flamel…

…the noted alchemist who last year celebrated his 665th birthday.”

That’s what Fluffy’s guarding.

That’s what’s under the trap door. The Philosopher’s Stone.

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.