2بخش

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح ساده

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این بخش را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

ترجمه‌ی بخش

و يک لبخند

. ورنون نگاش کن ، باورم نميشه

اون تا يک هفته ي ديگه به اسملتونيا ميره

مدرسه اسملتينگ افتخار تمام زندگيم

پس منم بايد اونجا برم ؟

چي ؟ تو بري به اسملتينگ ؟

انقدر احمق نباش . تو ميري به مدرسه محلي متعلق به اونجايي

اين چيزيه که تو بايد بپوشي البته بعد . از اينکه رنگ کردنش رو تموم کردم

اما اين که روپوش قديميه دادليه اگه اونو . بپوشم انگار پوست يه فيل پير رو تنم کردم

اين اندازت ميشه و ديگه کافيه

! برو نامه ها رو بيار ، بـــــرو

سورِي ، ليتل وينگينگ ، خيابان 4 پريوت درايو انباري زير راه پله ، آقاي هــري پـاتـر

آه ، مارج مسموم شده ،از اون حلزوناي مسخره خورده

بابا ببين! هري يکي از نامه ها رو برداشته - اونو برش گردون ماله منه -

مال تو؟ کي برات نامه نوشته؟

ديگه هيچ نامه اي از اينجا رد نميشه

روز خوبي داشته باشي عزيزم

کيش! برين پي کارتون

يکشنبه روز خوبيه

به نظرم بهترين روز هفته هست

ميدوني براي چي دادلي؟

براي اينکه يکشنبه ها نامه اي در کار نيست؟

درسته هري

يکشنبه نامه اي در کار نيست

امروز از اون نامه هاي لعنتي خبري نيست

حتي يکي از اون نامه هاي لعنتي

…نه آقا! حتي يک نامه کوفتي

اون نامه رو بده به من

ولم کن

اونا نامه هاي من هستن! ولم کن

ديگه بسه از اينجا ميريم ميريم يک جاي دور که نتونن پيدامون کنن

بابا ديونه شده؟ مگه نه؟

يک آرزو بکن هري

کي اونجاست؟

ببخشيد که اينطوري شد

خواهش ميکنم زودتر از اينجا برين بيرون

شما در رو شکستين و به زور وارد شدين

خفه شو دورسلي ، تو فقط يه گوجه گنده اي

آخرين باري که ديدمت يک بچه بودي هري

مثل اينکه زيادي رشد کردي

به خصوص از ناحيه شکم

من… من که هري نيستم

من … من هري هستم

خب معلومه که هستي

يک چيزي برات آوردم

مجبور شدم روش بشينم ، اما فکر کنم توي مزش تاثير نميذاره

خودم پختمش و روش رو نوشتم

متشکرم

هر روز که مرد جوان ما 11 سالش نميشه مگه نه؟

ببخشيد

اما شما کي هستين؟

روبيوس هاگريد

کليد دار و نگهبان محوطه مدرسه هاگوارتز

حتما همه چيز رو در مورد هاگوارتز ميدوني؟

!راستش نه

نه ؟ اي واي هري ، يعني تا حالا از خودت نپرسيدي مامان و بابات اين همه چيز رو از کجا ياد گرفتن؟

چه چيزي رو؟

!تو يک جادوگري هري

من چي هستم؟

!يک جادوگر

اون هم يه خوبش. شرط ميبندم يکبار هم يه ذره دوره ديدي

نه شما اشتباه ميکنين

…منظورم اينه که

من نميتونم يک جادوگر باشم

من فقط هري هستم

خب فقط هري

تا حالا اتفاقي برات پيش نيومده؟

اتفاقي که توضيحي براش نداشته باشي؟ وقتي که عصباني ميشي يا ميترسي؟

جناب آقاي پاتر …مفتخرم که به اطلاع برسانم که جاي شما در مدرسه علوم و فنون جادوگري هاگوارتز محفوظ است

اون هيچ جايي نميره ما جلوي اين مزخرفات رو ميگيريم

شما تو اين مدت ميدونستين و هيچي به من نگفتين؟

معلومه که مي دونستيم چطور ممکن بود تو جادوگر نباشي؟

خواهر بي عيب من هم همينطور بود

متن انگلیسی بخش

Marge is ill. Ate a funny whelk.

  • Dad, look! Harry’s got a letter! - It’s mine!

Yours? Who’d be writing to you?

No more mail through this letterbox.

Shoo! Go on.

Fine day, Sunday.

In my opinion, best day of the week. Why is that, Dudley?

  • Because there’s no post on Sundays? - Right you are, Harry!

No post on Sunday.

No blasted letters today! No, sir.

Not one single bloody letter. Not one!

No, sir, not one blasted, miserable…

Make it stop, please!

Stop it!

Mummy, what’s happening?

Give me that! Give me that letter!

Get off!

They’re my letters! Let go of me!

That’s it! We’re going away!

Far away, where they can’t find us!

Daddy’s gone mad, hasn’t he?

Make a wish, Harry.

Who’s there?

Sorry about that.

I demand that you leave at once. You are breaking and entering.

Dry up, Dursley, you great prune.

I haven’t seen you since you was a baby, Harry.

You’re a bit more along than I expected. Particularly in the middle.

I’m not Harry.

  • I am. - Well, of course you are.

Got something for you.

Afraid I sat on it, but I imagine it’ll taste fine just the same.

Baked it myself, words and all.

Thank you.

It’s not every day your young man turns 11, is it?

Excuse me, but who are you?

Rubeus Hagrid, Keeper of Keys and Grounds at Hogwarts.

  • Of course, you know about Hogwarts. - Sorry, no.

Didn’t you ever wonder where your mum and dad learned it all?

Learned what?

You’re a wizard, Harry.

  • I’m a what? - A wizard.

A good one, I’d wager, once you’re trained up.

No, you’ve made a mistake. I mean…

…I can’t be a wizard.

I mean, I’m just Harry. Just Harry.

Well, Just Harry, did you ever make anything happen?

Anything you couldn’t explain, when you were angry or scared?

“Dear Mr. Potter, We are pleased to accept you…

…at Hogwarts School of Witchcraft and Wizardry.”

He will not be going! We swore we’d put a stop to all this rubbish.

You knew? You knew all along and you never told me?

Of course we knew. How could you not be?

My perfect sister being who she was.

My mother and father were so proud the day she got her letter.

“We have a witch in the family. Isn’t it wonderful?”

I was the only one to see her for what she was.

A freak!

Then she met that Potter, and then she had you…

…and I knew you would be the same. Just as strange, just as abnormal.

And then she got herself blown up, and we got landed with you.

Blown up? You told me my parents died in a car crash.

A car crash? A car crash killed Lily and James Potter?

  • We had to say something. - It’s an outrage! A scandal!

He’ll not be going.

A great Muggle like you is going to stop him?

Muggle?

Non-magic folk. This boy’s had his name down since he were born.

He’s going to the finest school of witchcraft and wizardry.

He’ll be under the finest headmaster Hogwarts has seen, Albus Dumbledore.

I will not pay to have a crackpot old fool teach him magic tricks.

Never insult Albus Dumbledore…

…in front of me.

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.