13بخش

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 8 دقیقه
  • سطح ساده

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این بخش را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

ترجمه‌ی بخش

. پس ، وظيفه مون اينه که اون حيوون بيچاره رو پيدا کنيم

. رون ، هرميون ، با من بياين . باشه -

. و ، هري ، تو با مالفوي برو

. باشه . پس فنگ با ما بياد

، باشه . ولي بهت گفته باشم . اون خيلي بزدله

. صبرکن تا خبر به گوش پدرم برسه . اين کارها وظيفه ي مستخدم هاست

، اگه درست تو رو نمي شناختم ، دراکو . فکر مي کردم ترسيدي

. من نترسيدم ، پاتر

شنيدي؟

. بيا ، فنگ

!ترسيده م

چي شده ، فنگ؟

. هري پاتر ، تو بايد از اينجا بري . موجودات زيادي اينجا هستن که تو رو مي شناسن

. الان جنگل جاي امني نيست . مخصوصاً براي تو

ولي اون چيزي که منو از چنگش نجات دادي چي بود؟

. يه موجود پليد . کشتن يه تک شاخ جنايت وحشتناکيه

خوردن خون يه تک شاخ آدمو زنده نگه مي داره . حتي اگه با مرگ فاصله اي نداشته باشه

. اما بهاي وحشتناکي داره …کسي که يه موجود پاک رو مي کُشه

از همون لحظه اي که به خونش لب ميزنه… . زندگيش ناقص ميشه

. يه زندگي نفرين شده

اما کي ممکنه اين زندگي رو انتخاب کنه؟ کسي به فکرت نمي رسه؟ -

…يعني مي خواي بگي اوني که اين تک شاخ رو کُشته

اوني که داشت از خونش مي خورد ، ولدمورت بود؟…

هيچ مي دوني همين الان توي مدرسه تون چي مخفي شده ، آقاي پاتر؟

. سنگ کيميا

!هري

. سلام ، فايرنز . مي بينم که با آقاي پاتر جوون ما آشنا شدي

حالت خوبه ، هري؟

، هري پاتر . من همينجا ازت جدا ميشم

. اينجا در اماني . موفق باشي

يعني ، اسمشونبر الان اون بيرون توي جنگله؟

. ولي ضعيفه . با خون تک شاخ زنده س

. متوجه نشدين؟ ما اشتباه مي کرديم

. اسنيپ اون سنگ رو براي خودش نمي خواد . مي خواد اونو به ولدمورت بده

، با اُکسير حيات . ولدمورت دوباره قدرتش رو به دست مياره

. اون بر مي گرده

…ولي اگه برگرده

تو که فکر نمي کني که… سعي مي کنه تو رو بکُشه ، مگه نه؟

، اگه فرصت داشته باشه . همين امشب منو مي کُشه

و فکرش رو بکنين ، من نگران . امتحان نهايي معجون سازي هستم

. صبر کنين ببينم . يه چيزي رو فراموش کرديم

تنها جادوگري که ولدمورت ازش مي ترسه کيه؟

دامبلدور . تا وقتي که دامبلدور . اينجا باشه ، هري ، تو در اماني

تا وقتي که دامبلدور اينجا باشه . دست کسي به تو نمي رسه

شنيده بودم امتحانات نهايي هاگوارتز . وحشتناکه ، اما تقريباً لذت بخش بود

. از طرف خودت حرف بزن چي شده ، هري؟

. زخمم . دائم درد مي کنه . قبلاً هم اينطوري شده -

. نه اينطوري . شايد بهتر باشه به درمانگاه بري -

. به نظر من اين يه هشداره . يعني اينکه خطر در راهه

. البته چي شده؟ -

اين به نظرتون يه کم عجيب نيست که …هاگريد هميشه يه اژدها مي خواسته

و يه غريبه پيداش ميشه که اتفاقاً يکيش رو داره؟…

يعني ، چند نفر اين اطراف پيدا ميشن که توي جيبشون تخم اژدها داشته باشن؟

چرا قبلاً متوجه نشده بودم؟

هاگريد ، کي اون تخم اژدها رو بهت داد؟ چه شکلي بود؟

. نمي دونم . اصلاً صورتش رو نديدم . کلاه شنلش رو بر نداشت

. تو و اون غريبه بايد با هم حرف زده باشين

خُب ، مي خواست بدونه . از چه حيوون هايي مي تونم نگهداري کنم

، منم بهش گفتم : “ بعد از پشمالو . “ نگهداري از يه اژدها که ديگه کاري نداره

پشمالو توجهش رو جلب کرد؟ . معلومه که توجهش رو جلب کرد -

مگه آدم چندبار به يه سگ سه سر بر مي خوره؟

اما من بهش گفتم : “ هر حيووني يه . “ شگردي داره که ميشه اونو رام کرد

مثلاً همين پشمالو . کافيه براش . آهنگ بزني و اون بلافاصله مي خوابه

. نبايد اينو بهتون مي گفتم

دارين کجا ميرين؟

. ما بايد پروفسور دامبلدور رو ببينيم . فوراً

. متأسفانه پروفسور دامبلدور اينجا نيستن

يه نامه ي فوري از وزارت سحر و جادو . براش اومد و فوراً به لندن رفت

رفته؟ !اما اين موضوع خيلي مهمه

. در مورد سنگ کيمياست

…شما از کجا . يه نفر داره سعي مي کنه اونو بدزده -

، من نمي دونم شماها اين قضيه رو از کجا فهميدين . ولي مطمئن باشين از اون به خوبي محافظت ميشه

. حالا ميشه برگردين به خوابگاهتون؟ فوراً

. اوني که هاگريد ديده غريبه نبوده . اون اسنيپ بوده

که يعني اون ميدونه که چطور . بايد از جلوي پشمالو رد بشه

…و با رفتن دامبلدور . عصر به خير -

…سه نفر از اعضاي جوان گريفندور

در چنين روزي توي ساختمون چيکار مي کنن؟…

…ما فقط داشتيم . بهتره حواستون رو جمع کنيد -

…بعضي ها فکر مي کنن

. که خيالاتي دارين…

متن انگلیسی بخش

Don’t wish to be rude, but I’m in no state to entertain.

We know about the Philosopher’s Stone.

Oh.

We think Snape’s trying to steal it. Are you still on about him?

We know he’s after it. We don’t know why.

Snape is one of the teachers protecting the Stone. He won’t steal it.

What?

You heard. Come on, I’m a bit preoccupied today.

Wait a minute. “One of the teachers”?

There are other things defending the Stone, aren’t there?

Spells, enchantments. Right.

Waste of bloody time, if you ask me.

Ain’t no one gonna get past Fluffy.

Ain’t a soul knows how, except for me and Dumbledore.

I shouldn’t have told you that. I should not have told you that.

Hagrid, what exactly is that? That? It’s…

I know what that is!

But, Hagrid, how did you get one?

I won it. Off a stranger I met down at the pub.

Seemed quite glad to be rid of it, as a matter of fact.

Is that…

…a dragon?

That’s not just a dragon. That’s a Norwegian Ridgeback.

My brother works with these in Romania.

Isn’t he beautiful? Oh, bless him. Look, he knows his mummy.

Hello, Norbert.

Norbert? He’s gotta have a name, don’t he?

Don’t you, Norbert?

He’ll have to be trained up a bit, of course.

Who’s that?

Malfoy.

Oh, dear.

Hagrid always wanted a dragon. Told me so the first time I met him.

It’s crazy. And worse, Malfoy knows.

I don’t understand. Is that bad? It’s bad.

Good evening.

Nothing, I repeat, nothing…

…gives a student the right to walk about at night.

Therefore, as punishment for your actions, 50 points will be taken.

50?! Each.

To ensure it doesn’t happen again…

…all four of you will receive detention.

Excuse me, professor, perhaps I heard you wrong.

I thought you said the four of us.

No, you heard me correctly.

Honorable as your intentions were, you too were out of bed after hours.

You will join your classmates in detention.

A pity they let the old punishments die.

Was a time detention found you hanging by your thumbs in the dungeons.

God, I miss the screaming.

You’ll be serving detention with Hagrid tonight.

He’s got a little job to do inside the Dark Forest.

A sorry lot, this, Hagrid.

Good God, you’re not still on about that bloody dragon, are you?

Norbert’s gone.

Dumbledore sent him off to Romania to live in a colony.

That’s good, isn’t it? He’s with his own kind.

What if he don’t like Romania?

What if the other dragons are mean to him? He’s only a baby.

For God’s sake, pull yourself together. You’re going into the Forest.

Got to have your wits about you.

The Forest? I thought that was a joke. We can’t go in there.

Students aren’t allowed. And there are…

…werewolves.

There’s more than werewolves in those trees.

You can be sure of that.

Nighty-night.

Right. Let’s go.

Hagrid, what is that?

What we’re here for. See that?

That’s unicorn blood, that is. I found one dead a few weeks ago.

Now, this one’s been hurt bad by something.

So, it’s our job to go and find the poor beast.

Ron, Hermione, come with me. Okay.

And, Harry, you’ll go with Malfoy.

Okay. Then I get Fang.

Fine. Just so you know, he’s a bloody coward.

Wait till my father hears about this. This is servant’s stuff.

If I didn’t know better, I’d say you were scared.

I’m not scared, Potter.

Do you hear that?

Come on, Fang.

Scared!

What is it, Fang?

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.