هری پاتر و زندانی آزکابان

15 بخش

10بخش

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح خیلی ساده

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این بخش را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

ترجمه‌ی بخش

من چيزي گفتم؟

.اون عقلش رو از دست داده، هرميون رو ميگم …نه که هميشه بي عقل نبوده ها

اما حالا جلوي همه بي عقل شده… .تا همه بتونن ببينن

.صبر کن

.بهتره اينو بهش برگردونيم.من برنميگردم-

.خيلي خوب. بعدا مي بينمت.مي بينمت-

…هري پاتر

…پروفسور تريلاني.اون امشب برمي گرده-

ببخشيد؟

،امشب، اون به دوستش خيانت مي کنه …قلب پوسيده اون با قاتل

.فرار ميکنه…

…خون بي گناه ريخته ميشه

و خدمتکار و اربابش… .يکبار ديگه بهم ميرسن

.خيلي متاسفم، پسرم چيزي گفتي؟

.نه

.هيچي

باورم نميشه ميخوان کج منقار رو .بکشن. خيلي وحشتناکه

.حالا بدتر هم ميشه…چي گفتم؟ پدرم گفت

.مي تونم کله هيپوگريفه رو نگه دارم… .ميخوام اون رو به گرئه گريفيندور ببخشم

.خيلي جالب ميشه

.نگاه کن کي اينجاستاومدين نمايش رو ببينين؟-

،تو! توي احمق .سوسک کوچولوي حمومه شيطون

!هرميون، نه

.اون ارزشش رو نداره

مالفوي، خوبي؟

.بيا بريم، بدوبه هيچکس يه کلمه هم نگو، فهميدي؟-

.خوب بود.خوب نبود، عالي بود-

اوه نگاش کنين. عاشق بوي درختهاس .وقتي باد بينشون مي وزه

چرا الان آزادش نميکنيم بره؟

،اونها مي فهمن کار من بوده …بعدش هم دامبلدور

.تو دردسر ميفته… .دامبلدور هم ميادش

گفت ميخواد با من باشه …وقتي که اونها

.وقتي که اون اتفاق خواست بيفته

.دامبلدور، مرد بزرگيه

.خيلي مرد بزرگيه

.ما هم پيشت مي مونيم!شما همچين کاري نمي کنين-

فکر کردين ميذارم .همچين صحنه اي رو ببينيد؟ نه

شما چايتون رو بخوريد بعدش هم …بريد. اوه، قبلش، رون

!خال خالي! زنده اي

.حيوونت رو جلو چشمت بذار.فکر کنم يه عذر خواهي به کسي بدهکار باشي-

درسته، دفعه بعد که کج پا .رو ديدم، بهش ميگم

!منظورم خود من بود

واي. چي بود؟

!هاگريد

.اوه، خداي من

.نه، جناب وزير. از اين ور

.دير شد. ديگه داره تاريک ميشه .شما نبايد اينجا باشيد

،هر کسي الان شما رو اين موقع شب بيرون ببينه .تو دردسر مي افتين

.مخصوصا تو هري !الان ميام

!يالا. يالا

.هاگريد

.همه چي درست ميشه. همه چي رو به راه ميشه!برو، برو-

…اين ماهي رو که اينجا ميبينيد.تو سراشيبي-

.تو سراشيبي… اوه، هاگريد.پروفسور دامبلدور-

.عصر بخير .جناب وزير، چيزي ميخواين-

.چاي ميخواين. البته اگه دوست داشته باشين.نه، هاگريد-

.آقايون.من يه فنجون چاي ميخوام-

خوب، فکر ميکنم ما بايد وظيفمون رو انجام بديم، نه؟

بسيار خوب. راي کميته …براي منهدم کردن

موجود خطرناک… …به نام کج منقار هيپوگريف

بعد از خونده شدن حکم… .در غروب امروز لازم الاجراست

…عزيزم، عزيزم.نه، نه، هاگريد-

.همه چي درست ميشه…اعدام اجرا خواهد شد-

چي؟

…فکر کنم الان ديدم

.هيچي!بياين بريم-

.کج منقار نميخواست کسي رو اذيت کنه

.اوه، نه

.گازم گرفت، خال خالي

!رون. رون

!رون.خال خالي، برگرد-

!صبر کن

!خال خالي، تو گازم گرفتيهري، ميدوني اين چه درختيه؟-

!اصلا خوب نيست رون، رون

!هري، هرميون، رون

!اون طالع نحسه

!هري!رون. رون! صبر کن

!هري

!کمک!رون-

.رون. رون!رون-

متن انگلیسی بخش

Have l said something?

Shes gone mental, Hermione has. Not that she wasnt always mental…

…but now its in the open for everyone to see.

Hang on.

-We better take this back. -lm not going back.

-Fine. See you later. -See you.

Harry Potter….

-Professor Trelawney–He will return tonight.

Sorry?

Tonight, he who betrayed his friends, whose heart rots with murder…

…shall break free.

lnnocent blood shall be spilt…

…and servant and master shall be reunited once more.

lm so sorry, dear boy. Did you say something?

No.

Nothing.

l cant believe theyre going to kill Buckbeak. lts just too horrible.

-lt just got worse. -What did l say? Father said…

…l can keep the hippogriffs head. lll donate it to the Gryffindors room.

This is going to be rich.

-Look whos here. -Come to see the show?

You! You foul, loathsome, evil little cockroach!

Hermione, no!

Hes not worth it.

Malfoy, are you okay?

-Lets go. Quick. -Not a word to anyone, understood?

-That felt good. -Not good, brilliant.

Look at him. Loves the smell of the trees when the wind blows through them.

Why dont we just set him free?

Theyd know it was me, and then Dumbledore…

…would get into trouble. Hes coming down, Dumbledore.

Says he wants to be with me when they….

When it happens.

Great man, Dumbledore.

A great man.

-Well stay with you too. -Youll do no such thing!

Think l want you seeing something like that? No.

You just drink your tea and be off. Oh. Before you do, Ron….

Scabbers! Youre alive!

-Keep a closer eye on your pet. -l think you owe someone an apology.

Right. Next time l see Crookshanks, lll let him know.

l meant me!

Blimey. What was that?

Hagrid!

Oh, crikey.

No, minister. Over this way.

lts late. lts nearly dark. You shouldnt be here.

Someone sees you outside this time of night, youll be in trouble.

Particularly you, Harry. With you in a moment!

Quick. Quick!

Hagrid.

-ltll be fine. ltll be okay. -Go on, go on!

-Thats ling you see over there–On the slope.

-On the slope-Ah, Hagrid. -Professor Dumbledore.

-Good evening. -Minister. Make your way through.

-Have a tea, if you like. -No, Hagrid.

-Gentlemen. -ld like a cup of tea.

Well, l think we should get down to our business, shall we?

Very well. lt is the decision of the Committee for the Disposal…

…of Dangerous Creatures that the hippogriff Buckbeak…

…hereinafter called the condemned, shall be executed this day at sundown.

-Dear, dear…. -Now, now, Hagrid. Now, come on.

-All right. ltll be all right. -The execution shall dispatch–

What?

l thought l just saw–

-Never mind. -Lets go!

Buckbeak didnt mean no harm.

Oh, no.

He bit me. Scabbers.

Ron. Ron!

-Ron! -Scabbers, come back.

Wait!

-Scabbers, you bit me! -Harry, you do realize what tree this is?

Thats not good. Ron, run!

Harry, Hermione, run!

lts the Grim!

-Harry! -Ron! Ron, wait!

Harry!

-Help! -Ron!

-Ron. Ron. -Ron!

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.