هری پاتر و زندانی آزکابان

15 بخش

8بخش

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 9 دقیقه
  • سطح ساده

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این بخش را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

ترجمه‌ی بخش

.اجازه بدين، جناب وزير

…اوه، هاگريد.ببخشيد-

رزمرتا، عزيزم. خوشحالم .که کار و بارت خوب پيش ميره

اگه وزارتخونه شب هاي ديگه …ديونه سازها رو به مغازه من

!نفرسته خيلي بهتر ميشه……ما مجبوريم-

.ما يه قاتل رو از دست داديم!مگه سيريوس بلک مياد به هاگزميد-

اصلا براي چي بياد اينجا؟

.هري پاترهري پاتر؟-

.بيا

!هري

.امروز جادوگرهاي زير سن قانوني اجازه ورود ندارن !اون در لعنتي رو ببند-

.چقدر گستاخ.کله کدوها-

!کله کدوها؟!چطور جرات ميکنن-

کيا گفتن کله کدوها؟!اون جوونهاي از خود راضي-

هيچ کس به مغازه نمياد، وقتي .که ميترسن عقلشون رو از دست بدن

پروفسور دامبلدور نميخواست .اون ديوانه سازها اطراف محوطه باشن

.خوب حالا همه چيز رو دربارش بهم بگين

چند سال پيش، وقتي والدين هري پاتر فهميدن که …نفر بعدي که قراره بميره خودشون هستن

.يادت هست؟ اونها مخفي شدند .تعداد خيلي کمي ميدونستن اونا کجان

.يکي از اونها سيريوس بلک بود .اون هم به هموني که ميدوني گزارش داد

،اون نه تنها پاترها رو لو داد …بلکه همون شب

!پيتر پتي گرو رو هم کشت…

پيتر پتي گرو؟.همون پسرک تنبل-

.هميشه دنبال بلک بود.يادمه-

.هميشه پيش جيمز و سيريوس بود

بعد چي؟…پيتر سعي کرد پاترها رو با خبر کنه-

و کمکشون کنه، ولي دوست قديميش… .سيريوس بلک اجازه نداد

.بلک خيلي تبهکار بود .اون پتي گرو رو نکشت

!اون تيکه تيکه اش کرد

.يه انگشت. فقط يه انگشت ازش باقي موند .هيچي اش ديگه نموند

…ممکنه که سيريوس بلک خودش پاترها رو نکشته باشه

.اما تو مرگ اونها مقصره….حالا ميخواد کارش رو تموم کنه-

.من باور نميکنم.ديگه بدتر از اين نميشه-

چي بدتر از اين نميشه؟…اين: سيريوس بلک امروز

…دوباره برگشته، اون…

!پدرخوانده هري پاتره…

!رون، نگاه کن

.ببخشيد، عذر ميخوام، ببخشيد.کريسمس مبارک-

هري، چي شده؟

…اون دوستشون بوده

.و بهشون خيانت کرده…

!اون دوستشون بوده

.اميدوارم که پيدام کنه

چون وقتي که پيدام کنه .من هم آماده ميشم

!وقتي پيدام کرد، منم ميکشمش

.هري

.بفرماييد، بيا تو

در اين مورد مطمئني، هري؟ …اين جادوي خيلي پيشرفته ايه

بالاتر از سطح معمولي جادوگريه…

.مطمئنم

.خوب، همه چيز آماده است

،جادويي که ميخوام بهت ياد بدم .بهش ميگن ورد پاتروناس

تا حالا شنيده بودي؟

…نه؟ خوب

.پاتروناس يه نيروي مثبته …براي جادوگري که اون رو اجرا ميکنه

عين سپر عمل ميکنه، که ديوانه ساز… .اون رو به جاي روح خود شخص ميخوره

،اما براي اينکه درست کار بکنه .به فکر کردن راجع به يه خاطره نياز داري

نه هر خاطره اي، يه خاطره .خيلي شاد، يه خاطره قوي

ميتوني اين کارو بکني؟ .بله. خيلي خوب

.چشاتو ببند

.تمرکز کن

.گذشته ات رو مرور کن

خاطره اي داري؟

.اجازه بده همه وجودت رو پر کنه

.با اون خودت رو رها کن

،بعد اين طلسم رو بگو .اکسپکتو پاترونام

.اکسپکتو پاترونام.خيلي خوبه-

.باز کنم؟ چوبدستي ات رو آماده کن

!اکسپکتو پاترونام

…اکسپکتو… اکسپکتو

…اکسپکت

.بيا بشين اينجا. بيا .يه نفس عميق بکش

خوبه. من اصلا انتظار نداشتم که .دفعه اول بتوني اين کارو بکني

.اما قابل توجه بود .بيا، اينو بخور. حاتو بهتر ميکنه

.اون يه ديوانه ساز کثيفه.اوه، نه، نه، نه-

.اون يه لولو خورخورست، هري .يه لولو خورخوره

.واقعيش ممکنه بدتر باشه .خيلي، خيلي بدتر

،يه سوال جالب به چي فکر کردي؟

چه خاطره اي رو انتخاب کردي؟.اولين باري رو که سوار جارو شده بودم-

.اين به اندازه کافي خوب نيست .زياد خوب نيست

.يه چيز ديگه هم هست .دقيقا، خاطره شادي نيست

.خوب، اون

…اون خوش ترين خاطره ايه که تا حالا حس کردم

.اما خيلي پيچيده است…خاطره قوي اي هست؟-

.بذار امتحانش کنيم الام آماده اي؟

.الان انجامش ميدم

!اکسپکتو پاترونام

!اکسپکتو پاترونام

!آهان

!آفرين، هري. آفرين

.فکر کنم براي امروز کافي باشه.آره. بشين. اينجا

.اينو بخور، کمک ميکنه. واقعا کمک ميکنه

…چيزي که بايد بدوني هري

فکر کنم اگه پدرت اينجا بود، براي… …اينکار يه پولي بهت ميداد. و اونهم

.يه چيزي ميگفت…

.به اون فکر کردم

.و مامانم

.صورتهاشون رو ديدم

.اونها باهام صحبت ميکردند

.فقط صحبت ميکردن

.اين خاطره اي بود که انتخاب کردم

.نميدونم واقعي بودش يا نه

.اما بهترين خاطره اي بود که داشتم

.روز قشنگيه.شگفت انگيزه-

!مگر اينکه تيکه پارش کرده باشي

تيکه پاره؟ درباره چي حرف ميزنين؟

.رونالد، موشش رو گم کرده!من هيچي رو گم نکردم-

!گربه ات اون رو کشت.آشغال-

هري، تو که ديدي هميشه اون حيوون …بي رحم کمين کرده

.تا موشم رو بگيره… .حالا خال خالي رفته

خوب، بهتره که بيشتر !مراقب حيوونت باشي

!گربه ات اون رو کشته.اين کارو نکرده-

.کرده.نکرده-

چي شد بالاخره، هاگريد؟ محاکمه؟

خوب، اول، اعضاي کميته …در اين مورد

.صحبت کردن که چرا ما اينجاييم…

.من بلند شدم و توضيح دادم …گفتم که کج منقار

،چقدر موجود خوبيه… .هميشه جاشو پاک ميکنه

.بعدش لوسيوس مالفوي بلند شد .خوب، ديگه خودتون حدس بزنيد چي گفت

اون گفت کج منقار حيوون قاتل …و خطرناکيه

که به زودي خودت هم… .مي کشه تا ببيني

و بعد؟

و بعد لوسيوس پير در مورد چيزهاي .بدتري پرسيد

!اونا اخراجت نکردن.نه، اخراج نشدم-

!کج منقار به مرگ محکوم شد

متن انگلیسی بخش

Now, how much do you want?

Delicious.

lts meant to be the most haunted building in Britain. Did l mention that?

Twice.

Do you want to move a bit closer?

To the Shrieking Shack?

Actually, lm fine here.

Well, well. Look whos here.

You two shopping for your new dream home?

Bit grand for you, isnt it, Weasle-Bee? Dont your family sleep in one room?

-Shut your mouth, Malfoy. -Not very friendly.

Boys, l think its time we teach Weasle-Bee how to respect his superiors.

-Hope you dont mean yourself. -How dare you talk to me!

You filthy little mudblood!

Who is that?

-Dont stand there! Do something! -What?

Whats up, Malfoy? Lost your skis?

Get out of the way!

Move!

Malfoy! Wait! Wait!

Harry!

Bloody hell, Harry. That was not funny.

Those weasels! Never told me about any Marauders Map.

He wont keep it. Hell turn it over to Professor McGonagall.

-Arent you? -Sure. Along with his lnvisibility Cloak.

Look who it is. Madam Rosmerta.

-Ron fancies her. -Thats not true!

-Professor McGonagall! -Cornelius!

Allow me, minister.

-Oh, Hagrid…. -Sorry about that.

Rosmerta, my dear. l hope business is good.

ltd be a lot better if the Ministry wasnt sending dementors…

-…into my pub every other night! -We have….

-We have a killer on the loose. -Sirius Black in Hogsmeade!

And what would bring him here?

-Harry Potter. -Harry Potter?

Come.

Harry!

-No underage wizards allowed in today! -Shut the damn door!

-So rude. -Thick heads.

-Thick heads?! -How dare they!

-Who are they calling thick heads? -Young whippersnappers!

Nobody will come to a pub where theyll get scared out of their wits.

Professor Dumbledore doesnt want dementors around the place.

Tell me what this is all about.

Years ago, when Harry Potters parents realized they were marked for death–

Remember? They hid. Few knew where they were.

One who did was Sirius Black. And he told You-Know-Who.

Not only did Black lead him to the Potters that night…

…he also killed Peter Pettigrew!

-Peter Pettigrew? -Little lump of a boy.

-Always trailing after Black. -l remember.

Never let James and Sirius out of his sight.

-What happened? -Peter tried to warn the Potters…

…and might have, had he not run into an old friend, Sirius Black.

Black was vicious. He didnt kill Pettigrew.

He destroyed him!

A finger. Thats all that was left. A finger. Nothing else.

Sirius Black may not have put his hands to the Potters…

-…but hes the reason theyre dead. -He wants to finish things.

-l dont believe it. -Thats not the worst of it.

-What could be worse? -This Sirius Black was…

…and remains to this day…

…Harry Potters godfather!

Ron, look!

-Sorry. Excuse me, excuse me. -Merry Christmas.

Harry, what happened?

He was their friend…

…and he betrayed them.

He was their friend!

l hope he finds me.

Because when he does, lm gonna be ready!

When he does, lm gonna kill him!

Harry.

There you are. You came.

Are you sure about this, Harry? This is very advanced magic…

…well beyond the Ordinary Wizarding Level.

lm sure.

Well, everythings prepared.

The spell lm going to teach you is called the Patronus Charm.

Did you ever hear of it?

No? Well….

A Patronus is a positive force. For the wizard who conjures one…

…it works like a shield, with the dementor feeding on it rather than him.

But in order for it to work, you need to think of a memory.

Not just any memory, a very happy memory, a very powerful memory.

Can you do this? Yes. Very well.

Close your eyes.

Concentrate.

Explore your past.

Do you have a memory?

Allow it to fill you up.

Lose yourself within it.

Then speak the incantation, Expecto Patronum.

-Expecto Patronum. -Very good.

Shall we? Wand at the ready.

Expecto Patronum!

Expecto…. Expecto….

Expect….

Here we go. Come on. Sit up. Deep breaths.

lts all right. l didnt expect you to do it the first time.

That would have been remarkable. Here, eat this. Youll feel better.

-Thats one nasty dementor. -Oh, no, no, no.

That was a boggart, Harry. A boggart.

The real thing would be worse. Much, much worse.

As a matter of interest, what were you thinking?

-Which memory did you choose? -The first time l rode a broom.

Thats not good enough. Not nearly good enough.

Theres another. lts not happy, exactly.

Well, it is.

lts the happiest lve ever felt…

-…but its complicated. -ls it strong?

Then lets give it a try. You feel ready?

Just do it.

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.