هری پاتر و زندانی آزکابان

15 بخش

12بخش

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح متوسط

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این بخش را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

ترجمه‌ی بخش

فرار کنین! فرار کنین!

بیاین. صبرکن! صبرکن!

هرماینی! فکر بدیه. فکر بدیه.

پروفسور؟

پروفسور لوپین؟

گرگ نازنازی. گرگ نازنازی.

اینجایی، پاتر!

سیریوس!

برگرد اینجا، پاتر!

سیریوس!

نه. سیریوس!

اکسپکتو پاترونوم!

هری؟

پدرم رو دیدم.

چی؟

دیوانه‌سازها رو دور کرد.

اون طرف دریاچه دیدمش.

گوش کن هری، سیریوس رو دستگیر کردن.

هر لحظه ممکنه دیوانه‌سازها اونو ببوسن.

یعنی می‌خوان بکشنش؟ نه. بدتر از اونه.

خیلی بدتر.

روحش رو بیرون می‌کشن.

جناب مدیر، باید جلوشون رو بگیرین.

اونا اشتباهی گرفتنش. درسته، قربان. سیریوس بی‌گناهه.

همه‌ش کار خال‌خالی بود. خال‌خالی؟

اون موش منه، قربان.

واقعاً موش نیست. البته موش بود. موش برادرم پرسی بود.

ولی بعد براش جغد خریدن و اونو، خلاصه اینکه، ما حقیقت رو می‌دونیم.

لطفاً حرفمون رو باور کنین. من باور می‌کنم، خانم گرنجر.

اما متأسفانه حرف سه تا جادوگر 13 ساله کمتر کسی رو متقاعد می‌کنه.

کلام کودک، با اینکه راست و صادقانه‌ست…

برای اونایی که گوشش دادن رو فراموش کردن، بی‌معنیه.

زمان چیز مرموزیه.

قدرتمنده.

و وقتی دستکاری بشه، خطرناکه.

سیریوس بلک در بالاترین سلول برج تاریکه.

تو که از مقررات خبر داری، دوشیزه گرنجر.

هیچ‌کس نباید شما رو ببینه.

و به نظرم اگه قبل از آخرین زنگ ناقوس برگردین، موفق بشین.

وگرنه، پیامدهای وحشتناکی در انتظارمونه.

اگه امشب موفق بشین،

می‌تونین جون دو تا بی‌گناه رو نجات بدین.

فکر کنم سه دور برگردونیش کافی باشه.

اوه، راستی…

وقت‌هایی که شک دارم، به نظرم بهترین جا برای شروع، راهیه که ازش اومدم.

موفق باشین.

معلوم بود اصلاً در مورد چی حرف میزنه؟

ببخش، رون، آخه تو نمی‌تونی راه بری…

متن انگلیسی بخش

Run! Run!

-Come on. -Wait. Wait.

Hermione! Bad idea. Bad idea.

Professor?

Professor Lupin?

Nice doggy. Nice doggy!

There you are, Potter!

Sirius!

Come back here, Potter!

Sirius!

No. Sirius!

Expecto Patronum!

Harry?

l saw my dad.

What?

He sent the dementors away.

l saw him across the lake.

Harry, they’ve captured Sirius.

Any minute the dementors are gonna perform the Kiss.

-They’re gonna kill him? -No. lt’s worse.

Much worse.

They’re going to suck out his soul.

Headmaster, stop them.

-They’ve got the wrong man. -lts true. Sirius is innocent.

-lt’s Scabbers who did it. -Scabbers?

He’s my rat, sir.

He’s not really a rat. He was a rat. He was my brother Percy’s rat.

-But then they gave him an owl–The point is, we know the truth.

-Please believe us. -l do, Miss Granger.

But the word of three 1 3-year-old wizards will convince few others.

A child’s voice, however honest and true…

…is meaningless to those who have forgotten how to listen.

Mysterious thing, time.

Powerful…

…and when meddled with, dangerous.

Sirius Black is in the topmost cell of the Dark Tower.

You know the laws, Miss Granger.

You must not be seen.

And you would do well, l feel, to return before this last chime.

lf not, the consequences are too ghastly to discuss.

lf you succeed tonight…

…more than one innocent life may be spared.

Three turns should do it, l think.

Oh, and by the way.

When in doubt, l find retracing my steps to be a wise place to begin.

Good luck.

What the bloody hell was that all about?

Sorry, Ron, but seeing as you cant walk….

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.