هری پاتر و زندانی آزکابان

15 بخش

11بخش

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 8 دقیقه
  • سطح ساده

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این بخش را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

ترجمه‌ی بخش

.به، به، سيريوس چقدر پاره پوره شدي، نه؟

سرانجام، دردسر با .ديوونگي همراه ميشه

خوب، تو همه چيزو در مورد ديوونگي ميدوني، نه؟

.پيداش کردم.ميدونم-

.اون اينجاس.مي فهمم-

!بيا بکشيمش!نه! حالا شناختمت-

،و تمام اين مدت .تو دوستش بودي

!اون يه گرگينه است .براي همين سر کلاسها غايب ميشد

چند وقته ميدوني؟

.از وقتي که مقاله پروفسور اسنيپ رو نوشتم.خوب، هرميون-

تو باهوشترين جادوگري هستي .که من با اين سن باهاش ملاقات داشتم

!بسه ديگه، ريموس !يالا، بيا بکشيمش

!صبر کن!من به اندازه کافي صبر کردم-

!دوازده سال

!در آزکابان

.خيلي خوب. بکشش

.فقط يه دقيقه ديگه صبر کن .هري بايد بدونه چرا

.من ميدونم چرا

.تو به والدين من خيانت کردي

!تو توي مرگ اونا مقصري.نه، اون نبوده-

…يه نفر ديگه به والدين تو خيانت کرده

،کسي که، تا حالا سکوت کرده !من معتقدم که مرده

خوب اون کي بوده؟!پيتر پتي گرو-

!الانم تو همين اتاقه! درست همينجا

!بيا بيرون، بيا بيرون، پيتر

!بيا بيرون، بيا بيرون و نقش بازي کن!اکسپليارموس-

.چه انتقام شيريني

چقدر دوست داشتم .خودم بگيرمت

…سوروس

من به دامبلدور گفتم که تو .به دوستت تو قلعه کمک ميکني. اين هم مدرک

.آفرين، اسنيپ

ذهن باهوشت رو براي وظيفه هات .نگه دار و نتيجه غلط بگير

،اگه ما رو ببخشي …ريموس و من يه کاري داريم

.که بايد انجام بديم…!يه بهانه به من بده. خواهش ميکنم-

.احمق نشو.اون نميتونه کمکت کنه. عادتشه

!ساکت شو!خودت ساکت شو-

شما دوتا، عين زن و شوهرهاي .پير دعوا مي کنيد

تو برو معجون بازيت !رو بکن

.مي تونم اين کارو کنم، ميدوني

پس ديوانه سازها چي ميشن؟ .اونا خيلي دوست دارن ببيننت

درست تشخيص دادم که از چي بيشتر مي ترسي؟ .اوه، آره

بوسه يه ديوانه ساز، کسي که دوستش داشته .باشه مي تونه تصور کنه اون چه جوريه

،مي گن ديدن اين لحظه غير قابل تحمله .اما من ميبينم

.سوروس، خواهش مي کنم

.بعد از تو

!اکسپليارموس

هري! چي کار کردي؟!تو به يه معلم حمله کردي-

.درباره پيتر بهم بگو.اون تو مدرسه با ما بود-

!ما فکر مي کرديم دوستمونه

!نه! پتي گرو مرده. تو کشتيش.نه، اون اين کارو نکرده-

من هم همين فکرو ميکردم، تا قبل از اينکه .بگي پتي گرو رو توي نقشه ديدي

.خوب، نقشه دروغ ميگفت!نقشه هيچوقت دروغ نميگه-

!پتي گرو زنده اس !و دقيقا اونجاست

!من؟! اون ديوونه است!تو نه! موشت-

…خال خالي تو خانواده ما بوده، الاندوازده سال؟-

براي يه موش معمولي اين .عمر طولاني، عجيبه

اون يه پنجه اش رو از دست داده، مگه نه؟خوب که چي؟-

…تنها قسمتي که از پتي گرو پيدا شده!انگشت-

اون ترسوي کثافت خودش انگشتش !رو بريد تا همه فکر کنن مرده

!بعدش هم خودشو به موش تبديل کرد.نشونم بده-

.رون، بده بهشچي کار ميخواي باهاش کني؟-

!خال خالي

!تنهاش بذار. ولش کن چي کار ميکني؟

ريموس؟

.سيريوس

!دوستان قديمي من

.هري! نگاش کنين .چقدر شبيه پدرت شدي

…جيمز. ما بهترين دوست هاي هم بوديم!چطور جرات ميکني با هري صحبت کني-

چطور جرات ميکني جلوش در مورد جيمز صحبت کني؟

!تو جيمز و ليلي رو به ولدمورت فروختي!من نميخواستم همچين کاري کنم

.لرد سياه. شماها نميدونين که چه سلاح هايي داره

!خودتو جاي من بذار، سيريوس

تو بودي چيکار مي کردي؟!مردن خيلي بهتر از لو دادن دوستام بود-

جيمز هيچ وقت نميخواست که .من کشته بشم

!اگه پدرت بود منو مي بخشيد !تو هم لطفت رو به من نشون بده

بايد ميدونستي که اگه ولدموت .نکشت، ماها مي کشيمت

!نه

…هري، اين مرد.من ميدونم چي کرده-

.اما بهتره به قلعه تحويلش بديم

!واقعا ممنونم، پسر. واقعا ممنونم!برو کنار-

.گفتم ترو به قلعه تحويل ميديم

،بعد از اون .ديوانه سازها مي دونن بايد چي کار کنن

.بخاطر گاز گرفتن متاسفم .فکر مي کردم که بايد يه کم درد داشته باشه

يه کم؟ يه کم؟ !تو تقريبا همه پامو پاره کردي

.به خاطر اون موشه اين کارو کردم

معمولا، من سگ خيلي .شيريني هستم

چند بار جيمز پيشنهاد داد .که نوع تغييرم رو عوض کنم

.با دم ميتونم زندگي کنم .ولي کک ها، پدرمو در ميارن

.خوبه

.بهتره تو برينه. نگران نباش، باشه؟-

.چيزي نيست، مي مونم

.تو برو، من هستم

تو خوبي؟.خوبم، برو-

.به نظر مياد خيلي بايد درد داشته باشه.خيلي درد داره-

.ممکن بود خرد بشه

مطمئنم مادام پامفري در عرض .يه لحظه خوبش مي کنه

.خيلي ديره. خيلي ناجوره .اون فعلا ميتونه دردشو ساکت کنه

قشنگه، نه؟

هيچ وقت يادم نميره اولين باري .رو که از اون درها وارد شدم

.خيلي خوب ميشه که دوباره تکرار بشه .البته بصورت يه آدم آزاد

اين که مي تونين باز به اونجا برگردين .خيلي چيز با ارزشيه

.اون ارزشش رو نداشت

من فکر نميکنم پدر مي خواست که …بهترين دوستش

.قاتل بشه…

،به علاوه، بميره .حقيقت هم باهاش ميميره

.زنده، تو آزادي

.منو به کرم فلابر تبديل کن !هرچي بجز ديوانه سازها

رون! حيوون خوبي برات نبودم؟ …نذار منو به

ديوانه سازها بدن. مي ذاري؟ !من موشت بودم

…دختر باهوش و خوب! مطمئنا تو نميذاري!ازش فاصله بگير-

…نميدونم ميدوني يا نه، هري

ولي وقتي که به دنيا اومدي، جيمز… .و ليلي منو پدرخوانده ات کردن

.ميدونم

مي تونم بفهمم اگه بخواي بين موندن پيش خاله و عموت …رو انتخاب کني

ولي اگه بخواي يه خونه… …ديگه رو انتخاب کني

چي؟ بيام و با تو زندگي کنم؟

.اين فقط يه فکر بود .ميتونم بفهمم اگه نخواي که هيچي

!هري

.ريموس، دوست قديمي ام امشب داروت رو خوردي؟

!ميدوني واقعا ريموس هستي !قلب تو واقعا زنده است! اينجا

!اين جسم فقط جسمه

!اکسپليارموس

!هري

!ريموس! ريموس

متن انگلیسی بخش

Come on!

Move!

Duck!

Harry!

-Oh, lm sorry. -Dont worry.

-Where do you suppose this goes? -l have a hunch.

l just hope lm wrong.

Were in the Shrieking Shack, arent we?

Come on.

Ron.

-Ron. Youre okay. -The dog. Where is it?

lts a trap. Hes the dog. Hes an Animagus.

lf you want to kill Harry, you have to kill us too!

No. Only one will die tonight.

Then itll be you!

Are you going to kill me, Harry?

Expelliarmus!

Well, well, Sirius. Looking rather ragged, arent we?

Finally, the flesh reflects the madness within.

Well, youd know all about the madness within, wouldnt you?

-l found him. -l know.

-Hes here. -l understand.

-Lets kill him! -No! l trusted you!

And all this time, youve been his friend.

Hes a werewolf! Thats why hes been missing classes.

How long have you known?

-Since Professor Snape set the essay. -Well, Hermione.

You are the brightest witch of your age lve ever met.

Enough talk, Remus! Come on, lets kill him!

-Wait! -l did my waiting!

Twelve years of it!

ln Azkaban!

Very well. Kill him.

But wait one more minute. Harry has the right to know why.

l know why.

You betrayed my parents.

-Youre the reason theyre dead! -No, it wasnt him.

Somebody did betray your parents…

…somebody who, until quite recently, l believed to be dead!

-Who was it, then? -Peter Pettigrew!

And hes in this room! Right now!

Come out, come out, Peter!

-Come out, come out and play! -Expelliarmus!

Vengeance is sweet.

How l hoped ld be the one to catch you.

Severus–

l told Dumbledore you were helping a friend into the castle. Heres the proof.

Brilliant, Snape.

Youve put your keen mind to the task and come to the wrong conclusion.

lf youll excuse us, Remus and l have business…

-…to attend to. -Give me a reason. l beg you!

-Dont be a fool. -He cant help it. lts habit.

-Be quiet. -Be quiet yourself!

You two, quarrelling like an old married couple.

Run along and play with your chemistry set!

l could do it, you know.

But why deny the dementors? Theyre so longing to see you.

Do l detect a flicker of fear? Oh, yes.

A Dementors Kiss. One can only imagine what that must be like.

lts said to be nearly unbearable to witness, but lll do my best.

Severus, please.

After you.

Expelliarmus!

-Harry! What did you just do? -You attacked a teacher!

-Tell me about Peter. -He was at school with us.

We thought he was our friend!

-No. Pettigrews dead. You killed him! -No, he didnt.

l thought so too, until you mentioned Pettigrew on the map!

-The map was lying, then. -The map never lies!

Pettigrews alive! And hes right there!

-Me?! Hes mental! -Not you! Your rat!

-Scabbers has been in my family for–Twelve years?

Curiously long life for a common garden rat!

-Hes missing a toe, isnt he? -So what?

-All they could find of Pettigrew was his–Finger!

Dirty coward cut it off so everyone would think he was dead!

-And then he transformed into a rat! -Show me.

-Give it to him, Ron. -What are you trying to do to him?

Scabbers!

Leave him alone! Get off him! What are you doing?

Remus?

Sirius.

My old friends!

Harry! Look at you. You look so much like your father.

-James. We were the best of friends–How dare you speak to Harry!

How dare you talk about James in front of him!

-You sold James and Lily to Voldemort! -l didnt mean to!

The Dark Lord. You have no idea the weapons he possesses!

Ask yourself, Sirius! What would you have done?

-What would you have done? -Died, rather than betray my friends!

James wouldnt have wanted me killed!

Your dad would have spared me! He would have shown me mercy!

Should have realized if Voldemort didnt kill you, we would. Together!

No!

-Harry, this man–l know what he is.

But well take him to the castle.

-Bless you, boy. Bless you! -Get off!

l said wed take you to the castle.

After that, the dementors can have you.

Sorry about the bite. l reckon that twinges a bit.

A bit? A bit? You almost tore my leg off!

l was going for the rat.

Normally, l have a very sweet disposition as a dog.

More than once, James suggested that l make the change permanent.

The tail l could live with. But the fleas, theyre murder.

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.