هری پاتر و زندانی آزکابان

15 بخش

6بخش

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح ساده

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این بخش را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

ترجمه‌ی بخش

پروفسور، ميتونم ازتون يه چيزي بپرسم؟

ميخواي بپرسي چرا جلوي تورو در مقابل لولوخور خوره گرفتم، آره؟

.فکر ميکردم دليلش واضحه

.اتفاقا اول ولدموت

به فکرم رسيد

ولي بعد ياد اونشب …تو قطار افتادم

و ديوانه ساز….من خيلي تحت تاثير قرار گرفتم-

من فکر ميکنم تو بيشتر از خود .ترس وحشت داري

.اين خيلي عاقلانه است

…من قبل از اينکه غش کنم

.يه چيزي شنيدم…

…يه زن

جيغ ميکشيد…

ديوانه سازها باعث ميشن که ما .بدترين خاطراتمون رو به ياد بياريم

.ناراحتي ما باعث افزايش قدرت اونها ميشه

…فکر ميکنم صداي مادرم بود

.همون شبي که به قتل رسيد…

،همون اولين باري که ديدمت، هري .فورا شناختمت

.نه بخاطر زخمت، به خاطر چشم هات

.اونها چشمهاي مادرته، ليلي

.آره

.اوه، بله. مي شناختمش

،وقتي مادرت اونجا پيش من بود .وقتي بودش که هيچ کسي دور و برم نبود

…اون نه فقط يه جادوگر با استعداد بود

بلکه اون يه زن… .فوق العاده مهربون بود

اون نسبت به همه …ديد زيبايي داشت

مخصوصا وقتي که خود شخص… .نميتونست اين زيبايي رو تو خودش ببينه

،و پدرت جيمز …از طرف ديگه

…اون….

اون يه چيز خاصي داشت، ما اسمشو گذاشته بوديم .استعداد براي دردسر

،يه استعداد، اون طور که شنيدم .به تو هم به ارث رسيده

تو بيشتر از اينکه بدوني .شبيه اونها هستي، هري

حالا، تو خودت مي بيني که .چقدر شبيه اونها هستي

،مغازه آبنبات فروشي دوک عسلي فوق العاده بود .اما نه به اندازه فروشگاه شوخي زونکو

ما تا حالا به .شيون آوارگان نرفته ايم

…شنيدي که اونجا تنها.ساختمون شبه زده تو بريتانياست. ميدونم-

چي شده؟

حتما دوباره نويل .کلمه هاي عبور رو گم کرده

.هي.ا، تو هنوز اينجايي-

.برين کنار، خواهش ميکنم !ببخشيد، من دانش آموز ارشدم

.همتون برين عقب

تا پيداش نکردن هيچ کس .وارد خوابگاه نشه

!بانوي چاق! فرار کرده

.به حسابش رسيدن .اون خواننده مزخرفي بود

.اصلا خنده دار نيس رون

.آرامش خودتون رو حفظ کنيد .به سالن عمومي برين

.ساکت.راه رو باز کنيد-

.جناب مدير اينجان.يالا. برين کنار-

!شنيدين. برين کنار

.آقاي فيلچ؟ روح ها رو جمع کن

بهشون بگو همه تابلوهاي قلعه رو .براي پيدا کردن بانوي چاق بگردن

.لازم نيست به روح ها بگيم، پروفسور

.بانوي چاق اونجاست

!ببينيد داريد کجا ميريد! آرومتر

!شنيديد من چي گفتم! من دانش آموز ارشدم

.برگردين اينجا.برين کنار-

بانوي عزيز، کي اين بلا رو سرتون آورد؟

.چشماش مثل شيطون ها بود. اون رفت .مثل يه روح شبيه اسمش

.خودش بود، جناب مدير .اوني که همه دربارش صحبت ميکنن

!اون اينجاست، يه جا تو قلعه

!سيريوس بلک

.درهاي قلعه رو قفل کن، آقاي فيلچ .شماها هم برين به سرسراي بزرگ

برج نجوم و جغد داني رو هم گشتم .ولي هيچي اونجا نبود

.متشکرم.طبقه سوم رو هم گشتيم، قربان

.خيلي خوب.من هم سياه چال ها رو گشتم

،هيچ نشوني از بلک نبود .کس ديگه اي هم در قلعه نبود

.واقعا ازش انتظار نداشتم که اينقدر تاخير بکنه

کار قابل توجهي کرده، شما اينجور فکر نميکنيد؟

بخاطر اينکه وارد هاگوارتز شده …و هيچ کسي هم

متوجه نشده؟….خيلي قابل توجه، درسته

فکر ميکنيد چه طور موفق شده؟

.فکرهاي زيادي به ذهنم رسيده، اما يکي از يکي بعيدترند

…يادتونه

قبل از شروع ترم… …گفتم راجع به استخدام

اون خيلي نگرانم… …منظورم پروفسور

من مطمئنم که هيچ کدوم از افراد اين قلعه .به سيريوس بلک کمک نکردن

…من کاملا مطمئنم که قلعه ايمن هست

و من بيشتر راغب شده ام که… .دانش آموزان رو به گروه هاشون برگردونم

در مورد پاتر چي؟ نميخواين بهش اخطار بدين؟

.حتما. ولي فعلا خوابيده

چون ما تو روياهامون وارد دنيايي ميشيم .که کاملا ماله خودمون هست

بزار اونها تو عميق ترين اقيانوس ها شنا کنن .يا روي بلندترين ابرها سر بخورن

متن انگلیسی بخش

Professor, can l ask you something?

You want to know why l stopped you facing that boggart, yes?

l thought itd be obvious.

l assumed it would take the shape of Lord Voldemort.

l did think of Voldemort at first.

But then l remembered that night on the train…

-…and the dementor. -lm very impressed.

That suggests what you fear the most is fear itself.

This is very wise.

Before l fainted…

…l heard something.

A woman…

…screaming.

Dementors force us to relive our very worst memories.

Our pain becomes their power.

l think it was my mother…

…the night she was murdered.

The very first time l saw you, Harry, l recognized you immediately.

Not by your scar, by your eyes.

Theyre your mother, Lilys.

Yes.

Oh, yes. l knew her.

Your mother was there for me at a time when no one else was.

Not only was she a singularly gifted witch…

…she was also an uncommonly kind woman.

She had a way of seeing the beauty in others…

…even, and most especially, when that person could not see it in themselves.

And your father, James, on the other hand…

…he….

He had a certain, shall we say, talent for trouble.

A talent, rumor has it, he passed on to you.

Youre more like them than you know, Harry.

ln time, youll come to see just how much.

Honeydukes Sweetshop is brilliant, but nothing beats Zonkos Joke Shop.

We never got to go to the Shrieking Shack.

-You heard its the most–Haunted building in Britain. l know.

Whats going on?

Probably Neville forgot the password again.

-Hey. -Oh, youre there.

Let me through, please. Excuse me! lm Head Boy!

Get back, all of you.

No one is to enter this dormitory until its been searched.

The Fat Lady! Shes gone!

Serves her right. She was a terrible singer.

lts not funny, Ron.

Keep calm, everyone. Break into fours. Back to your common room.

-Be quiet. -Make way.

-The headmasters here. -Come on, move.

You heard. Move!

Mr. Filch? Round up the ghosts.

Tell them to search every painting in the castle to find the Fat Lady.

Theres no need for ghosts, professor.

The Fat Ladys there.

Mind where youre going! Slow down!

You listen! lm Head Boy!

-Come back here! -Keep moving!

Dear lady, who did this to you?

Eyes like the devil, hes got, and a soul as dark as his name.

lts him, headmaster. The one they all talk about.

Hes here, somewhere in the castle!

Sirius Black!

Secure the castle, Mr. Filch. The rest of you, to the Great Hall.

lve searched the Astronomy Tower and the Owlery. Theres nothing there.

-Thank you. -The third floors clear too, sir.

-Very good. -lve done the dungeons.

No sign of Black, nor anywhere else in the castle.

l didnt really expect him to linger.

Remarkable feat, dont you think?

To enter Hogwarts Castle on ones own…

-…completely undetected? -Quite remarkable, yes.

Any theories on how he managed it?

Many. Each as unlikely as the next.

You may recall…

…prior to the start of term l expressed concerns…

…about your appointment of Professor–

Not a single professor inside this castle would help Sirius Black enter it.

lm quite convinced the castle is safe…

…and lm more than willing to send the students to their houses.

What about Potter? Should he be warned?

Perhaps. But for now, let him sleep.

For in dreams, we enter a world thats entirely our own.

Let them swim in the deepest ocean or glide over the highest cloud.

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.