هری پاتر و زندانی آزکابان

15 بخش

13بخش

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح ساده

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این بخش را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

ترجمه‌ی بخش

چي شد؟

رون کجاست؟7:30-

ما 7:30 کجا بوديم؟

نميدونم. رفتيم به خونه هاگريد؟

.بيا. و کسي نبايد ما رو ببينه

!هرميون

.هرميون! هرميون، صبر کن

هرميون، ميشه بهم بگي داريم چي کار ميکنيم؟

،تو! توي احمق !سوسک کوچولوي حمومه شيطون

.اين ماييم

.هرميون، نه! اون ارزشش رو نداره

.اين عادي نيست

.اين يه زمان برگردونه، هري

.مک گوناگل اول ترم اين رو به من داد

اين باعث ميشد تو تمام سال .سر همه کلاس ها برم

ميخواي بگي ما زمان رو برگردونديم عقب؟.آره-

دامبلدور دقيقا خواست که .ما به اين زمان برگرديم

معلومه، که ميخواست اتفاقاتي .رو تغيير بديم

.مشت خوبي بود

.متشکرم

.مالفوي داره مياد

.بدوبه هيچکس يه کلمه هم نگو، فهميدي؟-

.حساب اون دورگه رو ميرسم .گوش ميدي بهم

.خوب بود.خوب نبود، فوق العاده بود-

.بياين. بايد بريم پيش هاگريد

.نگاه کن. کج منقار هنوز زنده اس

.البته

يادته دامبلدور چي گفت؟

.اگه موفق بشيم، مي تونيم جون دو تا بيگناه رو نجات بديم

.بيا بريم

.اونها دارن ميان. بهتره عجله کنيم

قبل از اينکه کج منقار رو آزاد کنيم .فاج بايد ببيندش

وگرنه فکر ميکنه هاگريد ولش .کرده رفته

!خال خالي، تو زنده اي

.حيوونت رو جلو چشمت بذار.اون پتي گرو هست-

.هري، تو نبايد اين کارو بکني.اون به والدينم خيانت کرده-

.انتظار داري که همينجا بشينم!درسته، ولي نبايد اين کارو کني-

.هري، تو الان تو کلبه هاگريدي

،اگه خودتو ببيني .فکر نميکني ديوونه شدي

اتفاقهاي ناگواري براي جادوگرايي .که زمان رو به هم ريختن به وجود اومده

.ما نبايد ديده بشيم

.فاج داره مياد

.و ما هنوز بيرون نيومديم

چرا بيرون نميايم؟

ديوونه شدي؟

.درد داشت

.ببخشيد

!ما از در عقبي داريم ميايم. برو

واقعا موهاي من از پشت اينجوريه؟

چي؟

…فکر کنم الان ديدم

.هيچي.بياين بريم-

!خوب، برو، هري، برو

.برو کنار. گمشو

،جناب وزير، واقعا فکر ميکنم .که بايد امضا هم بکنم

…بله، بسيار خوب. شايد لازم باشه

.خوب، کج منقار، يالا بيا .با ما بيا. بيا

.سعي ات رو بکن. بيا. بدو

کج منقار. خوب؟ بدو. عجله کن. خوب؟

.فقط اسمت…به نظر خيلي طولاني مياد اسمم-

عجله کن کج منقار باشه؟

.بيا .يالا، کج منقار

.بيا و اين راسوي خوشگل مرده رو بگير

.بيا. اينجاست. يالا، بيا.ما اينجاييم جناب وزير، دنبالم بياين-

.اونجا رو ببينيدکجا؟-

.پشت صخره ها رو ببينيدچي رو بايد ببينم؟-

پروفسور ديپت وقتي که .مدير بود يه چيزهايي اونجا کاشت

.اوه، بله. درسته، درسته.و همه اون توت فرنگي ها-

.بيا، کج منقار. بيا.من توت فرنگي اي نميبينم-

.اونجاکجا؟-

.اونجا.اين ور-

.ميشه بزارين براي بعد.بسيار خوب-

پس کجاست؟

.من اون حيوون رو، همين حالا ديدم

!چند لحظه هم نميشه.چه فوق العاده-

.کج منقار

.اوه، دامبلدور .قشنگ معلومه يه نفر آزادش کرده

هاگريد؟.کج منقار-

فکر نمي کنم جناب وزير .بتونيد با اون کاري بکنيد

چجوري ميتونه کار اون باشه؟ .اون تمام وقت پيش ما بود

.درسته…خوب، خوب-

.بايد محوطه رو بگرديم

پس، شما بايد آسمون رو .بگردين جناب وزير

در ضمن، من ميخوام يه فنجون چاي .يا يه نوشيدني بزرگ بخورم

.اوه، جلاد. کارت ديگه تموم شد .ديگه نيازي بهت نيست

.متشکرم

شما ليوان هاي کوچکي تو .اين خونه پيدا ميکنيد، پروفسور

.بيا.از اينور-

.حالا، از اينور

حالا چي؟.بايد سيريوس رو نجات بديم-

چطور؟.نميدونم-

.نگاه کن. لوپينه!ايموبولوس-

.حالا اسنيپ داره مياد

.حالا بايد صبر کنيم

.حالا بايد صبر کنيم

.اقلا يه نفر داره لذت ميبره.آره-

هرميون؟بله؟-

…قبل از اين، وقتي با سيريوس به طرف درياچه رفتم

.يه نفر رو ديدم…

.اون طرف ديوانه سازها رو دور کرد

.با پاتروناس

.وقتي اسنيپ داشت به دامبلدور مي گفت شنيدم

…بر طبق اين

فقط يه جادوگر قدرتمند واقعي… .مي تونه اون رو اجرا کنه

.اون پدرم بود

.پدرم پاتروناس رو اجرا کرد

…هري، ولي پدرت.مرده. ميدونم-

.فقط داشتم بهت ميگفتم چي ديدم

.اومديم

ديدي سيريوس اونجا داشت باهام حرف ميزد؟

.داشت ازم ميپرسيد که ميخوام باهاش زندگي کنم.فوق العادست-

وقتي آزادش کرديم، ديگه هيچ وقت .پيش دورسلي ها بر نميگردم

.فقط من و خودش با هم ميمونيم

…ميتونيم تو کشور زندگي کنيم

.جايي که بتوني آسمان رو ببيني…

اون بعد از سالها تو آزکابان .بودن اين رو ميخواد

!هري

!در رين

متن انگلیسی بخش

Harry?

l saw my dad.

What?

He sent the dementors away.

l saw him across the lake.

Harry, theyve captured Sirius.

Any minute the dementors are gonna perform the Kiss.

-Theyre gonna kill him? -No. lts worse.

Much worse.

Theyre going to suck out his soul.

Headmaster, stop them.

-Theyve got the wrong man. -lts true. Sirius is innocent.

-lts Scabbers who did it. -Scabbers?

Hes my rat, sir.

Hes not really a rat. He was a rat. He was my brother Percys rat.

-But then they gave him an owl–The point is, we know the truth.

-Please believe us. -l do, Miss Granger.

But the word of three 1 3-year-old wizards will convince few others.

A childs voice, however honest and true…

…is meaningless to those who have forgotten how to listen.

Mysterious thing, time.

Powerful…

…and when meddled with, dangerous.

Sirius Black is in the topmost cell of the Dark Tower.

You know the laws, Miss Granger.

You must not be seen.

And you would do well, l feel, to return before this last chime.

lf not, the consequences are too ghastly to discuss.

lf you succeed tonight…

…more than one innocent life may be spared.

Three turns should do it, l think.

Oh, and by the way.

When in doubt, l find retracing my steps to be a wise place to begin.

Good luck.

What the bloody hell was that all about?

Sorry, Ron, but seeing as you cant walk….

What just happened?

-Wheres Ron? -730.

Where were we at 730?

l dont know. Going to Hagrids?

Come on. And we cant be seen.

Hermione!

Hermione! Hermione, wait.

Hermione, will you please tell me what it is were doing?

You foul, loathsome, evil little cockroach!

Thats us.

Hermione, no! Hes not worth it.

This is not normal.

This is a Time-Turner, Harry.

McGonagall gave it to me first term.

This is how lve been getting to my lessons all year.

-You mean weve gone back in time? -Yes.

Dumbledore obviously wanted us to return to this moment.

Clearly, something happened he wants us to change.

Good punch.

Thanks.

Malfoys coming.

-Run. -Not a word to anyone, understood?

lm gonna get that jumped-up mudblood! Mark my words.

-That felt good. -Not good, brilliant.

Come on. We should be at Hagrids.

Look. Buckbeaks still alive.

Of course.

Remember what Dumbledore said?

lf we succeed, more than one innocent life could be spared.

Lets go.

Here they come. ld better hurry.

Fudge has to see Buckbeak before we steal him.

Otherwise, hell think Hagrid set him free.

Scabbers, youre alive!

-Keep a closer eye on your pet. -Thats Pettigrew.

-Harry, you cant. -He betrayed my parents.

-You dont expect me to sit here. -Yes, and you must!

Harry, youre in Hagrids hut now.

lf you go bursting in, youll think youve gone mad.

Awful things happen to wizards who meddle with time.

We cant be seen.

Fudge is coming.

And we arent leaving?

Why arent we leaving?

Are you mad?

That hurt.

Sorry.

Were coming out the back door. Go!

ls that really what my hair looks like from the back?

What?

l thought l just saw….

-Never mind. -Lets go.

Okay, go, Harry. Go!

Get away. Get off.

Minister, l really think l should sign as well.

Yes, very well. Perhaps it would be….

Okay, Buckbeak. Come quickly. Come with us now. Come on.

Keep trying. Come on. Quickly.

Buckbeak. Okay? Quickly. Hurry up. Okay?

-Your name only. -lts such a very long name….

Hurry up now, Buckbeak, okay?

Come on. Come on, Buckbeak.

Come and get the nice dead ferret.

-Come on. lts here. Come on, Beaky. -Here we are, minister. Follow me.

-Now, look there. -Where?

-Look beyond the rocks. -What am l supposed to see?

Professor Dippet had that ling planted when he was headmaster.

-Oh, yes. lndeed, indeed. -And all the strawberries.

-Come on, Buckbeak. Come on. -l see no strawberries.

-Over there. -Where?

-Over there. -This way.

-Lets get this over, please. -All right.

But where is it?

l saw the beast, just now.

-Not a moment ago! -How extraordinary.

Buckbeak.

Come now, Dumbledore. Someones obviously released him.

-Hagrid? -Buckbeak.

l dont think the ministers suggesting you had anything to do with this.

How could you? Youve been with us all the time.

-Right. -Well, well….

We must search the grounds.

Well, search the skies, if you must, minister.

Meanwhile, ld like a nice cup of tea or a large brandy.

Oh, executioner, your services are no longer required.

Thank you.

Youll find no small glasses in this house, professor.

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.