بخش 14

: ارباب حلقه ها 3 / فصل 14

بخش 14

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح خیلی ساده

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این فصل را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

ترجمه‌ی فصل

اينقدر جيغ نکش ، موش کثيف .

حالا مثل يک خوک خونت رو ميريزم .

البته اگه من زودتر تو رو نکشم .

¨سم ¨ !

اوه ، ¨سم¨، خيلي متاسفم .

به خاطر همه چيز متأسفم .

بايد از اينجا ببرمت بيرون . خيلي دير شده . همه چي تموم شد .

¨حلقه رو بردند. ¨سم…

اونها حلقه رو گرفتند .

خيلي ببخشيد ها، ولي اونها نبردند .

فکر کردم شما مرديد .

من هم برش داشتم .

که جاش امن باشه .

بدش به من .

¨حلقه رو بده به من ، ¨سم .

¨سم¨ .

حلقه رو بده به من .

بايد درک کني .

مسئوليت بار حلقه به دوش منه .

¨تو رو نابود مي کنه ، ¨سم .

¨زود باشيد ، آقاي ¨فرودو .

بايد يک چيزي گير بياريم تا بپوشيد .

¨شما نميتونيد لخت از ¨موردور رد بشيد .

¨ما موفق شديم ، آقاي ¨فرودو .

بالاخره به ¨موردور¨ رسيديم .

اونها خيلي زياد هستند .

حتماً ما رو مي بينند .

خودشه ، چشم .

¨بايد به اونجا بريم ، آقاي ¨فرودو .

چارهِ ديگه اي نداريم .

زود باشيد . براي شروع از همين تپه ميريم پايين .

فرودو¨ از افق ديدم گذشته¨ .

تاريکي داره بيشتر ميشه .

اگر حلقه در اختيار ¨سايرون¨ بود ، با خبر مي شديم .

ما وقت چنداني نداريم .

دشمن شکست خورد ، درسته, ولي …

¨پشت ديوارهاي ¨موردور ، داره تجديد قوا مي کنه .

بذاريد همون جا بمونه .

بذاريد بپوسه ! چرا نگرانش باشيم ؟

¨چون الان 10 هزار ¨ ارک¨ بين ¨فرودو و کوه نابودي قرار دارند .

من اون رو به کام مرگ فرستادم .

نه

هنوز براي نجات ¨فرودو¨ اميد هست .

اون نياز به زمان و مسير امن داره تا از دشتهاي “ گورگوروس “ عبور کنه.

ما براش فراهم مي کنيم . چطور ؟

¨با بيرون کشيدن ارتش ¨سايرون .

خالي کردن دستش .

ما با تمام توانمون به سمت دروازهِ سياه حرکت ميکنيم .

ما با اين توانمون نميتونيم بر اونا پيروز بشيم .

پيروزي ما نه .

مي تونيم اين امکان رو به ¨فرودو¨ بديم اگر چشم ¨سايرون¨ به ما خيره باشه .

تا در برابر چيزهاي ديگه اي که در حرکته کور باشه .

يک انحراف .

مسلماً ميميريم …

شانس کمي براي موفقيت داريم …

پس ما منتظر چي هستيم ؟

سايرون¨ مي فهمه که يک نقشه است¨ .

اون توي دام نميفته .

اوه ، فکر کنم بيفته .

خيلي وقته که مي خواهي من رو شکار کني .

خيلي وقته که از دست تو فرار مي کنم .

ديگه کافيه .

شمشير ¨النديل¨ رو ببين .

شهر در سکوت فرو رفته .

از گرماي خورشيد چيزي باقي نمانده .

سرما همه جا رو فرا گرفته .

اين فقط به خاطر رطوبت اولين باران بهاريه .

من ايمان دارم که اين تاريکي پايدار نخواهد بود .

نگاه کن ، ¨ ارک¨ ها …

… اونها دارند حرکت مي کنند .

¨ديديد، آقاي ¨فرودو…

… بالاخره شانس باهامون يار شد .

بريد جلو ، تفاله ها …

وگر نه استخوناتون رو با شلاق در ميارم …

زودباشيد !

مگه من با شما حرف نميزنم ؟

زود باشيد ، تنبل ها !

شما دو تا داريد به خط مقدم نبرد ميريد !

حالا تکون بخوريد! زود باشيد! بريد تو صف! تکون بخوريد!

تکون بخورید! تکون بخورید!

به سمت دروازه ، تنبل ها ! حرکت کنيد !

مگه شما نمي دونيد که در جنگ هستيم ؟

گروهان ، بايستيد !

بازرسي !

سم¨ ، کمک کن¨ .

¨آقاي ¨فرودو !

¨بلند شيد آقاي ¨فرودو . بلند شيد !

خيلي سنگين شده .

اوه ، نه .

بايد چي کار کنم ؟ ما بايد چي کار کنيم ؟

من رو بزن . چي ؟

من رو بزن ، ¨سم¨ . دعوا رو شروع کن .

دستت رو به من نزن !

هيچ کس حق نداره به من دست بزنه, کرم کثيف .

داغونش کن ! داغونش کن !

آهاي ! روده هاتون رو ميکشم بيرون اگه اين بلوا رو تموم نکنيد .

برو ، ¨سم¨ . حالا !

حرکت کنيد ، تنبلها !

به خط بشيد !

نمي تونم … نمی تونم…

¨ديگه نمي تونم وزن حلقه رو تحمل کنم ، ¨سم .

اون … اون …

اون خيلي سنگين شده .

اون …

خيلي سنگينه .

ما از اين مسير ميريم . تا جاييکه بتونيم .

دليلي نداره تا چيزهايي رو که نياز نداريم با خودمون حمل کنيم .

متن انگلیسی فصل

Stop your squealing, you dunghill rat.

I’m gonna bleed you like a stuck pig.

Not if I stick you first.

Sam!

Oh, Sam, I’m so sorry.

Sorry for everything.

Let’s get you out of here. It’s too late. It’s over.

They’ve taken it. Sam…

they took the Ring.

Begging your pardon, but they haven’t.

I thought I’d lost you.

So I took it.

Only for safekeeping.

Give it to me.

Give me the Ring, Sam.

Sam.

Give me the Ring.

You must understand.

The Ring is my burden.

It will destroy you, Sam.

Come on, Mr. Frodo.

We best find you some clothes.

You can’t go walking through Mordor in naught but your skin.

We did it, Mr. Frodo.

We made it to Mordor.

There are so many of them.

We’ll never get through unseen.

It’s him, the Eye.

We have to go in there, Mr. Frodo.

There’s nothing for it.

Come on. Let’s just make it down the hill for starters.

Frodo has passed beyond my sight.

The darkness is deepening.

If Sauron had the Ring, we would know it.

It’s only a matter of time.

He has suffered a defeat, yes but…

behind the walls of Mordor, our enemy is regrouping.

Let him stay there.

Let him rot! Why should we care?

Because 10,000 Orcs now stand between Frodo and Mount Doom.

I’ve sent him to his death.

No.

There is still hope for Frodo.

He needs time and safe passage across the plains of Gorgoroth.

We can give him that. How?

Draw out Sauron’s armies.

Empty his lands.

Then we gather our full strength and march on the Black Gate.

We cannot achieve victory through strength of arms.

Not for ourselves.

But we can give Frodo his chance if we keep Sauron’s Eye fixed upon us.

Keep him blind to all else that moves.

A diversion.

Certainty of death…

small chance of success…

what are we waiting for?

Sauron will suspect a trap.

He will not take the bait.

Oh, I think he will.

Long have you hunted me.

Long have I eluded you.

No more.

Behold the Sword of Elendil.

The city has fallen silent.

There is no warmth left in the sun.

It grows so cold.

It’s just the damp of the first spring rain.

I do not believe this darkness will endure.

Look, the Orcs…

they’re moving off.

You see, Mr. Frodo…

some luck at last.

Move it, you slugs!

I’ll whip you down to the bone, you…

Come on!

What have I told you?

Come on, you slugs!

You two are going straight to the front line!

Now, move it! Come on! Fall in! Move it! Move it! Move it!

To the Gate, you slugs! Now, move it!

Don’t you know we’re at war?

Company, halt!

Inspection!

Sam, help me.

Mr. Frodo!

Stand up, Mr. Frodo. Stand up!

It’s so heavy.

Oh, no.

What do I do? What do we do?

Hit me. What?

Hit me, Sam. Start fighting.

Get off of me!

Nobody pushes me, you filthy maggot.

Break it up! Break it up!

Oi! I’ll have your guts if you don’t shut this rabble down!

Go, Sam. Now!

Move along, scum!

Back in the line!

I can’t…

I can’t… I can’t manage the Ring, Sam.

It’s… It’s…

It’s such a weight to carry.

It’s…

Such a weight.

We’re going that way. Straight as we can.

There’s no point carrying anything we’re not sure to need.

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.