پرسش و پاسخ

دوره: The Science of Well-Being / فصل: Why Our Expectations are so Bad / درس 8

پرسش و پاسخ

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 9 دقیقه
  • سطح سخت

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این درس را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

ترجمه‌ی درس

من در مورد مطالعات تلویزیونی که در ابتدا در مورد آن صحبت کردم سوال دارم. شما گفتید که ایده ای وجود دارد که شما تلویزیون را تماشا می کنید و زمانی که شما مردم را در تلویزیون تماشا می کنید، شما احساس ناکافی بودن می کنید زیرا آنها پول بیشتری می گیرند واین باعث می شود شما پول بیشتری را صرف کنید. اما من تعجب کردم که بفرض یک متغییر پریشان کننده در آن وجود داشته باشد، زیرا این ممکن است به دلیل تماشای زیاد تلویزیون باشد و شما اوقات فراغت زیادی دارید، و به همان اندازه که اوقات فراغت بیشتری دارید، چیزهایی را می خرید. بنابراین شما در حال خرید چیپس سیب زمینی هستید تا تلویزیون تماشا کنید و لزوما چیزی را نمیخرید به این دلیل که شما در حال تماشای تلویزیون هستید و احساس ناکافی بودن می کنید. بله سوال بزرگیست .

و در حقیقت، در تمام این موارد، آنها قادر به دوست داشتن چیزی که چهار دلار اضافی بر آن خرج کردند نیستند و… با تمام این مطالعات، آنها نوعی جمع آوری اطلاعات انجام دادند که همبستگی دارند، درست است؟ بنابراین آنها بررسی کردند، از این رو من قصد دارم میزان تماشای تلویزیون توسط شما را با برخی از نتایج ارتباط دهم. و در همه این موارد، تمام چیزهایی که شما در مورد آن صحبت می کنید، شاید شما تحت تاثیر واقع شوید اما نه به دلیلی که درک می کنید. شاید افرادی که بیشتر تلویزیون تماشا می کنند، کسانی هستند که شغل بی دردسر را دوست دارند. بنابراین آنها بیشترین پول را دارند که برای خرید چیزهایی صرف کنند و ..، درست است؟

چه عالی می شد اگر مطالعات مشابه در یک روش آزمایشی که در آن فقط افرادی خاص هستند انجام می شد. من فقط به صورت تصادفی مردمی را از خیابان می آورم و شما را مجبور می کنم که تلویزیون بیشتر تماشا کنید. و خواهم پرسید آیا این رفتار شما را تحت تاثیر قرار می دهد یا نه. این نوع مطالعات هنوز انجام نشده است، اما من فکر می کنم این نوع مطالعاتی در زمینه های مختلف انجام می شود، مانند بررسی فیس بوک، جایی که من از مردم خواستم تا فیس بوک را نگاه کنند.و نه لزوما به لحاظ صرف پول، اگرچه آنها به آن نگاه نکردند، اما برخی از اثرات مشابه وجود دارد. بنابراین من موافقم .

می توانست همه چیزهایی را که توسط نقاط داده ای بررسی می شوند و آنها باید نوع مناسبتری از تجربیات را بدون همبستگی همسان با انواع مطالعات مربوط به علیت انجام دهند. اما پیش بینی من این است که اگر آنها آن را انجام دادند، شما احتمالا می توانید بسیاری از اثرات مشابه را دریافت کنید. و یکی از اثراتی که در آن وجود دارد که باعث نگرانی من شده است این است که هنگامی که شما بیشتر تلویزیون تماشا می کنید، فکر می کنید درآمدتان بد است. بنابراین، اگر واقعا این حقیقت که مردمی که بیشتر تلویزیون تماشا می کنند، حقوق و اوقات فراغت بیشتری داشتند، شاید اگر شما تلویزیون را تماشا نکردید، آنها لزوما حقوق و دستمزد مطلق شان را بدتر از حقوق و دستمزد مشابه نخواهید دید.

اما کاملا موافقم این می توانست عالی باشد . بسیاری از مطالعاتی که ما شاهد آن هستیم و این برای تمام دوره ها درست است، مثل این است که اگر فقط به یک مطالعه نگاه کردید، به نظر می رسید، خوب است، راهی بهتر برای انجام این مطالعه وجود دارد، و ما باید آن راه درست را انجام دهیم. اما گاهی اوقات حجم تمام این شواهد با هم شروع به ساخت یک مورد مشابه در مورد آن می کند. بله، کاملا درست است. و هر زمان که یک همبستگی را می بینید، شما باید به من زنگ بزنید، خب، چه چیزی واقعا آنجا کار می کند؟ آیا این چیزی است که شما فکر می کنید و یا چیز دیگری است؟ خوب، تو؟ بله، سوال من در رابطه با مقایسه های اجتماعی است، مثل اینکه در پایان روز ما مانند موجودات فوق العاده اجتماعی هستیم، به ویژه در کالج که دانش آموزان همیشه به دنبال شانه هایشان هستند و می بینند که چگونه دیگران زندگی می کنند.

بنابراین من حدس می زنم که یک راه جلوگیری از آن قرار دادن تمام این فیلتر ها مانند غیر فعال کردن فیس بوک و یا استفاده کمتر از رسانه های اجتماعی است. اما به غیر از جدا کردن خود از رسانه های اجتماعی که تا حدی غیر ممکن است ، چه فاکتور های دیگری به رفع مشکل مقایسه های اجتماعی بیشتر از نزدیکی وجود دارد؟بله بله بله بله. دو چیز وجود دارد، به این دلیل که من فکر می کنم، سوال میلیون دلاری، درست است؟ آیا ما قصد داریم همین امشب ، اسنپ چت ، فیس بوک و همه اینها را غیر فعال کنیم؟ اگرچه، من فکر می کنم،شما باید انجام دهید. اما اجازه بدهید بگوییم خیر، احتمالا اکثر شما این کار را انجام نخواهید داد. باشه.

پس چگونه ما آن را حل کنیم. اول، من در باره مقایسه های اجتماعی فکر می کنم، چون من آن را به روش بسیار منفی ارائه دادم. گویی که این چیز وحشتناک است. اما واقعیت این است ، وقتی مقایسات اجتماعی ابتدا توسط روانشناسان اجتماعی مورد بررسی قرار گرفت، مانند بازگشت به دهه 50، آنها در واقع آن را به عنوان یک چیز خوب فکر می کردند. و این یک چیز خوب است؛ زیرا به شما امکان می دهد که قطب نمای خود را تنظیم کنید، درست است؟ پس چقدر باید درآمد کسب کنید؟ چگونه باید باشید؟ چقدر از کامنتتان در فیس بوک لایک دریافت می کنید ؟ شما واقعا نمی دانید. هیچ ارزشی وجود ندارد.در حقیقت، تنها راهی که ما بتوانیم در این موردها به طور مطلق بدانیم این است که افراد دیگر را ببینیم، افراد دیگر؛ به عنوان نقطه مرجع واقعا مفید است، زیرا به نوعی به شما می گوید که معیار چیست، درست است؟

و بنابراین وقتی مقیاس اجتماعی در ابتدا مورد مطالعه قرار گرفت، مردم تصور کردند که این امر مثبتیست. درسته است؟ این هست راهی که ذهن ما اطلاعات خارجی پیرامون اینکه معیار ما باید چه باشد را بررسی می کند ، زمانی که ما هیچ راهی برای اندازه گیری مطلق نداریم. بنابراین امتیازات خوبی هم دارد. و این بخشی از سؤال شماست، زیرا شما نمیتوانید همه چیز را خاموش کنید، درست است؟ یا شما باید بدانید چه تعداد از دوره های کارآموزی باید مورد استفاده قرار گیرد و چگونه باید در این کلاس به طور کلی انجام شود.اما شما نیاز به این اطلاعات دارید و ما از دنیای اجتماعی آن را دریافت می کنیم. مشکل این است که اطلاعاتی که ما از دنیای اجتماعی دریافت می کنیم یک معیار دقیق نیست، چه فیس بوک، چه اسنپ چت و…

به همین دلیل است که من فکر می کنم این یک معیار دقیق نیست، وقتی به مجلات مد نگاه می کنم، درست است؟ بنابراین بگذارید بگوییم این دقیقا مشابه مقایسه زیبایی من و بدنم با دیگران است. این احتمالا برای آن نمونه خاص نیست، اما بگذارید بگوییم این گونه است. فیزیک هایی که می بینم فیزیک واقعی نیستند، درست است؟ آنها کاملا با فوتوشاپ دستکاری شده اند ، و نسخه ایده آل، و جعلی نسبت به آنچه انسان در واقع به نظر می رسد. گویی آنها استانداردهایی تنظیم کرده اند که هیچ کس نمی تواند دنبال کند، درست است؟ آنها طراحی شده اند تا شما را به خواستن این چیزها ترغیب کنند تا احساس بدی در شما ایجاد نمایند. بنابراین شما چیزهایی می خرید. درسته ؟ حدس من این است بیشتر از آنچه که مردم بخواهنند بفهمند، رسانه های اجتماعی همانند هم هستند. هیچ کس نمی تواند حس دقیقی از اینکه دنیای واقعی آنها چگونه است؟ باورهایشان چیست؟ یا چقدر با این چیزها شاد هستند، بدست بیاورد.

زیرا کل نکته این است که شما خودتان را عالی به نظر برسانید درسته؟ و این بدان معناست، حتی اگر مقایسه اجتماعی خوب باشد شما نمی توانید ارائه دقیقی از آنچه که دیگران دوست دارند بدست آورید. شما تنها نسخه ایده آل، اینستگرامی، و فوتوشاپی هر چیزی که خوب است را دریافت می کنید. بنابراین شما زندگی واقعی خود را بر میگزینید، و چقدر مسائل به سمت جایی که شما منظره کاملی از هر چیزی را میبینید، روانه می شود و شما آن را با دیگر مردم مقایسه می کنید و با هم تطبیق پیدا نمی کند. اما این منحنی صدای واقعی نیست. همانطور که می گوییم، این دو بخش [فوق العاده جذاب از منحنی صدای زندگی شما را می گویند]، و شما تمام زندگی خود را با آن مقایسه می کنید، و شما می گویید، “وای، این کافی نیست.

و بنابراین، چگونه با آن برخورد می کنید، درسته؟ و ما در واقع به این موضوع کمی با برخی از دانش آموزانی که در آخرین لحظه با آنها ملاقات داشتیم صحبت می کردیم. من فکر می کنم اگر ما یک فرهنگ رسانه های اجتماعی را ایجاد کردیم، جایی که شما تصویری کامل از آنچه که به نظر می رسد را قرار دهید، پس ممکن است آن تصویر در واقع خوب باشد، سپس ممکن است معیارهایی باشد که در واقع این اثرات زیان آور را نداشته باشند. ما آخرین بار با افرادی صحبت کردیم که در مورد نمونه ای دانشگاهی جایی که در آن این محقق CV واقعی خود و یا رزومه واقعی خود را ایجاد کرده بود، گیر افتاده بود. و بنابراین، معمولا، شما CV افراد را می بینید، و این فقط تمام مقالات و همه رویدادهای آن است. اما او در واقع یک چیز واقعی را ساخته است، که شامل همه چیزهایی است که برای آن درخواست کرده است، اما دریافت نکرده است.

و چیزی مانند این وجود دارد که او از این درجه رد شد.این مقاله 17 بار رد شد و شما مجبور بودید این را در یک مجله بی ارزش ثبت کنید. و من این طریق را دوست دارم و احساس کردم اگر شما این را دیدید، احساس بدی نخواهید کرد، زیرا رزومه واقعی خود را می بینید. همه چیزهایی را که شکست خورده مشاهده می کنید. و به دلیل یک تعصب که در آینده صحبت خواهیم کرد، یکی دیگر از ویژگی های احمقانه، وحشتناک ذهن است که توجه بیشتری به موارد منفی نسبت به چیزهای مثبت دارد. ما فقط به دنبال آن هستیم که ببری را جستجو کنیم که می توانست بپرد. تمام منابع مورد توجه ما به دنبال چیزهای بد هستند. بنابراین، هنگامی که به CV واقعی خود نگاه می کنید، واقعا تمایل ندارید چیزهای خوب را ببینید.

شما چیزهای بد را بسیار برجسته می بینید. این فقط تعصب توجه است. سپس رزومه دیگران را می بینید و به همین ترتیب می گویید “اوه، آنها این کارآموزی عالی را انجام دادند” اما شما نمی دانید که آنها 70بار درخواست کرده اند و موفق نشده اند و آنها ناراحت هستند و…وبنابراین، یک راه حل این است که همه در مورد سهام واقعی دقیق تر باشند. احتمالا این فوق العاده خواهد بود و شما بچه ها می توانید این انقلاب فرهنگی فوق العاده را آغاز کنید. حدس می زنم این اتفاق نمی افتد .دوم این است که صراحتا متوجه شوید که این یک مورد است، درست است؟ بنابراین، در چارچوب این نوع تصاویر مجله، شما می توانید کمی با فکر اینکه این چیزها فتوشاپ هستند، از تمرکز روی آنها فاصله بگیرید.

مانند قبلا که به این چیزها نگاه می کردید، این مدل واقعا لاغر نیست.این فوتوشاپ است. این کار تا حدی به خاموش کردن نقطه مرجع مقایسه ای شما کمک می کند.و شما بچه ها می توانید همین کار را زمانی که به استوری خود رد اسنپ چت نگاه می کنید ، انجام دهید . شما اینگونه بگویید “این شخص سرگرم کننده است، اما او پنجشنبه شب را به من نشان نمی دهد، او یکشنبه شب را به من نشان داد.” و مانند شما می توانید به اصلاح این نوع چیزها سعی کنید ، و که می تواند واقعا قدرتمند باشد. آخرین چیزی که می توانید انجام دهید این است که نقطه مقایسه خود را بازنشانی کنید، که خیلی افراطی نیست، درست است؟ و مقایسه های سطح پایین اجتماعی همواره آن چنان قدرتمند نیست که ما فکر می کنیم. همانطور که در مثال فیس بوک دیده اید، اینها دقیقا همان چیزی را که به آن نیاز دارید به شما نمی دهند.

اما شما گاهی اوقات می توانید مقیاس خود را خیلی زیاد تغییر دهید با توجه به این که فقط همکارانتان در ییل آنجا نیستند. شما می توانید فکر کنید که همه دانشجویان کالج با انواع پیشینه هایی وجود دارند که ویژگی هایی که شما دارید را ندارند. شما حتی می توانید وحشتناکتر فکر کنید که افرادی وجود دارند که به هیچ وجه معقول نیستند. شما می توانید گروه مقایسه اجتماعی خود را به شیوه ای متفاوت از خودتان انتخاب کنید. و گاهی اوقات، این باعث می شود که شما مانند دیگران درک کنید، گاهی اوقات می توانید از قدرت مقایسه ی اجتماعی برای چیز خوب استفاده کنید، زیرا شما متوجه شده اید چیزی که به نظر برای شما بد است، اگربرای دیگران استفاده کنید ، لزوما بد نیست.

و گاهی اوقات، شمارش نعمتهایتان همان چیزی است که ما در آینده راجع به آن صحبت می کنیم، نوعی از آن است و می تواند واقعا قدرتمند باشد. بنابراین شما مجبور نیستید فیس بوک و تمام این موارد را کنار بگذارید، اگر چه من واقعا احساس می کنم اگر شما در تلاش برای گرفتن یک کار هستید که می خواهید به شما درآمد خوبی بدهد، شما باید تشخیص دهید که داده ها تاثیر شادی شما را در برابر زمانی که رسانه های اجتماعی را ترک می کنید، نصف می کند. بنابراین آن چیزی را انتخاب کنید که دوست دارید.مطمئنا، بدبختی در ذهن شماست. اما سعی کنید از این نوع تکنیک ها برای احساس بهتر استفاده کنید.

و اگر شما داخل بازی هستید، می دانید، دوباره ممکن است اشتباه پیش بینی کنید که چقدر خوشحال کننده است، اگر سعی کنید آن را امتحان کنید. هیچ قانونی وجود ندارد که بگوید شما باید یک هفته این کار را انجام دهید. فقط یک هفته آن را خاموش کنید، و نظر سنجی مربوط به شادی را انجام دهید. شاید فقط این تنها به شما کمک می کند تا چند امتیاز بیشتری از آنچه انتظار داشته باشید را کسب کنید. سوالی دارید؟ خیلی خوب. ما این هفته را به پایان خواهیم رساند. و هفته آینده، ما به چیزهایی که باعث خوشحالی شما می شود،برمیگردیم، راه واقعی که می توانید این تعصبات زیان بار را حل کنید.

متن انگلیسی درس

I have a question about the TV study that you talked about at the beginning. So you said that there’s this idea that you watch TV, and as you watch people on TV, you feel inadequate because they make more money and then it makes you spend more money. But I was wondering if there’s maybe like a confounding variable in that, because it maybe that because you are watching a lot of TV, you have a lot of leisure time, and as you have more leisure time, you buy things. So you’re buying potato chips to watch the TV and not necessarily buying things because you’re watching the TV and feel inadequate. Yeah. Great question.

And in fact, in all those cases, they weren’t able to like what is the extra four dollars being spent on from that statistic and so on. With all these studies, they’re kind of pooling data that’s correlational, right? So they’re looking at, I’m going to correlate the amount of TV you watch with some outcome. And in all those cases, all the things you are talking about where it’s like maybe you’re getting this effect but not for the reason you realize. Maybe just the people that are watching more TV are the people who would like the cushiest job. So they have the most money to like blow on things and so on, right?

What would be awesome is to do those same studies in a more experimental way where you just assign people. I just bring random people off the street and I assign you to watch more TV, and I ask if that impacts your behavior. Those kinds of studies haven’t been done yet, but I think those are the kinds of studies that are being done in a different context, like in the Facebook study, where I assign people to look at Facebook, and not necessarily in terms of money spending, although they didn’t look at that, but some of the same effects are there. So I agree.

There could be all kinds of things that are going on with those data points and they should do the right kind of more experimental not correlation equals causation kinds of studies. But my prediction is if they did them, you probably could get a lot of the same effects. And one of the effects in there that does worry me that we already have is this idea that when you watch more TV, you perceive your income as worse. So if it really was the case that people were watching a lot of TV had more salary and more leisure time, maybe they wouldn’t just necessarily see their absolute salary as worse than the same salary if you didn’t watch some TV.

But totally agreed. It’d be awesome. A lot of the studies we’re going to see, and this is going to be true for the whole course, is like if you just looked at that one study, you’d be like, okay, there’s like a way better way to do that study, and we should do it the right way. But sometimes the mass of all this evidence together starts building the same case about it. Yes, totally right. And whenever you see a correlation, you should call me on like, okay, what’s really doing the work there? Is it the thing that you think or is it like something else? Okay, you? Yes, my question is regarding social comparisons, like, we are, at the end of the day, like super social creatures, particularly in college where students are always looking at their shoulders and see how other people are live their lives.

So I guess like one way to avoid it is just to put all these filters such as deactivate Facebook or you use less of social media. But other than like kind of totally just detaching yourself from the social realm, which is kind of impossible, what other factors kind of help with the problem with social comparisons other than proximity? Yes, yes, yes, yes. So a couple of things on that, because that’s like, I think, the million dollar question, right? Like are all of you going to deactivate Snapchat and Facebook tonight and all the stuff? Although, I think, I kind of think you actually should but whatever. But let’s say you won’t, probably most of you won’t do it. Okay.

So how do we shut it off. First thing, I think, on social comparison, because I kind of presented it in a pretty negative way. I’m like this is this horrible thing. But like the fact is when social comparison was first studied by social psychologists, like back in the ’50s, they actually thought of it as a good thing. And it’s a good thing because it allows you to like set your compass, right? So like how much should you earn? Like how pretty should you be? Like how many likes should you get on this comment on Facebook, right? Like you just don’t know. Like there’s no absolute value. In fact, the idea is that the only way we could get an absolute on this is to look to other people, like other people as a reference point is really useful because it kind of tells you what the yardstick is, right?

And so when social comparison was first studied, people thought of it, in some ways this is kind of almost like a positive, right? Like it’s this way our minds seek out information about what should our yardstick be when we don’t have any way to have an absolute yardstick. So it has its good points, too. And that’s kind of part of your question, because you couldn’t shut it off for everything, right? Or you kind of need to know like how many internships should I be applying to and like how should I be doing in this class generally. But you kind of need that information and we get it from the social world. The problem is that the information we get from the social world isn’t an accurate yardstick, on Facebook, Snapchat, et cetera.

For the same reason that I think it’s not an accurate yardstick, when I go look at fashion magazines, right? So let’s say it’s actually accurate to compare like my beauty, my physique to other people’s. It’s probably it’s not for that particular example, but let’s say it is. Like the physiques I’m seeing aren’t real physiques, right? Like they’re completely Photoshopped, idealized, fake versions of what humans actually look like. Like they’re designed to set the standard that no one could maintain, right? They’re designed to make you want this stuff, to make you feel bad. So you buy things, right? My guess is that more so than people want to realize, social media is the same way. Like nobody is giving an accurate sense of what their real world is, of what their beliefs are, of how much fun they’re having on these tools.

Because the whole point of it is to like make yourself seem kind of awesome, right? And that means that you’re not getting, even if social comparison was a good thing, you’re not getting an accurate representation of what other people are really like. You’re getting this like idealized, like Instagrammy, Photoshopped version of everything that’s good. So you take your actual life and how things are actually going where you see the full spectrum, and you compare it to other people’s and it doesn’t match. But it’s not like other people’s real bell curve, it’s like as we say, like the two [inaudible] like the super awesome part of the bell curve of your life, and you’re comparing your whole like life to that, and you’re like, “Wow, it’s kind of inadequate”.

And so, how do you deal with that, right? And we actually talked about this a little bit with some of the students who stayed last time. I think if we created a culture of social media where you gave like the full picture of what it looked like, then that might actually be good, then those might be yardsticks that actually didn’t have these detrimental effects. We talked last time with the folks that stuck around about an example in academics where this researcher created his real CV or his real resume. And so, usually, you see people’s CV, and it’s just all their papers and all their events. But he actually made the real one, which is like all the things he applied for, but didn’t get.

And there was like all of this, it was like rejected from this grad. This paper got rejected 17 times and you had to submit this was really crappy journal. And I like went through and I felt like if you saw that, you wouldn’t feel so bad, because you see your real resume. You see all the stuff that failed. And because of a bias we’ll talk about in future times, another silly, awful feature of the mind is that pays way more attention to the negative stuff than the positive stuff. We’re just built to seek that out like a tiger could be jumping out. All our attentional resources are seeking out the bad stuff. So, when you look at your real CV, you actually tend not to see the good stuff.

You see the bad stuff very saliently. It’s just attentional bias. Then you see other people’s resume, and and you’re like, “Oh, they just got this awesome internship”. But you don’t know they applied for like 70 others that they didn’t get that they are sad about and so on. And so, one solution is to have everybody be more accurate about the real stakes. Probably that would be fantastic, and you guys could start this wonderful cultural revolution. My guess is that’s not going to happen. The second is to explicitly realize that that’s the case, right? And so, in the context of these kind of magazine images, you can shut it off a little bit by realizing these things are Photoshopped.

Like before you look at it to be like, this model is actually not that thin. She’s like Photoshopped. That does a little bit to kind of shut off that reference point’s power. And you guys could do the same thing when you look at your Snapchat stories. You are like, “This dude is having fun, but he didn’t show me like Thursday night, he showed me Sunday night”. And like you can try to reframe those kinds of things, and that can be really powerful. The final thing you can do is reset your comparison point, so it’s not so extreme, right? And downward social comparisons aren’t always as powerful as we think. And they don’t, as you saw in the Facebook example, it doesn’t give you exactly what you need.

But you can sometimes change your comparison a lot by just not having it only be your other Yale colleagues here. You can think that there are all kinds of college students with all kinds of backgrounds who lack the kinds of accolades that you guys have. You can think even more awfully that there are people without like just reasonable means of being here. You can pick your social comparison group to be way different than you. And sometimes, that can cause you to realize like, sometimes, you can use the power of social comparison for good, because you’re realizing that like what looks bad to you, is not actually that bad in the scheme of things if you use other people.

And sometimes, the act of kind of counting your blessings is what we’re going to talk about next time, is a sort of form of that and can be really powerful. So you don’t have to shut off Facebook and all these things, although I actually feel like, again, if you are trying to get a job that’s going to give you a good income, you have to recognize that the data that’s going to be half as effective in making you happy as just shutting off social media. So choose that as you’d like. Definitely, a miswanting in your mind. But try to use these kinds of techniques to feel better.

And if you’re game, you know, again, you may sort of mispredict how happy it will make you like try it. Like there is no rule that says you have to have that stuff on for a week. Just shut it off for a week, and then take that authentic happiness survey. Maybe just that alone is going to bump you up a couple points more so than you expect. Any questions? All right. We will finish for this week. And next week, we will return to get the actual things that will make you happy, the actual way you set these biases off.

مشارکت کنندگان در این صفحه

مترجمین این صفحه به ترتیب درصد مشارکت:

ویرایشگران این صفحه به ترتیب درصد مشارکت:

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.