10بخش

: در میان ستارگان / بخش 10

10بخش

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح خیلی ساده

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این بخش را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

ترجمه‌ی بخش

‏- امليا، عذر مي‌خوام ‏- تو بي طرفانه تصميم گرفتي

‏مگر اينکه بخواي به خاطر گندکاريم تو سياره‌ي ميلر ‏مجازاتم کني

‏نه، اين يه تصميم شخصي نبود

،‏خب، اگه اشتباه کرده باشي ‏بعدا بايد يه تصميم خيلي شخصي بگيري

‏محاسبات سوختي تو با احتساب بازگشتمون ‏به زمين بوده

‏وقتي که به سياره‌ي دکتر مان رسيديم بايد تصميم بگيري

‏که برگردي خونه يا ‏طبق نقشه‌ي “ب” بريم به سياره‌ي ادموندز

‏و يه کلوني تشکيل بديم تا ‏خودمون رو از خطر انقراض نجات بديم

‏ممکنه مجبور بشي بين ‏ديدار مجدد بچه‌هات

‏و نجات نسل بشر يکي رو انتخاب کني

‏اون موقع مي‌تونم بگم بي‌طرفانه تصميم مي‌گيري يا نه

‏از وقتي به هوش اومده سراغ تو رو مي‌گيره

‏سعي کرديم پيدات کنيم

‏- مورف؟

‏- سلام، منم پروفسور

‏فکر مي‌کنم همه رو نااميد کردم

‏نه، شما تا اينجا پيش اومديد ‏خيلي بهش نزديکيم

‏کاري که شما شروع کرديد رو ‏من تموم مي‌کنم

‏خوبه، خوبه مورف

‏تو ايمان داشتي

‏تمام..

تمام اون سال‌ها

خودم

‏خودم ازت خواستم ايمان داشته باشي

‏مي‌خواستم باور کني

که پدرت

يه روزي ‏برمي‌گرده

‏ايمان دارم پروفسور

‏- منو ببخش مورف

‏- چيزي نشده که ببخشم

من…

‏من دروغ گفتم مورف

‏بهت دروغ گفتم

‏نيازي به

بازگشت اون نبود

‏راهي براي کمک به ما نبود

‏اما نقشه‌ي “آ”

چي؟ تمام اين کارها؟

‏تمام اين مردم و اون معادله؟

‏پدرم هم ميدونست؟

‏يعني اون منو ترک کرد؟

!‏نه، نه

‏تو نمي‌توني ترکمون کني !

!‏نه

‏دکتر برند متاسفم که اين خبرو ميدم ولي ‏پدرتون امروز درگذشت

‏اون هيچ دردي رو تحمل نکرد، در آرامش کامل بود

‏بابت اين فقدان بهتون تسليت مي‌گم

‏برند، تو مي‌دونستي؟

‏پدرت بهت گفته بود، مگه نه؟

‏مي‌دونستي؟

‏همه‌ي اينا الکي بود

‏تو ما رو اينجا تنها گذاشتي

‏تا خفه شيم

‏تا از گرسنگي بميريم

‏ابر يخ زده بود

‏چيزي نيست

‏چيزي نيست

‏چيزي نيست

‏دعا کنيد هيچوقت به اينجا نرسيد

‏که ديدن صورت يه آدم ديگه انقد خوشحالتون کنه

،‏از روز اول هم اميد زيادي نداشتم

‏اما بعد اين مدت ديگه کاملا نااميد شدم

‏مايحتاجم کاملا تموم شده بود

‏آخرين باري که خوابيدم حتي ساعتي ‏براي بيدار شدنم تنظيم نکردم

‏در اصل شما من رو دوباره زنده کردين

‏ايلعاذر

‏- بقيه سياره‌ها چطور؟ ‏- متاسفانه فقط شما مونديد

‏حتما تا الآن ديگه؟

..‏نه، با شرايط فعلي ما ‏شانس نجات بقيه خيلي کمه

‏دکتر مان

‏دکتر مان، در مورد سياره‌ت واسمون تعريف کن

‏سياره‌ي ما، اميدواريم اينطور باشه

،‏سياره‌ي ما سرده و

خشکه

‏اما به صورتي انکار نشدني زيباست

‏روزهاي سردي داره که 67 ساعت طول مي‌کشه

‏و شب‌هاش هم

که سردتره 67 ساعته

‏گرانشش، خيلي خيلي مطبوعه ‏هشتاد درصد گرانش زمين

‏اينجايي که من فرود اومدم، آب قليايي هم وجود داره

‏و در هوا انقدري آمونياک زياده که نميشه بيشتر از ‏چند دقيقه داخلش نفس کشيد

‏اما، پايين‌تر روي سطح سياره، يه جايي هست

‏کلر محو ميشه،

آمونياک جاش رو به هيدروکربن‌هاي ‏کريستالي ميده

‏هواي قابل تنفس

براي مجاري تنفسي ‏حتي شايد دليلي براي وجود حيات

‏شايد بتونيم اين سياره‌ رو به اشتراک بذاريم

‏اين اطلاعات مربوط به اون سطحيه که ميگي؟

‏در طي اين سال‌ها، يه عالمه کاوش کردم

‏تا کجاش پيش رفتي؟ - چندتايي سفر طولاني انجام دادم -

،ولي با توجه به اينکه اکسيژن محدودي داشتم اکثر کارها به عهده “کيپ” بود

چه اتفاقي براش افتاد؟ - خراب شد -

اولين مواد آلي‌اي که پيدا کرديم رو بعنوان بلور آمونياک تشخيص داد

،يه مدت روش کار کردم …ولي در نهايت از کار انداختمش و

و از انرژيش براي ادامه دادن ماموريت استفاده کردم

حتي قبل خاموش کردنش هم احساس تنهايي ميکردم

ميخواين يه بررسي بکنمش؟

نه. نه. بايد يه انسان بررسي بکنش

دکتر برند، کيس براتون يه پيغام از مرکز فرمان داره

.خيلي خب. الان ميام ببخشيد

متن انگلیسی بخش

  • Amelia, Im sorry. - You were just being objective.

Unless youre punishing me for screwing up on Millers planet.

No, this wasnt a personal decision.

If youre wrong, you will have a very personal decision to make.

Your fuel calculations are based on a return journey.

Strike out on Manns planet, and well have to decide whether to return home…

…or push on to Edmunds with Plan B.

Starting a colony could save us from extinction.

You might have to decide between seeing your children again…

…and the future of the human race.

I trust youll be as objective then.

Hes been asking for you since he came to.

We were trying to reach you.

Murph.

Im here, professor.

I let you all down.

No, you got us so far. Real close.

Ill finish what you started.

Good, good Murph.

You had faith…

…all those…

…all those years.

I…

I asked you to have faith.

I wanted you to believe…

…that your father…

…would come back.

I do, professor.

Forgive me, Murph.

Theres nothing to forgive.

I….

I lied, Murph.

I lied to you.

There was no need for him to….

To come back.

There is no way to help us.

But Plan A….

All this. All these people.

And the equation.

Did my father know?

Did he leave me?

No!

You cant leave.

You– No.

Dr. Brand, Im sorry to tell you that your father died today. He had no pain.

He was at peace.

Im very sorry for your loss.

Brand, did you know?

He told you, right?

You knew.

This was all a sham.

You left us here.

To suffocate.

To starve.

Frozen cloud.

Its okay.

Its okay.

Its okay.

Pray you never learn…

…just how good it can be to see another face.

I hadnt a lot of hope to begin with, but…

…after so long, I had none.

My supplies were completely exhausted.

The last time I went to sleep, I didnt even set a waking date.

You have literally raised me from the dead.

  • Lazarus. - Hm.

  • What about the others? - Im afraid youre it, sir.

So far, surely.

No, our present situation is that theres very little chance of rescuing any others.

Dr. Mann. Dr. Mann?

Tell us about your world.

Our world, we hope.

Our world, uh, is cold…

…stark…

…but undeniably beautiful.

The days are 67 hours long, cold.

The nights are…

… 67 far colder hours.

The gravity is a very, very pleasant 80 percent of the Earths.

Now, up here where I landed, the water is alkali…

…and the air has too much ammonia to breathe for more than just a few minutes…

…but down at the surface, and there is a surface…

…the chlorine dissipates.

The ammonia gives way to crystalline hydrocarbons and breathable air.

To organics.

Possibly even to life.

We might be sharing this world.

These readings are from the surface?

Over the years, Ive dropped various probes.

  • How far have you explored? - Ive mounted several major expeditions.

But with oxygen in limited supply, KIPP there really did most of the legwork.

  • What went wrong with him, sir? - Degeneration.

He misidentified the first organics we found as ammonia crystals.

We struggled on for a time, but ultimately I decommissioned him and…

…used his power source to keep the mission going.

I thought I was alone before I shut him down.

Would you like me to look at him?

No. No. He needs a human touch.

Dr. Brand, CASE is relaying a message for you from the comm station.

Okay. Be right there. Excuse me.

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.