2بخش

: در میان ستارگان / بخش 2

2بخش

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح ساده

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این بخش را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

ترجمه‌ی بخش

يکي يکي از مزرعه کشيدن بيرون و اومدن اينجا

يه چيزي جهت‌يابشون رو مختل کرده

يه چيزي مثل آهنربا

ربطي به کتاب‌هايي که ميوفتن نداره

همونطوري که گفتي، دارم روش کار ميکنم

فضاهاي بينشون رو حساب کردم .

چرا؟

شايد روح بخواد باهامون ارتباط برقرار کنه

دارم روي کد مورس کار ميکنم

مورس؟

آره

همون خط و نقطه

با کد مورس آشنام، مورف

فقط بعيد ميدونم کتابخونه‌ت بخواد باهات صحبت کنه

مجبور شدم دستي تمام جي.پي.اس و قطب‌نماهاشون رو دوباره تنظيم کنم تا به حالت اول برگردن

مشکل چي بود؟ نميدونم

اگه خونه روي يه سنگ مغناطيسي ساخته شده بود همون بار اولي که تراکتورها رو روشن کرديم بايد متوجهش مي‌شديم

شنيدم جلسه‌ت توي مدرسه زياد خوب پيش نرفت

شنيدي؟

انگار فراموش کرديم کي هستيم، دونالد

جستجوگر و پيشرو بوديم نه سرپرست نسل بعدي

وقتي من بچه بودم انگار هر روز يه چيز جديد ميساختن يه ابزار يا ايده ي جديد

انگار هر روز کريسمس بود

ولي شيش ميليارد آدم فقط سعي کن تصورش کني

و تک تکشون ميخواستن همه چيز داشته باشن

دنيا اونقدرا هم بد نيست

و براي تام هم مشکلي پيش نمياد

تويي که جات اينجا نيست. يا 40 سال دير به دنيا اومدي يا 40 سال زود

دختر خدا بيامرزم اين رو ميدونست

و بچه‌هات هم ميدونن. به خصوص مورف

اون قديما به آسمون نگاه ميکرديم و به جايگاهمون تو کهکشان فکر ميکرديم

حالا فقط سرمون پايينه و به جامون توي خاک نگاه ميکنيم

کوپر، کارت تو يه چيزي خوب بود ولي هيچوقت فرصت استفاده از استعدادت رو نداشتي

متاسفم

آدم انتظار نداشت اين خاکي که منشاء غذاش بود اينطوري بر عليه‌ش بشه و نابودش کنه.

آوريل بود فکر کنم 15ام آوريل بود

حدود ساعت يک و نيم بود که از بالاي دره پيداش شد

تو دوران من بازيکناي بيسبال درست و حسابي بودن

اين اسگلا ديگه کي هستن؟

تو دوران من مردم انقدر درگير پيدا کردن غذا بود که بيسبال رو فراموش کرده بودن

پاپکورن خوردن توي بازي بيسبال طبيعي نيست.

من هات‌داگ ميخوام

مدير مدرسه ميگه ميخواي راه من رو ادامه بدي

فکر کنم ايده‌ي خيلي خوبيه

واقعا فکر ميکني ايده‌ي خيلي خوبيه؟ تو که از کشاورزي متنفري بابا .

بابابزرگ گفت

پس بابابزرگ گفت؟

گوش کن، فقط بايد ببيني دلت چي ميگه

از کارت خوشم مياد

از مزرعمون خوشم مياد

ميدونم که کشاورز خوبي ميشي

بزنين بريم

از اون طوفاناي سنگينه

بروبچه‌ها، ماسک‌ها رو بزنين

تام؟ مورف؟ زدين؟ آره

مورف، تام، پنجره‌هاتون که بسته‌ست؟

مورف؟

روح

بالشتت رو بردار

امشب پيش تام مي‌خوابي

اين روح نيست

جاذبه‌ست

ميرم تام رو برسونم مدرسه بعدشم ميرم شهر

اونم وقتي که عبادت کردنت تموم شد تميزش کن

کد مورس نيست مورف. کد دودويي‌ـه

خط کلفت يکه، خط نازک صفر

مختصات جغرافيايي

نه

همينه

سي و سه

خودشه

منم بايد بيام!

بابابزرگ يکي دو ساعت ديگه برميگرده، مورف.

ولي نميدوني چي قراره پيدا کني

و براي همين نميتونم تو رو با خودم ببرم

مورف؟

.بابابزرگ چند ساعت ديگه برميگرده

بهش بگو باهاش تماس راديويي ميگيرم اه! خداي من

چکار ميکني؟

فکر ميکني خنده داره؟ ها؟

اگه به خاطر من نبود که الان اينجا نبودي

پس حداقل مفيد باش.

متن انگلیسی بخش

One by one they’ve been peeling off the fields and heading over.

Somethings interfering with the compass.

Magnetism or some such.

Nothing special about which book.

I’ve been working on it, like you said.

I counted the spaces.

Why?

In case the ghost is trying to communicate.

I’m trying Morse.

Morse?

Yeah.

Dots and dashes, used

I know what Morse code is, Murph.

I just don’t think your book shelf’s trying to talk to you.

Had to reset every compass clock and GPS to offset for the anomaly.

Which is?

I don’t know.

If the house was built on magnetic or we’d have seen this the first time we switched on the tractor.

I hear your meeting at the school didn’t go so well.

You heard?

Its like we’ve forgotten who we are, Donald.

Explorers, pioneers, not caretakers.

When I was a kid it felt like they made something new every day.

Some gadget or idea.

Like every day was Christmas.

But six billion people just try to imagine that.

And every last one of them trying to have it all.

This world isn’t so bad.

And Tom will do just fine.

You’re the one who doesn’t belong.

Born 40 years too late, or 40 years too early.

My daughter knew it, God bless her.

And your kids know it.

Especially Murph.

Well, we used to look up in the sky and wonder at our place in the stars.

Now we just look down and worry about our place in the dirt.

Cooper, you were good at something and you never got a chance to do anything with it.

I’m sorry.

You didn’t expect this dirt that was giving you this food to turn on you like that and destroy you.

In April I believe I’m right Fifteenth of April, I think.

This happened about 1:30 when that thing came off the top of that canyon.

In my day, we had real ballplayers.

Who are these bums?

In my day, people were too busy fighting over food to even play baseball.

Popcorn at a ballgame is unnatural.

I want a hot dog.

School says you’re gonna follow in my footsteps.

I think that’s great.

You think that’s great?

You hate farming, Dad.

Grandpa said.

Grandpa said, huh?

Listen, all that matters is how you feel about it.

I like what you do.

I like our farm.

You’re gonna be great at it.

Let’s get out of here.

All right, it’s a doozy.

All right, gang, let’s mask up.

Tom?

Murph?

Check?

Yeah.

Murph, Tom, you guys shut your windows?

Murph?

The ghost.

Grab your pillow.

You’re sleeping in with Tom.

It’s not a ghost.

It’s gravity.

I’m dropping Tom, then heading to town.

You want to clean that up when you’ve finished praying to it?

It’s not Morse, Murph.

It’s binary.

Thick is one, thin is zero.

Coordinates.

Nope.

Here we go.

Thirty-three.

That’s it.

I cant miss this!

Grandpa will be back in a couple hours, Murph.

But you don’t know what you’re gonna find.

And that is why I can’t take you.

Murph?

Grandpa will be home in a while.

Tell him I’ll call him on the radio.

Aah!

Jesus.

What are you doing?

Oh, you think this is funny?

Huh?

You wouldn’t be here if it wasn’t for me.

Make yourself useful.

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.