سوالاتی که هیچکسی جوابی برای آن ندارد

پکیج: TED Education / سرفصل: برترین ها / درس 1

TED Education

13 سرفصل | 232 درس

سوالاتی که هیچکسی جوابی برای آن ندارد

توضیح مختصر

In the first of a new TED-Ed series designed to catalyze curiosity, TED Curator Chris Anderson shares his boyhood obsession with quirky questions that seem to have no answers.

  • زمان مطالعه 12 دقیقه
  • سطح خیلی سخت

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این درس را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

ترجمه‌ی درس

Translator: Nima Pourreza Reviewer: soheila Jafari در یک روز معمولی مدرسه، ساعات زیادی صرف پاسخ به سوالات می‌شود، اما الان میخواهیم برعکس آن جلو برویم. ما میخواهیم بر روی سوالاتی متمرکز شویم که نمیتوانید پاسخ‌شان را پیدا کنید چراکه آن‌ها ناشناخته اند. من برای معماهای دوران کودکی‌ام مثل پازل جلو می‌رفتم، مثل این سوالات: سگ بودن چه احساسی دارد؟ آیا ماهی درد را احساس می‌کند؟ حشرات چطور؟ آیا انفجار بزرگ شانسی بود؟ آیا خدایی هست؟ اگر هست، چطور می‌توانیم بفهمیم که او مرد است یا زن؟ چرا بسیاری از حیوانات و مردم بی‌گناه متحمل اتفاقات وحشتناکی می‌شوند؟ آیا واقعاً نقشه‌ای (از قبل) برای زندگی من وجود دارد؟ آیا هنوز هم امکان تغییر آینده وجود دارد؟ یا آینده بدون تغییر است و ما فقط از آن خبر نداریم؟ اما خب، آیا من قدرت اختیار دارم؟ منظورم این است که من اصلاً کی‌ام؟ آیا فقط یک ماشین زیستی هستم؟ اما پس چرا من آگاهی دارم؟ آگاهی چیست؟ آیا ربات‌ها روزی خودآگاه خواهند شد؟ من مطمئنم روزی کسی به تمامی این سوالات من پاسخ خواهد داد. پس کسی باید بداند، درسته؟ اما حدس بزنید؟ هیچ‌کس هنوز نمی‌داند. اغلب این سوالات مرا بیش از همیشه گنگ می‌کند. اما شناور بودن در این معماها، هیجان‌انگیز است چون آنها شما را به مرزهای دانش می‌برند که شما هرگز نمی‌دانستید چه‌چیزی را آنجا پیدا خواهید کرد. پس به دو سوال که هیچ‌کس در زمین توانایی پاسخ به آن را ندارد، می‌پردازیم: (موسیقی) [سوال: چند جهان (موازی) داریم؟] بعضی وقت‌ها که در پروازی طولانی مدت هستم، به تمامی کوه‌ها و صحرا‌ها می‌نگرم و سعی می‌کنم عظمت زمین‌مان را درک کنم. و بعداً می‌فهمم که شئی بزرگتر از آن را هر روز ما می‌بینیم که عیناً می‌تواند یک‌ میلیون کره زمین را در خود جای دهد: خورشید. به‌طور غیر قابل باوری بزرگ است. اما در مقایسه با طرح بزرگ جهان، همانند سر سوزنی‌است. یکی از حدود ۴۰۰ میلیارد ستاره در کهکشان راه‌ شیری، که آن را همانند یک مه سفید کم‌رنگ که در شبی صاف در پهنای آسمان کشیده شده است می‌بینید. این عظمت بزرگ‌تر نیز می‌شود. حدود ۱۰۰ میلیارد کهکشان قابل شناسایی با تلسکوپ‌هایمان در فضا وجود دارد. پس اگر هر ستاره به‌اندازه‌ی یک شن ماسه واحد باشد، فقط کهکشان راه‌ شیری آنقدر ستاره دارد که برای پرکردن ساحلی به اندازه حدودی ۱۰ در ۱۰ متر با عمق ۱ متر با شن کافی است. و کل کره‌زمین به‌اندازه کافی ساحل برای نمایش کل ستارگان تمام جهان ندارد. ساحلی برای اینکار باید حدود صدها میلیون کیلومتر طول داشته باشد. به نظر استیفن هاوکینگ، جهان پر از ستاره است. اما او و سایر فیزیک‌دانان امروزه بر این عقیده‌اند که جهان هنوز به‌طور غیرقابل باوری بزرگتر است. منظورم اینه که، اول از همه، ۱۰۰ میلیارد کهکشان که در محدوده تشخیص تلکسوپ‌های ما هستند شاید کسری بسیار کوچک از کل جهان باشند. فضا به‌خودی‌خود با شتابی افزاینده متورم می‌شود. بخش اعظمی از کهکشان‌ها با چنان سرعتی در حال دور شدن از ما هستند که هیچ‌وقت نورشان به ما نخواهد رسید. اما با این حال، فیزیک روزمره ما بر روی کره‌زمین از آن کهکشان‌های دوردست و نامرئی تاثیر می‌گیرد. ما به آن‌ها همانند قسمتی از جهان‌مان نگاه می‌کنیم. آن‌ها همه باهم، یک عمارت عظیم و یکه‌ای را می‌سازند که از قوانین فیزیکی یکسانی تبعیت می‌کنند و از اتم‌ها، الکترون‌ها، پروتون‌ها، کوارک‌ها، نوترینوهای یکسانی تشکیل شده‌اند که من و شما نیز از آن‌ها تشکیل شده‌ایم. هرچند، نظریه‌های اخیر فیزیک، به‌طور خاص نظریه ریسمان، امکان وجود بی‌شمار جهان‌ [موازی] را مطرح می‌کند که از ذرات بنیادی متفاوتی تشکیل شده‌اند که خصوصیات و قوانین متفاوتی را دارند. اغلب این جهان‌ها حتی می‌توانند میزبان حیات باشند، و می‌توانند در نانو ثانیه‌ای به‌وجود آید و از بین بروند. از این‌ها بگذریم، همه این جهان‌ها باهم جهان چندگانه گسترده‌ای از جهان‌های امکان‌پذیر با ۱۱ بعد را تشکیل می‌دهند که شگفتی‌هایشان از خیالاتی‌ترین تصورات‌ما نیز فراتر اند. نسخه پیشتاز نظریه ریسمان‌ها جهانی‌چندگانه با ۱۰ به توان ۵۰۰ جهان موازی را پیش‌بینی می‌کند. یعنی عدد یک با ۵۰۰ صفر جلویش، عددی بسیار بزرگ که اگر هر اتم در جهان قابل مشاهده ما، جهان خودش را داخلش داشته باشد و تمامی اتم‌های آن زیرجهان‌ها نیز اتم‌هایشان جهان‌های خودشان را داشته باشند و شما این چرخه را دو بار نیز تکرار کنید، شما هنوز در کسر کوچکی از کل جهان‌ها هستید، به صورت عددی، (در سیستم شمارش کوچک مقیاس) یک تریلیون تریلیون تریلیون تریلیون تریلیون تریلیون تریلیون تریلیون تریلیون تریلیون تریلیون تریلیون تریلیون تریلیون تریلیون. (خنده) اما هنوز این عدد کسر کوچکی از عدد روبرو است: بی‌نهایت. بعضی از فیزیک‌دانان معتقدند که دنباله فضا-زمان عیناً به بی‌نهایت ختم می‌شود که شامل تعداد بی‌شماری از قلمروهایی تحت عنوان جهان‌های پاکتی می‌شود که دارای ویژگی‌های متفاوتی‌اند. مغزتان این عظمت را درک ‌می‌کند؟ نظریه کوانتوم نیز بدعت جدیدی به آن می‌افزاید. منظورم این‌است که این نظریه به همه ابهامات پاسخ داده است، اما درک کردن آن کار دشواری‌ است و برخی از فیزیک‌دانان معتقدند که فقط زمانی می‌توانید آن را به‌نتیجه برسانید که تعداد زیادی از جهان‌های موازی را متصور شوید که هر لحظه بیشتر و بیشتر می‌شوند، و اغلب آن جهان‌ها که بسیار به دنیای‌ ما شبیه هستند، چندین نسخه‌ مشابه‌ شما را نیز خواهند داشت. در یکی از این جهان‌ها با افتخارات زیادی فارغ‌التحصیل می‌شوید و با کسی که آرزو دارید ازدواج می‌کنید، و در جهان‌موازی دیگر بخت خوبی ندارید. اما دانشمندانی نیز هستند که خواهند گفت: ایده‌ی مزخرفی است و تنها پاسخ معنی‌دار برای تعداد جهان‌ها، یک است. فقط یک جهان داریم. و حتی برخی از فیلسوفان و سالکان ممکن است که ادعا کنند جهان ما فقط یک توهم است. خب، پس می‌توانید هم‌اکنون ببینید که حتی کوچکترین توافقی در نظریه‌ها برای پاسخ به این سوال وجود ندارد. فقط می‌دانیم که پاسخ تعداد جهان‌ها بین صفر و بی‌نهایت است. من حدس می‌زنم چیزی دیگر نیز می‌دانیم: الان جالبترین زمان برای ادامه تحصیل در رشته فیزیک است. ما هم‌اکنون در برهه‌ای از زمان هستیم که امکان دارد بزرگترین تغییر در رویه‌های دانش را در طول تاریخ بشری ایجاد کند. (موسیقی) [سوال: چرا ما نمی‌توانیم شواهدی از موجودات بیگانه بیابیم؟] جایی در بیرون آن جهان عظیم قطعاً باید تعداد زیادی از سیاره‌های دارای حیات باشد. اما چرا هیچ مدرکی برایش نداریم؟ خب، پرسش روبرو مشهور اِنریکو فرمی در سال ۱۹۵۰ بود: «بقیه کجان؟» نظریه‌پردازان تئوری توطئه معتقدند که یوفوها مدام در حال بازدیدمان هستند و گزارشان این حوادث پوشش داده نمی‌شود. اما صادقانه بگم، نظرشان متقاعد کننده نیست. اما یک معما مطرح می‌شود. در سالیان گذشته، تلسکوپ فضایی کپلر، هزاران سیاره در اطراف ستاره‌های نزدیک کشف کرده است. اگر شما آن داده‌ها را واکاوی کنید، متوجه پانصد هزار میلیون سیاره فقط در کهکشان خودمان خواهید شد. اگر یکی از هر ۱۰,۰۰۰ تا سیاره شرایط حیات را داشته باشد، هنوز پنجاه میلیون سیاره قابل حیات فقط در کهکشان راه‌شیری داریم. پس معما این است که: زمین ما تا حدود ۹ میلیارد سال بعد از انفجار بزرگ وجود نداشته است. تعداد زیادی از سیارات دیگر شاید زودتر وجود داشتند، و شانسی برای ایجاد حیات میلیاردها یا دقیقاً میلیون‌ها سال زودتر از زمین را داشتند. اگر فقط کمی از آن‌ها حیات هوشمند را در خود جای دهد و آن‌ها شروع به پیشرفت در تکنولوژی بکنند، این تکنولوژی‌ها شاید میلیون‌ها سال فرصت برای رشد پیچیدگی و قدرت پیداکردن خواهد داشت. در زمین، ما شاهد رشد بسیار شتابدار تکنولوژی فقط در ۱۰۰ سال گذشته بودیم. در میلیون‌ها سال، هوش فرازمینی قادر خواهد بود یک کهکشان را به تصرف خود در آورد. شاید دست‌سازه‌های عظیمی برای تامین انرژی احداث می‌کند یا ناوگانی از سفینه‌های استعمارگر می‌سازد یا با مصنوعات حیرت‌انگیز آسمان شب را پر می‌کند. دست‌کم شما هم مثل من ممکن است بگید بیگانگان حضور خودشان را عمدی یا غیر عمدی با امواج الکترومغناطیسی که استفاده می‌کند، لو خواهند داد. اما بازهم ما هیچ مدرک متقاعد کننده‌ای برای هیچ‌کدامشان نداریم. چرا؟ خب، چندین پاسخ احتمالی برای پرسش است، بعضی‌هاشون کاملاً مبهم هستند. شاید یک تمدن فوق‌العاده هوشمند کنترل کهکشان را بدست گرفته است و قوانین سکوت رادیویی را وضع کرده چون آن‌ها از هرگونه رقیب بالقوه می‌ترسند. آن‌ها آماده برای نابودی هرگونه تهدیدی که به خطر تبدیل شود، منتظر نشسته‌اند. شاید هم آن‌ها به این اندازه هوشمند نیستند، شاید هم تحولات شگفت‌انگیز آگاهی قادر به ساخت تکنولوژی‌های پیچیده‌ای است که هرگز به ذهن ما نرسیده‌اند. بعد از آن، ممکنه یکبار در طول چهار میلیارد سال فقط بر روی زمین اتفاق افتاده است. شاید این‌هم بطور شگفت‌انگیزی از روی شانس بوده است. شاید ما اولین تمدن این‌چنینی در کهکشان‌مان هستیم. شاید هم تمدن‌های هوشمند نوعی چاشنی نابودی خودش را از طریق تکنولوژی‌های غیر قابل کنترلی که می‌سازد دارد. اما پاسخ‌های فراوان امیدوارانه نیز وجود دارد. برای شروع، شاید به خوبی جستجو نکردیم و سرمایه گذاری کمی بر رویش کرده‌ایم. فقط کسر کوچکی از ستارگان در کهکشان ما به‌خوبی برای پیدا کردن نشانه‌ سیگنال‌های حیات واکاوی شده‌اند. و یا شاید اصلا با ابزار صحیحی جستجو نمی‌کنیم. شاید با توسعه تمدن‌های فرازمینی، آن‌ها به سرعت تکنولوژی‌های ارتباطی را کشف کرده‌اند که بسیار پیچیده‌ و بهینه‌تر از امواج الکترومغناطیس ما هستند. شاید تمامی راز این معما در دو چیز جدیدی است که به تازگی کشف شده اند: ماده تاریک یا انرژی تاریک، که به عنوان عامل عمده جرم جهان محسوب می‌شود. شاید اصلاً ما در مقیاس غلطی جستجو می‌کنیم. شاید تمدن‌های هوشمند فهمیده‌اند که حیات درنهایت فقط الگوهای پیچیده‌ایی از اطلاعات است که با یکدیگر به روش‌های زیبایی در تعامل‌اند، و این تعامل در مقیاس‌های کوچک بسیار بهینه‌تر عمل می‌کند. همانند سیستم‌های استریو خنده‌دار ما بر روی زمین که به آیپدهای کوچک و زیبا تبدیل شده‌اند، شاید حیات هوشمند نیز خودش برای کاهش ردپایش بر روی محیط، خودش را به موجودات میکروسکوپی تبدیل کرده‌است. شاید حتی در منظومه شمسی نیز بیگانگان وجود دارند و ما متوجه‌شان نیستیم. شاید بسیاری از ایده‌های درون مغزمان نیز گونه‌هایی از حیات بیگانگان هستند. قبول دارم، فکر احمقانه‌ایه. بیگانگان من رو واداشتند این جمله را بگویم. اما آن ایده‌ها که حیاتی برای خودت داشته باشی و از خالقانت بیشتر عمر کنی، جالب‌اند. شاید زندگی زیستی در حال گذار از مرحله‌ای است. خب به‌هرحال در ۱۵ سال آینده، ما قادر خواهیم بود اطلاعات برگرفته از طیف‌سنجی سیاراتی را که به آن‌ها خوشبینیم را بدست بیاوریم که در مورد حیات دوستی آن سیارات اطلاعاتی را افشا خواهد کرد. و در همین حال، پروژه سِتی (جستجو برای هوش فرازمینی)، که هم‌اکنون نیز داده‌هاش را برای عموم منتشر می‌کند، – میلیون‌ها شهروند دانشمند از جمله شما – سِتی قدرت همکاری گسترده را برای ملحق شدن به جستجو خواهد گرفت. و اینجا در زمین، آزمایشی شگفت‌انگیز در حال تلاش برای ایجاد حیات از ابتدا است، زندگی بسیار متفاوت از آنچه که هم‌اکنون ما به عنوان الگوهای دی.ان.ای می‌شناسیم. تمامی این‌ها به ما در فهمیدن اینکه آیا جهان قادر به پذیرایی از حیات‌های دیگر بوده است یا فقط ما بوده‌ایم، کمک خواهند کرد. هر دو پاسخ، هر یک به شیوه‌ی خودش، انسان را به هیبت وا می‌دارند. برای اینکه، اگر ما تنها حیات هستیم، حقیقت اینکه ما فکر و خیال می‌کنیم و این سوالات را می‌پرسیم شاید به فهمیدن یکی از بزرگترین حقیقت‌ها در مورد جهان منجر شود. و من یک خبر خوبی برایتان دارم: «جستجو برای فهمیدن و دانش هیچ‌وقت کسل‌کننده نمی‌شود.» اصلاً کسل کننده نیست، همیشه هیجان‌انگیزه. هر چقدر بیشتر می‌فهمی، همان‌قدر دنیایی شگفت‌انگیز می‌بینی. و تمامی این احتمالات دیوانه‌وار، سوالات بی‌پاسخ هستند که ما را به پیشرفت می‌رسانند. پس، کنجکاور بمانید.

متن انگلیسی درس

On a typical day at school, endless hours are spent learning the answers to questions, but right now, we’ll do the opposite. We’re going to focus on questions where you can’t learn the answers because they’re unknown. I used to puzzle about a lot of things as a boy, for example: What would it feel like to be a dog? Do fish feel pain? How about insects? Was the Big Bang just an accident? And is there a God? And if so, how are we so sure that it’s a He and not a She? Why do so many innocent people and animals suffer terrible things? Is there really a plan for my life? Is the future yet to be written, or is it already written and we just can’t see it? But then, do I have free will? I mean, who am I anyway? Am I just a biological machine? But then, why am I conscious? What is consciousness? Will robots become conscious one day? I mean, I kind of assumed that some day I would be told the answers to all these questions. Someone must know, right? Guess what? No one knows. Most of those questions puzzle me more now than ever. But diving into them is exciting because it takes you to the edge of knowledge, and you never know what you’ll find there. So, two questions that no one on Earth knows the answer to. (Music) [How many universes are there?] Sometimes when I’m on a long plane flight, I gaze out at all those mountains and deserts and try to get my head around how vast our Earth is. And then I remember that there’s an object we see every day that would literally fit one million Earths inside it: the Sun. It seems impossibly big. But in the great scheme of things, it’s a pinprick, one of about 400 billion stars in the Milky Way galaxy, which you can see on a clear night as a pale white mist stretched across the sky. And it gets worse. There are maybe 100 billion galaxies detectable by our telescopes. So if each star was the size of a single grain of sand, just the Milky Way has enough stars to fill a 30-foot by 30-foot stretch of beach three feet deep with sand. And the entire Earth doesn’t have enough beaches to represent the stars in the overall universe. Such a beach would continue for literally hundreds of millions of miles. Holy Stephen Hawking, that is a lot of stars. But he and other physicists now believe in a reality that is unimaginably bigger still. I mean, first of all, the 100 billion galaxies within range of our telescopes are probably a minuscule fraction of the total. Space itself is expanding at an accelerating pace. The vast majority of the galaxies are separating from us so fast that light from them may never reach us. Still, our physical reality here on Earth is intimately connected to those distant, invisible galaxies. We can think of them as part of our universe. They make up a single, giant edifice obeying the same physical laws and all made from the same types of atoms, electrons, protons, quarks, neutrinos, that make up you and me. However, recent theories in physics, including one called string theory, are now telling us there could be countless other universes built on different types of particles, with different properties, obeying different laws. Most of these universes could never support life, and might flash in and out of existence in a nanosecond. But nonetheless, combined, they make up a vast multiverse of possible universes in up to 11 dimensions, featuring wonders beyond our wildest imagination. The leading version of string theory predicts a multiverse made up of 10 to the 500 universes. That’s a one followed by 500 zeros, a number so vast that if every atom in our observable universe had its own universe, and all of the atoms in all those universes each had their own universe, and you repeated that for two more cycles, you’d still be at a tiny fraction of the total, namely, one trillion trillion trillion trillion trillion trillion trillion trillion trillion trillion trillion trillion trillion trillion trillionth. (Laughter) But even that number is minuscule compared to another number: infinity. Some physicists think the space-time continuum is literally infinite and that it contains an infinite number of so-called pocket universes with varying properties. How’s your brain doing? Quantum theory adds a whole new wrinkle. I mean, the theory’s been proven true beyond all doubt, but interpreting it is baffling, and some physicists think you can only un-baffle it if you imagine that huge numbers of parallel universes are being spawned every moment, and many of these universes would actually be very like the world we’re in, would include multiple copies of you. In one such universe, you’d graduate with honors and marry the person of your dreams, and in another, not so much. Well, there are still some scientists who would say, hogwash. The only meaningful answer to the question of how many universes there are is one. Only one universe. And a few philosophers and mystics might argue that even our own universe is an illusion. So, as you can see, right now there is no agreement on this question, not even close. All we know is the answer is somewhere between zero and infinity. Well, I guess we know one other thing. This is a pretty cool time to be studying physics. We just might be undergoing the biggest paradigm shift in knowledge that humanity has ever seen. (Music) [Why can’t we see evidence of alien life?] Somewhere out there in that vast universe there must surely be countless other planets teeming with life. But why don’t we see any evidence of it? Well, this is the famous question asked by Enrico Fermi in 1950: Where is everybody? Conspiracy theorists claim that UFOs are visiting all the time and the reports are just being covered up, but honestly, they aren’t very convincing. But that leaves a real riddle. In the past year, the Kepler space observatory has found hundreds of planets just around nearby stars. And if you extrapolate that data, it looks like there could be half a trillion planets just in our own galaxy. If any one in 10,000 has conditions that might support a form of life, that’s still 50 million possible life-harboring planets right here in the Milky Way. So here’s the riddle: our Earth didn’t form until about nine billion years after the Big Bang. Countless other planets in our galaxy should have formed earlier, and given life a chance to get underway billions, or certainly many millions of years earlier than happened on Earth. If just a few of them had spawned intelligent life and started creating technologies, those technologies would have had millions of years to grow in complexity and power. On Earth, we’ve seen how dramatically technology can accelerate in just 100 years. In millions of years, an intelligent alien civilization could easily have spread out across the galaxy, perhaps creating giant energy-harvesting artifacts or fleets of colonizing spaceships or glorious works of art that fill the night sky. At the very least, you’d think they’d be revealing their presence, deliberately or otherwise, through electromagnetic signals of one kind or another. And yet we see no convincing evidence of any of it. Why? Well, there are numerous possible answers, some of them quite dark. Maybe a single, superintelligent civilization has indeed taken over the galaxy and has imposed strict radio silence because it’s paranoid of any potential competitors. It’s just sitting there ready to obliterate anything that becomes a threat. Or maybe they’re not that intelligent, or perhaps the evolution of an intelligence capable of creating sophisticated technology is far rarer than we’ve assumed. After all, it’s only happened once on Earth in four billion years. Maybe even that was incredibly lucky. Maybe we are the first such civilization in our galaxy. Or, perhaps civilization carries with it the seeds of its own destruction through the inability to control the technologies it creates. But there are numerous more hopeful answers. For a start, we’re not looking that hard, and we’re spending a pitiful amount of money on it. Only a tiny fraction of the stars in our galaxy have really been looked at closely for signs of interesting signals. And perhaps we’re not looking the right way. Maybe as civilizations develop, they quickly discover communication technologies far more sophisticated and useful than electromagnetic waves. Maybe all the action takes place inside the mysterious recently discovered dark matter, or dark energy, that appear to account for most of the universe’s mass. Or, maybe we’re looking at the wrong scale. Perhaps intelligent civilizations come to realize that life is ultimately just complex patterns of information interacting with each other in a beautiful way, and that that can happen more efficiently at a small scale. So, just as on Earth, clunky stereo systems have shrunk to beautiful, tiny iPods, maybe intelligent life itself, in order to reduce its footprint on the environment, has turned itself microscopic. So the Solar System might be teeming with aliens, and we’re just not noticing them. Maybe the very ideas in our heads are a form of alien life. Well, okay, that’s a crazy thought. The aliens made me say it. But it is cool that ideas do seem to have a life all of their own and that they outlive their creators. Maybe biological life is just a passing phase. Well, within the next 15 years, we could start seeing real spectroscopic information from promising nearby planets that will reveal just how life-friendly they might be. And meanwhile, SETI, the Search for Extraterrestrial Intelligence, is now releasing its data to the public so that millions of citizen scientists, maybe including you, can bring the power of the crowd to join the search. And here on Earth, amazing experiments are being done to try to create life from scratch, life that might be very different from the DNA forms we know. All of this will help us understand whether the universe is teeming with life or whether, indeed, it’s just us. Either answer, in its own way, is awe-inspiring, because even if we are alone, the fact that we think and dream and ask these questions might yet turn out to be one of the most important facts about the universe. And I have one more piece of good news for you. The quest for knowledge and understanding never gets dull. It doesn’t. It’s actually the opposite. The more you know, the more amazing the world seems. And it’s the crazy possibilities, the unanswered questions, that pull us forward. So stay curious.

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.