چرا رقبا مغازه های خود را نزدیک یکدیگر ایجاد میکنند؟

پکیج: TED Education / سرفصل: برترین ها / درس 42

TED Education

13 سرفصل | 232 درس

چرا رقبا مغازه های خود را نزدیک یکدیگر ایجاد میکنند؟

توضیح مختصر

Why are all the gas stations, cafes and restaurants in one crowded spot? As two competitive cousins vie for ice-cream-selling domination on one small beach, discover how game theory and the Nash Equilibrium inform these retail hotspots.

  • زمان مطالعه 4 دقیقه
  • سطح خیلی سخت

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این درس را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

ترجمه‌ی درس

Translator: sadegh zabihi Reviewer: masoud paktinat چرا پمپ بنزین‌ها همیشه درست کنار هم ساخته می شوند؟ چرا ممکن است چند کیلومتر بدون دیدن هیچ کافی‌شاپی رانندگی کنم و بعد تصادفاً از جلوی سه تا سر یک نبش عبور کنم؟ چرا خواربار فروشی‌ها، تعمیر‌گاه‌های ماشین و رستوران‌ها به جای اینکه به صورت یکنواخت در یک جامعه پراکنده باشند، همیشه به صورت گروهی وجود دارند؟ با وجود اینکه فاکتورهای زیادی هست که بر تصمیم‌گیری درباره محل تجارت شما تاثیر گذار است، رشته‌های شرکت‌های مشابه در کنار هم را می‌توان با داستانی ساده به نام مدل رقابت فضایی هتلینگ توضیح داد. تصور کنید که در یک ساحل بستنی می‌فروشید. ساحل شما یک و نیم کیلومتر طول دارد و شما هیچ رقیبی ندارید. برای بیشترین فروش گاری خود را کجا قرار می‌دهید؟ در وسط. ممکن است ۸۰۰ متر پیاده روی از هر انتهای ساحل برای بعضی خیلی طولانی باشد، اما گاری شما به بیشترین تعداد ممکن خدمات ارائه خواهد داد. یک روز سر کار می‌روید و می‌بینید پسرعمویتان تدی هم با گاری بستنی‌فروشی خودش به ساحل آمده. در واقع، او هم دقیقاً همان بستنی که شما می‌فروشید را می‌فروشد. توافق می‌کنید که ساحل را نصف کنید. برای اینکه مطمئن شوید لازم نیست مشتری‌ها زیاد پیاده‌روی کنند گاری‌تان را در ۴۰۰ متر جنوب مرکز ساحل قرار می‌دهید، درست در وسط محدوده خودتان. تدی هم ۴۰۰ متر شمال مرکز ساحل مستقر می‌شود، وسط محدوده خودش. با این توافق، کسانی که جنوب شما هستند از شما بستنی می‌خرند. کسانیکه شمال تدی هستند هم از او می‌خرند، و ۵۰٪ از افراد در وسط ساحل هم از نزدیک‌ترین گاری. هیچ‌کس بیشتر از ۴۰۰ متر راه نمی‌رود، و هر دو فروشنده به نیمی از افراد ساحل می‌فروشند. نظریه بازی این را یک راه حل بهینه اجتماعی در نظر می‌گیرد. این کار بیشترین تعداد قدم لازم هر فرد برای رسیدن به یک گاری بستنی‌فروشی را به حداقل می‌رساند. روز بعد، وقتی سر کار می‌روید، تدی گاری خود را وسط ساحل گذاشته است. شما به جای خود ۴۰۰ متر پایین تر از مرکز می‌روید و ۲۵٪ از مشتریان جنوب خود را دارید. تدی همچنان تمام مشتریان شمال محدوده‌اش را دارد، اما حالا ۲۵٪ مشتریان بین دو گاری را تقسیم می‌کنید. روز سوم جنگ بستنی‌ها، زودتر به ساحل می‌روید، و درست وسط منطقه تدی مستقر می‌شوید، با فرض اینکه به ۷۵٪ افراد ساحل در جنوب خود بستنی می‌فروشید، و ۲۵٪ مشتریان شمال را برای پسرعمویتان باقی می‌گذارید. وقتی تدی از راه می‌رسد، درست در جنوب شما بساط خود را پهن می‌کند و تمام مشتریان جنوبی شما را می‌دزدد، و تنها گروه کمی که در شمال هستند را برای شما باقی می‌گذارد. برای جلوگیری از شکست، ۱۰ قدم پایین‌تر از تدی بساط می‌کنید تا مشتری‌هایتان را پس بگیرید. وسط روز وقتی دارید استراحت می‌کنید، تدی ۱۰ قدم به جنوب شما می‌روید، و دوباره، تمام مشتریان تا پایین ساحل را می‌قاپد. در ادامه روز، هر دوی شما به رفتن به طرف توده مشتری‌ها به سمت جنوب به صورت دوره‌ای ادامه می‌دهید، تا جایی در نهایت که به مرکز ساحل می‌رسید، پشت به پشت هم، هر یک به ۵۰٪ مشتریان بستنی نخورده خدمات می‌رسانید. در این نقطه، شما و پسرعموی رقابت طلبتان به چیزی رسیده‌اید که نظریه‌پردازان نظریه بازی به آن تعادل نش می‌گویند - نقطه‌ای که هیچ یک از شما با تغییر استراتژیِ فعلی‌تان نمی‌توانید موقعیت‌تان را بهتر کنید. استراتژی اصلی شما، که هرکدام در ۴۰۰ متری مرکز بایستید دوام نیاورد چون یک تعادل نش نبود. هرکدام از شما می‌توانست گاری خود را برای فروش بیشتر به سمت دیگری ببرد. با قرار گرفتن هردوی شما در وسط ساحل، نمی‌توانید گاری خود را بدون از دست دادن مشتری فعلی‌تان، به سمت دورترین مشتری‌تان ببرید. بنابراین از آنجا که مشتری‌ها در دو انتهای ساحل باید بیش از مقدار لازم برای یک بستنی پیاده‌روی کنند، دیگر یک راه‌حل اجتماعی بهینه ندارید. به همه فست فودهای زنجیره‌ای، بوتیک‌های لباس، یا باجه‌های تلفن همراه در فروشگاه‌های بزرگ فکر کنید. با پخش شدن خدمات در تمام جامعه، به مشتریان بیشتری خدمت رسانی می‌شود، اما این موجب آسیب‌پذیر شدن کسب و کار در برابر رقبای سلطه‌جو می‌شود. در دنیای واقعی، مشتری‌ها از بیش از یک جهت می‌آیند، و مشاغل آزادند با استراتژی‌های بازاریابی مانند متفاوت کردن خط تولیدشان، و تخفیف دادن با هم رقابت کنند، اما در قلب استراتژی‌هایشان، شرکت‌ها دوست دارند رقبایشان را تا جای ممکن نزدیک خود نگه دارند.

متن انگلیسی درس

Translator: tom carter Reviewer: Bedirhan Cinar Why are gas stations always built right next to other gas stations? Why can I drive for a mile without finding a coffee shop and then stumble across three on the same corner? Why do grocery stores, auto repair shops and restaurants always seem to exist in groups instead of being spread evenly throughout a community? While there are several factors that might go into deciding where to place your business, clusters of similar companies can be explained by a very simple story called Hotelling’s Model of Spatial Competition. Imagine that you sell ice cream at the beach. Your beach is one mile long and you have no competition. Where would you place your cart in order to sell the most product? In the middle. The one-half-mile walk may be too far for some people at each end of the beach, but your cart serves as many people as possible. One day you show up at work just as your cousin Teddy is arriving at the beach with his own ice cream cart. In fact, he’s selling exactly the same type of ice cream as you are. You agree that you will split the beach in half. In order to ensure that customers don’t have to walk too far you set up your cart a quarter mile south of the beach center, right in the middle of your territory. Teddy sets up a quarter mile north of the center, in the middle of Teddy territory. With this agreement, everyone south of you buys ice cream from you. Everyone north of Teddy buys from him, and the 50% of beachgoers in between walk to the closest cart. No one walks more than a quarter of a mile, and both vendors sell to half of the beachgoers. Game theorists consider this a socially optimal solution. It minimizes the maximum number of steps any visitor must take in order to reach an ice cream cart. The next day, when you arrive at work, Teddy has set up his cart in the middle of the beach. You return to your location a quarter mile south of center and get the 25% of customers to the south of you. Teddy still gets all of the customers north in Teddy territory, but now you split the 25% of people in between the two carts. Day three of the ice cream wars, you get to the beach early, and set up right in the center of Teddy territory, assuming you’ll serve the 75% of beachgoers to your south, leaving your cousin to sell to the 25% of customers to the north. When Teddy arrives, he sets up just south of you stealing all of the southerly customers, and leaving you with a small group of people to the north. Not to be outdone, you move 10 paces south of Teddy to regain your customers. When you take a mid-day break, Teddy shuffles 10 paces south of you, and again, steals back all the customers to the far end of the beach. Throughout the course of the day, both of you continue to periodically move south towards the bulk of the ice cream buyers, until both of you eventually end up at the center of the beach, back to back, each serving 50% of the ice-cream-hungry beachgoers. At this point, you and your competitive cousin have reached what game theorists call a Nash Equilibrium - the point where neither of you can improve your position by deviating from your current strategy. Your original strategy, where you were each a quarter mile from the middle of the beach, didn’t last, because it wasn’t a Nash Equilibrium. Either of you could move your cart towards the other to sell more ice cream. With both of you now in the center of the beach, you can’t reposition your cart closer to your furthest customers without making your current customers worse off. However, you no longer have a socially optimal solution, since customers at either end of the beach have to walk further than necessary to get a sweet treat. Think about all the fast food chains, clothing boutiques, or mobile phone kiosks at the mall. Customers may be better served by distributing services throughout a community, but this leaves businesses vulnerable to aggressive competition. In the real world, customers come from more than one direction, and businesses are free to compete with marketing strategies, by differentiating their product line, and with price cuts, but at the heart of their strategy, companies like to keep their competition as close as possible.

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.