ghost_of_oogway

کارتون: سریال پاندای کونگ فوکار / فصل: فصل اول / اپیزود 6

ghost_of_oogway

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح سخت

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این اپیزود را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

ترجمه‌ی اپیزود

افسانه های کونگ فو پاندارو گوش بدید

تو یه مغازه رشته فرنگی بزرگ شد

هیچوقت دنبال افتخار و شهرت نبود

به قله کوه میرفت

و لقب “جنگوی اژدها” رو کسب کرد

کونگ فو پاندا

استاد شیفو شکوفایی جنگو رو دید

و استاد مهارت های بودایی و خارق العاده شد

کونگ فو پاندا

زندگی میکنه تمرین میکنه

با پنج آتشین مبارزه میکنه

از دره محافظت میکنه…

افسانه های کارهای معرکه و شگفت انگیز

عالیه!

پو، نوبت توئه

هااا، اوه بله… ببخشيد

…داشتم روي تمرينم تمرکز

باشه

خب آه ، چيکار ميکنيم؟

ميخواي مهارت هاي جديدتو با “چوب کماني يائو” نشون بدي

چوب کماني يائو

واوو، خيلي عاليه

معلومه تمرين نکردي

داشتم چرت ميزدم

ادامه بده

ولي اگه تمرين نکرده باشم چي؟

ادامه بده

موضوع همينه.

نتيجه ها

پاندا، براي تسلط در کونگ فو بايد به شدت منضبط باشي

تو با “چوب کماني يائو” تمرين نکردي

کتيبه هاي تمرکز رو مطالعه نکردي

و حتي ميتونم بگم

هنوز زير درخت هلو رو جارو نزدي؟

آءء، جاروب زدن چيه

جاروب زدن يعني بايد جارو بزني

با يه جاروب

آءء، خوب، نه

قوانين، کاراي روزمره، تمرينات

شيفو نياز به آرامش داره

اين انظباط و ادب کردن، ديگه بدجورشه

از اين دستورا خوشم نمياد

واي، “اوگوي”؟

خودتي؟

خودمم و خودم

ولي تو با شکوفه ها از اينجا رفتي

بله، ولي به “کاخ جيد” برگشتم

چون بهم نياز بود

چه عالي!

نياز براي چي؟

به شيفو؟

نه، به تو

من؟ چرا من، چرا حالا؟

کجا بودي و کجا رفته بودي؟

و چرا شبيه روح شدي؟

چرا قبل شام نميتونيم شکلات بخوريم؟

به همه سوالات جواب ميدم

وقتي آماده نبرد شدي

آره، ولي صبر کن، کدوم حمله؟

نه، نه، نه، نه

نزديک بودا

اگه بهم هشدار نميدادي

که دارن يواشکي حمله ميکنن…

شايد…شکست ميخورديم

اوگوي؟

اينجايي

داري از اون کاراي باحال شبه وار ميکني

که غيب ميشي و ظاهر ميشي؟

خوب؛ داشتم سعيمو ميکردم

حالا گوش کن…

آماده ايم استاد

شروع

شيفو!

مثل هميشه سر وقت اومدي، پو

شيفو، من يه روح ديدم

…معرکه است و ميخواد کمک کنه و

پو، آروم باش

ببخشيد

اوگوي برگشته

روح اوگوي رو ديدم

چي؟

پو، چرا چرت ميگي

خودم ميدونم

خيلي رُک هستم

درسته

بي معني نيست!

برگشته تا بهم کمک کنه

به تو؟

واسه چي؟

تمرين، آموزش جنگجويي

يه همچين چيزي

گفت که به يه راهنمايي درست احتياج دارم

خبر…خيلي خوبيه

بايد سريعا بياريش اينجا

خوب…خيلي ميخوام…ولي…درواقع

خوب چي؟

ازم خواست که برم زير درخت هلو؟

آه نه. نه.

اون خوب، بهم گفت که

فقط با خودم حرف ميزنه

تو؟ ولي من…

براش…

آءء، بله،…البته

حتما دليل داره

چيز ديگه اي نگفت؟

نه، راستش نه

راستش بايد برم

گفت که نبايد وقتو تلف کرد

خوب، پس بايد بري

ببخشيد، استاد شيفو

بيخود نگو. استاد “اوگوي” بهتر از همه ميدونه

هيچوقت يادتون نره، همتون

من…بايد کتيبه هامو مرور کنم

خوب، با لگد ها شروع کنم؟

چون شيفو اينجوري بهم ياد داده

لگد و ضربه مهم هستن، ولي بي اهميت هم هستن

اوه، فقط تمرين نکن

بدن، مثل يه باله

درسته و با بال ميشه پرواز کرد و

خوب، فهميدم…يه کم

يک روح آرام، يک ذهن رو آرام ميکنه

و يک ذهن آرام، بدن رو آرام ميکنه

پس…

يه استراحتي بکن

…ولي شيفو گفت

شيفو ميگه، شيفو نميگه

پو، دانسته هاي جديدت رو به بقيه هم بگو

تغير در راهه

هلو بخور

رئيس تويي

پاندا، اينجايي

…ميخواستم بخوام که

آره، منم ميخوام. خوبه

ولي نميشه. چرا نه؟

من دوباره بايد با

استاد اوگوي تمرين کنم

البته، ميفهمم

…اءء،شايد بتونم باهات بيام

معذرت استاد شيفو

نميخواد متاسف باشي

خواسته هاي استاد اوگوي قابل احترامه

حتي اگه

حتي اگه چي؟

…من فقط …نميفهمم

نگفت چرا “تو”؟

نميدونم

منظورت اينه که، چرا اوگوي داره با کسي مثل من حرف ميزنه؟

آره

…نه، فقط

من…سالهاي زيادي اينجا بودم

…و کاملا واجد شرايط هستم که

اوگوي گفت که اينو ميگي

،و همچنين گفت که اگه دست تو بود

هيچوقت من جنگجوي اژدها نميشدم

اون منو انتخاب کرد

.بله، درسته، اينکارو کرد

خودشم ميدونه چي درسته

اوگوي گفت که بايد آرامش داشته باشيد

ميدونين، نبايد نگران…چطوري شيفو

نگران نباشيد که تنبل ميشيد

پو

اين که تمرين با اسلحه نيست

نه نيست

اوگوي گفت که دانايي هاي خودمو با

بقيه تقسيم کنم

آءء! ممنون

دانايي؟

!و اون چيه؟

اوگوي گفت که اينطوري روحيه ام بهتر ميشه

زياد خوب نشده، ولي يه خوبشو ميخوام

ببري، چيکار ميکني؟

استاد اوگوي همه چيو ميدونه

خودتون گفتين

آره، ولي پو، 5آتشين بايد تمرين و مبارزه کنن

نه اينکه همينطوري لم بدن

حرفاي استادت رو ميفهمي؟

من حرفاي اوگوي رو ميفهمم، استاد تو

مطمئنم که تعاليم سِري استاد اوگوي رو درست نمي فهمي

امتحان کن

مسير صعود به قله، به سمت بالاست، نه پايين

،آره، ولي کسي که يه پاش توي زمينه

از رو قله نمي افته

از تو جنگل

و زمين

راه کسي که تنبلي ميکنه به

شکم پرستي تمام نشدني ميرسه

يه پيشگوي واقعي لازم نيست دنبال مخاطبينش باشه

مخاطبينش خودش ميان

با پيروي از رهبري که رهبريشون ميکنه

…مارهاي جونده…غذا نميخورن…دور از

پيشگيري در زندگي، بهتر از درمانه

ايني ميني…نه. جاده…يعني

.هيکوري ديکوري…اه

و شيفو هم خيلي سختشه که بدونه اوگوي بهش نيازي نداره

و پو هم…

و پو يه…

يه…

من…

ميرم روستا

چندتا وسيله لازم داريم

از کي تاحالا شيفو ميره خريد؟

خوب از هم جدا شدند

عاليه

از اوني که فکر ميکردم هم داره بهتر ميشه

بي تحمل، من؟

عصبي

مسخرست

شيفو،من …

چيه؟

استاد شيفو؟

بله.

ميتونم کمکتون کنم؟

نميتونم تمرکز کنم

…آءء، نياز به تمرکز

ميتونين منو ببرين پيش پو؟

استاد اوگوي، از شنيدن خبر بازگشتتون خيلي ذوق کردم

…اگه يه جوري ناراحتتون کردم

اونجايين؟

ايستاد، چرا اين اتفاقات مي افته؟

زمان من تو کاخ جيد به سر رسيده؟

استاد اوگوي؟

استاد

درام به اين چيزا عادت ميکنم

پو، شيفو رفته!

چي؟ رفته؟

يعني واقعا رفته؟

يعني، واسه هميشه رفته؟

آره، کاخ جيد رو ترک کرد

ما چيکار کنيم؟

از من ميپرسين…

آره، يعني، بايد بپرسين

…ولي صبر کن

ديگه واقعا واقعا واقعا واقعا رفته؟

آره. نه!

خوب، بايد چيکار کنيم؟

آه، آره، آه بايد چيکار کنيم…

چيکار کنيم؟

بزارين…بزارين…

با اوگوي حرف بزنم!

آروم باش. شيفو به يه دليلي رفته

بهت که گفتم تغيير در راهه

نوبت توئه پو

نوبت من؟

که رهبري کني

که مسئوليت

کاخ جيد رو بپذيري

تو لازم نيست نگران باشي

من کنارت ميمونم

و هر چي که نياز داري بهت ميگم

به اتاق شيفو نقل مکان کن و شروع کن

جدا؟

پو، مقام قانوني خودتو بعنوان رهبر بپذير

بله استاد اوگوي

چقدر احمقه

با رفتن شيفو من ميتونم کارها رو

با اين پوي دست آموز، انجام بدم

بالاخره کاخ جيد رو اداره ميکنم

…و واقعا دارم

شيفو

شيفو

اينجا رو باش؟

از دست شيفو و پاندا خلاص شدم

خيلي خوبه

شيفو!

شيفو!

شیفو!

شیفو!

شیفو… هممم؟

شیفو!

پو، چه خوب شد ديدمت

جدا…من…جدا؟

بله

متوجه شدم که حق با تو بود

من خيلي عصبي بودم، ولي الان خوشحالم

مثل نوازنده دوره گردي که

از فراغتش لذت ميبره

بدون هيچ مسئوليتي

شيفو…من

حتي يه آهنگ ساختم که فقط يه ريتم داره

آهنگ…قنشگي بود

ولي فکر نميکنم حق داشتم

در واقع، حرفم کاملا غلط بود

نبايد به شک مينداختمت

خيلي هيجان زده بودم که به آرزوم برسم

و به چيزي که خواستي رسيدي

ولي حالا که شيفو رفته

پو، استادمونه؟

اوگوي اونو انتخاب کرده

يعني بايد به حرفش گوش کنيم

و يعني ديگه لازم نيست صبح زود پا شيم

کي قراره اوگوي رو ببينيم؟

زودتر از اوني که فکرشو بکني

اوگوي

خوشحالم که با هم هستين

کارم خيلي راحت تر شد

شيفو، من نخواستم ترکمون کني

…حتي وقتي اوگوي بهم گفت معرکه، مطمئن نبودم

اوگوي گفت معرکه؟

آءء، آره

آه! يه آهنگ ديگه هم بلدم

ببين، اوگوي گفت که بهم کمک ميکنه

ولي من نميتونم رهبر باشم

خيلي زياده

…کمکم کن

استاد

موفق باشي

وقت چرت زدنه

چيزيه که از تو ياد گرفتم

چي…چي؟

شيفو!

مطمئنم جواب ميده

خودت اين راهو انتخاب کردي پو

منم راه خودمو انتخاب کردم

شيفو؟

شيفو!

شيفو!

آه! چي شده؟

اين چه کاريه؟

بهش ميگن، پيامد

بچه ها

…پو، اون

تنهاشون بزار

اوگوي

نه، احمق

اوگوي نيستم

جونگ جي هستم

استاد جديد و حقيقي کاخ جيد

جونگ جي! استاد اينجا شيفوئه

شيفو بود،به نظر خودت انداختيش بيرون

اون احمقو نابود کنين

من اينا رو قبلا شکست دادم

بازم ميتونم

تو ميتوني پو! نا اميد نشو.

تو نميتوني پو!

تسليم شو!

ممنون که بهم اعتماد به نفس داديد

،شيفو به کمکم نمياد

ولي من چيزي دارم که شما نداريد

چوب کماني يائو

شاهکاري از ترکيب “چوب بامبو”، فولاد و آهن

يک وسيله مبارزه آتشين

اکنون در دستان جنگجوي اژدهاست

…بگيرين اين

!پيامدشو

بگيرينش

تو لياقت اداره کاخ جيد رو نداري جونگ جي

اين تويي که نميتوني، پاندا!

نه، جدا

ول يمن مايه ننگ نام “اوگوي” نيستم

خوشبختانه اون اينجا نيست تا ببينه

ولي هستم

اوگوي!

بزارين رد بشه، احمق ها!

عذرخواهي صادقانه و پرتاسف دارم استاد

جونگ جي

اين افتخار بزرگيه برام، استاد بزرگ

من اومدم تا قانون مندي رو به کاخ جيد برگردونم

خيلي مشتاق به اين کار هستي جونگ جي

و خوب، اينو بهت نشون ميدم!

اووه ، آآآه، ولي

اوگوي، من بايد اينجا باشم

شيفو لياقت اينجا رو داره

حتي براي حفظ مقامش، دفاعي هم نکرد

اشتباهه

شيفو!

شيفو!

چجوري…

من و جونگ جي با هم آموزش ديديم، پو

خيلي حقه بلديم

مثل اين يکي؟

ببخشيد

ببري

حالا من استاد توام

آره! اووخ!

بايد بهت گوش ميکردم شيفو

فکر کردم که اون اوگويه

ميفهمم پو

منم خيلي دلم براش تنگ شده

ولي چطور فهميدي که اون اوگوي واقعي نيست؟

اوگوي کارهاي مرموز و رازآلود زيادي ميکنه پو

“ولي مطمئنم که هيچوقت نميگه “معرکه است

معرکه است

متن انگلیسی اپیزود

Hear the legends of the Kung Fu Panda

Raised in a noodle shop

Never seeking glory or fame

He climbed the mountaintop

and earned the “Dragon Warrior” name

Kung Fu Panda

Master “Shifu” saw the warrior blossom

And master the skills of Bodacious and Awesome

Kung Fu Panda

He lives, and he trains

And he fights with the Furious Five

Protect the valley

Legends of Awesomeness

Sweet!

Po, you’re next.

Huh, oh yes… sorry.

Ha, I was uh, working on my, uh–

Right.

So uh, what are we doing?

You are demonstrating your new skills with the Tri Bow Yao.

The Tri Bow Yao!

Whoa, this thing is cool.

Sounds like you haven’t practiced.

Napping takes practice.

Proceed.

But what’s the point if I didn’t practice?

Proceed.

That is the point. Consequences.

Panda, discipline is crucial to kung fu mastery.

You haven’t practiced the Tri Bow Yao.

You haven’t studied the meditation scrolls.

And I’m assuming

you haven’t raked the peach blossoms?

Uh, define “rake”.

To rake things in a raking motion.

With a rake.

Oh, then… no.

Rules, chores, training.

Shifu needs to relax.

This disciplinary disciplining is disciplannoying.

Unlikeabannoying and–

Whoa, Oogway?

Is it really you?

It is I, and I am me.

But you– you turned into blossoms and blew away.

Yes, but I have returned to the jade palace

because I’m needed.

That is awesome!

Needed for what?

To help Shifu?

No, to help you.

Me? Why me and why now?

And where have you been and where’d you go?

And what’s it like being a ghost?

And why can’t candy be for dinner?

I shall answer all your questions

after you prepare for the attack.

Yeah but- wait, what attack?

No, no, no, no, no!

That was a close one.

If you hadn’t warned me

that they were sneaking up, they…

might have… beaten me.

Oogway? There you are.

Are you doing that spooky, cool

disappear reappear thingie?

Well, I was trying to.

Now, listen…

Ready, master.

Begin.

Shifu!

Great timing as always, po.

Shifu, I met a ghost.

And he’s awesome and he wants me to help and–

Po, slow down.

Sorry.

Oogway’s back. I met Oogway’s ghost.

What?

Po, that’s crazy talk.

And I should know. I’m fluent.

True.

It’s not crazy!

He’s back and he wants to help me.

Help you? Help you with what?

Training, dragon warrioring.

That kinda thing.

He said I needed proper guidance.

This– this is wonderful news.

You must bring us to him immediately.

Uh, well, uh I’d love to, but, uh, actually–

Yes, what?

He wants me to come to the peach tree?

Uh, no. No.

He uh, kinda sort of said that uh

he only wants to talk to me.

You? But I was…

his…

Uh, yes, well, uh, of course.

He must have his reasons.

Did he say anything else?

Uh, no, not really. I should go actually.

He said there’s no time to waste.

Oh, then, you should go.

Uh, sorry, master Shifu.

Nonsense. Master Oogway knows best.

Never forget that, any of you.

I… should review my scrolls.

So, uh, should I start with my kicks?

That’s what Shifu has me working on.

Kicks are important, but they are also unimportant.

Oh, don’t only train.

The body is like a windmill.

Right and the wind is the thing with the arms that…

Yeah, I get it… sort of.

A restful spirit leads to a restful mind.

And a restful mind leads to a restful body.

So…

Take a load off.

Oh, but Shifu says–

Shifu say, Shifu doesn’t say.

Po, share your new wisdom with others.

Change is coming.

Have a peach.

You’re the boss.

Ah, panda, there you are.

I was going to ask you–

Oh I’d uh, love to.

Good.

But I can’t.

What’s that?

I’m uh, supposed to train

with master Oogway again.

Of course, I understand.

Uh, perhaps I could accompany–

Sorry, master Shifu.

No need to be sorry.

The wishes of master Oogway should be respected.

Even if–

Even if what?

I just– I don’t understand–

Did he say why you?

I don’t know.

You mean “why me” like why would Oogway talk to someone like me?

Yes. Uh, no, I just–

I mean, I’ve been here many years,

And very qualified to–

Oogway said you’d say that.

He also told me if it had been up to you,

I would never have been chosen as the Dragon Warrior.

He chose me.

Yes, he did, quite right. And he knows what’s best.

Oogway says you gotta calm down.

You know, don’t worry about– hey, Shifu.

Don’t worry about being lazy.

Po.

This doesn’t look like weapons training.

It’s not.

Oogway says I owe it to everyone

to share my wisdom with them.

Unh! Thanks.

Wisdom?

And what’s that?

Oogway says this gives me a better aura.

Not sure what that is, but I know I want a good one.

Tigress, what are you doing?

Master Oogway knows best.

That’s what you said.

Yes, but Po, the Five need training and combat.

Not aimless lounging.

Do you understand your master?

I understand Oogway, your master.

I wouldn’t expect you to understand Oogway’s cryptic wisdom.

Try me.

The road to the mountaintop does not travel downhill.

Yes, but one cannot fall from the mountaintop

with one’s feet and backside on the ground.

Of the forest. Ground.

The path of the lazy man leads

to the land of the ample stomach.

The true seer needs not walk to find followers.

The followers find him.

By following the leader of the followers that they find!

Snakes of–uh, rodents don’t eat far from their, uh–

A stitch in time saves nine… lives.

Eenie meenie–no. The road to–I mean the–

Hickory dickory dock– gah!

Shifu is too uptight to accept that Oogway doesn’t need him!

And Po is…

Po is a…

A…

I…

I’ll be in the village.

Uh, we’re low on supplies.

Since when does Shifu do the shopping?

The seeds of discontent have been sown.

Excellent.

This is going to be better than I could have imagined.

Uptight, me?

Uptight?

That’s ridiculous.

Shifu, I–

What?!

Master Shifu?

Yes. How may I be of service?

I have a problem with my meditation.

Ah, meditation requires–

Do you think you could get me in to see Po?

Master Oogway, I’m overjoyed to hear of your return.

If I’ve in some way upset you…

Are you there?

Master, why is this happening?

Is my time at the jade palace over?

Master Oogway?

Master.

Guy could get used to this.

Po, Shifu’s gone!

What? Gone?

Like gone?

Like goney gone gone gone?

Yes, he left the jade palace.

What should we do?

You’re asking me–

Uh yes, I mean, you are.

But, wait, uh…

he’s gone gone gone gone gone gone?

Yes.

No!

Uh, okay, what should we do?

Uh, yeah, uh what should we–

Uh, yeah, what should we do?

Uh, let me, let me–

Let me talk to Oogway!

Relax. Shifu has left for a reason.

I told you change was coming.

It is your time, Po.

My time?

To lead. To be responsible

For running the jade palace.

You do not need to worry.

I’ll stay with you.

And tell you everything you need to do.

You can start by moving into Shifu’s room.

Really?

Po, take your rightful place as leader.

Yes, master Oogway.

What a nitwit.

With Shifu gone and me pulling the strings

of my little puppet Po,

I’ll finally rule the jade palace.

Am I really gonna…

Shifu.

Shifu!

What’s this?

I got rid of Shifu and the panda?

Too good.

Shifu!

Shifu!

Shifu!

Shifu!

Shifu– Hmm?

Shifu!

Po, so nice to see you.

Really, I– really?

Yes.

I’ve realized how right you were.

I was too uptight, but I’m happy now.

I am but a humble musician.

Who enjoys his leisure times.

Free of responsibility.

Uh, Shifu, I–

I’ve even written a song that has only one note.

Nice… song.

But I don’t think I am right.

As in, I know I’m not.

I was wrong to doubt you.

I was all excited to do what I want all the time.

And you got what you wanted.

But if Shifu’s gone

does that make Po our master?

He is the one that Oogway chose to lead us.

It means we listen to him.

It also means we don’t get up at dawn anymore.

When do we get to see Oogway?

Sooner than you think.

Oogway.

So glad to see you all together.

It will make things so much easier.

Shifu, I didn’t mean for you to leave.

Even though Oogway says I’m awesome, I’m not sure–

Oogway said awesome?

Uh, yeah.

Ah! I’ve written another song.

Look, Oogway says he’ll tell me what to do,

but I can’t lead. It’s too much.

I need your help…

master.

Good luck with that.

It’s time for my nap.

Ah, another thing I learned from you.

What… what?

Shifu!

I’m sure it will work out.

You chose this path, Po.

And I chose mine.

Shifu? Shifu!

Shifu!

Ah! What’s going on?

What is this?

It’s called consequences.

Guys!

Po, it’s–

Leave them alone.

Oogway?

No, you fool.

Not Oogway.

Junjie.

New and rightful master of the jade palace.

Junjie! Shifu is master here.

Was, but it seems you drove him away.

Destroy that fool!

I beat these guys before. I can do it again.

You can do this, Po!

Don’t give up.

You can’t do this, Po!

Give up!

Thanks for the vote of confidence, guys.

I may not have Shifu’s help,

but I’ve got something that you guys don’t got.

The Tri Bow Yao.

A masterpiece of bamboo, steel and iron!

A furious fighting implement,

now in the hands of the Dragon Warrior!

Behold it’s–wah!

My consequences.

Get him now!

You don’t deserve to rule in the jade palace, Junjie!

It’s you who can’t rule, panda!

No kidding.

But I’m not a disgrace to the name of Oogway.

Luckily, he’s not here to see this.

But I am.

Oogway!

Let him through, you idiots!

Most sincere and regretful apologies, master.

Junjie.

This is such an honor, your magnificence.

I’m here to restore order to the jade palace.

You have shown passion for your goal, Junjie.

And so, I present you with this!

Ooh, ahh, but…

Oogway, I should be here.

Shifu deserted his post,

he refuses even to defend this place.

Wrong.

Shifu!

Shifu!

How did you–

Junjie and I studied together, Po.

We know a lot of the same tricks.

Like this one?

Sorry!

Tigress!

I’m your master now!

Yeah! Oof!

Ah, I should have listened to you, Shifu.

I thought I was following Oogway.

I understand, Po.

I miss him more than anyone.

But how’d you know it wasn’t the real Oogway?

Oogway would do many mysterious things, Po.

But I’m sure he would never say… “awesome”.

Awesome.

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.