hometown_hero

کارتون: سریال پاندای کونگ فوکار / فصل: فصل اول / اپیزود 9

hometown_hero

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح سخت

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این اپیزود را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

ترجمه‌ی اپیزود

يوگا با تمرکز انرژي شروع ميشه

وايي

فقط اون موقعه که ميتوني قدرت کشش پيدا کني

جلو، پايين و عقب

بايد درست نفس بکشي

نفس اين چطوريه؟

بازدَم

دَم

بازدم

دم

بازدم

فکر کنم زياد دارم نفس ميشکم!

کم آوردم

واقعا معرکه بود

الان به آرامش رسيدم!

استاد شيفو

يه پيام فوري براي مانتيس دارم

چي نوشته؟

نوشته: به کمکت احتياج دارم

فوري

“هائو مينگ”

هائو مينگ

“هائو مينگ” ديگه چيه؟

قشنگ ترين مانتيس(آخوندک) دنياست

و همچنين نامزد قبليم

ها، چي؟

شماها ميخواستين ازدواج کنين؟

آره ولي نشد

حتما تو دردسر افتاده

بايد به دهکده ام برگردم

ما هم باهات ميايم

آءء، هومم…

ميدوني چيه؟ مشکل خاصي نيست

اهالي دهکده زياد از مارها

شرمنده، يا ببري ها يا

ميمونها يا… لک لک ها خوششون نمياد

واقعا روستاي کوچيکيه

من چي؟

ميشه… نه

من… نه

لطفا… نه

آخه تو که نميدوني من ميخوام چي بگم

حتما ميخواي بياي

عاشقشم

جدا بهتره تنهايي برم

ها، خيلي عجيبه

يعني، کي دلش نميخواد جنگجوي اژدها رو

با خودش به شهرش ببره؟

پو، دنبال مانتيس برو

و هواشو داشته باش

جنگجوي اژدها-حالت مخفي

ساکت همچون گربه!

ديدي؟ساکت!

باي

هومم؟

صبر کن ببينم

حالت مخفي جنگجوي اژدها مخفيکاري رواني-بخش اول

يک روز و نيم شده که دنبال مانتيس هستم

و اصلا خبر هم نداره

پو

هي مانتيس

چه خبره… من داشتم…

هي، تو اينجا چيکار ميکني؟

حرف بزن

شيفو ازم خواست تا دنبالت بيام

گمونم فکر کرد که خبري شده

چي؟ “خبري شده”؟

هي..اين…بي معنيه

بيا برگرديم به “کاخ جيد”

و همه چيو فراموش کنيم

ولي ما تقريبا رسيديم

ميخوام ببينم کجا بزرگ شدي

آره، چطوره که تو اينجا صبر کني…

و حواست باشه، خوب؟

منم برم ببينم چي شده

بعدش برميگردم دنبالت

چي ميگي رفيق؟

ولي ديگه رسيديم

پو ، ببين

بايد يه چيزي رو بهت بگم

يه چند سال پيش،

هائو مينگ” تو محضر، گذاشت و رفت

چيزي رو فراموش کرده بود؟

قلبمو

نه!

قلب ريزه ميزه کوچولوتو؟

عقلمو هم از دست داده بودم

عقل ريزه ميزه کوچولوتو؟

عصباني بودم و ميخواستم که از کارش پشيمون بشه،

و يه دروغ گفتم

يه دروغ ريزه ميزه…

فهميدم!

آره من کوچيکم

دوست ندارم هيچ خانومي قلبتو بشکنه،

حتي اگر هم کوچيک باشه

ممنون پو

تو يه دوست واقعي هستي

واسه…همين بايد يه چيزي رو بهت بگم

اوو، جنگجوي اژدها!

جنگجوي اژدها اونجاست!

تو بهشون گفتي که منم دارم ميام؟

زنده باد جنگجوي اژدها

زنده باد جنگجوي اژدها

مانتيس؟

زنده باد جنگجوي اژدها

زنده باد جنگجوي اژدها

ممنون رفقا

خوبه که به خونه برگشتم

بزاريد براي اين بازگشت شکوهمندانه جشن بگيريم

با رقص شادي

رقص شادي

خوب رفيق، ميخواي من رو هم ملتفت کني؟

چيزي هست که بايد بدونم؟

مثلا اين زنگها

باشه باشه

من..ميخواستم يه کار بزرگ کنم

که نامزد سابقم بخاطر اون کارش بسوزه

و به همه گفتم که…

من جنگجوي اژدها هستم

چي؟

اوناهاش

دقيقا ميدونه بايد کدوم شاخک هاشو تکون بده

ببين، نگران نباش، باشه؟

وقتي کارشون تموم شد بهشون همه چيو ميگم

اگر هم که فکر کنه که من يه متقلب بازنده ام

يا…تو ميتوني جنگجوي اژدها باقي بموني

چي…ولي… چيزي نيست

بعنوان دوستت بهت قول ميدم که خودم باشم

و بتوني حال نامزد قبليتو بگيري

اين واقعا، واقعا عاليه

ولي، اگر من جنگجوي اژدها هستم، پس تو کي هستي؟

من…وردست توام!

عاليه

فقط يه مشکل هست

معرکه بودن من!

بايد راهي پيدا کنم تا شگفتي ذاتي خودمو مخفي کنم

يه لباس محلي و چوبدستي ميخوام

آره آره يه وردست شخصي

مانتيس به ما ملحق شو جنگجوي اژدها

لطفا به جنگجوي اژدها و

دستيارش خوش آمد بگيد

اوو، طول ميکه تا به اين چشم بند عادت کنم

درود به همگي

گفتم يه کمي صداي عجيب غريب دربيارم تا

به دستيار بودن بخوره

از ديدار دوبارتون خوشبختم جنگجوي اژدها

اوو، سلام خانوم…

هائو

هائو، بله

فکر کنم يه پيام فوري بهم داديد

البته خيلي پيام فوري داشتم

اون يه…پيام فوري بود…

ولي درباره دلتنگي من به شما

يه صندلي خالي کنار من هست جنگجوي اژدها

گمونم هيچي جلودار من نيست

چون خيلي معرکه ام

خوب، بودن در کنار جنگجوي اژدها چطوره؟

حتما خودتم يه استاد کونگ فو شدي،آره؟

من؟ نه بابا

اينکار ازم بر نمياد

و اونو به جنچجوي اژدها واگذار ميکنم، آره

يه راهب و يه راهبه رو با هم اشتباه ميگيرم

خوب تو چطوري دستيار جنگجوي اژدها شدي؟

آره…چطوري؟

خوب…جنگجوي اژدها

که سراسر شگفتيه، جونمو نجات داد

ببين، من يه کشاورز فقير بودم که…

رو زمين کار ميکردم

و يه روزي داشتم زمينو ميکندم

و يه هيولاي خاکي رو…يعني…

يه هيولاي سنگي رو بيدار کردم!

خودم کونگ فو بلد نبودم

فهميدم که عمرم به آخر رسيده که يکدفعه از ناکجاآباد

جنگجوي اژدهاي شگفت انگيز ظاهر شد

پر ابهت

از رو زميني که کمک خواسته بودم ميتونستم

حرکات خارق العاده جنگجوي اژدها رو

که تابحال باچشمام ديدم، ببينم

خيلي باحال بود

يکي از چشمام هم واسه ابد بسته شد

تو افسانه ها هم اومده که

چشمم ديگه نيمخواست چيزي رو به بزرگي

و شگفتي جنگجوي اژدها ببينه

التماسش کردم که بزاره وردستش بشم

و گرچه من صلاحيتي نداشتم

ولي اجازه داد کنارش باشم

بعد از شما ديگه زندگيش خيلي عوض شده

الان دوست دخترهايي از سرزمين “وازو” داره

به نظرم از غافله جا موندي خانوم!

درسته

من هميشه تاسف ميخوردم که ترکت کردم

تو بهترين…

من هم دوستت دارم!

اوو، سوختي، داشته باش…چي؟

من هيچوقت فراموشت نکردم

چرا کردي، تو کاملا فراموشش کردي

“هائو” چي؟

نه نکردم

هيشش، داري گند ميزني

انقدر چرت و پرت نگو

چون به اندازه کافي ادب نميشه

آره، دودو

هائو…

اين قهرمان کوچيک رو بعنوان دوست پسرت ميپذيري؟

بله

دروغگو، متقلب

تو قهرمان نيستي

توضيح ميدم

تو گفتي که جنگجوي اژدها هستي،

ولي در واقع تو…

دوست دختر دزدي!

هاا؟

دوستمو ازم گرفتي

و بهاشو خواهي پرداخت

هائو، اين يارو ديگه کيه؟

نامزد سابقمه

کس به هم زدين؟

2ساعت و 17دقيقه پيش

بخاطر تو، جنگجوي اژدها

چون من معني واقعي عشق رو فهميدم

چون تو جنگجوي اژدها هستي

نه

من مانتيس رو بخاطر خودش دوست دارم

بايد خيلي شرمنده باشي

تو ديگه کي هستي؟

من “ساي سو” هستم، وردست “داسو”

واوو، چه صوتي

جالب بود

من از صداي بلند خوشم مياد

ما شما رو به مبارزه مي طلبيم

که معلوم بشه کي قهرمان واقعيه

ظهر فردا، وسط دهکده

دير نکن

اوو، حتما ميايم

ميبينمتون جر زن ها

چه خوب بودن!

مانتيس؟

چه دماغ قشنگي داري پو!

خيلي قشنگه

آءء، خوبي تو؟

من خوبم؟

آره

من عالي ام

قضيه جنگجوي اژدهامون جواب داد

ازم خوشش مياد پو

ديوونم شده

منم عاشق شدم

نبايد اينطوري ميشد

ميدونم

بهتره لگدهاتو واسه مبارزه نگه داري

اوو، باشه

مبارزه، کلا از يادم رفته بود

من و هائو ميخوايم تو علفا دراز بکشيم و

به ابرها نگاه کنيم و

و بگيم شبيه خرگوشها و فيل و … هستن

من نميتونم باهاشون بجنگم مانتيس

اگه مبارزه کنم ميفهمن که کارم درسته

و ميفهمين که من جنگجوي اژدها هستم

و هائو هم ميفهمه که تو نيستي

نه، نه،اووو

نبايد اينطوري بشه پو

نبايد

من عاشق شدم

من عاشق شدم

پو تو نبايد با اونا بجنگي

خودم ميرم

آه، ظهر شده

مطمئنم که مياد

حتما داره يه کار معرکه ميکنه…

آءء، کاش ميشد کمک کنم

ولي خوب نيست که يه آدم يه چشم رو بزنين

که لنگ ميزنه و همش…

اوکي

هواي صورتمو داشته باش

بزني به پشتم بهتره، لااقل با اونجا که غذا نميخورم

به جنگجوي اژدها بگو که ساعت 2بياد

اگه صلاح خودشو ميدونه، بهتره خودشو نشون بده

تو هم همينطور

اوو، پو

چي شده پسر؟

سر ظهر يه مبارزه داشتيما

واقعا متاسفم

تو عشق يه کمي کودن ميشم

يه ابر بود که…

يه جورايي… مانتيس

ببخشيد، خوب تو خوبي؟

هيچي، بجز غرورم

و چندتا از دنده هام

و دوتا از انگشتهام حس ندارن، ولي…

ولي يه کاري برام کن، برو و اون دوتا رو سر ساعت 2 نفله کن

همين کارو مي خوام بکنم

البته بعد از اينکه رفتم ديدن والدين هائو

چي؟

ميدونم، عالي نيست؟

ميدوني تا حالا چندتا دختر منو بردن…

براي ديدن خانوادشون؟

هيچي

خيلي کمتر

ديگه دارم به نتيجه ميرسم

و همشو مديون توام

برات خوشحالم مانتيس

ولي جدا ميگم، ساعت 2بايد اونجا باشي

روم حساب کن رفيق

ولي باهاشون مبارزه نکن

مطئنم که چند کوچه اونورتره…

چون جنگجوي اژدها هيچوقت…

ساعت 6 ميام

پو

آءء، ساعت 6 شده؟

الان ساعت 9 شده

هي الان به نظر واقعا به عصا نياز داري

البته که به عصا نياز دارم

و اينو گوش کن

استخون ها نبايد چنين صدايي بدند

متاسفم

ببين، دفعه بعد…

دفعه بعدي در کار نيست

تو باعث ننگ اسم جنگجوي اژدها هستي

پو بهم نگو پو، مانتيس

جنگجوي اژدها بايد جايي باشه

که بهش احتياج دارن، نه که فقط به فکر خودش باشه

وقتي که حالم خوب بشه ميرم

چي چي؟ نه

نه، لطفا الان نرو

چرا؟

چون من و هائو داريم ازدواج ميکنيم

چي…؟

عالي نيست؟

دارم با دختر روياهام ازدواج ميکنم

ازدواج؟ يعني اينکه…

براي هميشه با هم

مانتيس، عقلتو از دست دادي؟

فقط ميخواستي يه کم بهت حسادت کنه

بعدشم بزنيم به چاک

تو دره صلح بهمون نياز دارن

من…

جنگجوي اژدها هستم

اينا همش الکيه

و البته فکر خوبيه ممنون

سرآخر بهش حقيقت رو ميگم

شايد حدود چند سال ديگه!

مانتيس، تو جنگجوي اژدها نيستي

اوو، تو هم با اين حرفات

بزرگتر از ايناست

عشق مني پو

همه جا هست

همه پادشاهان و ملکه هاي پولدار دنيا

بدون عشق هيچي نيستن

و من بدستش آوردم

پو، منم عشقو اينجا تو دست کوچيکم دارم

چطور ميتوني کنارم نباشي

وقتي خيلي بهت احتياج دارم

من همش پيشت بودم

ولي وقتي ازت ميخوام که کنارم باشي

فقط سرگرم کاراي خودتي

و هائو

نگفتم “و چطور”، گفتم “هائو”

دوست دخترت هائو رو ميگم

فهميدم ولي پو…

ادامه نده مانتيس

من ميرم خونه

نه پو، نرو

بهش کمک کن و اونقوت

چي گيرت مياد؟

کتک ميخوري و پر از نااميدي

و با دندون هاي کمتر

و…و پوچي

بزار ببينم اين دفعه که آماده ام، اون مانتيس پا قرمزه

و دوستش چند مرده حلاجن

به جنگجوي اژدها سلام کن

صبر کن… چطوري؟

تو جنگجوي اژدها هستي؟

مانتيس نيست؟

چي؟ من؟

آه نه

من خيلي چلاغ و درب و داغونم که بخوام جنگجوي اژدها باشم

پس چجوري انقدر خوب کونگ فو بلدي؟

دوره شبانه!

بايد به هائو بگيم

اون داره با يه متقلب ازدواج ميکنه

“ساي سو” بجنب تا اون مانتيسو تيکه تيکه کنيم

نه نه نه، اشتباه مي کنين

بچه ها

اکنون بهترين و عاشقانه ترين لحظه هاست

که يک زن و مرد تصميم ميگيرن تا ابد با هم باشن

هائو مينگ

خبر جالبي راجع به جنگجوي اژده…

آوو، خداي من، معذرت ميخوام ، خيلي شرم آوره

ببخشيد جنگجوي اژدها که دير کردم

ادامه بديد

خوب

قبل از شروع، کسي هست که مشکلي با…

اينو رد کن!

خواند شعر…

ردش کن!

اين يارو جنگجوي اژده…

جنگجوي اژدها، الان ميتوني قسم بخوري

اينو خودم نوشتم

يادته وقتي من 5سالم بود و تو4ساله؟

متقلب

سريعتر مانتيس

يادته وقتي من 16سالم بود و تو15 ساله؟

سريعتر

قول ميدم بهت عشق بورزم و احترام بزارم و…

هائو، اين يارو دروغ…

هميشه سر جشن عقد گريه ام مياد

بيا همديگه رو بغل کنيم

دروغ ميگه

هائو، ميخواي قسم بخوري؟

جنگجوي اژدهاي عزيز من

از وقتي که شنيدم قرار جنگجوي اژدايي باشه،

من ميخواستم که

همسرش باشم

جنگجوي اژدها، جنگجوي اژدها

جنگجوي اژدها

نه

از روي دوستم بلند شو

مانتيس جنگجوي اژدها نيست

اگه اون نيست، پس کي جنگجوي اژدهائه؟

اين يکي

چي من؟

جنگجوي اژدها منم؟ مسخره است

من حتي نميتونم راه برم

ديدين؟

بسه

خيلي دردآوره

همه گوش کنين، من جنگجوي اژدها نيستم

چي؟

جشن عقد کنسله

نه اينکه من جنگجوي اژدها نيستم، بلکه

لياقتشو هم ندارم

ولي اون داره

بهترين دوستمه

و اهميت هم نميده که من خودمو بجاش، جا بزنم

چندبار بخاطر من کتک خورد و تحقير شد

حتي بشتر از هميشه!

فقط اينکه من بتونم ازدواج کنم

که اصلا هم لياقت منو نداره

من لياقت تو رو ندارم؟

تويي که لياقت منو نداري

خداحافظ هائو

خوب “دوسو” به نظر دوستت برگشته پيشت

موفق باشي

ممنون جنگجوي اژدها

پو، پو، تو نميتوني اينطوري راه بري

بيا رو شونه هام

همه چي خوبه

من ميارمت

من مشکلي ندارم

متن انگلیسی اپیزود

Yoga begins by centering your energy.

Gah!

Only then can you allow the Chi to flow

in, down, and back out.

[Grunting]

Breathing is key.

Breathe. How’s this?

[Takes a deep breath]

  • Breathe out.
  • [Exhales heavily]

Breathe in. Breathe out.

[Groaning]

I feel like I’m breathing too much.

Passing out.

That was awesome!

I do feel at peace.

Master Shifu!

There’s an urgent message for Mantis.

[Rattling]

What does it say?

It says: “Need your help. Urgent. Hao Ming”.

[Gasps] Hao Ming!

What’s a Hao Ming?

She’s the most beautiful mantis in the world.

And my ex-fiancé.

Wait, what?

You were gonna get married?

Yeah. But it didn’t work out.

She must be in trouble.

I need to go back to my village.

We’ll go with you.

Uh, hmm…

You know what? That’s okay.

My village doesn’t really like snakes.

Sorry, or tigers.

Or monkeys or… cranes.

It’s a really small town.

What about me?

Can… No.

  • I…
  • No.

  • Please?
  • No!

You don’t even know what I’m going to say.

You want to come.

Love to.

[Sighs] Really it’s best if I go alone.

Huh. That’s weird.

I mean, who wouldn’t wanna bring the Dragon Warrior

back to their hometown with them?

Po, follow Mantis

in case he needs back up.

Ooh, Dragon Warrior stealth mode.

Quiet like a cat.

[Growls]

Heh, see? Quiet?

Bye.

Hmm?

Wait. Huh?

[Suspenseful music]

Whoosh! [Scatting]

[Yelps]

Hmm.

[Groans]

Stealth mode Dragon Warrior mental stealth log, entry one.

I’ve been following Mantis for a day and a half now.

And he has no idea.

Po.

Oh! [Chuckles nervously]

Hey, Mantis.

What is… I was…

Hey, what are you doing all the way out here?

[Growls]

Talk!

Shifu wanted me to follow you.

Guess he thought something was up.

What? “Up”?

Hey, that… That’s crazy.

Let’s just go back to the jade palace

and forget about the whole thing.

But we’re almost there.

I wanna see where you grew up.

Yeah, um, how ‘bout you wait here…

And, uh, keep an eye out?

And I’ll go see what’s happening.

Come on, then I’ll come back and get you.

What do you say, buddy?

But we’re already here.

Uh…

Po, listen.

There’s something I need to tell you.

See, a couple years ago,

Hao Ming left me crouching at the altar.

Did she forget something?

My heart.

No!

Your teeny, tiny little heart?

I was out of my mind.

Teeny, tiny little mind?

I was mad and I wanted her to regret it,

so I told a lie.

A teeny, tiny little…

I get it!

I’m small!

I don’t like that some lady broke your heart,

even if it is tiny.

Thanks, Po.

You’re a real friend.

That’s… why I gotta tell you something.

Oh! It’s the Dragon Warrior!

The Dragon Warrior is here!

[Cheering]

Aww, you told people I was coming?

All: Long live the Dragon Warrior!

Long live the Dragon Warrior!

Mantis?

All: Long live the Dragon Warrior!

Long live the Dragon Warrior!

Thank you, fans.

It’s great to be back home.

Let us now celebrate his triumphant return

with the jig of happy!

All: The jig of happy!

[Cheerful music]

so, buddy, anything you wanna fill me in on?

Anything at all that maybe I should know about?

This ringin’ any bells?

Okay, okay.

I-I wanted to seem like a big shot

so I could burn my ex-girlfriend for dumping me,

so I told everyone…

I was the Dragon Warrior.

What?

[Gasps]

There she is.

She definitely knows how to move her… pointy dealies.

Look, don’t worry, all right?

I’ll tell everyone as soon as they’re done.

Even if she sees I’m a total fraud, a loser.

Or… you could just keep on being the Dragon Warrior.

  • What… but…
  • It’s okay.

As your friend, I give you permission to be me.

And to rub her tiny little no I in it.

Oh, that would be really, really great!

Uh, but wait, if I’m the Dragon Warrior, who are you?

I could be your sidekick!

Great!

There’s just one problem.

My awesomeness.

Hmm, I have to find a way to hide my natural bodacity.

I need a costume and props.

Yeah, yeah, a whole sidekick persona.

Mantis! Join us, Dragon Warrior.

Please welcome the Dragon Warrior…

And his sidekick.

Oh, this eye patch is gonna take some getting used to.

Greetings, all.

[Garbled noises]

Thought I’d add some weird noises

to the sidekick thing for a little flavor.

So nice to see you again, Dragon Warrior.

Oh, hello, miss…?

Hao.

Hao. Yes.

I think I got one of your urgent messages.

I was in a pile of urgent messages.

Mm, it was an urgent message,

but it was more about me urgently missing you.

Ooh.

There’s an empty seat next to mine, Dragon Warrior.

I suppose, as long as there’s nothing blocking me

if I have to be awesome.

So, Po, being the Dragon Warrior’s sidekick,

you must be a bit of a Kung Fu Master yourself, eh?

Uh, me? No way.

I’m hopeless with that stuff.

I leave it up to the awesome Dragon Warrior, yeah.

I wouldn’t know a “nun” from a “chuk”.

[Chuckles nervously]

Koo-koo-kree!

So, how did you come to be the Dragon Warrior’s sidekick?

Uh, uh, yeah. Uh, how did that happen?

Uh, well, uh, the Dragon Warrior,

who is totally amazing, saved my life.

See, I used to be a dirt-poor farmer of…

Dirt.

And one day I was digging in, you know, dirt.

And I woke a sleeping dirt… No, I mean…

Rock monster!

Not knowing any Kung Fu myself,

I figured I was done for, when suddenly, out of nowhere,

the awesomely bodacious Dragon Warrior appeared!

Awesomely.

From the ground where I lay helpless,

I was able to view the most phenomenal display

of Dragon Warrior skills ever seen by panda eyes.

[Explosion]

It was so awesome,

one of my eyes actually closed forever.

Legend has it

that it never again wanted to look upon something

that wasn’t as awesome as the Dragon Warrior himself.

I begged him to let me be his sidekick,

and even though I wasn’t qualified,

he let me hang around.

His life really turned around after you.

He’s got lady friends out the wazoo now.

Guess you missed the boat, lady.

It’s true.

I have always regretted leaving you.

You were the most…

I love you, too!

Ooh, burn, take that… Wait, what?

I’ve never forgotten you either.

Yes, you did, you completely forgot her.

Hao who?

No, I didn’t…

Shh, you’re blowing it.

Stop saying frou frou stuff,

‘cause she’s totally not regretting it.

Yeah, frou frou.

Hao…

[Ethereal music]

Will you have this humble hero as your boyfriend?

Yes.

[Groans]

Liar! Fraud!

You’re no hero!

I can explain.

You say you’re the Dragon Warrior,

but really you’re…

[Garbled noises]

A girlfriend thief!

Ooh?

You took my lady.

And you will pay for it.

Hao, who’s this old guy?

  • Uh, that’s my ex-fiancé.

When did you break up?

2 hours and 17 minutes ago.

Because of you, Dragon Warrior!

Because I realized the truth of me loving you.

Because you’re the Dragon Warrior!

Not true.

I love Mantis for who he is!

Oh!

You’re going to be so sorry.

[Whistles]

Who are you, little guy?

I’m Sai So, Dosu’s sidekick.

[Whistles]

Oh, wow, the whistling.

Nice touch.

I’m stuck with this big loud thing.

Glarf!

We challenge you and your sidekick to a fight

so we know who the real hero is!

Tomorrow, noon, the town square.

Don’t be late.

[Gasps]

Oh, we’ll be there.

See ya, suckers.

[Whistles]

They seem nice.

[Garbled noises]

[Humming]

[Scatting]

Mantis?

What an amazing nose you have, Po.

Beautiful.

Uh… You okay?

Am I okay?

Yes!

I’m fantastic!

The Dragon Warrior thing worked.

She likes me, Po.

She’s crazy about me.

And I’m… I’m in love.

That wasn’t supposed to happen.

I know!

[Groans]

Better save that kicking for the fight.

Oh, right.

The fight, I forgot all about that.

Hao and I made plans to lie on the grass

and look up at the clouds

and say they look like bunnies and elephants and stuff.

I can’t fight those guys, Mantis.

If I start fighting them, they’ll see I’m actually good.

So good that they’ll figure out that I’m the Dragon Warrior.

And Hao will know you are not.

[Gasps]

No! No! Oh!

That can’t happen, Po!

That can’t happen!

I’m in love!

I’m in love! [Crying]

Po, you cannot fight those guys.

I’ll be there.

Uh, noon.

Heh, I’m sure he’ll be here.

Probably got caught up doing something… awesome.

[Garbled noises]

Yeah. I wish I could help,

but it’s not like beating up a helpless half-blind guy

with a bum leg is really gonna quench your…

[Screaming]

Okay.

[Groaning]

Ow, ow, ow, watch the face.

The butt is better. I don’t eat with it.

Ow!

  • Tell the Dragon Warrior

we’ll be back here at 2:00.

He better show up if he knows what’s good for him.

And you too.

[Humming]

Ooh, Po!

Oh, man, what happened?

There was a fight… At noon.

Oh! Gah!

I’m so sorry, Po.

I’m a little goofy on love!

There was this one cloud and it…

It just had this sort of… Mantis!

Sorry. Well, are you okay?

[Sighs] Nothing hurt but my pride.

And a couple of ribs,

and I’ve lost the feeling in two fingers, but…

You can do me a solid by kicking those guys’ butts at 2:00.

And that’s just what I’m gonna do.

Right after Hao takes me to meet her parents.

What?

I know! Isn’t it great?

Do you know how many girls have taken me

to meet their parents?

None?

Less!

I am really making progress.

And I owe it all to you.

[Groans]

I’m happy for you, Mantis.

But I’m serious, man, you need to be there at 2:00.

You can count on me, pal.

But don’t fight them.

[Whistles]

Uh… pretty sure he’s just a couple of blocks away.

‘Cause the Dragon Warrior’s work is never…

[Gong rings]

[Screams]

[Groans]

I can do 6:00.

[Grunting]

[Gong rings] Uh-oh.

[Spits]

Po!

Oh, is it 6:00 already?

It’s 9:00.

Oh, hey, you actually look like you need that crutch now.

I do need this crutch now.

And listen to this.

[Bones cracking]

Bones aren’t supposed to sound like that, Mantis.

Uh, I’m sorry. Look, next time…

There’s not gonna be a next time.

You’re a disgrace to the Dragon Warrior name.

  • Po!
  • Don’t “Po” me, Mantis.

The Dragon Warrior’s supposed to be there

for those who need him, not just think about himself.

As soon as my sight comes back, I’m leaving.

What? What? No!

No, p-please, not now.

Because?

Because Hao and I are getting married.

[Chokes] Wha…?

Isn’t it great?

I’m gonna marry the girl of my dreams!

Marriage? That means…

Together forever!

Mantis, are you out of your mind?

You were just gonna make her a little jealous

and then skedaddle.

They need us in the valley of peace.

I’m the… Shh!

[Whispers] Dragon warrior.

This is all a lie.

And a great idea. Thanks.

I’ll tell her the truth eventually.

Shouldn’t be more than a few years.

Mantis, you are not the Dragon Warrior.

[Laughs nervously]

Oh, you and your labels.

This is bigger than that.

Love, Po! Love!

It’s all around us, baby.

All the kings and queens with all the riches in the world

are nothing without love.

And I’ve got it!

Po, I’ve got it right here in my little claw.

How can you not be there for me

when I need you the most?

All I’ve been is there for you.

But when I needed you to be there for me,

you were just there for you!

And Hao.

And I don’t mean “and how,” I mean “and Hao,”

like your girlfriend Hao.

I got it. But Po…

No more, Mantis.

I’m going home.

No, Po, don’t go.

[Sighs]

Try to help a guy out,

and what does it get ya?

Butt-kickings and a big mouthful of disappointment…

And less teeth.

And… and nothingness.

Let’s see that red mantis dude and his whistling buddy

take me on when I’m really trying.

Wah! Hah!

Wa-cha! Hiya!

Say hello to the Dragon Warrior.

Wait… How?

Uh… you’re the Dragon Warrior.

Not Mantis.

Huh? Me?

Ah, no. [Raspberries]

Ha, I’m too lame and husky to be him.

Then how could you possibly do such amazing Kung Fu?

Night classes?

We have to tell Hao.

She’s marrying a fraud!

[Whistles]

Sai So, let’s tear that Mantis apart.

No, no, no! You’re making a mistake.

Horg!

It is a most thrilling and solemn occasion

when a man and a woman decide to unite forever.

Hao Ming!

I have some interesting news for you about your dragon wa…

Oh, my gosh, so sorry, how embarrassing.

Sorry to be late, oh, mighty Dragon Warrior.

Keep going!

[Fighting in background]

Right.

Before we begin, does anyone have a jig of objection they…

Skip that part!

Um, the reading of poetry…

Skip it!

That guy is not the dragon war…

Dragon warrior, you may now say your vows.

Uh, I wrote these myself.

[Clears throat]

Remember when I was four and you were three?

Fraud!

Speed it up, Mantis.

Remember when I was 16 and you were 15?

Faster!

Promise to love, honor, and respect…

Hao, that guy is lying…

Weddings always make me cry.

Let’s just hold each other for a minute.

[Gasping] Lying.

  • A-ha!

Hao, would you like to say your vows?

My dearest Dragon Warrior,

since the day I first heard there was a Dragon Warrior,

I knew I wanted to be

Mrs. Dragon Warrior.

[Echoing] Dragon warrior, Dragon Warrior.

[In slow-motion] Dragon warrior.

No.

And… Hiya!

[Whistles]

Get off my friend!

[Dramatic music]

[grunting]

Mantis is not the Dragon Warrior.

If he’s not the Dragon Warrior, then who is?

This guy.

[Crowd gasping]

Um.

What, me? [Raspberries]

The Dragon Warrior? Ridiculous!

I can’t even walk.

See?

Stop!

I can’t watch you do this, Po.

It’s painful.

Everyone, I am not the Dragon Warrior!

What?

The wedding is off.

Not only am I not the Dragon Warrior,

I’m not worthy to be him.

That guy is worthy.

He’s my best friend.

And he doesn’t care if I’m the Dragon Warrior.

He took several beatings and humiliated himself

even more than usual…

Just so I could marry a woman

who doesn’t even deserve me.

[Stammering]

I don’t deserve you?

[Scoffs] You don’t deserve me.

Goodbye, Hao.

Well, Dosu, looks like your lady’s back on the market.

Good luck.

Thank you, Dragon Warrior.

[Groaning]

Po, Po, you can’t walk like that.

[Sighs] Get on my shoulders.

It’s okay.

I’ll carry you.

I’ll be fine.

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.