sticky_situation

کارتون: سریال پاندای کونگ فوکار / فصل: فصل اول / اپیزود 19

sticky_situation

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح سخت

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این اپیزود را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

ترجمه‌ی اپیزود

¶ پاندای کونگ فو کار ¶

¶ افسانه های شگفت انگیز ¶

افسانه های کونگ فو پاندارو گوش بدید

تو یه مغازه رشته فرنگی بزرگ شد

هیچوقت دنبال افتخار و شهرت نبود

به قله کوه میرفت

و لقب “جنگوی اژدها” رو کسب کرد

کونگ فو پاندا

استاد شیفو شکوفایی جنگو رو دید

و استاد مهارت های بودایی و خارق العاده شد

کونگ فو پاندا

زندگی میکنه تمرین میکنه

با پنج آتشین مبارزه میکنه

از دره محافظت میکنه…

افسانه های کارهای معرکه و شگفت انگیز

عالیه!

يالا مانتيس

تو بايد يه چيزي بخوري

نميتونم

به نظرم انگار شراب تلخ قلب شکسته و اندوه رو خوردم

نمک خوردي؟

موضوع اين نيست

دوست دختر مانتيس ولش کرده و اونم ديگه غذا نميخوره

اون خوشکل ترين کِرمي بود که تابحال ديدي

و يه روز، هوف!

اون تبديل به يه پروانه شد

حالا هم مثل اينه که من اصلا نميشناختمش

اين گرفتاري هاي رمانتيک، آدمو ضعيف ميکنه

واسه همينه که ازش دوري ميکنم

آره، همينه

اوو مانتيس، تو بايد يه چيزي بخوري

غذا نباشه، انرژي نيست

انرژي نباشه، تمرين نيست

تمرين نباشه…

چرا انقدر باشه نباشه ميکني؟!

چون خوبه؟!!

اووو

من يه غذاي خاص، براي قلب شکسته کوچيکت دارم

چندتا “کوفته لوبيايي” به همراه مقداري عسل

يه کمي هم سس آلوي چسبناک و دلچسب

و حالا دستور پخت سري من…

اين همون مواديه که ديوار رو باهاش درست ميکنيم؟

آره، خوب که چي؟

حالا ما باهاش يه قلب شکسته رو درست ميکنيم

يه کمي قاطيشون ميکنيم و اکنون!

“کوفته دلچسبناک” مشهور پو!

يکيشو بخور مانتيس

ممنون پو

اووف!

فکر کنم به “کوفته” چسبيدم!

اووخ

فکر کنم زيادي چسبيش کردم!

اصلا…خنده دار…به نظر نميرسه!

واقعا که

بيا

بکش!

بکش!

اوو… وقت غذا تموم شده

بيايد واسه تمرين

ولي…

ولي من تازه غذا درست کردم

فکر کنم، به نظرم نبايد حروم بشن و…

شايد من بتونم…

پو!

عالي بود

حالا، پو…

پاندا، داري اينجا غذا ميخوري؟

نع!

ما قوانيني راجع به خوردن غذا تو اين مکان داريم

يکي از اوناييه که حتما بايد اجرا بشه؟

تمرين واسه امروز بسه

ميتونيد بريد

بجز تو “جنگجوي اژدها”

ماموريت ويژه اي برات دارم!

آه.

آاا، شماها بريد بچه ها

ماموريت ويژه دارم!

جنگجوي اژدها، بايد بهتون بگم که…

خوب؟

که کل سالن تمرين رو تا فردا صبح تميز کني!

هاا؟!

ولي استاد شيفو، شما متوجه نيستيد

من داشتم…

چي؟

هيچي

فکر کردم بايد همين کارو بکنم

تصميم درستي گرفتي

حالا کارتو شروع کن و مراقب باش

اين سالن تمرين، مکان ويژه و مقدسيه

ولي قبلش، يه کمي تکنيک جنگجوي اژدهايي بزنم

آاا، چسبيدم

کوفته چسبناک

که زياد از حد چسبناکشون کردم

نه!

هوف!

ها؟

کوفته ها

آه!

اوه، نه، همه جا رو گرفته

نه ه ه ه!

آه، من سالن تمرين رو خراب کردم

واقعا…تاثيرگذار بود!

و وحشتناک

قبل از اينکه شيفو بفهمه بايد درستش کنم

تقريبا

بايد يه کمي…بايد

ديگه بايد درست شه

طعم رعد و برق رو بچش

آره، رعد و برق اومد!

هوف!

تو!

حتما خوشحالي، کوفته چسبي

همش تقصير توئه

اوو، نميخوام سرت داد بزنم

اين ديگه چيه؟

اينها بايد سالن رو ساخته باشن

اين علامت شيفوئه، اون يکي هم “تائوتاي”

ميارمش تا اينجا رو درست کنه

هي، يکي اينجا تله گذاشته

آااا

وااو، اين خيلي…

هان؟

عاليه!

خيلی هم… بد نبود!

“تائوتاي”؟

بابا، با تو کار دارن

معني اين کارا چيه؟

آه! ببين، من نيومدم بجنگم

ولي بهتره بدوني که من جنگجوي اژدها هستم

به چيزي بهتر از چوب نياز داري

آره، همينه

ووو، چيز باحاليه!

ميخواي از نزديک ببيني؟

اختراع خودمه

هيچکي اهميت نميده بابا

خيلي نزديک آورديش

ببين، من نميخوام مزاحمت بشم ولي…

يکي به کمکت نياز داره

کي؟

شيفو

شيفو کمک منو ميخواد؟

اوو، آره

اينجوري گفت: برو دنبال تائوتاي

اون اينکاره است

شبيه حرفاي شيفو نيست

اون يه کمي سرما خورده

در هر حال، سالن تمريني که شماها ساختين…

يه جورايي…خراب شده

چي؟

لوازم جنگي اونجا مربوط به قرن هاي اخيره

کدوم بي دست و پاي چلمني اونجا رو خراب کرده؟

هيشکي نميدونه

ولي بين خودمون بمونه،

فکر کنم کار اون ملخ بوده!

و شيفو فرستاد دنبال من؟

ميتوني اينطوري فرض کني

ولي ميتوني فرض کني که خيلي عاليه ميشه که سالن رو دوباره بسازي

بدون اينکه کسي بفهمه

آء، حالا مي فهمم

من ميرم چرت بزنم

وقتي حرفاي چرندتون تموم شد، منم بيدار کن

لطفا پسرم “بيان زائو” رو ببخش

تازه داره رفتاراي اجتماعي رو ياد ميگيره

چرند!

خوب نظرت چيه؟

سالن تمرين رو درست ميکني؟

واسه دوست قديمي ام شيفو هر کاري ميکنم

نه ما در اين باره بهش چيزي نميگيم

اين راز بين خودمونه

اوو، راحت شدم

اگه درستش کني، فوق العاده ميشه

عاليه

وايسي X ميشه دوباره رو اون؟

هومم؟

هومم.

عالي شد پسرم

به همراه جنگجوي اژدها وارد “کاخ جيد” ميشيم

درست زير دماغ دراز اون شيفوي بي عقل؟

فکر کردم گفتي که شيفو دوستته

دوستم بود

در سالهاي دور، من و شيفو با هم در “کاخ جيد” بوديم

ولي من هيچوقت به خوبي شيفو نبودم

تصميم گرفتيم که بهتره يه جا واسه تمرينمون بسازيم

و در کنار هم، سالن تمرين رو ساختيم…

آخرين دستآورد من

شيفو تونست تو تمرين قوي تر بشه، ولي من هنوزم نااميد از پيشرفت بودم

من ميخواستم کمبودهامو جبران کنم

و يک دستگاه ماشيني هوشمند رو ساختم

تا ضعف هام جبران بشه

من خيلي هيجان زده بودم که اين اختراعمو به

“اوگوي خردمند” و شيفو نشون بدم

اونا با وحشت نگاهم کردند

ماشين من، شرافت کونگ فو رو لکه دار کرده بود

خوب يه چيزي بهت ميگم

کونگ فو قديمي شده و به درد نميخوره!

وقتي بتونم ماشنمو راه بندازم

اين چاقالوي سياه و سفيد

منو ميبره اون تو

وقتي با ماشينم پيروز بشم،

اهالي دره ميفهمن که قدرت واقعي چيه

و به کونگ فو پشت مي کنن

و منو مثل يک خدا مي پرستن

من نميام!

بيا.

بهت خوش ميگذره!

بزودي، هرکسي رو که در برابرم بايسته شکست ميدم!

آاا!

آماده ايد بريم؟

اين کارا لازمه؟

آره، بهت که گفته بودم

هي، به نظر خيلي سرحال مياين بچه ها

تمرين ميکردين؟

اوو، نه ، هيشکي تمرين نميکنه

چون سالن تمرين بسته است

تا وقتي که تميزش کني

آره، درسته، و منم ميخوام همين کارو بکنم

با اين…اين صندوق که…

يه اسفنج بزرگ توشه

خوب…باي

خوب، حالا

ما زياد وقت نداريم، پس…

ببين پسرم، بزرگترين…

هااا؟

سالن تمرين! داغون شده!

سازه من، سازه زيباي من

چيزي نيست!

من اينجام!

اوه، اوه!

تو چيکارش کردي؟

ديدي بهت چي گفتم؟

ببين بهت که گفتم

ببين، ميتونيم برگرديم و بگرديم که اين کارو کرده و…

اوکي، نميخواد به عقب برگرديم

ولي مهم اينه که، ميتوني درستش کني؟

البته، ولي واسه کاري به اين بزرگي

به وسابل ويژه اي احتياج دارم

“گوي قدرت بيکران” که

مال “کاخ جيد” هست رو داري؟

نه

ما اون “گوي قدرت بيکران” رو داريم…اوو

ولي مقدسه

و فقط تو مواقع بحراني ازش استفاده ميشه

و به نظرت الان وضعيت بحراني نيست؟

نکته خوبي بود

الان بر مي گردم

يادت باشه که دور از چشم بقيه باش

بزودي، “کاخ جيد” مال ما خواهد شد پسرم

حتما

اوه!

داري چيکار ميکني؟

اوو، تو…خودت داري چيکار مي کني؟

يعني، به پشتم نگاه نکن

من… من حساسم

اوو، معذرت ميخوام

بفرما

حالا ميشه اين وسايل رو تنهايي جابجا کنيم

چون وقت کم آورديم

درسته.

نذار کسي بياد اينور

باشه.

الان ميرم

خدايا!

مانتيس، اينجا چيکار ميکني؟

ميخواي تمرين کنم تا غصه هامو فراموش کنم

ايده خيلي بديه

ميدوني بايد چيکار کني؟

بايد دربارش صحبت کني، يه جاي ديگه

و نه اينجا

دلم واسه دوست دخترم خيلي تنگ شده

به هرچي که نگاه ميکنم منو ياد اون ميندازه

مثل اون سنگ…

يا اون پروانه

فکر کنم خودشه!

من فقط دارم وسائلمو جمع ميکنم

کي تموم ميشه

اين درد؟

ببري!

صحبت خوبي بود رفيق

من که حالم خوب شد. باي!

از روي من پاشو

چيکار داري ميکني؟

اين بهتر از تمرين کردن

با چندتا ماشين چوبي و بي جانه، مگه نه؟

آتش رو احساس کن!

من دارم ميرم اون تو

چرا؟

چون ازم ميترسي؟

من از هيچي نميترسم

حالا چي؟

يا حالا؟

حالا چطور؟

من ازت نميترسم

چرا، ميترسي

گربه ترسو، گربه ترسو

گربه ترسو

پو! پو؟

شيفو

اوو، چه خبر “فو”؟

يعني، “شي”

ديدي چطور عقبي پريدم؟

“فو”…

ميخوام ببينم وضع سالن تمرين چجوريه

اوو، ميخوام برات سورپرايز باشه

من از سورپرايز خوشم نمياد

جدي؟

چون دارم کف سالن رو تميز ميکنم

حتما خيلي عصبانيت ميکنه

داري چي رو مخفي ميکني پاندا؟

آءء هيچي

چرا…چرا فکر ميکني دارم چيزي رو ازت مخفي ميکنم؟

فکر کردي پيدات نميکنم، ها؟

تو به پشت خودت حساس نيستي

اسفنج بزرگ اصلا سنگين نيست

کل روز عجيب بودي

تو با دوست دخترم قرار گذاشتي؟!

خیلی خوب، شماها حتما بايد گيج شده باشيد

چون اصلا نميدونم درباره چي حرف ميزنيد

اين ديگه چيه؟

سالن… تمرين

و اون کيه؟

سلام شيفو، دوست قديمي من

تائوتاي

چطوري اينطوري شد؟

چجوري اون اومد اين تو؟

خيلي ساده بود شيفو

جنگجوي اژدهات ما رو آورد تو

آره، اونو ميگي

يه چند تا کوفته چسبناک داشتم که

چسبيدن به ماشين تمرين

و وقتي همشون خراب شدن، بووم

بعدش من تائوتاي رو آوردم تا درستش کنه

و اون … فلان فلان فلان فلان فلان، اينو ساخت

تو مسئول همه اينايي؟

نه! آره!

ولي من… من فکر کردم تو و تائوتاي با هم دوستين

يه موقعي بوديم

تا زماني که کونگ فو رو ترک کرد و قلبش تاريک شد

اوو… بهتر بود اينو ميدونستم!

خيلي از دستت عصباني ام پاندا

اونقدر عصباني که نميدونم چه تنبيهي برات کافيه

اين کافيه!

همه تو موقعيت هاشون

ها! ها!

آره، ما ميتونيم

ميتونيم اين چيزو شکست بديم

پو، من بهت يه دونه جارو دادم

و اين اتفاق افتاد

فکر ميکني ميزارم بجنگي؟

آره

شايد بايد اين يکي رو بيخيال بشي

بس نيست برات؟

بزرگ ها گفتن:

برو پي کارت

ولي… ما کمک تو رو نميخوايم

ببين شيفو

تمام تمرينهاي با ارزشت به هدر رفت

هيچوقت ديدي که يه ماشين زحمتت رو هدر بده.

و تو هم هيچوقت نديدي که يه ماشين بتونه اينکارو بکنه

هيااا!

اوو، دارم شنجه ميشم

خيلي احمقم

همه اين گندکاري ها فقط بخاطر چندتا کوفته احمق

فکر بدي بود!

خوب شيفو، حاضري اقرار کني که ماشينم قدرتمند تر از

توي کونگ فو کار ِ زِپرتيه؟

ماشين هيچوقت نميتونه قدرتمند باشه

چون قلب نداره

و بزودي، تو هم نخواهي داشت

تسليم شو تائوتاي

ها!

سبک پانداي تو حريف شگفتي ماشين من نميشه

اين توئي که حريف اين نميشي

کوفته برنجي؟

کوفته برنجي؟

سبک کوفته چسبي!

هااا!

ها!

زود باشين کوفته ها بچسبين ديگه

شيفو

فکر کردي ميتوني با کوفته شکستم بدي؟

آء! چي شده؟

سريعتر هندل بزن

خودت سريعتر هندل بزن

نه

حالا رفقا، ميايد پايين تا رو در رو شانستونو امتحان کنيد

بدون اينکه پشت اون ماشينتون قايم شيد؟

آءءء!

نع!

ما يه روزي براي تصاحب کاخ برميگرديم

اونوقت شما قدرت فوق العاده

ماشين هامو ميبينيد و…

چی…

بهت گفته بودم توش نفت بريزي، ريختي؟

پره هاي احمق

دارن فرار ميکنن

بزار برن پاندا

بعدا ازشون شکايت ميکنيم

شيفو متاسفم بابت…

همه چي؟

خوب گمون نکنم همشون ولي…

خيلي هاش

پو، بايد اقرار کنم که خوب ازمون دفاع کردي

انقدر خوب که ميخوام يه وظيفه ديگه بهت بدم

آره؟ بگو چيه!

واقعا لذيذه

بازم کوفته دلچسبناک ميخواي مانتيس؟!

اوه، عيب نداره که بخوام؟

به نظر مياد حالت خيلي بهتره

من عالي ام

خوبه، چون ميدوني؟

تو از سرش هم زیاد بودی!

يعني، هيچکی از اون خوشش نمیاد!

آره… در واقع ما باز با هم دوست شديم

اون خيلي خانم دوست داشتني. خوبیه واقعا به هم میاین!!!

متن انگلیسی اپیزود

Kung Fu Panda

Legends of awesomeness

Hear the legends of the Kung Fu Panda

Raised in a noodle shop

Never seeking glory or fame

He climbed the mountaintop

and earned the “Dragon Warrior” name

Kung Fu Panda

Master “Shifu” saw the warrior blossom

And master the skills of Bodacious and Awesome

Kung Fu Panda

He lives, and he trains

And he fights with the Furious Five

Protect the valley

Legends of Awesomeness

Sweet.

Come on, mantis.

You have to eat something.

I can’t.

My stomach feels like I’ve been drinking from the cup of heartbreak and sorrow.

Did you try salt?

It’s not that.

Mantis’ girlfriend dumped him, and now he won’t eat.

She was the most beautiful caterpillar you ever saw.

Then one day, poof!

She becomes a butterfly.

Now it’s like I don’t even know her.

Romantic entanglements upset one’s chi.

That’s why i avoid them.

Yeah, that’s the reason.

oh, man-Tis, you got to eat.

No eat-Y, no energy.

No energy, no train-Y.

No train-Y, no–

Why-Y are you-Y talking like that-Y?

Because it’s adorable?

Ooh!

I know just the dish to soothe your tiny broken heart.

Need a few bean paste dumplings, liberal portion of honey,

Some sticky plum sauce, extra sticky,

And my own supersecret ingredient…

isn’t that what we patch walls with?

So?

Now we patch a broken heart.

Now we just give it a good stir, and voila!

Po’s famous sticky dumplings.

Try one, mantis.

Thanks, po.

Oof!

I seem to be stuck on your dumpling.

Oops.

Guess i kind of went overboard with the sticky.

Not…as much fun…as it looks!

This is ridiculous.

Here.

Pull!

Pull!

Uh… mealtime is over.

Let’s train.

Uh, but–

But i just made–

I mean, it seems like a shame to waste the–And–

Uh, maybe i’ll just…

Po!

Excellent.

Now, po, i–

Panda, are you eating in here?

No.

We have rules about eating in the training hall.

Is one of them that we should?

That’s enough training for today.

You’re dismissed.

Except for you, dragon warrior.

I have a special mission for you.

Ah.

You guys go on.

Special mission.

I would like the dragon warrior…

yes?

To clean the entire training hall by sunset.

Huh?

But, master shifu, you don’t understand.

I was gonna…

yes?

I got nothin’,

So i thought i’d just trail off like that.

Good decision.

Now get to work, and take care.

This training hall is a hallowed and special place.

But first, a little dragon warrior action.

Ah, stuck!

The sticky dumplings.

Might have made ‘em a bit too sticky.

No!

Oof!

Huh?

The dumplings!

Ah!

Oh, no, the whole place!

Noooo!

Uh, i broke the training hall.

That’s…kind of impressive

And awful.

I got to fix this before shifu finds out.

almost.

I’ve just got to…want it.

Here we go now.

feel the thunder.

Yeah, feel the thunder.

Oof!

You!

I hope you’re happy, sticky dumpling.

This is all your fault!

Oh, i can’t stay mad at you.

what’s this?

They must have made the training hall.

That’s shifu’s mark, and that’s taotie.

i’ll get him to fix the hall!

Hey, someone could trip over this.

Ah!

Whoa, that is so–

Huh?

Sweet!

Wasn’t so… bad!

Taotie?

Dad, it’s for you.

What is the meaning of this?

Uh! Look, i didn’t come to fight.

But if i did, just so you know, i’m sort of the dragon warrior.

You’d need more than a stick.

Yeah, that’d do it.

Whoa, cool thingies.

Care for a closer look?

My own inventions.

Nobody cares, dad.

Ah, no, that’s plenty close.

Look, i wouldn’t bother you, but…

someone needs your help.

Who?

Shifu.

Shifu seeks my assistance?

Uh, yeah.

He’s like all, “get taotie.

He’s the man”.

That doesn’t sound like shifu.

He’s got a little cold.

Anyway, the training hall you guys built,

It’s kind of…broke.

What?

That equipment was built to last centuries.

What kind of addlepated lummox could’ve broken it?

No one knows.

But, uh, between you and me,

I think it was that grasshopper-Lookin’ guy.

And shifu sent for me?

You could say that.

Or you could say that it would be great if you fixed the hall

Without anyone ever finding out.

Ah, now i understand.

I’m gonna take a nap.

Wake me when you guys aren’t lame.

Please excuse my son, bian zao.

He’s just learning the business.

Lame!

So will you do it?

Will you fix the training hall?

Anything for my old friend shifu.

Who we’re not gonna tell anything about this to. It’ll be our secret.

Oh, what a relief.

If you fix it, this will be awesome.

Sounds great.

Could you stand on that “x” again?

Hmm?

Hmm.

This is too perfect, my son.

Escorted into the jade palace by the dragon warrior

Right under that moron shifu’s pointy nose?

I thought you said shifu is your friend.

Was my friend.

Many years ago, shifu and i were at the jade palace together,

But i was never as good as shifu.

We thought better training would do the trick,

So we worked side by side building the training hall–

My finest achievement.

But while it helped shifu improve tremendously, I was still hopeless.

I wanted to make up for my lackings,

So i devised ingenious mechanical contrivances

To compensate for my weak spots.

I was so excited to show my mechanical improvements

To oogway and shifu.

They looked at me with horror.

My machines had sullied the purity of kung fu.

Well, i have news for you:

Kung fu is outdated and useless!

Which machinery comes power.

Now this lumbering mountain of black-And-White pudding

Will take me right in.

Once my machines and i are victorious,

The villagers will see what true power is.

They’ll turn their backs on kung fu

And worship me like a god.

I’m not going.

Just come.

You’ll have fun.

I will soon destroy all who once opposed me!

Ah.

So you guys ready to go?

Is this really necessary?

Yes, i told you.

Hey, you guys look great.

been working out?

Uh, no, no one’s been working out,

Because the training hall’s closed

Till you finish cleaning it.

Oh, yeah, right, and that’s just what i’m gonna do

With this, uh–

This crate of giant… sponges.

So, uh, bye.

Okay, now,

we don’t have much time, so–

Behold, my son, my greatest–

Wha–

The training hall! It’s ruined!

Oh, my creation, my beautiful creation.

Oh, it’s okay.

I’m here now.

Oh, oh!

What did you do to it?

See what i’ve been dealing with?

Look, i told you, i–

Look, we can go back and forth over who did what and…

okay, not so much with the back-And-Forth,

But what’s important is, can you fix it?

Of course, but for a job this big,

I’m going to need special tools.

Do you have anything of infinite power

In the shape of an orb that’s made of jade?

No.

We do have the jade orb of infinite pow–Oh!

Ah, but that’s sacred,

And it’s only for huge emergencies.

And what exactly would you call this?

Good point.

I’ll be right back.

Just remember to stay out of sight.

Soon the jade palace will be ours, my son.

Neat.

Oh!

What are you doing?

Uh, what– What are you doing?

I mean, stop looking at my butt.

I–I’m sensitive about it.

Oh, sorry, man.

Uh, there you go.

Now, if we can just move things along in here,

‘Cause we’re kind of out of time.

Certainly.

Just keep everyone out.

Right. I’m on it.

Jeez!

Mantis, uh, what are you doing?

Drowning my sorrows in a good workout.

That’s a terrible idea.

You know what you should do?

Talk about it, like, somewhere else

And not right here.

I miss my girlfriend so much.

Everything i look at reminds me of her,

Like that rock…

or that butterfly.

Actually, that’s her.

I’m just getting my stuff.

When does it stop,

The hurting?

Tigress!

Good talk, buddy.

I feel better. Bye!

Get off of me.

What are you doing?

Heh, this is better than training

On some dumb machine, right?

Feel the burn.

I am going in there.

Why?

Because you’re scared of me?

I am scared of nothing.

How about now?

Or now?

Or now?

I am not scared of you.

Yes, you are,

scaredy-Cat, scaredy-Cat,

Scaredy-Ca-At!

Po! Po?

Shifu!

Oh, uh, what’s up, ‘fu?

I mean, shi’.

See how i did that backwards?

‘fu…

i want to see how the training hall is coming along.

Uh, i want it to be a surprise.

I don’t like surprises.

Really?

Uh, because i’m doing some stuff with floor wax

That will really blow your mind.

What are you hiding from me, panda?

Uh, nothing.

What–What makes you think i’m hiding anything?

Thought i wouldn’t find you, huh?

You’re not sensitive about your butt.

Giant sponges aren’t heavy.

You’ve been acting weird all day.

Are you dating my girlfriend?

All right, you guys must be crazy,

Because i don’t know what you’re talking about.

What is that?

The…training hall.

And who is that?

Hello, shifu, my old friend.

Taotie!

How did this happen?

How did he get in here?

Oh, it was quite simple, shifu.

Your dragon warrior showed us right in.

Yeah, about that…

i kind of got some sticky dumplings

Stuck in the training machine,

Which then went all, like, crash, boom,

And then i found taotie to fix it,

And he–Blah, blah, blah, blah, blah–Made that!

You’re responsible for all of this?

No! Yes!

But i–I thought you and taotie were friends.

We were once,

Until he abandoned kung fu when his heart turned dark.

Oh…would have been good to know.

I’m very angry with you, panda,

So angry, i can’t even think of a punishment harsh enough.

That’s good enough.

Everyone, positions.

Huh! Huh!

Yeah, we can do it.

We can take this thing down.

Po, i gave you a broom,

and this happened.

Do you think i’m going to let you fight?

Yeah.

Maybe you sit this one out.

Haven’t you done enough?

As the wise man say:

Get the heck out!

But… we don’t want your help.

Look at that, shifu.

All your precious training running away.

You’ll never see a machine do that.

And you’ll never see a machine do this.

Hyah!

Oh, gah, this is torture.

I’m an idiot.

All this mess just because of some stupid dumplings.

Bad idea!

So, shifu, ready to admit that machinery is more powerful

Than your old-Fashioned kung fu?

Machinery will never be more powerful,

Because it has no heart.

And soon neither will you.

Surrender, taotie.

Ha!

Your panda style is no match for my mechanical marvel.

It is you who is no match for this.

Dumplings?

Dumplings?

Sticky dumpling style.

Huh!

Ha!

Come on, sticky dumplings, do your thing.

Shifu!

Thought you could beat me with dumplings?

Ah! What’s happening?

Crank harder!

You crank harder.

No!

You fellas want to come down and try your luck mano a mano

Without hiding behind your machines?

Ah!

Not really.

We’ll be back for the palace someday,

And then you’ll see the awesome power

Of my inventions and–

Wha–

Did you oil these blades like i asked you to?

Blades are stupid.

They’re getting away!

Let them go, panda.

We’ll send them the bill.

Shifu, sorry for, uh–

Everything?

Well, i don’t know about everything, but…

a lot.

Po, i must admit that you did a good job defending us,

So good that i have one more job for the dragon warrior.

Yeah? Bring it!

Delicious.

More sticky dumplings, mantis?

Oh, don’t mind if i do.

So you seem to be feeling better.

I’m doing great.

Good, because you know what?

You were really too good for her.

I mean, nobody really liked her.

Yeah… we actually got back together.

She’s lovely. Nice lady.

Best to you both.

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.