good_croc_bad_croc

کارتون: سریال پاندای کونگ فوکار / فصل: فصل اول / اپیزود 7

good_croc_bad_croc

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح سخت

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این اپیزود را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

ترجمه‌ی اپیزود

اون چيه ميمون؟

مانتيس، هيششش

لرزونک شانس

ميخوام باهاش حال ببري رو بگيرم

البته، چون…

مگه ميشه که نشه؟

خودم ميدونم، باشه؟

ببري، بهترين و وفادارترين دوستم

لرزونک شانسه؟

از کجا فهميدي؟

بيخيال ميمون، فکر ميکني کي گول اونو ميخوره؟

سلام به همه

پو، بهترين وفادارترين دوست من

ميمون…

…آزاردهنده ترين دوست من

اوو، پو تو خيلي زود گول ميخوري

تو نبايد با جنگجوي اژدها اينطوري حرف بزني، باشه؟

اي سرور بزرگ!

ممنون ميمون

معذرت

عيبي نداره ميمون

گاگول

گاگول؟

من که گاگول نيستم

خودشون گاگولن که فکر ميکنن من گاگولم

آره، از اينوره!

عاليه

آءء، سلام؟

هيچکي صدامو ميشنوه؟

خوب گولم زدي چاله

خوب

حمله موزيانه!

بيا بالا…

تقريبا رسيدم

اوو، لعنتي

آءء، سلام

کسي اونجاست؟

طناب رو بگير تا بکشمت بالا

فقط يه کم مونده

بازم بکش

ديگه رسيدم يه کم گير کردم

پسر، تو که کوچيک نيستي

ترجيح ميدم بگم خيلي خوش هيکلي

کروکوديل راهزن!

جنگجوي اژدها

اوو، پسر، داري چيکار ميکني؟

خوشت ميومد که با يه چيز بزنم تو صورتت؟

نه، من آوردمت بيرون

آره، که بتوني بهم دستبرد بزني، کروکوديل راهزن

آخه چرا مردم هميشه…

ببين، من فقط که يه راهزن نيستم

همچنين پسر پدرمم، يه دوستم و يه دزد تازه کار

و يه باغچه بوته و اين جور چيزا دارم

خوب!

آره، خوب بود

ببخشيد

مهم نيست، فراموش کن

سلام، من “فانگ” هستم

و خوش اومدي جنگجوي اژدها

ممنون، يکي بهت مديونم

تو به يه کروکوديل راهزن اعتماد کردي؟

آءء، آره

يعني، خوب شانس ديگه اي نداشتم

و اينکه زرنگي کردم و از چاله در اومدم

اگه اينجا پيداش بشه…

ها، عددي نيست، من…

تو چي پو؟

من…

ميرم در رو باز کنم

چه شجاع!

فانگ؟

واوو، اينجا زندگي ميکني؟

بابات پولدار بود يا چيز ديگه ايه؟

حتما 100تا هم حموم توشه

يعني، کف اينجا به نظر ارزون نمياد

به نظر سنتي درست شده نگاش کن!

پو، کي اونجاست؟

“فانگ”، اونا 5آتشين هستن

اگه پيدات کنن ميکشنت

هومم

آخه تو اينجا چيکار ميکني؟

به کمکت نياز دارم

کمکت کنم نميتونم

تو يه راهزني، يه آدم بد

ميدوني که، دزدي ميکني

آخه من واسه چي بايد کمکت کنم؟

تو بهم مديوني

اما… خودت گفتي

بهم مديوني

يعني، مگر اينکه قول جنگجوي اژدها…

بيخود بوده باشه

اوو…باشه چي؟

دادش منو “جانگ سونگ جاي کاي چا” دزديد

سانگ جونگ جاي کاي چيا؟!

“جانگ سونگ جاي کاي چا”

سانگ جونگ جاي کاي چيا؟!

جانگ سونگ…جاي کاي

چيا

از زود نجاتش ندم، ميميره

حقيقت داره، باور کن بايد حرفمو باور کني

ببين…داداش من داشت با چندتا بچه کروکوديل رفته بود گردش

و داشتن به طرف مناطق جنوبي دره صلح ميرفتن

فکر کنم که حواسش نبود و

اتفاقي رفت تو محوطه جانگ سونگ…

جاي کاي! چيا و بهمين خاطر

قبل از اينکه بفهمه، نگهبان هاي بيرحمش…

زدن تو سرش…

و بردنش تا ديگه برنگرده

حالا باورت ميشه؟

شايد

چرا از همدست هات نخواستي کمکت کنن؟

چي؟

بيخيال بابا، تو که ميدوني اونا خيلي خنگ ان

کمک ميخوام يه کمک جدي

کمک جنگجوي اژدها رو ميخوام

نميدونم “فانگ”

من جاي ديگه اي ندارم که برم

برادرم…

گم شده و تنها و چشم به راهه

و…

بايد بهم اعتماد کني پو

من…داداش من، به کمکت نياز داره، لطفا

کمکم ميکني جنگجوي اژدها؟

باشه

نمي دونم چطوري بابت کمک به برادرم ازت تشکر کنم، پو

خوشحالم که…اوخ

آره، خوشحالم که…آيي

خوشحالم که…

خوشحالم که کمک ميکنم

چي شده؟ چرا وايسادي؟

چي؟ نه…هيچي

فقط داشتم، ميدوني، کاراي کروکوديلي ميکردم!

و…شمال اونوره؟

تو نميدوني ما کجاييم؟

بيا، نقشه رو ببين

اين که نقشه کل چينه!

آره،…داداشم…تقريبا اينجاست!

خوب…ميدوني…

من دارم جونمو بخاطر تو به خطر ميندازم…

و تو اصلا نميدوني ما کجا داريم ميريم

واوو، خيلي عجيبه

هميشه بعد از کاراي بد، بقيه سر من داد ميکشيدن،

الان برعکس شده

آره، ولي خيال برت نداره…

سرزمين “جانگ سونگ جاي کاي چيا”

حق تجاوز نداريد

هرکس دستگير بشه، کلشو با کلم تو آب ميپزيم

و گوشاشونو دور سر ميپيچونيم

و الي آخر

و الي آخر؟

اوو، الي آخر!

و گوشاشونو دور سر ميپيچونيم

نمودار رو ببين!

ايششش

بالاخره سرزمين “جانگ رو پيدا کرديم

آره، پيدا کردي!

آماده باشيد تا کلتونو با کلم بپزيم

گوشاتون هم… آره، خودمون اونو خونيدم!

ببين!

هي، ميتوني بياي بجنگي ها

ولي خودت که کارتو بلدي

فانگ مواظب باش

اين واقعا، معرکه بود پسر

ميدونستم بدون جنگجوي اژدها نميتونم از پسش بر بيام

من هواتو دارم فانگ

ولي وقتي قبول کردم که بهت کمک کنم فکر نميکردم که

همه کاراي خطرناکو خودم بايد بکنم

خنگ!

هي اگه از اين رفتاراي من خوشت نمياد،

شايد خودت بخواي رئيس باشي

ميدوني خيلي سخته که رئيس باشي، پو

ميدوني چون وقتي داري رهبري ميکني،

بايد اينطوري بايستي و جلوي همه با انگشتات

اشاره کني و،…

تو بايد… بايد همينطوري…

اگه اشاره کني، خوب؟

اگه به يه چيز اشاره کني و مردم نگات کنن و

تو هم مجبوري که اشاره ات خيلي

قابل باور باشه…

ببين، کلا خيلي سخته ديگه، خوب؟

چه جاي شوخيه؟ من فقط بلدم اشتباه کنم

بيخيال، اين که درست نيست

هست

يه بار که پيش بابام بودم

تصادفا يه سفال چسبوندم به صورتش و

الانم فقط يه ور صورتش سبيل داره

من بايد يه راهزن بشم

من فقط همين کارو بلدم

جدا بلدي؟

راستش نه

هي انقدر از خودت نااميد نشو

يعني، منو ببين تو توي يه چاله پيدام کردي

دسته

وقتي خرابکاري ميکني ناراحت نميشي؟

آره! و بايد همه وقتتو براي درست کردنش بزاري

آره، همشو

و بعدش مثل اينه که يکي رو بايد…

تا گردنش بزاري زير خاک

يا حداقل خرابکاريتو درست کني

اينا با هم يکي ان

و من شدم جنگجوي اژدها

همش بخاطر اشتباهات خودم

من خيلي اشتباه کردم و شيفو ميخواست منو از

“کاخ جيد” پرت کنه بيرون

جدي؟

آره

بازنده!

هاها بدرد نخور

زاغارت

بي مغز

پانداي احمق تمساح ابله

کروکوديل من يه کروکوديلم

خرطوم کاملا متفاوتي داريم

آءء، باشه، ببخشيد

کاخ پيداش کرديم!

ديدي بهت گفتم پيداش مي کنيم

خوب، رهبر بي باک نقشه هوشمندانه ات چيه؟

خوب، بيا ببين باشه

اول از همه،

من حواس نگهبانهاي اينجا رو پرت ميکنم

عاليه، من چيکار کنم؟

اونوقت تو نگهبانهاي اينجا و اينجا رو شکست ميدي

بعدش، از رو ديوار آويزون ميشي،

تيراندازها رو شکست ميدي، اينجا و اينجا و اينجا و اينجا

و وقتي تيرکمون بزرگي که حدودا اينجاست رو نابود کردي،

و بعد زيرکانه ميري توي کاخ و در ِ اين قسمت رو باز ميکني!

به راحتي آب خوردنه پسر!

آره

اونوقت وقتي من اين همه کارا ميکنم، تو

چيکار ميکني؟

کاراي تو رو زير نوظر دارم!

واقعا صحنه شگفت انگيز و…

جنگجوي اژدها رو ميخاستي اينم از جنگجوي اژدها

اصلا جواب نميده

هيچکي باورش نميشه که من نگهبانم و تو زنداني

معلومه که با اين قيافت کسي باور نميکنه

جدي نگام کن و يه لگدي بهم بزن

هي، بسه نگهبان، نزن منو

دارم وظيفمو انجام ميدم

ببين، اونجا همون جاييه که دادشمو نگه داشتن

چطورين بچه ها

يه متجاوز رو گرفتم ولي کلم نداشتم…

و آب پس آوردمش اينجا

نبايد با زنداني مي اومدي اينجا

لباست کجاست؟

آره… ديگ هم نداشتيم،

پس من…

بايد کلک هاي جديدي يادتون بدم

يکي از اون جعبه ها رو بده دادشمو ميزارم توش!

دادشت تو اين جا ميشه؟

اون…يه کم توخاليه

ميرم داخل و تو هم حواست باشه

بريم

کدوم طرف؟ اينوره؟!

متجاوز ها در رو ببنديد

اوو، ببخشيد

برو فانگ، من نگهش داشتم

دُمم، دُمم

دارن فرار ميکنن، برين دنبالشون

در رو باز کنيد

تو و داداشت بهتره در برين فانگ

بدون تو نميتونستم

ممنون پو

اين که معلومه، بازنده

گندزن

¶ جنگجوي اژدها کروکوديل رو آزاد ميکنه ¶

¶ در نميزنه، در رو ميشکونه ¶

¶ جانگ سونگ جاي کاي چيا” حتما شوکه شده” ¶

چيه؟

الان روشنت ميکنم

اين نگهبانها از “کاخ جانگ” اومدن

ميگن که تو امروز رفتي اون تو…

به همراه اون کروکوديل راهزن

مطمئن باش که خودم بود و دوباره هم اينکارو ميکنم

چون من جنگجوي اژدها هستم…

هي

تو بخاطر دزديدن پسر جانگ، بايد با ما بياي

پسر جانگ؟

صبر کن ببينم، ما کسي رو ندزديديم

بلکه برادر دزديده شده فانگ رو آزاد کرديم

فانگ برادر نداره

کسي رو که از کاخ دزديديد، پسر جانگ بود

چي؟

متاسفم پو

بايد برگردي و اين مساله رو حل کني

ولي اينکه درست نيست، من…

نــــــه

پسرم کو؟

اگه ميدونستم بهت ميگفتم، ولي نميدونم

حرفمو باور کن

همش يه سوءتفاهمه

خبراي خوبي برات دارم

کلم آماده شده

عاليه، بيارش چون خيلي گرسنمه…

آءء ميخواي کلم رو با کله من بپزي

من که حالم خوبه

چطور جرات کردي که بياي تو قصر من و

پسرمو بدزدي؟

ولي تو متوجه نيستي من نبودم

يه کروکوديل راهزن بود

و اون بود که نگهبانهاي منو زد؟

البته…نه، من بودم

اون بود که تيراندازاي منو شکست داد و منجنيق رو خراب کرد؟

خوب… اونم من بودم ولي

خوب با هم قرار گذاشته بوديم!

دوست من، من خودم ديدم که تو به دوست راهزنت

کمک کردي که با پسرم فرار کنن

منظورتو گرفتم…

ولي من جنگجوي اژدها هستم

من که عمدا پسرتو نميدزدم

کسي هست که حرفاتو تاييد کنه؟

خوب، نه…

فانگ منو گولم زد

خوب، نه کسي نيست

دارم به اين نتيجه ميرسم که تو دوست من نيستي، دوست من

هي، بزار بيام بيرون، اينجا خيلي ميلرزه، بس کن!

متجاوزها! چي؟!

هي، بس کنيد منم فانگ

شماها چتون شد…

گري؟!

آءء، ببخشيد

جوگير شدم!

ضمنا، اسم من “گا-ري” هست

جانگ حتما پول زيادي بابت پسرش بهمون ميده

خوب جنگجوي اژدها افتاد تو اون چاله؟

بچه ها، بهتون که گفته بودم مي افته توش

الان هم بهاي همه چيزو خودش ميده

شنيدم که افراد جانگ اونو دستگير کردن

جدي؟

من فقط با کمک اون تونستم اين کارو بکنم

اون بود که با نگهبانا جنگيد و

منو برد داخل

دروازه رو براي خروج من نگه داشت

الان هم احتمالا…اوو پسر

کلشو با کلم مي پزن و…

و گوشاشو دور سرش مي پيچن و

الي آخر!

همه ايناهم کار فانگه

کارِت درسته فانگ

شما داريد اشتباه مي کنيد

آروم باش دوست من، تصميم گرفتم که از پختن کله تو

کلم دست بکشم

اوو عالي شد، چون من…

کلم تو آب زيادي برات خوبه

اون وسيله ها رو بيارين

بهت اجازه ميدم روش شکنجه رو خودت انتخاب کني

دوست من

از اون يکي خوشم نمياد

نه …نه، برو بعدي

آءء، همين خوبه

انتخاب فوق العاده ايه

اون دقيقا چيکار ميکنه؟

منم طاقت صبر کردن ندارم

صبر کن

يه چيزي رو بايد بدوني

چي رو دوست من؟

اينکه، آءء!

به نظرم فکر ميکردم ميشه اينکارو کرد

خوب ، کجا بوديم؟

صبر کن

از اول، اين فکر من نبود، تقصير…

کروکوديل مرموزي که ازش صحبت ميکني

آره ميدونم، خوب الان دقيقا اون کجاست؟

احتمالا ميليون ها مايل اوونورتره و داره

با يه چتر، نارگيل ميشکونه

لعنت بهش

در حقيقت، من به نارگيل آلرژي دارم

فانگ پو

تو بهم کلک زدي!

من بهت اعتماد کردم

تو هم منو ولم کردي که با اون دستگاه

که يه پر روش بود، بترسم

اصلا خوب نبود

ولي، من برگشتم که نجاتت بدم

تو که نمي توني براي من کاري بکني

باور کن

اگر هم بچه رو پس آورده باشم چي؟

پاپا!

تو خوبي دوست من؟!

بله پاپا

فانگ…

تو بخاطر من برگشتي

البته که اومدم

تو بهم کمک کردي، منم بهت کمک کردم

ما بازنده ها بايد با هم باشيم

آره، اينطوري ميشه پيروز شد

هي هي، اينج رو ببينين

من کسي ام که دنبالشيد

من بودم، نه پو

بزارين بره

دستگيرشون کنيد

صبر کن ببينم، چي؟

من که نگفتم ميخوام وايسم

حالا اون دوتا احمق بهاي کارشونو ميدن

اوو، خداي من!

اين پايين

يالا، بايد بريم بيرون

هي، چه خبر بچه ها!

ها؟

در رو ببنديد

تيرانداز ها، آتش

منجنيق!

واقعا عالي بود دوستان من

ولي اينو نفهميدين که…

دنبال…دنبالمون اومدن؟

فکر نکنم

ما…

موفق شديم

آءء، من بايد برم و به بچه ها بگم چي شد

خوب اگه ميخواي منو بزني يا…،

الان وقتشه

نه، من از اين کارا نميکنم

بچه ها بايد منتظرت بمونن

چون اول بايد ببرمت زندان

چي؟

نه، چرا؟

خوب تو يه بچه رو دزديدي و انداختي گردن من

خوب حرفت درسته

باشه جنگجوي اژدها، بيا منو بگري

کارت عالي بود پو

خيلي ساده اي

خوب چاله، دوباره ديدمت!

متن انگلیسی اپیزود

What’s that, Monkey?

Mantis, shh!

Joy luck buzzer.

[Giggling] I’m going to zap Tigress with it.

Sure, ‘cause…

[Shouting] How could that go wrong?

I know, right?

Tigress, my most trusted and loyal friend.

Joy luck buzzer?

How did you know?

Pfft! Come on, Monkey. What fool would fall for that?

Hey, everybody.

All: Hey!

Hey.

Po, my most trusted and loyal friend.

Monkey!

[Screaming]

Ooh! [Giggling]

My most annoying friend.

Oh, Po, you are so gullible.

You can’t talk to the Dragon Warrior that way, right?

Up high, good sir!

Thanks, Monkey. [Screaming]

Ooh!

[Giggling]

Sorry.

Ha, that’s okay, Monkey. [Screaming]

[All laughing]

Gullible.

Fft! Gullible?

I’m not gullible.

They’re gullible if they think I’m gullible.

Yeah! So there!

Whoa! Wah!

Ugh.

[Groaning]

Great.

Uh, hello?

Anybody hear me?

Well played, hole.

Well played.

[Humming]

Sneak attack! Ah!

[Groaning in pain]

Ugh.

[Grunting]

Oh, come on, you.

I almost got it.

[Groans]

Ooh! Oh, darn.

Ahh!

[Grunts]

Uh, hello?

Anybody there?

Grab ahold of the rope, and I’ll pull you out.

Oh, just a little bit.

[Grunting]

Just keep pulling.

It’s almost there. Oh! I’m stuck on the ridge.

Man, you are not small.

I prefer the term husky capable.

Croc bandit!

Dragon Warrior.

Hu! Hyah!

[Karate sounds]

Whoa!

Oh, guy, what are you doing?

Did I, like, punch you in the face or something?

No. I got you out of a hole.

Yeah, so you could rob me, croc bandit.

Why do people always… [Sigh]

Look, I’m not just a bandit, okay?

I’m also a son, a friend, an amateur arsonist,

and I have an herb garden with, like, stuff in it.

So whoa!

Yeah, you did help me.

Sorry.

Ah, it’s all right. Forget about it.

Hey, name’s Fung.

And you’re welcome, Dragon Warrior.

Thanks, I owe you one.

Trusted a croc bandit?

Uh, yeah.

I mean, I didn’t have much of a choice.

Although, I was this close to outsmarting that hole.

If he showed up here, I’d… [grunts]

Ha! That’s nothing. I’d… [grunts]

What about you, Po?

I’d…

Answer the door.

Brave.

[Gasp] Fung!

Whoa. You live here?

Is your dad, like, rich or something?

There must be, like, 100 bathrooms in here.

I mean, that flooring, that stuff’s not cheap.

It’s like totally custom. Look at that!

Po, who’s there?

Fung, it’s the furious five.

If they find you, you’re dead meat.

[Grunts] Hmm.

What are you doing here?

I need your help.

Help you? I can’t do that.

You’re a bandit. A bad guy.

You know, steal things?

Why in the world would I help you?

You owe me one.

  • But…
  • Hey, your words, guy.

You owe me one.

I mean, unless, like, the Dragon Warrior’s word

doesn’t mean anything.

O… kay. What?

My brother was kidnapped by Jong ngng Jai Kai Chow.

Sung Jong Jai Kai Chow?

Jong Sung Jai Kai Chow.

Sung Jong Jai Kai Chow?

  • Jong Sung…
  • Jai Kai…

Chow. Hmm.

If I don’t rescue him soon, he’s a goner.

Hmm.

It’s true, guy. You gotta believe me!

See… my brother was taking some of his croclets

on a hike in the southern region of the Valley of Peace.

He’s, like, totally into nature and junk.

He must’ve accidentally strayed onto Jong Sung…

  • Jai Kai…
  • Chow’s land because…

Before you know it, his bloodthirsty guards

konked him on the head…

And dragged him off, never to return.

Now do you believe me, guy?

Maybe.

Ugh. Why can’t you ask your gang to help you?

What? Gol.

Come on, face it. They’re nitwits.

I need help. Professional help.

I need Dragon Warrior help.

I don’t know, Fung.

I got nowhere else to go.

My brother…

Is lost and alone and locked up.

And… [cries]

You have to trust me, Po.

I… my brother. He needs you. Please!

Will you help me… Dragon Warrior?

Okay.

I can’t thank you enough for helping me get my brother, Po.

Happy to… oh!

Yeah, I’m happy to… Ah ha ho!

I’m happy to… Arrgh!

I’m happy to help! Oof!

What? Why’d we stop?

What? No… um, no reason.

I was just, you know, getting my bearings and stuff.

And, um, is that north?

You don’t know where we are?

Here, check the map.

This is all of China.

Uh, yeah. My brother’s… In here somewhere.

So… just, you know…

I’m out here risking my neck for you,

and you don’t even know where we’re going!

Wow, this is weird.

I’ve never been the guy yelling at the other guy

after the bad thing happens.

Yeah, well, don’t get use…

“Jong Sung Jai Kai Chow’s land”.

No trespassing.

Anyone caught will have their heads boiled with cabbage

and their earlobes stretched around their heads

“and continued”.

Continued?

Oh! Continued.

“And their earlobes stretched around their heads.

See diagram”.

Eww!

At least we found Jong’s land.

Yes, you did.

Prepare to have your heads boiled with cabbage.

You earlobes… Yeah, we read the sign.

[Sigh] Look!

[Screams]

[All yelling]

Whoa!

Heh!

Ooh.

[Vocalizing]

Hey, feel free to jump in anytime.

But you’re doing really great.

Fung! Look out!

That was, like, awesome, guy.

I knew I couldn’t do this without the Dragon Warrior.

I got your back, Fung.

But when I agreed to help you, I didn’t realize I’d be doing

all the, you know, dangerous stuff.

Gol!

Hey, guy, if you’re not happy with how I’m running things,

maybe you’d like to be in charge.

You know, there’s a lot of pressure being the leader, Po.

You know, because, like, when you lead,

you have to, like, stand in front of everybody and point

with your finger, and it, like…

You really have to… Do things like…

If you point, right?

If you just point at one thing, like, people are looking

straight at you, and you have to make sure

that your pointing is believ…

Listen, it’s just hard, okay?

[Sigh]

Who am I kidding? All I do is make mistakes.

Come on, that’s not true.

It is.

This one time when I was working for my dad,

I accidentally glued a terra cotta warrior to his face,

and now he can only grow a mustache on one side.

I had to become a bandit.

It’s the only thing I’m good at.

So you’re good at it?

Not really. [Groans]

Hey, don’t get so down on yourself.

I mean, look at me. You found me in a hole.

True.

Don’t you hate it when you mess up?

Yeah! And you have spend all your free time trying to fix it.

Yeah! Totally.

And then, like, you have to, like,

bury somebody up to their neck.

Yeah! Or at least clean up the mess.

It’s the same thing.

And me becoming the Dragon Warrior

was all because of my mistakes.

I made so many mistakes that Shifu actually tried

to drum me out of the Jade Palace.

Really?

Yeah.

[Laughs] Loser!

Ha ha, good for nothing.

Dufus.

Lame brain.

  • Dimwit, panda.
  • Moron alligator.

[Laughs]

Crocodile. I’m a crocodile.

Totally different snout.

Oh, okay, I’m sorry.

The palace! We did it!

See? I told you we’d find it.

So, fearless leader, what’s your ingenious plan?

Right, check it out, okay.

First of all,

I distract this guy over here.

Cool! What do I do?

Okay, then you overpower these guards here and here.

After that, you shimmy up this wall,

take out the archers here, here, here, and here.

After you disable the giant crossbow somewhere around here,

you sneak into the palace and open this side door here.

Easy peasy, lemon squeezy, guy.

Yeah.

Exactly what will you be doing while I’m doing all of this, uh,

other stuff?

Um… watching the Master work?

Ha!

[Grunting]

That was, like, truly an incredible display of…

You want the Dragon Warrior? You got the Dragon Warrior.

[Laughs] Whoa.

This is never gonna work.

No one’s gonna believe that I’m a guard and you’re a prisoner.

Not with that attitude.

Make it look good. Hit me or something.

[Smack] Hey, quit hitting me, guard.

Just doing my guard job.

Look, that must be where they’re holding my brother.

‘Sup, guys.

Got a trespasser here, but I was all out of cabbage…

Water… So I brought him here.

You shouldn’t be back here with a prisoner.

Where’s your uniform?

Oh! Ha.

Yeah… I had wee bit of a chafing issue,

so I, uh… [Kung fu shouts]

Teach you to be a fashion critic.

Hand me one of those crates. I’ll sneak my bro out in it.

Your brother’s gonna fit in here?

It’s a… gland thing.

I’ll go in while you keep a lookout.

[Humming]

[Distant scream]

Ooh.

Let’s go!

[Panting]

Which way, this way?

Oof!

Intruders! Close the gate!

[Gate closing]

Ooh! Pardon.

Go, Fung, go! I got it!

Ow!

Tail! Tail!

They’re getting away! After them.

Open the gate.

You and your brother better get outta here, Fung.

I couldn’t have done it without you.

Thanks, Po.

[Sigh] Sure thing, loser.

[Laughs] Sucker.

♪ Dragon Warrior, freeing the croc!♪

♪ He didn’t knock just broke the lock♪

♪ Oh, what a shock to Jong Sung Jai Kai Chow♪

ooh.

What?

Maybe you can shed some light on this.

These guards are from Jong’s palace.

They say you broke in earlier today…

With a… crocodile bandit.

You bet I did, and I’d do it again,

because I’m the Dragon Warrior, free…

Hey.

You’re coming with us for the kidnapping of Jong’s son.

His n? N?

Wait a minute, I wasn’t kidnapping.

I was un-kidnapping Fung’s brother.

Fung has no brother.

The person you snuck out of the palace was Jong’s son.

What?

I’m sorry, Po.

You must go back and face these charges.

But this isn’t right! I…

Noooo!

Where’s my son?

I’d tell you if I knew, but I don’t.

You gotta believe me.

This is all a big misunderstanding.

Good news, my friend.

The cabbage is almost ready.

Great. Serve it up, ‘cause I am star…

Oh.

You mean the cabbage for the head boilage.

Second thought, I’m good.

You dare break into my palace

and steal my son?

But you don’t understand. It wasn’t me.

It was a croc bandit.

Oh, so he overpowered my guards.

Um, no, technically that was me.

Oh, so he defeated my archers and disabled my catapult.

Yeah, also me, but [Sigh].

There was a context. Ha.

Oh, my friend, I saw with my own eyes

you helped your fellow bandit escape with my boy.

I see your point… s.

But I’m the Dragon Warrior.

I wouldn’t knowingly take your son.

Got anyone to back you up on that story?

Well, I… No. Not here.

Fung sorta left me in the lurch.

Yeah, I got no one.

I’m beginning to think you are not my friend, my friend.

Hey! Let me out! It’s bouncy, stop it! Oh!

  • Intruders!
  • What?

Ow!

Hey, quit it. It’s me. Fung.

What’s the matter with… Ow!

Gary!

Uh, sorry.

Got caught up in the moment.

And it’s gah-ri.

[Grunt]

That Jong’s gonna pay a fortune to get his kid back.

[All laughing]

So the Dragon Warrior fell in the hole?

Guys, I mean, it all went down just like I said it would.

And now he’s gonna take the fall for the whole caper.

I heard that Jong’s men arrested him.

They did?

He’s the whole reason I was able to do this.

I mean, he fought off the guards,

he snuck me in.

He held the gate so I could get out,

now he’s probably… Oh, man.

Having his head boiled with cabbage

and earlobes stretched around his head and…

Continued.

And it’s all because of Fung.

Way to go, Fung.

You’re making a mistake.

Relax, my friend, I’ve decided to dispense

with the boiling cabbage water.

Oh, great, ‘cause I…

Cabbage water is too good for you.

Bring in… the devices.

I’ll even let you pick the method of your torture,

my friend.

Uh, not crazy about that one.

Oh, nuh-uh. No, no. Keep it moving.

Uh, that one.

Excellent choice.

Ahh.

What exactly does that thing do?

I can’t wait to find out.

Wait!

There’s something you should know.

What’s that, my friend?

This! Agh!

Man, in my head that was gonna be so much cooler.

Now, where were we?

Wait!

Again, it wasn’t my idea. It was…

This mysterious crocodile bandit you spoke of.

Yes, I know. And where is he now, exactly?

Probably a million miles away, sucking on a coconut

with a little umbrella sticking out of it!

Darn it!

Actually, I’m allergic to coconuts.

  • Fung!
  • Po.

Whoa! You tricked me!

I trusted you.

And you left me to get feather thingy

attached to the scary, weird thinged.

Not cool.

But… I came back to save you.

There’s nothing you can do or say that would make me

believe that.

How ‘bout bringing the kid back?

Papa!

You okay, my friend?

Yes, papa.

Fung…

You came back for me.

Course I did.

You helped me, I help you.

We losers gotta stick together.

Yeah, it’s actually a good way to win.

Hey. Hey, right here.

I’m the guy you’re looking for.

It was me, not Po.

Let him go.

Seize them!

Wait a minute, what?

I didn’t say I was staying.

Now those idiots will pay for what they have done.

[Blowing raspberries]

Whoa!

Oh, God!

Down here.

Come on! We got outta here once.

  • Ah!
  • What’s up, guys?

[Panting]

[Whimpering]

Huh?

Whoa!

Close the gate.

Archers, fire!

Catapult!

[Slow clapping]

Very impressive, my friends.

But what you failed to realize is…

[Both screaming]

Did they… Did they follow us?

I don’t think so.

We… [Wheezing]

We made it.

Uh, I gotta go explain to the guys what happened,

so if you wanna beat me up some more,

now’s the time.

Nah. I think I got that out of my system.

The guys are gonna have to wait.

First, I gotta take you to jail.

What?

Oh, no! Why?

Well, you did sorta take a kid and then try to pin it on me.

Guess you got a point there.

Okay, Dragon Warrior. Come and get me.

[Sigh]

Whoa!

Nice working with you, Po.

Take ‘er easy.

So, hole, we meet again.

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.