owl_be_back

کارتون: سریال پاندای کونگ فوکار / فصل: فصل اول / اپیزود 15

owl_be_back

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح سخت

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این اپیزود را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

ترجمه‌ی اپیزود

افسانه های کونگ فو پاندارو گوش بدید

تو یه مغازه رشته فرنگی بزرگ شد

هیچوقت دنبال افتخار و شهرت نبود

به قله کوه میرفت

و لقب “جنگوی اژدها” رو کسب کرد

کونگ فو پاندا

استاد شیفو شکوفایی جنگو رو دید

و استاد مهارت های بودایی و خارق العاده شد

کونگ فو پاندا

زندگی میکنه تمرین میکنه

با پنج آتشین مبارزه میکنه

از دره محافظت میکنه…

افسانه های کارهای معرکه و شگفت انگیز

عالیه!

پو!

پو، باهام حرف بزن

ها!

آه، پسر، قيافتون ديدني شده

پو

اين فقط يه معني ميده

اسباب بازي “تانگ” تازه به بازار اومده

1001تا چيز خنده دار داره

راکتو شمشير و ترقه و

بزرگترين و جديدترين چيز

خوب،آمم

بايد بکشي–

نه، اينجوري–

صبرکنين، بزارين من–

دستورالعملشو آوردم ولي به چيني ننوشته

بايد بزاريش اين تو–

اوه، بيخيال.

عمرا پرواز کنه

بهش ميگن جنگجوي اژدهاي سِمِج؟

چه بيمزه

ميشه اينو بردارم؟

الان بايد ببرمش بيرون تو باد.

برو بالا بادبادک

برو بالا بادبادي

اووه!

بادبادک، بادبادک بالا!

بالاتر، بادبادک!

اووه، بادبادک، بادبادک، بادبادک، اوه بادبادک، بادبادک!

آوو، باشه!

واوو!

اين..

خيلي..

خيلي

فو..

ق ال..

عاده…

است…

معرکه ست!

واووو!

واوو.

اين تنها راه سفر کردنه

چي؟

مشکل داريم!

وايسين بچه ها!

اومدم

من اينجام!

حرکت!

خوب، کي اينو زد؟

رفيق، رفتي تو ليست من

آءء، کدوم ليست؟

ليست کسايي که بايد نفلشون کنم

واوو!

تو نوکرهاي منو زدي جنگجوي اژدها.

ولي نميتوني “تموتاي-شاه جنگجويان چيدان” رو بزني!

قبلا شکستت دادم

آره ولي من سرما داشتم!

چي؟

واوو!

چجوري انقدر سريعي؟

آءء، نهار کم خوردم!

چي؟

مساوي شديـــــم!

چطوري اونکارو کردي؟

بهش دست هم نزدي

پاندا…

فن “چکش طوفان” رو از کجا ياد گرفتي؟

هميني که تازه زدم؟

آءء، از خودم درآوردم!

فن “چکش طوفان” ، يکي از هفت فن افسانه اييه

که انجامشون غير ممکنه

هيچکي اونو نزده بود تا وقتي که…

که…

خوب، مهم نيست

از کِي؟

ابتکار ماورايي؟

يا هموني که الان زدم؟

فقط دستاتو بزار اينجا

اوه، نه ممنون

شاید بعدا

من، آءء– دستم آسيب ديده

شماها چي؟

هيشکي؟

من بايد برم

امروز زياد خوب نيست

نميخوام

شرمنده، دست ندارم!

باشه

چرا انقدر عجيب شدن؟

ما کاملا طبيعي رفتار ميکنيم

خداحافظ

من تازه 5تا آدم بد رو با يه حرکت غير ممکن، زدم

ولي همه دارن ازم فرار ميکنن

چي شده؟

دير يا زود خودت ميفهمي

دنبالم بيا

وااوو!

اينا کي هستن؟

5جنگجوي آتشين

آءء، نه نيستن

يعني، تو و چندتا ديگه اين

پو،گروه5آتشين، صدها ساله که دارن از دره صلح مراقبت ميکنن

فکر ميکني ببري چند سالشه؟

نميدونم، 40؟!

باشه، کمتر از صده!

پس– پس اين، يه گروه 5 آتشين ديگه است

بله

خوب

ولي اون کيه؟

اون، “فنگ هانگ” هستش

در بين ما بهترين بود

ولي عوض شد

در طي سالها، هميشه براي قدرتمندترين مبارز گروه اتفاق مشابهي ما افتاد

قلبشون سياه ميشد و بدذات ميشدن

در يک کلمه: شيطان ميشدن

پو…

تو از همه قوي تري

واوو، شيفو.

مرسي!

همش کار تو بود…

ها، چي؟

خوب اين يعني، من يه شيطان ميشم

باورم نميشه که

دارم يه شيطان ميشم

من، پو

من که از همه کمتر شيطوني ميکنم

ميمون؟

يه دقيقه صبر کن!

آءء، پو.

بيا تو

ميمون تو که فکر نميکني من دارم تاريک و بدذات ميشم؟

پس قضيه “فنگ هانگ” رو شنيدي؟

تو چي ميدوني؟

خوب گفته شده که “فنگ هانگ” مهارتهاي ويژه اي داشته

که “اوگوي خردمند” پي ميبره و درستش ميکنه

وقتي بهش آموزش داد، اون قوي تر شد…

تا وقتي که قويترين، بين 5آتشين شد

از همون موقع بود که عوض شد

اوگوي” رو به مبارزه طلبيد و اعلام کرد که خودش

استاد “کاخ جيد” خواهد شد

ولي “اوگوي” فکر اينجا رو هم کرده بود

اوگوي يک قفس به شکل اون جغد ساخت

يه قفس به شکل جغد؟

ولي بايد شکستش ميداد تا بتونه اونو بزاره تو قفس

اون حريف “اوگوي” نشد…

ولي تونست فرار کنه

ميگن اون رفته به کوه هاي شمالي

چون از “اوگوي” خيلي ميترسه

و الانم همه فکر ميکنن منم قراره مثل اون بد بشم

اوو،چي؟

نه نه، معلومه نه

احمق نشو

اون قفس براي منه؟

نه

بايد با پو مثل گذشته رفتار کنيد

ازش نترسين.

اون که عوض نشده

هنوز

شيفو؛ من کاملا عوض شدم

دارم يه شيطان ميشم!

کوفته هاي ميمون رو دزديدم!

و لک لک رو زدم

عقب عقبي راه رفتم

تو بازي “ماه-جانگ” تقلب کردم، آخرين دستمال توالت رو برداشتم،

و سر لکلک داد زدم چون دوباره داشت داستانو برام ميگفت

اون يکي راجع به کالسکه و رانندش،

قوري چايي و فلفل هم هست؟

آره،ازش متنفرم

و سه روز تمامه که شلوارمو عوض نکردم!

پو، اينا که تو رو شيطان نميکنه

بايد آروم باشي

چجوري آروم باشم وقتي دارم به يه شيطان زشت تبديل ميشم؟

چطور؟

من “حوضچه انعکاس” “کاخ جيد” رو خراب کردم

صدها ساله که اينجا بوده

درواقع، هزاران ساله!

اگه اين کارا شيطاني نيست، نميدونم به چي ميگن شيطاني

دلم نميخواد کنارش باشم

بوي شيطان ميده

چيز تازه اي نيست!

ببينين، دليلي نداره که اون داره شيطان ميشه

همتون بايد آروم باشين

و از اين ترس بچگانه دست بکشين

هي.

با من کاري نداشته باش، لطفا!

لک لک رو ببر!

مانتيس، من شيطان نشدم.

هنوز

و تصميم گرفتم قبل از اينکه يه شيطان زشت بشم،

دره صلح رو براي ابد ترک کنم

جلومو نگيرينا!

اومم، کسي نميخواد جلومو بگيره؟

رفيقتون پو داره ميره ها

پو؟

آه، پو؟

بابا!

کجا ميري پسرم؟

بابا من– دارم اينجا رو ترک ميکنم

خيلي قدرتمد شدم و دارم يه شيطان ميشم

چي؟

همين الان؟

ولي واسه کارمون خوب نيست

اوه، ولي نميخوام تو بري پسرم

براي سلامتي بقيه، بايد برم

تا کسي آسيب نبينه

دوستت دارم پسر

تو!

حتما “فنگ هانگ” هستي

آره، تو هم 300پوندي(136کيلو)!

نه، حداکثر 290پوند(131کيلو)!

برو داخل

تو،تو، تو از “کاخ جيد” اومدي

از کجا فهميدي؟

بوي اونجا رو حس ميکنم

“چوب صندل”، ايششش!

بايد قبل از اينکه بهشون آسيب بزنم، ترکشون ميکردم

قبل اينکه مثل تو بشم– شيطان

خوب پس تو قدرتمند ترين جنگجوي “کاخ جيد” هستي؟

چجوريه؟

خوبه؟

ابروهام بايد کج بشه و يه خنده ي شيطاني بکنم و سرفه…

آخرشم با يه دروغ تموم کنم؟

به نظر خوبه، ولي نه زياد

چطوره آخرش سرمو هم بتراشم؟!

کي بهت گفت من شيطانم؟

“اوگوي” گفت؟

نه، شيفو گفت

چون، “اوگوي” رفته

چي، چي، چي؟

اوگوي رفته؟

گفتي “اوگوي” رفته؟

آره

بالاخره

بدون “اوگوي” ميتونم شيفو رو شکست بدم و حقم رو بگيرم

و حاکم “کاخ جيد بشم

قويترها حاکم ضعيف تر ها هستن

اونا شکست ميخورن

چه، حرفهاي شيطاني جالبي

منم اينطوري ميشم؟

بله

بله بله بله، ميشي

شيطان براي کسب قدرت، وسوسه ات ميکنه و تو هم مشتاقانه مي پذيري

حالا با من بيا پو

تا به “کاخ جيد” برگرديم و همه کساني که

دوستشون داشتيم رو نابود کنيم

نه.

نه!

من واسه همين ترکشون کردم که آسيبي نبينن

نميتونم بزارم بري

کارت خوبه پاندا

ولي نمي بري

چرا نه؟

چون گولت زدم

تو دنبالم مياي و بهم ملحق ميشي

زودتر از اوني که فکرشو بکني

بايد به “کاخ جيد” برگردم

واقعا، واقعا فکر بيخوديه

ولي تنها چيزيه که دارم

فنگ هانگ

شيفو…

به نظر از ديدنم خوشحال نشدي

البته که شدم

واسه همينم برات عود روشن کردم

خيلي خوب

مشکلي نيست باد!

ميتونم صبر کن…

بیچاره، شيفوي بيچاره

حالا که اوگوي نيست، تو چه شانسي داري؟

ديدار خيلي عاشقانه ايه شيفو

ولي فکر کنم وقتشه خداحافظي کني

آره!

از آسمون اومدم

واقعا معرکه بود!

اووف!

خوب، جنگجوي اژدها

شيطان، قلبتو دزديد

و اومدي که بهم ملحق بشي.

نه، برگشتم تا جلوتو بگيرم

خوب در اين لحظات قبل از شيطان شدنم ميگم:

نه

ميخواي نجاتشون بدي،

کساني رو که نميخواستنت؟

فکر ميکني اهميت ميدن؟

ها!

پسر…

تو خيلي سريعي

ولي ميتوني مثل باد سريع باشي؟

آه!

واوو!

چجوري اينکارو کردي؟

اگه نتوني چيزي رو دفع کني، بايد منحرفش کني

موفق شدم!

خيلي زود ياد ميگيري

با من شو پو

با من شو

خيلي چيزا بهت ياد ميدم

مثلا؟

ميخواي فن “شهاب آتشين” رو ياد بگيري؟

ميشه؟

اگه دارم شيطان ميشم، ميخوام يه شيطان کاردرست بشم

بزار فن “شهاب آتشين” رو ببينم

واوو!

آره!

تو اينکاره اي پو

شيطان بهت چيره شده

به من ملحق شو

من ميتونم هر هفت فن غير ممکن رو بهت ياد بدم

پو، نه!

چي؟

ما از همه قوي تريم

ما بايد حاکم باشيم

و خواهيم شد

پو، اينکارو نکن

خيلي حرف ميزني.

ميدونستي؟

عقلتو از دست دادي؟

نه

تازه به خودم اومدم

حالا، بزار سريع تمومش کنم

نه!

عالي بود

خوب پو، کاراي زيادي داريم که بکنيم

“کاخ جيد” مال ماست

بزودي کسي نميتونه عليه ما…

اووه، نه

نه

واوو، بعد اينهمه سال هنوزم اندازته! هيکلتو خوب حفظ کردي!

تو، تو، تو فقط واسه خاطر اينکه منو اين تو بندازي شيفو رو کشتي؟

ببخشيد

اين اسباب بازيه!

“1001تا حرکت مضحک”

تو زنده اي

من خوشحالم که شما زنده ايد….

قربان!

دارين منو کجا ميفرستين؟

زندان “چور گام”.

نگران نباش

از خونه ي قبليت بهتره!

تموم نشده پو

يه روزي آزاد ميشم و اونوقت من–

هي، هي، من حرفم هنوز تموم نشده

حسابتو ميرسم پاندا

حسابتو ميرسم!

پو

پسرم، برگشتي

خوشحالم که تبديل به شيطان نشدي.

البته هنوز نه!

من شيطان نميشم

جدا؟

از کجا ميدوني؟

تبديل شدن فقط براي قدرتمندترين فرد 5آتشين اتفاق مي افته

من که جزو 5آتشين نيستم، پس…

در واقع حواست بايد به ببري باشه

شنيدم!

آره، هيچ جنگجوي اژدهايي تا حالا شيطان نشده

پس من خلاص شدم

ميخواي اون قفس پاندا رو دور بندازيم؟

هومم…

نه.

بهتره نگهش داريم تا اينکه بعدا پشيمون بشيم

خيلي خوبه

احتمالا بايد وسطشو يه خورده گشاد تر کني!

متن انگلیسی اپیزود

Hear the legends of the Kung Fu Panda

Raised in a noodle shop

Never seeking glory or fame

He climbed the mountaintop

and earned the “Dragon Warrior” name

Kung Fu Panda

Master “Shifu” saw the warrior blossom

And master the skills of Bodacious and Awesome

Kung Fu Panda

He lives, and he trains

And he fights with the Furious Five

Protect the valley

Legends of Awesomeness

Sweet!

Po!

Po, buddy, speak to me.

Ha!

Ah, man, your expressions are priceless.

Po.

This can only mean one thing.

Tang, the toy vendor just came through town.

1,001 hilarious novelties.

I got paddle balls, fake swords and fire poppers,

And this really huge new kite.

Okay, um…

You just pull the–

No, it goes like–

Hang on, let me just–

It came with instructions but they’re not in chinese.

Get it supported in there–

Oh, come on.

That’s never gonna fly.

This is the Dragon Warrior?

So undignified.

Can I borrow that fake doody?

Let’s get this baby out in the wind.

Up, kite.

Up, kite.

Ooh!

Kitey, kitey up!

Up, kitey!

Ooh, kitey, kitty, kitty, oh kitty, kitty!

Whoa, all right!

Whoa!

This…

is…

so…

bo…

da…

cious…

ly…

awesome!

Whoa!

Whoa.

This is the only way to travel.

what?

Trouble!

Hang on, guys!

I’m coming.

I’m here!

Move!

All right, who threw this?

Buddy, you just made my list.

Uh, what list?

My list of people I’m gonna hit really hard.

Whoa!

You have bested my minions, Dragon Warrior.

But you cannot beat Temutai, warrior-king of the Qidan!

I beat you last time.

Yes, but I had a head cold.

What?

Who-a!

How could you be that fast?

Uh, I had a light lunch.

What?

We’ll call it a draw!

How did you do that?

You didn’t even touch him.

Panda…

Where did you learn the “thundering wind hammer”?

That thing I just did?

Uh, I thought I made it up.

The wind hammer is one of the legendary

“seven impossible moves”.

No one has done that since–

since–

well, never mind.

Since what?

The invention of bodacity?

Or did that just happen?

Just looking for a high five here.

Oh, no, thanks.

Maybe later.

I, uh–I hurt my hand.

High five?

Anyone?

I really gotta go.

Uh, today’s bad for me.

I don’t want to.

Sorry, no hands.

Okay…

Why is everyone acting so weird?

Our behavior is entirely within the parameters of normality.

Good-bye.

I just defeated five bad guys with something that’s impossible

and everyone’s running away from me.

What gives?

You’ll have to find out sooner or later.

Come with me.

Whoa!

Who’re all those cool guys?

The Furious Five.

Ah, but it’s not.

I mean it’s you and some guys.

Po, the Furious Five have protected the valley of peace for hundreds of years.

How old do you think, say, Tigress is?

I don’t know, Fourty?

Okay, well, less than 100.

So–so this was another Furious Five!

Yes.

Okay.

But who’s that?

That, is Fenghuang.

She was the greatest fighter of us all.

But she changed.

Over the years, the most powerful of us have all had one thing in common.

They’ve become dark, twisted, villainous.

In a word: Evil.

Po…

you are the most powerful.

Wow, Shifu.

Thanks.

I mean, coming from you, that means–

Wait, what?

So that means, I’m gonna turn evil!

I can’t believe it.

I’m gonna become evil.

Me, Po.

I’m the least evil person I know.

Monkey?

Just a minute!

Uh, Po. Come on in.

Monkey, you don’t think I’m going to become dark, Twisted, and villainous, do you?

Oh, so you heard about Fenghuang?

What do you know?

Well, they say Fenghuang had very special skills

that Oogway recognized and refined.

As he trained her, she just got stronger…

until she was the most powerful of the five.

And that’s when she started to change.

She challenged Oogway to fight, declaring that she

Would be the master of the jade palace.

But Oogway had been expecting this.

He had built an inescapable owl-shaped cage.

An owl-shaped cage?

But, he would have to defeat her to get her into it.

She could not defeat Oogway…

but she could run.

There’s a rumor she’s been up in the northern mountains,

too afraid of Oogway to return.

And now everyone thinks that I’m going to go bad just like she did.

Oh, what?

No, no, of course not.

Oh, don’t be silly.

Is that a panda-shaped cage?

No.

You have to treat Po just as you always have.

Don’t be afraid of him.

He hasn’t changed.

Yet.

Shifu, I’ve totally changed.

I’m turning evil.

I stole Monkey’s dumpling.

Then I smashed into Crane.

Then I lifted with my back instead of my legs.

And then I cheated at mahjong, and I used the last of the toilet paper,

and I yelled at Crane while he was telling that story again.

The one about the rickshaw, driver,

the teapot, and the hot peppers?

Yeah، I hate that one.

And I’ve been wearing these same pants for three days straight.

Po, none of these things make you evil.

You need to relax.

How can I relax when I could become horrible fiend at any moment?

How?

I just killed the Jade Palace reflecting pool.

It’s been here for hundreds of years.

Thousands, actually.

If that isn’t evil, I don’t know what is.

I don’t feel the same around him.

He smells evil.

That’s not new.

Look, there’s no proof he’s turning evil.

You all need to settle down

and stop acting like scared little chickens.

Hey.

Don’t hurt me, please.

Take Crane.

Mantis, I’m not evil.

Yet.

So I’ve decided that before I do become a hideous evil monster,

I will leave the valley of peace forever.

Don’t try to stop me.

Is, uh, anyone gonna try to stop me?

Your buddy, Po, leaving forever.

Po?

Ah, Po?

Dad!

Where’re you going, son?

Dad, I– I have to leave town.

I’m too powerful and I’m going to turn evil.

What?

Right now?

But that could be bad for business.

Oh, but I don’t want you to go, son.

For the safety of everyone, I have to go

Before I hurt anyone.

Love you, son.

You!

You must be Fenghuang.

Yes, and you must be 300 pounds.

No, 290, tops.

Tuck and roll.

You, you, you come to me from the Jade Palace.

How did you know?

I smelled that incense they use.

Sandalwood, yuck!

I had to leave there before I hurt them.

Before I became like you– Evil.

So you are the most powerful warrior in the jade palace?

What’s it like?

Is it tingly?

Are my eyebrows gonna go all pointy, and I’m gonna get some kind of evil laugh that turns into a cough…

and end up in an evil lair?

Kinda like this one but not so smelly.

What if I ended up with a hook and a shaved head?

Who told you I was evil?

Was it Oogway?

No, Shifu told me.

‘cause Oogway’s gone.

What, what, what?

Oogway is gone?

Did you say Oogway is gone?

Yeah.

Finally.

Without Oogway, I can defeat Shifu and assume my rightful

place as a ruler of the Jade Palace.

The strong must rule the weak.

They will fall.

That is, like, classic evil ranting.

Am I going to be doing that?

Yes.

Yes, yes, yes, you will.

Evil will tempt you with her power, and you will gladly except.

Come with me now, Po.

We will return to the Jade Palace and annihilate

everyone that you once loved.

No.

No!

That’s why I left, so I wouldn’t hurt them.

I can’t let you go.

You’re good, panda.

But you can’t win.

Why not?

Because I cheat.

You will come around, panda, and you will join me…

sooner than you think.

I gotta get back to the jade palace.

Oh, that’s really, really un-awesome idea.

And the only one I’ve got.

Fenghuang.

Shifu…

You don’t seem glad to see me.

Of course I am.

I even lit some sandalwood incense.

All right.

No problem, wind.

I can wait all…

Poor, poor Shifu.

If Oogway couldn’t beat me, what chance do you have?

Ah, it’s been a lovely reunion, Shifu.

But I think it’s time to say good-bye.

Yeah!

Bringing it from the sky.

That was awesome!

Oof!

So, Dragon Warrior,

evil has grabbed your heart,

And you’ve come back to join me.

No, I’ve come back to stop you.

So in my last moments of not-yet-evil, I say, “wa-ta!”

No!

You want to save them,

the very people who wanted you gone?

You think they care?

Ha!

Man…

you are fast!

But are you as fast as the wind?

Ah!

Whoa!

How’d you do that?

What you cannot absorb, you deflect.

I did it!

You’re a fast learner.

Give in, Po.

Give in.

Oh, there is a lot I could show you.

Such as?

Want to learn the mongolian fireball?

Do I?

If I’m going evil, might as well be good at it.

Let’s see the fireball.

Whoa!

Yeah!

You’re a natural, Po.

The evil is taking over.

Join me.

I can teach you all of the seven impossible moves.

Po, no!

Huh?

We are the most powerful.

We should rule.

And we will.

Po, don’t do this.

You talk to much.

You know that?

Have you lost your mind?

No.

I came to my senses.

Now, let’s make this quick.

No!

Excellent.

Now, Po, you and I have much to do.

The jade palace is ours.

Soon, no one will be able to stand against–

Oh, no!

No!

Wow, it still fits you perfectly after all these years.

You’ve really kept your figure.

You, you, you, actually took out Shifu just so you could sneak up on me with this?

Sorry.

Tang, the toy vendor.

1,001 hilarious novelties.

You’re alive!

Um, and I’m happy about that…

sir.

So where are you sending me?

Chor Ghom prison.

Don’t worry.

It’s actually nicer than your old place.

This isn’t over, Po.

Someday I’ll get free, and when I do, I–

Hey, hey, I’m still talking here…

I’ll get you, panda!

I’ll get you!

Po!

Son, you’re back.

Glad to see you didn’t turn evil.

Not t, anyway.

I’m not gonna turn evil.

Really?

How do you know?

Turns out it’s only happened to the strongest member of the Furious Five.

I’m not one of the Furious Five, so…

it’s actually Tigress you better keep your eyes on.

I heard that.

Yep, no Dragon Warrior has ever turned evil.

So I’m off the hook.

Do you want me to get rid of that Po-shaped cage?

Hmm…

No.

Better safe than sorry.

So good.

You might want to let it out around the middle a bit though.

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.