jailhouse_panda

کارتون: سریال پاندای کونگ فوکار / فصل: فصل اول / اپیزود 11

jailhouse_panda

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح سخت

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این اپیزود را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

ترجمه‌ی اپیزود

افسانه های کونگ فو پاندارو گوش بدید

تو یه مغازه رشته فرنگی بزرگ شد

هیچوقت دنبال افتخار و شهرت نبود

به قله کوه میرفت

و لقب “جنگوی اژدها” رو کسب کرد

کونگ فو پاندا

استاد شیفو شکوفایی جنگو رو دید

و استاد مهارت های بودایی و خارق العاده شد

کونگ فو پاندا

زندگی میکنه تمرین میکنه

با پنج آتشین مبارزه میکنه

از دره محافظت میکنه…

افسانه های کارهای معرکه و شگفت انگیز

عالیه!

پاندا، ببري رو نديدي؟

خودت اونا رو فرستادي تا چندتا وسيله

واسه روستاي شمالي بگيرن

اوو، درسته، البته

به کار خودت برس

اوه!

“افعي” و “مانتيس” و “ماهيخوار” کجان؟

آءء،تو منطقه راهزن هاي گشت زني ميکنن

و رفتن که بازوبند بخرن

اوه. ميتونم کمکتون کنم استاد شيفو؟

هوم؟ آه، نه

به نظر دستات مشغولن

ولي شايد بتونم کمک کنم…

تا حالا به انعکاس خودت نگاه کردي

و فکر کردي که گوشات چقدر بزرگن؟

نه

چون بعضي وقتا که انعکاس خودمو ميبينم

ميگم “پسر، گوشاي شيفو خيلي بزرگن”!

فقط يه جوک بود

چيزي شده؟

آره پو، يه مشکلي هست

چکش سِري جنگيِ “لِي لانگ” رو که ميدوني؟

اين چکش ديروقتيه که ازش استفاده نشده

فقط با اراده صاحبشه که قدرت وايران کننده اي داره

سالها پيش، “تانگ فو” ي بيرحم و تبه کار،

اون چکش رو دزديد

ما بايد قبل از اينکه همه چيو خراب کنه، جلوشو ميگرفتيم

جنگ بسيار سختي بود ولي 5آتشين اون روز بردن

و “چکش سري جنگي” بار ديگه امن شد

يا فقط فکر کرديم که جاش امنه

اگه جاي تو بودم بهش دست…

آآه! نه شيفو!

تازه فهميدم که اين قلابيه

“تانگ فو” قبل از زنداني شدن اون چکش رو مخفي کرد

اگه بتونه فرار کنه و بدستش بياره،

قسم خورده که “دره صلح” رو نابود ميکنه

چي؟ پس ما بايد چيکار کنيم؟

وقتي که 5تا برگشتن، يکيشونو ميفرستم به زندان تا

جاي دقيق چکش رو پيدا کنن

با قيافه “شنگ” که يک تبهکار فراريه

اون اصلا شبيه هيچکدوم از 5تا نيست

چجوري، ميخواي يه پرنده بزاري رو ببري

يا يه گوش بزرگ بزاري رو مانتيس؟!

اگر مطلع باشي،

با استفاده از اينها

وايي

چشمان جادويي

اينا سنگ تبديل شدن هستن

ميشه تست کنم؟ ميشه تست کنم؟

هومم…باشه

بزارش رو سرت و تمرکز کن

اوو، به نظرم بهت سنگ تقلبي فروختن

تو حوض رو نگاه کن

واوو “شنگ”! خيلي عاليه.

من و بقيه تو رو اين شکلي ميبينن

ميدوني چيه؟

گوشهات اونقدرها هم بزرگ نيستن

عاليه

نياز نيست واسه 5آتشين صبر کني

خودم با سبک “جنگجوي اژدها” ميرم به زندان “چور گام”

پو…تو

توانايي هاي بسياري داري

خوب

ولي ظرافت و تيزبيني و زيرکي جزوشون نيست

متاسفم پو.

خيلي خطرناکه برات

بهتره صبر کنيم تا 5آتشين بيان و اميدوار باشيم

نشونش ميدم

من ظريفم، تيزبينم، زيرکم

و يکي از اينا رو دارم

زنداني جديد

زنداني جديد

زنداني جديد

شرط ميبندم تا حالا يه زنداني مثل من نديدي؟

درسته!

اين خونه بزرگ به يه شهردار نياز داشت

چون من بدترين و تبهکار ترينم

من بدترينِ بدترينهام…

برگردين به سلولتون

آره، نگام کنين

چون من خطرناک ترينم، مگه نه

عرقتو در ميارم!

اوو، شاید بعد از نهار

اون “تانگ فو” بود؟

نه

خوب، من آدم بده ام

واو!

اون چطور؟ نه!

تانگ فو؟

نه!

اين نزديکي هاست يا…

سوال کردن بسه “شنگ”!

ميبرمت پيشش

اووف!

آه!

سلام.

تانگ فو؟

آه، سلام.

من شنگ هستم

دست بده

من دست نميدم

آره، دست دادن مال آدم حسابي هاست، نه؟

فقط يه تست بود

خواستم ببينم مثل خودم بد هستي يا نه

کي از اينهمه خلافکار خوشش

پسر، چشمات خيلي بزرگ ان

چشمام بزرگ نيستن

جمجمه ام کوچيکه

مغزم به سختي اون تو جا شده!

خوب ميدوني، ولي کارش درسته، نه؟

چون اگه کله بزرگي ميداشتي و…

درموردت چيزايي شنيدم شنگ

الان واسه چي اينجايي؟

واسه چي اينجا نباشم، ها؟

ها؟

يه باري داشتم دزدي ميکردم

و يکي بود که ميگفت، نه ازمون دزدي نکن

منم ميگفتم “نه”

حقيقته ها

و يه بار ديگه به يه بشکه تو مغازه حمله کردم

و بشکه رو غلط ميدادم

تبهکاري ميکردم چون من

دروغگو!

ها؟ دروغگو!

چي؟ من؟

نه

شنگ؟

تو شنگ نيستي!

من شنيدم که شنگ استاد دغل بازيه

يه شياد

تو حتي دروغ بلد نيستي بگي

دروغگوي بد بچه ها

هم سلولي داري؟

عاليه

ترجيح ميدم بگم “قاتلها”

فانگ؟

اون تو رو از کجا ميشناسه؟

حتما از افسانه ها!

پسر، چشما رو ببين جدا

چشمم مشکلي نداره!

جمجمه ام مشکل داره!

حالا هم بندازش بيرون

خوب، حالا تو چي هستي بزغاله؟

يه دروغگوي ناشي

يه تبهکار خوب بايد خوب دروغ بگه

و تو دوست بزبزک من، اصلا بلد نيستي

تو ظرافت نداري تيزبيني نداري و–

زيرکي، ميدونم

همون چيزي که شيفو گفت

چي؟ گفتي شيفو؟

من گفتم؟

يعني منظورم اين بود. آره

دقيقا گفتم شيفو

چون يه قراري گذاشتيم آقاي کله کوچيک

وااو! درسته، من شنگ نيستم

من جنگجوي اژدها هستم

همون پانداي چاقالو

و شيفو منو به شکل “شنگ” فرستاد اينجا

تا ازت اطلاعات بگيرم

و اگه اتفاقي برام بيافته

اونا ميان دنبالت

بهش فکر کن چشم وزغي

خوبه، خيلي خوبه

حتما اشتباهي کردم بزغاله

چون دروغ خيلي خوبي بود

شنگ

بزار بره فانگ

چي، جدا؟

و برامون شام بيار

فکر کردم شام مال خودمونه

باشه

سه ماه شده که ديگه واسه

تانگ فو بي استفاده شدم

حساب اون بز رو ميرسم “گا-ري”

حسابشو!

هومم، فکر نکنم!

لعنتي!

شنگ، اون بيرون ميتونم از يکي مثل تو استفاده کنم

اين کاراي احمقانه اي که ميکني

بدون ظرافت و تيزبيني و زيرکي، فوق العاده است

آره، خيلي روش کار کردم

اين، خيلي عجيبه

ببين چي ميگم

وقتي رفتم بيرون، با استفاده از چکش سري “لي لانگ”، هر کسي رو که جلوم بايسته نابود ميکنم

چکش سري، ها؟

فکر فوق العاده اينه

اون چکش رو کجا نگه ميدارن؟

که نياز به تيزبيني و ظرافت و زيرکي داره

اون توي خوب؟

توي…

آها؟

“کوه کوهان شتري” قرار داره

يوهو

يعني، “کوهان شتري”، درسته؟

فکر کنم بايد برم ديدن اون بزغاله کوچيکه

آب زندانش خيلي لکه داره

بزغاله!

زود برگرد

براي؟ براي دسر!

کوهان شتري،کوهان شتري،کوهان شتري

فقط برگرد به حالت اصلي خودت و چکش رو بگير

الان به نظرت چطورم شيفو؟

آه! من ازت برترم بزغاله!

جدا؟

ما غلام هاي “تانگ فو” هستيم

نه تو! ما!

مطمئنم که شماها رو فراموش نکرده

اگه خودتونو درگير اين چيزا کنين

که يه جورايي

يک سنگ تبديلي

چرا اون يه–

اون واقعا جنگجوي اژدهائه

و واقعا جرات داشت که تو چشمام نگاه کرد و اينو بهم گفت

ازش خوشم مياد

خوب، وقتي نگهبانها ببينن که من واقعا کي هستم…

سنگ تبديل کجاست؟

سنگ تبديل!

کجاست؟

بزغاله، برگشتي

آره،يه راهرو بود، خوب…

هي!

تو يه شيادي جنگجوي اژدها

تو يه حقيقت رو بجاي دروغ بهم گفتي

و اگه حقيقت داره، با خودم گفتم چطور ممکنه؟

و گفتم که حتما تو

چي، زيرکم و تيزبينم و ظريفم؟

آره، همش

مرتب بگو ببخشيد

آرهه

تو تنهايي “تانگ فو”

من ميدونم چکش تو “کوه کوهان شتريه”

پس بايد عجله کني

کارات باعث خندم ميشه

چون من بيرونم و تو اون تو

نه زياد

وقتي نگهبانا ببين که من واقعا کي ام…

وقتي که… چند لحظه صبر کن

وقتي که… سنگ تبديل، سنگ تبديل!

کجاست اون…

دنبال اين ميگردي؟

سنگ تبديل من!

از زنداني شدنت لذت ببر بزغاله

يه چيز ديگه

خواستم بگم ممنونم که کم کردي فرار کنم

نه! يکي جلوشو بگيره!

تانگ فو داره فرار ميکنه!

نگهبانها، کمک!

چرا انقدر داد ميزني؟

اون نگهبانه، تانگ فوئه

داره فرار ميکنه

گوش کن بهم

من جنگجوي اژدها هستم

جنگجوي اژدها؟

آره! واقعا هم شبيهشي بزغاله

چه بزغاله اي!

آءء، شيفو حق داشت

دره صلح در خطره و همش تقصير منه

نه!

گوش کن! گوش کن!

بزار بيام بيرون. من جنگجوي اژدها هستم

با يه سنگ، خودمو شکل بز کردم تا با “تانگ فو” دوست بشم تا…

ولي اون سنگو دزديد و فرار کرد

و داره ميره دنبال اون چکش سري

تا دره صلح رو نابود کنه

خیلی –

خيلي خنده داره، نه؟

هي، تانگ فو کجاست؟

تانگ فو فرار کرده!

تانگ فو فرار کرده!

در رو ببنديد!

تانگ فو فرار کرده!

در رو ببنديد!

دارم در رو مي بندم!

چه کار راحتي بود

بزارين بيام بيرون!

فکرشم نکن بزغاله.

ممکنه “تانگ فو” در رفته باشه ولي نميزارم…

اووف!

ببخشيد

اووه!

ببخشيد

ببخشيد

ببخشيد

پسر، اون بزغاله زد تو شکممون

يعني ،اون..خيلي به نظر بيرحم مياد

ولي چشماش، چشماش ميگن آدم خوبيه

از اين ببه بعد بايد به بزغاله خدمت کنيم

میدونی، فقط تا وقتي که “تانگ فو” برگرده

خوب، ولي اگه بزغاله ما رو نخواد چي؟

اينطوري حرف نزن “گا-ري”

فقط هرکاري بهت ميگه بکن!

من دارم ميرم بيرون، کمک ميخوام

باهام هستين؟

بايد بريم اونجا

يه کمک ميکني؟

چي، ها؟

بهت ميگم، نه!

برين سمت در!

ضربه بزن!

دوباره بزن!

بزن!

بزنش، بزنش

بزنش، بزنش ديگه

مواضب تيرانداز ها باشيد!

کدوم تيراندازها؟

لعنت بهش!

فرار کنيد، بدويين!

يه کم يواشتر!

موفق شديم

آره داري بالا مياري؟

نه

شايد!

خوب، الان چي؟

خوب شماها ميتونين برگردين سر کار راهزني تون

منم ميرم سراغ “تانگ فو”

تا دنبال “چکش جنگي سري” “لي لانگ” نره

هي، تو داري ميري دنبال “تانگ فو”؟

آره…

نميزارم اين کارو بکني بزغاله

ما هنوزم طرف تانگ فو هستيم

يه نقاشي يا چيزي براش بکشين!

واسه اين کارا وقت ندارم

کجا نقاشي ميکشن؟

اين چيه؟

يک زنداني از زندان “چور گام” فرار کرده!

به صورت عصبانيش نگاه کن

با اون ابروهاي شيطانيش

يه شيطان رواني، با چشماي زشتش!

چه روز قشنگيه که

دره صلح رو نابود کنم

بزغاله يا بايد بگم، جنگجوي اژدها؟

“تانگ فو” يا بايد بگم…

آه– چکش رو رد کن بياد

تو که فکر نکردي همينطوري ميدمش بهت؟

نه، فکر کنم بايد باهات مبارزه کنم

دست نگهدار!

قهرماناي من!

درست سر وقت اومديد

تا اين جاني خطرناک رو دستگير کنم

از زندان فرار کرده

ببري، خداروشکر که…

اومدي

صبر کن اون “تانگ فو” ئه

اون…

بچه ها، منم، پو!

تو يه ماموريت سِري خستم!

صداش شبيه پوئه

آخرين باري که يادمه، پو يه پاندا بود، نه يه بز

قيافمو عوض کردم!

آه!

اووه!

سنگ تبديل شيفو رو برداشتم.

مثل پو مبارزه ميکنه

تازه کارا خوش شانسن

ها!

صبر کن!

بهتون ثابت ميکنم.

ميمون، تو يه بار پشت خودتو تيغ زدي

ببري، تو تابستون دوسال پيش يه بار گريه کردي

ميمون، بهم گفتي که از “درخت بلوط” ميترسي

ببري، وقتي بگيم “اسلارپ”، عطسه ات ميگيره

ميمون، آهنگاي عاشقانه باعث گريه ات ميگيره

و ببري، وقتي نوجوان بودي،

شيفو کتکت زد

اين واقعا پوئه

اگه انقدر کتکم نزنين،

بايد جلوي “تانگ فو” رو بگيريم تا…

نتونه “چکش جنگي سري” “لي لانگ” رو نگيره

ديگه به اين نيازي نداريم

خوب بچه ها

وقت نمايشه

صبر کن

وقت نياز، ما کنارت هستيم رئيس

ميدوني، چيزي که من ميخوام،

مزاحم هاي کمتره

نزار به زمين بخوره

خوشبختي دوباره بهمون رو کرده بچه ها

دوباره؟ قبلا هم بهمون رو نکرده بودا!

“گا-ري”، ميدوني چيه؟

نه!

سرسختي تو رو تحسين ميکنم

واقعا

ولي من ازت سريعترم

من ازت کوچيکترم

و من ازت کوچيکترم

اينو گفته بودي!

چون که دوبار ازت کوچيکترم!

ها! فقط يه جوک بود!

مراقب باش

چکش ميترکه

حماقتت داره وقتمو هدر ميده

و داره عصبانيم ميکنه

پس حتما از اين بدت مياد

این!

نابودشون کن و تا ابد نوکر من شو

آره!

شنيدي چي گفت! محوِشون کن!

چيکار ميکني کروکوديل کوچولو؟

يه سنگ تبديل!

فکر کردم فقط شيفو اونو داره

البته

شيفو

اين يکي رو ديگه پيش بيني نکردم

واقعا نااميد کننده ام

حداقلش با هميم

خوب تو کل اين مدت يه کروکوديل بودي؟

نه هميشه

بعد از اينکه ديدم سنگ تبديل رو گرفتي و…

تصميم گرفتم بيام دنبالت

حتما فکر کردي همه چي رو خراب مي کنم

نه خوب آره

ولي اشتباه ميکردم

تو رو دست کم گرفته بودم پاندا

بدون تو هيچوقت نميتونستيم جلوي “تانگ فو رو بگيريم

جدا راست ميگي؟ آره

شماها چرا همديگه رو بغل نميکنين؟

مواظبش باش پو

خيالت راحت

ممکنه ظريف و زيرک و تيز نباشم ولي

ولي اصلا…

خنگ نيستم!

متن انگلیسی اپیزود

Hear the legends of the Kung Fu Panda

Raised in a noodle shop

Never seeking glory or fame

He climbed the mountaintop

and earned the “Dragon Warrior” name

Kung Fu Panda

Master “Shifu” saw the warrior blossom

And master the skills of Bodacious and Awesome

Kung Fu Panda

He lives, and he trains

And he fights with the Furious Five

Protect the valley

Legends of Awesomeness

Sweet!

Panda, have you seen tigress?

You sent her and monkey to take supplies

To that village in the north.

Oh, that’s right, of course.

Go back to whatever it is you’re doing.

Ooh!

What about viper, mantis, or crane?

Uh, molting, on bandit patrol,

And shopping for ankle bracelets.

oh.

Something I can do for you, master shifu?

Hmm? Oh, no.

You look like your hands are full.

Uh, but maybe I can help.

You ever look at your reflection

And think that your ears are too big?

No.

Because sometimes I see my reflection

And i think, “man, shifu’s ears are huge”.

Little joke.

Something wrong?

Yes, po, something is very wrong.

You know the sacred war hammer of lei lang?

The hammer has not been used since ancient times.

Its owner wielded devastating power.

Years ago, the merciless villain tong fo

Stole the war hammer.

We had to get it back before he could unleash its destruction.

The battle was fierce, but the furious five won the day.

And the sacred war hammer was safe once more.

Or so we thought.

I wouldn’t touch that if i were–

Ah! Shifu, no!

I just discovered it’s a fake.

Tong fo hid the real hammer before he was sent to prison.

If he should escape and retrieve it,

He’s vowed to decimate the valley of peace.

What? What are we gonna do?

When the five return, I will send one of them into the prison

To learn the location of the hammer,

Disguised as sheng, a fugitive criminal.

Uh, that doesn’t really look like one of the five.

What, are you gonna, like, put a beard on tigress

Or big ears on mantis?

If you must know,

By using one of these.

Whoa!

Magic eggs.

It’s a shift stone.

Ooh, can I try? Can I try?

Hmm…. all right.

Hold it in your hand and concentrate.

Yeah, I think someone sold you a bum shift stone.

Look in the pool.

Whoa, sheng! That is so cool.

This is what you now look like to me and everyone else.

Hey, you know what?

Your ears don’t seem so big now.

Sweet!

We don’t need to wait for the furious five.

I’ll go into chor ghom, all dragon warrior-Style.

Po…you–

You have many good qualities.

Well–

But finesse, subtlety, and cunning aren’t any of them.

I’m sorry, po.

It’s just too dangerous to send you.

We’ll just wait for the five to return and hope.

I’ll show him!

I got finesse, subtlety, cunning…

And one of these.

New prisoner!

New prisoner!

New prisoner!

Bet you never saw a prisoner like me, huh?

Ththat’s right!

The big house has got a new mayor,

‘Cause I’m one bad criminal-Type bad guy!

I’m the baddest of the bad you ever–Wha–

Back in your cells!

Yeah, check me out,

‘Cause i’m all criminal-Esque and whatnot.

I’m gonna make a sweater out of you!

uh, maybe after lunch.

Hey, was that tong fo?

No.

Uh, whatever, I’m still bad.

Whoa!

Was that tong fo? No!

Tong fo?

No!

Is he around here or–

Enough questions, sheng!

I’ve had it with you.

Oof!

Ah!

Hello.

Tong fo?

Uh, hi. I’m, uh, sheng.

Put her there.

I don’t shake hands.

Yeah, handshakes are for law-Abiding chumps, right?

That was a test.

Making sure you’re a bad dude like me

Who enjoys various crimey things that–

Man, your eyes are huge.

My eyes aren’t big.

I have a small skull.

My brain barely fits inside it.

Yeah, well, good thing it does, right?

‘Cause then you’d be all like, exposed brain and all–

I’ve heard stories about you, sheng.

What are you in for now?

what am I not in for, yeah?

Yeah?

Uh, one time I was, like, doing a robbery thing

And there were these guys that were like, “stop robbing us,”

And I was like, “no”.

True story.

And another time I was assaulting and battery-Ing

This tea shop ‘cause that’s how I roll.

Crime doing, ‘cause I’m like–

Liar! Huh?

Liar! What? Me?

No.

Sheng?

You’re not sheng!

I hear sheng’s a master of the head game.

A trickster.

You’re not even a good liar.

Bad, bad liar. Boys.

You’ve got henchmen in your cell?

Cool.

Uh, we prefer the term “associate”.

Fung?

How does he know your name?

Uh, legend, I guess.

Dude, those eyes, seriously.

It’s not my eyes!

It’s my skull!

Now get him out of here.

You know what you are, goat?

You’re a bad liar.

A good criminal needs to be a good liar.

And you, my goaty-Goat friend, are not.

You lack finesse, you lack subtlety, and you lack–

Cunning, I know.

That’s exactly what shifu said.

What? Did you say, “shifu”?

Did I?

Uh, I meant, uh…yes.

Yes, I meant shifu.

‘Cause here’s the deal, mr. Tiny skull.

Whoa!

That’s right, I’m not sheng.

I’m the dragon warrior.

I’m the big ol’ panda.

And shifu snuck me in here disguised as sheng

To get info from you.

And if something happens to me,

They’ll be coming for you.

Try to wrap those googly eyes around that, jack.

Oh, good, very good.

Maybe I had you wrong, goat.

Because that is a very good lie…

Sheng.

Let him go, fung.

What, seriously?

And bring us some dinner.

I-I thought we were having dinner.

Okay.

It’s like three months of sucking up

To tong fo down the drain.

That goat is going down, gah-Ri.

Down!

Mmm, no.

Darn it!

I could use a guy like you on the outside, sheng.

That fake, stupid thing you do

Without finesse, subtlety, or cunning, is brilliant.

Yeah, been working on that for a while.

That feels weird.

Okay, here’s what’s up.

When I get out, I’m going to destroy all who have been against me with the sacred hammer of lei lang.

Sacred hammer, huh?

Uh, that’s a great idea.

“Where would one keep a hammer like that?”

He subtlely asked, all finesse-Y and cunning-Like.

It’s on… Yeah?

It’s on…

Yeah?

Camelback mountain.

Bingo!

I mean, uh, camelback, right.

Well, i think i need to go visit the, uh, little goat’s room.

Too much tainted prison water.

Goat!

Hurry back.

For? For dessert.

camelback, camelback, camelback.

just change back to po and get me a hammer.

How do you like me now, shifu?

Ah!

I’m on to you, goat!

You are?

Yeah, we’re tong fo’s boot-Licking toadies.

Not you! Us!

I’m pretty sure he’s got plenty of boots to lick

If you’re into that sort of thing.

Which sounds like you–

A shift stone.

Why would he have–

He really is the dragon warrior.

And he had the moxie to tell me right to my face.

I love this guy.

Okay, once those guards see who I really am–

Where’s the shift stone?

The shift stone!

Where is it?

Goat, you’re back.

Uh, yeah, there was a line so, uh–

Hey!

You’re a trickster, dragon warrior.

You told me the truth as if it was a lie,

But it was the truth, which made me think, “how?”

And I’d say, “it’s ‘cause you’re–”

What, cunning, subtle, finesse-Y?

Yeah, all those things.

Neat. Excuse me.

Yeah!

you’re all done, tong fo.

I know the hammer’s on camelback mountain,

So you might as well give up.

Your attitude, it amuses me…

Because i’m out here, and you’re in there.

Not for long.

Once the guards see who I really am, I’m–

Once they see– Give me a second here.

Once they– Shift stone, shift stone!

Where is the–

Are you looking for this?

my shift stone!

Enjoy being trapped in prison, goat.

One more thing.

Just wanted to say thanks for helping me escape.

No! Someone stop him!

Tong fo is escaping!

Guards, help!

What’s all the screaming about?

That guard is tong fo.

He’s escaping.

Listen to me.

I’m the dragon warrior.

the dragon warrior?

Right! I can see you doing that.

The super goat.

Aww, shifu was right about me.

The valley of peace is doomed and it’s all my fault.

No!

li-Listen! Listen to this!

Let me out. I’m the dragon warrior.

I used a stone to make me a goat and make friends with tong fo,

But he took the stone and escaped

And he’s going to get the sacred hammer

And destroy the valley of peace.

That’s– That’s hilarious, right?

Hey, where’s tong fo?

Tong fo’s escaped!

Tong fo’s escaped!

Close the gate!

Tong fo’s escaped! Close the gate!

Closing the gate!

Sometimes, it’s too easy.

Let me out!

Not a chance, goat.

Tong fo may be gone, but that don’t make you–

Oof! Sorry.

Ooh! Sorry.

Sorry.

Sorry.

Man, that goat kicked our butts.

I mean, he was all like, brutal and all,

But his eyes, they, like, said, “I care”.

We should totally start sucking up to the goat,

You know, just until tong fo comes back.

Yeah, but what if the goat doesn’t want us?

Don’t even talk like that, gah-Ri!

Just do whatever the goat says!

I’m busting out and I need your help.

You with me?

We got to get up there.

Little help?

Wha–Huh?

I’m gonna have to say, “no”.

Get the door!

Hit it!

Hit it again.

Hit it!

Hit it, hit it, hit it, hit it!

Watch out for the archers!

What archers?

Darn it!

Run, run!

stop running!

We made it.

Yeah. Are you gonna barf?

No.

Maybe.

So, what now?

Well, you guys can get back to bandit-Ing or whatever.

I got to keep tong fo

From the sacred war hammer of lei lang.

you’re going after tong fo?

Uh, yeah.

I can’t let you do that, goat.

Tong fo’s still our guy.

Make him a collage or something.

I don’t have time for this.

We’re making collages?

What’s this?

A prisoner escaped from chor ghom!

Oh, look at this maniac.

That sinister brow.

Those evil, psychotic eyes!

Ahh, such a beautiful day

To destroy the valley of peace.

Goat or should i say dragon warrior?

Tong fo or should I say…

Uh– Hand over the hammer!

You don’t really think I’m gonna do that, do you?

No, I figured we’d have to fight first.

Hold it! My heroes!

You’ve arrived just in time

To help me capture this terrible villain.

He escaped from prison.

Tigress, thank goodness you’re…

Here.

Wait!

That’s tong fo!

He–

Guys, really, I’m po!

I’m on a secret mission!

He does sound like po.

Last time I checked, po was a panda, not a goat.

It’s a disguise! Ah!

Ooh! I took shifu’s shift stone.

He fights like po.

Beginner’s luck. Ha!

Wait! I’ll prove it’s me.

Monkey, you shaved your back once on a dare.

Tigress, you cried once two summers ago.

Monkey, you told me you were afraid of birch trees.

Tigress dry heaves when she hears the word “slurp”.

Monkey, love songs make you cry.

And tigress, when you were a teenager,

You had a crush on shifu.

he really is po!

If you’re done hitting me,

We need to stop tong fo from getting the–

Sacred war hammer of lei lang.

Guess we don’t need this anymore.

Okay, folks.

Time to start the show.

Wait!

We’re here to help you in your time of need, boss.

You know, actually, what I really need

Is not so many interruptions.

Don’t let it hit the ground.

Fortune has smiled on us yet again.

Again? It never smiled on us before.

Gah-Ri, you know what?

No!

I admire your tenacity.

I really do.

But I’m faster than you,

I’m smarter than you,

And I’m smarter than you.

You already said that.

That’s because I’m twice as smart as you.

Ha!

A little joke there.

careful there.

Hammer go boom!

Your tomfoolery is growing tiresome to me

In an irritating sort of way.

Then you’re really gonna hate…

This!

Destroy them and you can be my lackeys forever.

Yes!

You heard the man! Wipe them out!

What are you doing, little croc?

A shift stone!

I thought shifu had all of those.

I do.

Shifu.

This is an eventuality I did not foresee.

I’m very disappointed.

At least we’re together.

So you were a croc the whole time?

Not the whole time.

After I saw you had taken the shift stone,

I decided to go after you.

‘Cause you thought I’d mess everything up.

No. Well, yes.

But I was wrong.

I underestimated you, panda.

Without you, we never would have stopped tong fo.

You mean that? I do.

Why don’t you two just hug already?

Careful with that, po.

Relax.

I may not be all finesse, subtle, and cunning-Ish,

But i’m not…

Stupid.

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.